عاملی، استاد دانشگاه گفت: بی اعتمادی ملی خطر خیلی بزرگی است. وقتی شما مدام در عرصه رسانه ای می گویید مثلا ۳ هزار میلیارد اختلاس شد، ۵ هزار میلیارد اختلاس شد، این بی اعتمادی ملی ایجاد می کند.

به گزارش پرس شیعه به نقل از پایگاه اطلاع رسانی شورای عالی انقلاب فرهنگی، تبلیغات در عصر رسانه‌های اجتماعی دچار تغییرات مفهومی و ماهوی بسیاری شده است که شناخت این ماهیت جدید می‌تواند آسیب‌های مترتب بر تبلیغات در فضای مجازی را بر فرهنگ جامعه به حداقل برساند.

گفت‌وگویی با حجت الاسلام و المسلمین سید سعیدرضا عاملی رئیس دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، عضو حقیقی شورای عالی فضای مجازی و استاد گروه ارتباطات دانشکده علوم اجتماعی انجام داده‌ایم تا با فرهنگ تبلیغات در فضای مجازی و آسیب‌های مترتب بر آن بیشتر آشنا شویم:

*با توجه به شرایط و ابزارهای جدید اطلاع رسانی و رسانه ای که در فضای مجازی بوجود آمده است؛ این ابزارها با تبلیغات شان برای ما چه فرصت ها و تهدیداتی دارند و اساسا تبلیغات در این رسانه های جدید چه تغییر مفهومی پیدا کرده است؟

ظرفیت ها و چالش های فضای مجازی به تفاوت هایی که فضای مجازی با فضای فیزیکی دارد برمی گردد. فضای فیزیکی یک فضای شیئی و برخوردار از ارتباطات چهره به چهره، مکان محور و در بستر زمانی است که موضوع گذشته و حال و آینده است. در حالی که فضای مجازی فضایی است که در مقابل ماهیت شیئی فضای فیزیکی، ماهیت عددی دارد لذا یک محیط دیجیتال است در مقابل یک محیط آنالوگ. در واقع فضای مجازی یک فضای منعطف برای هر نوع تغییر در بستر جهانی است. فضایی فرامکان است. فضایی است که در بستر مبتنی بر زمان مجازی است. زمان مجازی تفاوت های زیادی با زمان فیزیکی دارد. زمان فیزیکی بر مبنای فاصله، حرکت و سرعت تبیین می شود. اساسا محیط مجازی محیطی است که فاصله در آن حذف شده است بنابراین حرکت و سرعت در آن محیط بی معناست. لذا مقولاتی مانند Omnipresence یا وجود همه جا حاضر، در محیط مجازی کاملا معنادار است.

طبیعتا این محیط چالش هایی نیز دارد چون همانطور که می تواند خدمات مثبت را به صورت فراگیر ارائه بدهد می تواند امکانات فساد را نیز به صورت فراگیر در معرض بگذارد. به هم ریختگی فرهنگی یکی از پیامدهای این محیط است چون ادغام فرهنگی ایجاد می کند و تعامل فرهنگی گسترده بین فرهنگ های نامتجانس بوجود می آورد.

راه حلی که برای مواجهه با چالش های فضای مجازی وجود دارد، تقویت سواد اینترنتی است. مقام معظم رهبری نیز در حکم دومی که به اعضای شورای عالی دادند، یکی از ده محوری که بر آن تاکید کردند بحث سواد اینترنتی بود. سواد اینترنتی بحث سه مرحله ای دارد؛ یک بحث آن دانش است. اینکه فرد دانش پیدا کند و آدرس های محیط و قابلیت های آن را بشناسد. آموزش فضای مجازی می تواند در محیط بازی های اینترنتی نیز صورت گیرد. با وجود فضای مجازی، بازی دیگر بازی نیست بلکه تبدیل به یک صنعت بسیار جدی در عرصه جهانی شده است که خیلی از مسائل را از طریق بازی ها حل می کنند. جنبه سرگرمی آن یکی از ابعاد و البته بعد فراگیر آن است اما آن جنبه های آموزش و بهداشت و درمان که از طریق بازی تامین می کنند یک حوزه بسیار مهمی برای بازی است. بنابراین یک بحث ما در سواد اینترنتی دانش است.

بحث دوم مهارت است. ما باید از دبستان شروع کنیم و مهارت های لازمی که برای استفاده از این محیط لازم است را یاد بدهیم. این یک واقعیتی است که محیط مجازی بخش بزرگی از زندگی ما شده است و اگر ما این بخش بزرگ را جدی نگیریم و نظام آموزش و پرورش، آموزش عالی و نظام فرهنگی ما وارد این حوزه نشود، تنها آسیب های آن گریبان گیر ما می‌شود.

سطح سوم سواد اینترنتی، تقویت نگرش انتقادی جهت تامین امنیت دینی، فرهنگی و اجتماعی است. اینکه فرد بداند که چه چیزی را استفاده کند و چه چیزی را استفاده نکند. یک نگاه تحلیل گر نسبت به محیط مجازی داشته باشد. در مورد فیلترینگ، تقریبا می شود گفت همه کشورهای دنیا فیلترینگ را دارند. حتی نظر سنجی هایی که انجام می شود، وقتی در اروپا و آمریکا از مردم سوال می شود که آیا باید محیط مجازی رها شده باشد و یا مدیریت شده باشد و برخی امور آن فیلتر شود، بالای ۷۰ درصد موافق فیلتر و حتی با تعبیر سانسور هستند (به گزارش های پیو در این خصوص مراجعه کنید). اما بحث این است که ما باید همراه با سیاست های کنترلی که داریم، سیاست دانشی و سیاست تقویت سواد اینترنتی داشته باشیم. باید به فرد آموزش بدهیم که چه چیزی را استفاده بکند و از چه چیزی استفاده نکند.

