آیه مودت می خواهد از اصل رسالت نتیجه حاصل شود و اسلام ظاهرى را که به شهادت شهادتین در بین مردم صورت گرفته، به درجه کمال بر اساس معرفت امام و وصول به درجه توحید برساند.

به گزارش پرس شیعه به نقل از خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه: به مناسبت ایام شهادت حضرت زهرا(س)، بخش دوم خلاصه ای از گفتار هفتم کتاب «تفسیر آیه مودت و نخستین قربانی» اثر علامه محمد حسین حسینی طهرانی تقدیم نظر می گردد؛

آیه مبارکه قرآن قُل لاَآ أَسْـئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلّا الْمَوَدَّهَ فِى الْقُرْبَى دلالت بر این معنى دارد . این آیه می خواهد از راه مودّتِ به ذوى القربى، بشر را در راه أمیرالمؤمنین و صدّیقه کبرى و حسنین علیهم السّلام وارد کند. این آیه می خواهد مردم را با حقائق اسلام آشنا بنماید و بر سرّ نبوّت مطّلع سازد. این آیه می خواهد از اصل رسالت نتیجه حاصل شود و اسلام ظاهرى را که به شهادت شهادتین در بین مردم صورت گرفته ، به درجه کمال بر اساس معرفت امام و وصول به درجه توحید برساند. این آیه می خواهد راه تمام مردم را منحصر به اهل بیت رحمت کند و آنان را از این مَنهل سیراب گرداند. این آیه می خواهد مردم را در این صراط که نزدیکترین راه است به سوى سعادت مطلقه و کوتاه‏ترین مسیر است به هدف اصلى، رهبرى نماید.

و حقّاً چقدر این معنى بزرگ و پر ارج است که مزد رسالت شمرده شده است. هیچ حکمى در قرآن مجید به اندازه این حکم، داراى این درجه از اعتبار نیست .

مسلمانی که بدون مودت ائمّه طاهرین علیهم السلام باشد رابطه اش با نبوت قطع می گردد

اگر مسلمانى به هریک از گناهان دست زند باز اصل و ریشه اسلام او باقی است و روابط قلبیّه او با نبوّت گسیخته و یکباره گسسته نشده است، ولى مسلمانى که بدون مودّت ائمّه طاهرین باشد و در راه و طریق آنها وارد نشود و از مزایاى روحى و اخلاقى آنان بر اساس ولایت آنها استفاده نکند، رابطه‏اش با نبوّت مقطوع می گردد؛ چنین کسى اسلامش بلاعقب و نابسامان خواهد بود .

چنین أفرادى در زمان رسول الله بواسطه نورانیّت و حرارت معنوى آن حضرت تا اندازه‏اى خود را در پرتو آن نور قرار داده و به آن منبع حرارت نزدیک کرده‏اند ، ولى بعداً در محیط تاریک و سرد ، فسرده شده و به حالت قهقرى به جاهلیّت دوران گذشته رجوع نموده‏اند .

وَ مَا مُحَمَّدٌ إِلّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِین مَاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ وَمَن یَنقَلِبْ عَلَى عَقِبَیْهِ فَلَن یَضُرَّ اللَهَ شَیْئًا وَ سَیَجْزِى اللَهُ الشَّـاکِرِینَ. (۴)

« و نیست محمّد مگر فرستاده خدا که قبل از او نیز فرستادگانى آمده و رفته‏اند. آیا اگر او بمیرد یا کشته شود ، شما به همان افکار دوران جاهلیّت رجوع مى‏کنید؟ کسى که به دو پاشنه پاى خود از عقب به قهقرى واژگون گردد به خود صدمه وارد آورده است و به خدا ضررى نرسانیده است ، و خداوند سپاسگزاران را ( که به جلو حرکت کنند و در راه و روش رسول الله سیر کنند ) جزاى نیک خواهد داد.»

