این نوشتار سعی دارد تا به جاه طلبی های دولت سعودی برای دستیابی به جایگاه قدرت منطقه ای برتر از یک سو و محدودیت های داخلی آن ازسوی دیگر اشاره کند و درنهایت به چشم انداز نقش آفرینی منطقه ای آن بپردازد.

منطقۀ خاورمیانه در سال‌های اخیر شاهد گسترۀ وسیعی از تحولات و دگرگونی‌هاست که نشانگر عبور تدریجی آن از مرحلۀ گذار و تلاش‌های مستمر برای ایجاد نظمی نوین در منطقه است. در این شرایط، منطقه از یک‌ سو شاهد بحران‌ها و منازعات جدی و گسترده‌ای است که ابعاد بین‌المللی نیز یافته است و ازسوی دیگر شاهد رقابت بازیگران منطقه‌ای برای کسب جایگاه بهتر در منطقه است. این نوشتار سعی دارد تا به جاه‌ طلبی‌های دولت سعودی برای دستیابی به جایگاه قدرت منطقه‌ای برتر از یک‌ سو و محدودیت‌های داخلی آن ازسوی دیگر اشاره کند و درنهایت به چشم‌انداز نقش‌آفرینی منطقه‌ای آن بپردازد.

جاه طلبی منطقه ای عربستان سعودی

عربستان سعودی به صورت تاریخی سیاست خارجی محافظه کارانه ای را دنبال کرده است،اما شرایط و تحولات جاری منطقه ای سعودی شده و به خصوص در دوره ملک سلمان در قالب سیاست رادیکال منطقه ای تبلور یافته است. با به قدرت رسیدن ملک سلمان به رغم برخی تاکیدات وی مبنی بر تداوم شیوه پادشاهان گذشته در عرصه سیاست خارجی به تدریج نشانه های نوینی از تغییر در سیاست خارجی این کشور نمودار شد.در حالی که سعودی ها به صورت تاریخی سیاست خارجی محافظه کارانه و مبتنی بر حفظ وضع موجود را دنبال کرده اند، ملک سلمان به اتخاذ رویکردی رادیکال و کنشگرانه در سیاست خارجی مبادرت کرد.

اتخاذ این رویکرد با تغییر دولتمردان قدیمی سیاست خارجی مانند سعود الفصیل و قدرت دادن به نسل سوم خاندان سعود مانند محمد بن نایف و محمد بن سلمان و تکنو کراتهایی مانند عادل بن جبیر همراه و دارای محورهای خاص خود بود.مهمترین محورهای رادیکالیسم منطقه ای نوین عربستان سعودی در سیاست خارجی عبارتند از:ایجاد ائتلاف منطقه ای گسترده در برابر جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر هم افزایی توان کشورهای اهل سنت؛تجمید و تعلیق اختلافات با اغلب بازیگران و جریان های منطقه ای در جهت توسعه ظرفیت های منطقه ای؛تعدیل سیاست های خصمانه گذشته در قبال برخی جریان های اسلام گرای سنی مانند اخوان المسلمین و جذب آنها در محور سنی جدید منطقه ای؛بهره گیری گسترده از توانمندی ها،ابزارها و شیوه های نظامی در جهت تغییر موازنه قدرت در برخی از حوزه های منطقه ای مانند یمن؛ائتلاف سازی های نوین در جهت تغییر معادلات درونی در برخی بحران ها مانند ایجاد محور سه گانه سعودی-قطری –ترکی در بحران سوریه؛گسترش روابط و رایزنی ها با قدرت های بزرگ مانند روسیه و فرانسه و بهره گیری از توان آنها در سطح منطقه.

به صورت خلاصه می توان گفت که رهبران و مدیران جدید سیاست خارجی عربستان سعودی معتقدند که در دوره گذشته تلاش های جدی برای بهره گیری از ظرفیت ها و فرصت های سیاست خارجی برای تحقق اهداف و رفع نگرانی های امنیتی صورت نگرفته است و این موضوع باعث افزایش جدی نقش قدرت منطقه ای ایران در منطقه و در امور کشورهای عربی شده است.لذا در دوره جدید باید در قالبی کنشگرانه از تمامی امکانات بهره گرفته و با کنار نهادن برخی ملاحظات به تامین اهداف سیاست خارجی و رفع دغدغه های امنیت ملی پرداخت.

در واقع در رویکرد جدید با توجه اندک به برخی نقاط ضعف و چالش های درونی و منطقه ای سعودی در پیگیری جاه طلبی های منطقه ای خود با برخی موفقیت ها همراه بوده است،اما به نظر می رسد که محدودیت ها و ناکامی های این کشور در سیاست خارجی نیز در طول ماه های اخیر قابل توجه باشد.بحران یمن وعدم موفقیت سعودی ها در پیشبرد اهداف اعلامی خود در این حوزه اکنون به اصلی ترین بحران و دغدغه برای سعودی ها تبدیل شده است.همچنین اهداف سعودی ها در بحران سوریه با توجه به تحولات اخیر و انعطاف پذیری های بین المللی در برابر دولت سوریه با چالش های مهمی روبه رو است.نکته مهم تر این است که فشارهای بین المللی برعربستان سعودی به خصوص بعد از حوادث پاریس برای تعدیل سیاست حمایت از گروه های افراط گرا و تروریستی به شدت افزایش یافته است.با این حال محدودیت های داخلی سعودی برای پیگیری اهداف منطقه ای نیزمساله ای درخورتوجه است.

نویسنده: دکتر علی اکبر اسدی،کارشناس مسایل خاورمیانه

منبع:همشهری دیپلماتیک،شماره ۸۹،زمستان ۱۳۹۴

هدف پرس شیعه مشارکت در فرایند اطلاع رسانی است.از این رو انتشار این مطلب به معنای تایید محتوای آن نیست.