نگاهی به مواضع عربستان و متحدان عرب آن در شورای همکاری خلیج فارس مبنی بر آشکارکردن روابط خود با اسرائیل این سؤال را مطرح می‌کند که آنان با بی‌شرمی تمام دیگر چه‌کاری را انجام نداده و چه‌حرفی را ناگفته باقی گذاشته‌اند؟

به گزارش پرس شیعه به نقل از روزنامه الثوره، بی‌شرمی عربستان و متحدان عرب آن در علنی کردن روابط با اسرائیل و سپس معرفی حزب‌الله به‌عنوان یک سازمان تروریستی این سؤال را مطرح می‌کند که آنان دیگر برای تکمیل بی‌شرمی‌های خود چه‌کاری را انجام نداده و چه‌حرفی را ناگفته باقی گذاشته‌اند؟

نشست و برخاست سران عرب با خاخام‌ها و مسئولان صهیونیستی

امیر قطر، شاه بحرین، عادل الجبیر وزیر خارجه عربستان و انور عشقی و سایر سیاستمداران عرب خلیج فارس با خاخام‌ها و مسئولان صهیونیستی نشست و برخاست دارند.

البته دیدار عربهای خلیج فارس و صهیونیست‌ها موضوع تازه‌ای نیست بلکه موضوع تازه علنی کردن این روابط و اشاره به این نکته است که رابطه با اسرائیل از دیرباز بین آنان وجود داشته و ادامه خواهد یافت.

در دنیای سیاست نیز تمام شاخص‌های در کشورهای عرب حوزه خلیج فارس و نیز اسرائیل حاکی از مشارکت دو طرف در سطوح مختلف است و این موضوع دیگر به دلیل و شاهد نیازی ندارد.

اعتدال یا انحراف؟

کسانی که حمله اسرائیل به لبنان در سال ۲۰۰۶ را به خاطر دارند نمی‌توانند اصطلاح «محور اعتدال عربی» و یا نشست‌های کاندولیزا رایس با همتایان خلیجی او را فراموش کرده باشند، در نتیجه باید پرسید: آیا این اعتدال است یا نقص و بیماری؟

اینکه عربها با اصرار از اسرائیل درخواست کنند که حزب‌الله را نابود سازد اعتدال است یا کجی و انحراف؟

بار دیگر باید پرسید: عربستان و متحدان عرب آن پس از اعلام حزب‌الله به‌عنوان یک سازمان تروریستی دیگر چه‌کاری است که انجام نداده باشند و چه‌حرفی را نگفته باقی گذاشته‌اند؟

مباهات شاه بحرین به قدرت اسرائیل

جالب اینکه «مارک شنایر» خاخام صهیونیستی نیز آشکارا گفت که دشمنی مشترک بین اسرائیل و عرب‌های خلیج فارس با حزب‌الله باید به‌عنوان فرصتی برای تشکیل هم‌پیمانی بین دو طرف مورد استفاده قرار بگیرد.

این در حالی است که وقتی پادشاه بحرین با صراحت اعلام می‌کند اسرائیل این قدرت را دارد که نه‌تنها از خود بلکه از کشورهای میانه‌روی عرب حمایت کند، باید پرسید: دیگر چه‌چیزی باقی مانده است که آنان در گفتنش تردید داشته باشند؟