این آیه راجع به کسانى است که پس از رحلت رسول خدا به دنبال افکار نفسانى خود رفته و نداى « کَفانا کتابُ الله » را در داده و خود را نیازمند به خاندان علم و طهارت ندیدند و به دنباله مسیر نبوّت در طریق ولایت قدمى نگذاردند ، و لذا در همان افکار جاهلى خود باقیمانده و در همان جا دفن شده‏اند.

سر تاکید زیاد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر مودت اهل بیت علیهم السلام

بارى ، شاید نتیجه مودّت به اهل بیت که تا این درجه مورد اهمّیّت قرار گرفته و مزد و پاداش نبوّت و زحمات طاقت فرساى نبىّ أکرم واقع شده است، در زمان خود رسول الله واضح نبوده، و چه بسا بسیارى در شگفت بوده‏اند که مودّت به اهل بیت چه حکمتى را در بردارد که در مقابل زحمات رسول الله قرار گرفته است و چه بسا در بسیارى از نوشتجات اهل تسنّن نیز ملاحظه می شود که آنها هنوز هم در این شگفت باقى بوده و نتوانسته ‏اند مطلب را حل کنند.

ولى پیغمبر أکرم که پدر معنوى امّت است با وجوب مودّت ذوى القربى خواسته است امّت را در راه صفا و محبّت قرار دهد؛ چون با نور الهى که فَکَشَفْنَا عَنکَ غِطَآءَکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِید (۵)« ما پرده را از جلوى چشم تو برداشتیم و دیدگان تو امروز بسیار تیزبین شده است» حقائق امور و طهارت ائمّه طاهرین بر آن حضرت مکشوف بوده و با چشم دل تمام آنان را در راه و روش خود مشاهده مى‏نموده است.

کلام محی الدین بن العربی در تفسیر آیه مودت

در تفسیر منسوب به محیى الدّین ابن العربى در ذیل آیه مودّت می گوید: ثمره و نتیجه مودّت راجع به خود مردم است ؛ چون مودّت سبب نجات است ، به علّت آنکه مودّت با اهل بیت موجب نزدیکى و تناسب با آنان در افق روحانیّت است که بالنّتیجه مستلزم با اجتماع آنان در حشر خواهد بود ، کما آنکه پیغمبر أکرم علیه الصّلوه و السّلام فرموده است : الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَب. «انسان با محبوب خود معیّت و همبستگى دارد.»

کسی که روحش نورانی باشد امکان ندارد اهل بیت را دوست نداشته باشد

بنابراین نتیجه مودّت با اهل بیت چون راجع به خود امّت است، در حقیقت أجرى براى پیغمبر نخواهد بود و ممکن نیست کسى که روح او تاریک و ظلمانى بوده و از مرتبه اهل بیت دور باشد آنها را واقعاً دوست داشته باشد، کما آنکه ممکن نیست که کسى روح او نورانى باشد و خدا را به حقّ المعرفه شناخته و دوست داشته و به مقام توحید نائل آمده باشد، ولیکن ائمّه اهل بیت را دوست نداشته باشد.

و سرّ این مطلب آن است که آنها اهل بیت نبوّت و معدن ولایت و فتوّت هستند، آنها در عنایت اوّلیّه حضرت بارى تعالى، محبوب ذات اقدس او شده‏ اند و در محلّ أعلى و حرم قدس به دست حضرت ذوالجلال تربیت یافته‏اند، پس دوست ندارد آنها را مگر کسى که خدا و رسول خدا را دوست داشته باشد، و خدا و رسول خدا نیز او را دوست داشته باشند.

و اگر به فرض ائمّه اهل بیت در بدایت امر که همان عالم مشیّت الهى است محبوب ذات احدیّت نبوده باشند، هیچ گاه رسول خدا آنها را دوست نمى‏داشت؛ چون محبّت رسول خدا عین محبّت خداست در عالم تفصیل و کثرت، بعد از آنکه عین محبّت خداست درعالم جمع و وحدت .

سپس می گوید: مراد از قُربى در آیه شریفه همان چهار نفرى هستند که در حدیث نبوى ذکر شده است. چون از آن حضرت سؤال نمودند: یا رسول الله ! أقرباى شما که مودّت آنان بر ما واجب شده چه کسانند ؟ فرمود :عَلِىٌّ وَ فَاطِمَهُ وَ الحَسَنُ وَ الحُسَیْنُ وَ أَبْنَآؤُهُمَا؛ على و فاطمه و حسنین و پسران آن دو . » ـ انتهى کلام محیى الدّین. (۶)

روحیه رأفت و بزرگواری در موالیان ائمّه و روحیه خشونت در مخالفان آنها مشهود است

و شاید روى همین زمینه محبّت و خلوص و ارتباط معنوى با ارواح ائمّه طاهرین باشد که در شیعیان و مُوالیان آنها رأفت و عطوفت و سماحت بیشتر است، و در مخالفین آنها خشونت و قساوت بیشتر.

ابن أبى‏الحدید می گوید : و قد بَقىَ هذا الخُلقُ متوارثًا مُتناقلاً فى مُحبّیه و أولیآئِهِ إلى الأَنَ ، کَمَا بقِىَ الجَفآءُ و الخُشونهُ و الوُعُورَهُ فِى الْجانبِ الأَخَر . و مَنْ لَهُ أدْنَى مَعرفهٍ بأخْلاقِ النَّاسِ و عَوآئِدِهم یَعرِفُ ذلک ؛ و این خُلق کریم در بین محبّان و دوستان أمیرالمؤمنین تا بحال به نحو توارث انتقال یافته است، همچنانکه جفاء و خشونت و سنگین دلى در طرف دیگر به نحو توارث منتقل شده است. و کسى که کوچکترین معرفتى به اخلاق مردم و نتیجه برخورد آنان با یکدیگر در ابراز صفات روحى داشته باشد، این مطلب را خوب دریافت مى‏نماید. »(۷)

حدیث امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه مودت و توصیه به دعوت جوانان اهل سنت به ولایت ائمّه علیهم السلام

بر همین اساس است که حضرت صادق علیه السّلام توصیه مى‏کنند که جوانان اهل سنّت را به ولایت ما دعوت کنید؛ چون روح آنها هنوز به شقاوت سخت نشده و بیشتر مائل به حرکت بسوى خیر خواهند بود.

از محمّد بن یعقوب کلینى با إسناد متّصل خود از إسمعیل بن عبد الخالق روایت شده است که میگوید : سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ یَقُولُ لابى جَعْفَرٍ الاحْوَلِ وَ أَنَا أَسْمَعُ فَقَالَ: أَتَیْتَ الْبَصْرَهَ ؟ قَالَ: نَعَمْ ! فَقَالَ: کَیْفَ رَأَیْتَ مُسَارَعَهَ النَّاسِ إلَى هَذا الامْرِ وَ دُخُولِهِم فِیهِ؟ فَقَالَ: وَ اللَهِ إنَّهُمْ لَقلِیلٌ وَ قَدْ فَعَلُوا وَ إنَّ ذلِکَ لَقلِیلٌ ! فَقَالَ: عَلَیْکَ بِالاحْدَاثِ فَإنَّهُمْ أَسْرَعُ إلَى کُلِّ خَیْرٍ .

ثُمَّ قَالَ: مَا یَقُولُ أَهْلُ الْبَصْرَهِ فِى هَذِهِ الایَهِ: قُل لاَ أَسْـئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلّا الْمَوَدَّهَ فِى القُرْبَى ؟ قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاکَ ! إنَّهُمْ یَقُولُونَ: لاِقَارِبِ رَسُولِ اللَهِ صلَّى اللَهُ عَلَیْهِ وَ ءَالِهِ . فَقَالَ : کَذَبُوا، إنَّما نَزَلَتْ فِینَا خَآصَّهً؛ فِى أَهْلِ الْبَیْتِ، فِى عَلِىٍّ وَ فَاطِمَهَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ، أَصْحَابِ الْکِسَآءِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ (۸)

« من در حضور حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام بودم که آن حضرت با أبوجعفر أحول تکلّم مى‏نمود و من مى‏شنیدم . آن حضرت به أبوجعفر فرمود: آیا به بصره رفتى؟ عرض کرد: آرى! حضرت فرمود: سرعت مردم بصره را در رجوع به ولایت اهل بیت چگونه یافتى؟ عرض کرد: سوگند به خدا که این دسته از مردم در بصره بسیار کم هستند؛ جمعى در ولایت اهل بیت داخل شده ‏اند ولى بسیار کمند. حضرت فرمود: اى أبوجعفر ! جوانان را به این امر دعوت کن چون سرعت آنها در پیمودن راه خیر بیشتر است .

سپس فرمود: اهل بصره درباره آیه مودّت فى القربى چه می گویند؟ عرض کردم: فدایت شوم! آنها می گویند: مراد از فى القربى أقرباى رسول الله است . حضرت فرمود : دروغ مى‏گویند، این آیه فقط درباره ما نازل شده است ؛ این آیه درباره اهل بیت ، درباره علىّ و فاطمه و حسن و حسین ، اصحاب کساء علیهم السّلام وارد شده است .»

گفتار حضرت امام رضا علیه السلام درباره آیه اصطفاء و آیه مودت

و نیز ابن بابویه قمّى با إسناد متّصل خود از رَیّان بن الصّلت روایت می کند که: چون مأمون حضرت علىّ بن موسى الرّضا علیه السّلام را به مَرو آورد و در مجلس مأمون جماعت کثیرى از علماءِ عراق مجتمع بودند ، حضرت رضا علیه السّلام آیات اصطفاء را قرائت کردند، تا آنکه آیه ششم از مورد کلام خود را آیه مودّت فى القربى قرار داده و پس از شرح و تفصیلى فرمودند :

وَ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللَهُ عَلَیْهِ وَ ءَالِهِ فَرَضَ اللَهُ عَزَّوَجَلَّ مَوَدَّهَ قَرَابَتِهِ عَلَى أُمَّتِهِ وَ أَمَرَهُ أَنْ یَجْعَلَ أَجْرَهُ فِیهِمْ لِیَوَدُّوهُ فِى قَرَابَتِهِ لِمَعْرِفَهِ فَضْلِهِمُ الَّذِى أَوْجَبَ اللَهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُمْ ، فَإنَّ الْمَوَدَّهَ إنَّمَا تَکُونُ عَلَى قَدْرِ مَعْرِفَهِ الْفَضْلِ . فَلَمَّا أَوْجَبَ اللَهُ ذَلِکَ ثَقُلَ لِثِقْلِ وُجُوبِ الطَّاعَهِ فَأَخَذَ بِهَا قَوْمٌ أَخَذَ اللَهُ مِیثَاقَهُمْ عَلَى الْوَفَآءِ وَ عَانَدَ أَهْلُ الشِّقَاقِ وَ النِّفَاقِ وَ أَلْحَدُوا فِى ذَلِکَ فَصَرَفُوهُ عَنْ حَدِّهِ الَّذِى قَدْ حَدَّهُ اللَهُ ، فَقَالُوا : الْقَرَابَهُ هُمُ الْعَرَبُ کُلُّهَا وَ أهْلُ دَعْوَتِهِ .

فَعَلَى أَىِّ الْحَالَیْنِ کَانَ ، فَقَدْ عَلِمْنَا أَنَّ الْمَوَدَّهَ هِىَ لِلْقَرَابَهِ فَأَقْرَبُهُمْ مِنَ النَّبِىِّ صَلَّى اللَهُ عَلَیْهِ وَ ءَالِهِ أَوْلاَهُمْ بِالْمَوَدَّهِ ؛ کُلَّمَا قَرُبَتِ الْقَرَابَهُ کَانَتِ الْمَوَدَّهُ عَلَى قَدْرِهَا . وَ مَا أَنْصَفُوا نَبِىَّ اللَهِ فِى حِیَاطَتِهِ وَ رَأْفَتِهِ وَ مَا مَنَّ اللَهُ بِهِ عَلَى أُمَّتِهِ بِمَا تَعْجَزُ الالْسُنُ عَنْ وَصْفِ الشُّکْرِ عَلَیْهِ أن یُؤَدُّوهُ فِى قَرَابَتِهِ وَ ذُرِّیَّتِهِ وَ أنْ یَجْعَلُوهُمْ فِیهِمْ بِمَنْزِلَهِ الْعَیْنِ مِنَ الرَّأْسِ حِفْظًا لِرَسُولِ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَیهِ وَ الِهِ وَ حُبًّا لَهُم. (۹)

حضرت رضا علیه السّلام فرمود: «و امّا در باره محمّد صلّى الله علیه و آله و سلّم، خداوند عزّ و جل محبّت و مودّت اهل‏بیتش را بر امّتش واجب نمود و خداوند به رسول خود امر نمود که اجر خود را در مودّت امّت به اهل‏بیتش قرار دهد، تا آنکه امّت بواسطه شناختن اهل‏بیت، آنها را دوست داشته و دائماً به نسبت مستقیم معرفت به آنها درجه حبّ و دوستى بالا رود؛ چون مودّت طبعاً به مقدار معرفت فضل و درجه آنها خواهد بود.

همینکه خداوند مودّت اهل بیت را در قرآن مجید واجب شمرد، بر گروهى این معنى سنگین آمد، چون اطاعت از اهل بیت براى آنان سنگین بود. جماعتى از صحابه این امر را پذیرفتند، این جماعت کسانى بودند که عهد خدا را در وفاى به آن نشکستند و وفادار بودند. ولى اهل نفاق و دشمنى ، ولایت أئمّه را نپذیرفتند و آن را از مجراى خود منحرف نمودند و از آن حدّى که خدا معیّن نموده بود برگردانیدند و گفتند که : مقصود از قُربى تمام قریش و جماعت عرب است ، و مراد تمام أفرادى هستند که مسلمان شده و دعوت آن حضرت را پذیرفته‏اند؛ تمام آنها ذوى القرباى حضرت رسول الله هستند .»

پس حضرت رضا می فرماید : « اگر به فرض این معنى هم صحیح باشد ، لکن چون میدانیم که مودّت تابع قرابت است ، بنابراین نزدیکترین افراد به رسول خدا سزاوارتر به مودّت خواهد بود ، و هر چه قرابت بیشتر باشد به همان میزان باید مودّت بیشتر باشد . لکن آنها با رسول خدا از در انصاف نیامدند و حقّ پیغمبر را درباره ذرّیّه‏اش بجاى نیاوردند ؛ آن حقّى که خداى بر امّت رسول الله منّت گذارده و به عنوان مزد رسالت از آنها خواسته است ، آن حقّى که زبانها از أداى شکرانه او عاجز است .

آنان این حق را أدا نکردند ، در حالیکه سزاوار بود بعد از این خطاب إلهى اهل ‏بیت رسول خدا را همچون چشمان خود حفظ نموده ، آنان را از هر گزندى محفوظ بدارند ، به جهت حفظ مقام رسول خدا و به جهت محبّت به رسول خدا .»

سید قطب آیه مودت را به مودت عامه نسبت به قریش تفسیر می کند

عجیب است که هنوز بعضى از اهل تسنّن از آن مرام خود دست بر نمى‏دارند و براى منحرف نمودن امّت رسول خدا از اهل بیت عصمت بسیار پافشارى مى‏کنند. سیّد قطب میگوید : معنى آیه شریفه این است که : من از شما هیچ مزدى طلب نمى‏کنم الاّ آنکه مودّت من به أقرباى خودم که قریش هستند مرا وادار به تبلیغ نموده است ؛ چون تمام قبائل قریش با رسول الله علاقه خویشاوندى داشتند . و سپس می گوید: این معنى در بسیارى از تعبیرات قرآنى در محل هاى خود براى من ظهور میکند!

سپس می گوید: در اینجا نیز از « صحیح بخارى » روایتى وارد است که : طاووس از ابن عبّاس روایت می کند که: چون از او از تفسیر آیه : إلاَّ الْمَوَدَّهَ فِى الْقُرْبَى سؤال کردند، سعید بن جُبیر پاسخ داد که: مراد از نزدیکان آل محمّدند. ابن عبّاس در جواب سعید گفت که: عجله نمودى در بیان معنى آیه، چون هیچ طائفه‏اى از قریش نیست مگر آنکه با پیغمبر رابطه خویشاوندى دارند؛ لکن مراد از آیه این نیست بلکه مراد از آیه آن است که من از شما مزدى نمى‏خواهم مگر آنکه رعایت قرابتى که بین من و شماست بنمائید .

و بنابراین معنى چنین می شود که به جهت مراعات حقّ قرابت، مرا آزار نرسانید و حرف مرا گوش کنید و در مقابل هدایت من نرمى پیش گیرید؛ این فقط مزد من است، من مزد دیگرى نمى‏خواهم. سپس می گوید : تأویل ابن عبّاس گرچه از تفسیر ابن جبیر به حقیقت نزدیکتر است ولیکن من همیشه آن معنائى را که خود نمودم به واقع نزدیکتر مى‏یابم! (۱۰)

رد تفسیر سید قطب

ولیکن این کلام اصلاً صحیح نیست ، زیرا اوّلاً : سابقاً ذکر کردیم که این معنى خلاف ظاهر است و به هیچ عنوان نمى‏توان بدون دلیل و قرینه قطعیّه‏اى آن را پذیرفت .

ثانیاً: عجیب است که با این همه روایات مستفیضه که از اهل تسنّن در کتابهاى خود راجع به مودّت اهل بیت چه در مقام تفسیر آیه و چه در غیر آن نقل کردیم ، ایشان فقط این روایت را انتخاب نموده و ذکر مى‏کنند که مراد از فى القربى جمیع طوائف قریش‏اند نه خصوص اهل بیت .

و ثالثاً : این روایت ابن عبّاس معارض با روایات دیگرى است که از او نقل شده و در آنها جدّاً ذوى القربى را منحصر به ائمّه اهل بیت شمرده است. و ما در طىّ بحثهاى سابق از کتب و روایات اهل سنّت روایاتى را از ابن عبّاس در این زمینه نقل کردیم. (۱۱)

مرحوم سیّد شرف الدّین می گوید : کسى که این قول را به ابن عبّاس نسبت داده و به روایت صحیح بخارى در ذیل تفسیر آیه مودّت اعتماد کرده، اشتباه کرده است. چون بخارى این حدیث را از محمّد بن بشّار و محمّد بن جعفر روایت کرده و هر دوى آنها به اجماع امامیّه از روات ضعیفند، کما آنکه یحیى بن معین در کتاب میزان الاعتدال بر ضعف محمّد بن بشّار بلکه بر کذب او تصریح کرده است. چگونه ابن عبّاس چنین کلامى گفته، با آنکه أحادیث بسیارى از طرق صحیح در تفسیر قربى به علىّ و فاطمه و فرزندان آن دو وارد شده و نیز حَسَنه را به مودّت آنان تفسیر نموده‏اند؟ (۱۲)

به هر حال باید دانست که مظلومیّت اهل بیت تا چه درجه‏اى است که بعد از هزار و سیصد سال که تفسیرى نوشته میشود، باز بر همان مسلک بوده و حاضر نمى‏شوند قدمى در راه ولایت جلو گذارند .

**************

۴. سوره ال عمران آیه ۱۴۴ ،

۵. سوره ق قسمتى از آیه ۲۲ ،

۶. تفسیر محیى الدّین، ج ۲ ، ص ۴۳۲

۷. شرح نهج البلاغه، ج ۱ ، ص ۲۶

۸. تفسیر برهان، ج ۴ ، ص ۸۱۵

۹.همان، ص ۸۱۸

۱۰. فى ظلال القرءَان، ج ۷ ، سوره الشّورى ، ص ۳۱

۱۱. همان ص ۸۵ و ص ۸۷

۱۲. « الفصول المهمّه، ص ۲۲۴