از سوی دیگر خلاقیت با رویکرد تامین محیط سالم و پاک یک راه حل دیگر برای برخوردار از فضای سالم مجازی است. من عمیقا معتقد هستم که ما در جمهوری اسلامی ایران با دغدغه اسلامی، جامعه سالم و سعادتمند نیازمند خلاقیت در محیط مجازی هستیم. خلاقیت های نرم افزاری می توانند این فضای مثبت را برای ما تامین بکنند.

*بنا به گفته شما، در فضای مجازی می توانیم متمایل به بی نهایت، مصرف داشته باشیم بنابراین این فضا ذاتا فضایی مصرف گرایانه است. در این فضای مصرف گرایی، تبلیغات نقش خیلی مهمی دارد. چون تبلیغات می خواهد شما را به مصرف یک خدمات، کالا و هر چیز دیگری ترغیب کند. سوال من این است که تبلیغات در این فضای مجازی چه کاربردی دارد؟ وقتی ما بی نهایت مصرف داریم، تبلیغات نیاز است و می بینیم که فضای مجازی سرشار از تبلیغات است.

همانطور که عرض کردم یکی از قابلیت های مهم فضای مجازی این است که یک آگهی تبلیغاتی را می تواند در دسترس همگان قرار دهد. نه فقط در دسترس بلکه می تواند داده های خودش را در فایل های شخصی شما پرتاب بکند. در انگلیسی تعبیر به Pop -up می کنند. این Pop- up شدن تبلیغات در محیط های شخصی امری است که شما اختیار نکرده‌اید، جستجو هم نکرده اید اما رسانه های تبلیغاتی این را در محیطی که شما در آن قرار دارید، می فرستند. تبلیغات در محیط مجازی پیچیده تر از تبلیغات در محیط فیزیکی است. تبلیغات در محیط فیزیکی، تابلوهای تبلیغاتی در سطح شهر یا روزنامه ها است. اینها همه فیزیکی هستند و در معرض دید یک گروه خاصی قرار می گیرند اما تبلیغات در محیط مجازی سطح بسیار گسترده تری دارد. پیوستن صنعت داده کاوی «Data Mining» به فضای مجازی عرصه مهمتری را برای تبلیغات فراهم می کند. صنعت داده کاوی دقیقا متوجه می شود که شما چه می خواهید و آگهی تبلیغاتی را برای شما می فرستد که دقیقا مورد نیاز شما است. از داده کاوی های مبتنی بر “روان شناسی نیاز” استفاده می کنند. مثلا اینکه می دانند همه انسان ها نسبت به اجناس خاص علاقه دارند یا آگهی های خاص برایشان اهمیت دارد.

در حال حاضر به نظر من، ما نیازمند قوانین و مقرارات هستیم. بر مبنای قوانین و مقررات باید جرایمی را تعیین کنیم برای آگهی هایی که جنبه حرام دارند که این آگهی ها را کنترل کنیم. همانطور که شما می دانید جرم سه جزء دارد. جزء اول آن قانون است. اگر قانون نداشته باشیم اساسا نمی توانیم جرم را تعریف بکنیم بنابراین در مورد آگهی هایی که جنبه فاسد دارند، نیازمند قوانین و مقرراتی هستیم. در مورد رسانه ها نیز به این امر نیاز داریم. متاسفانه امروزه برای رسانه های ما کدهای اخلاقی تعریف نشده است و لذا هر خبرگزاری، هر روزنامه ای هر مطلبی که دوست دارد می گذارد. البته افراد می توانند شکایت کنند و دادخواستی نسبت به آن جرمی که اتفاق افتاده، تعریف کنند. اما سوال این است که آیا اگر کسی یک خبر فاسد، غلط و خبری که منتهی به ریختن آبروی کسی شود را در یک روزنامه چاپ کند که در تیراژ ۱۰۰۰ نسخه چاپ می شود، از همان سطح جرمی برخوردار است که این اقدام در فضای مجازی و با میلیون ها کاربر فعال که امکان باز فرصت پیام را دارد؟ طبیعتا به لحاظ تاثیر مادی و روانی که این نوع جرائم می گذارند، متناسب با آن قانون باید جرم بیشتری را برای آن تعریف کرد.

*با توجه به اینکه شما عضو شورای عالی فضای مجازی هم هستید، آیا در اسناد بالادستی مانند نقشه مهندسی فرهنگی کشور یا اسناد فضای مجازی، این قوانین و پیش بینی ها توسط قانون گذار انجام شده است؟ سوال من به صورت خاص این است که ما باید چه کنیم تا بتوانیم جامعه و حریم خصوصی افراد را محافظت کنیم.

ما یک قانون مصوبه مجلس در سال ۱۳۸۸ داریم که تحت عنوان قانون جرائم رایانه ای است که در ۵۶ ماده تصویب شده است و از شمول خوبی برخوردار است. یک قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲ در مجلس شورای اسلامی داریم که بسیار از ابعاد مربوط به جرائم مالی در فضای مجازی در آن تدوین شده است. اما فضای مجازی یک محیط ادامه دار و پیشرونده و به طور مستمر نیازمند تولید قوانین جدید است. زندگی ما به یک فضای دومی منتقل شده است که در برخی از عرصه ها ۱۰۰ درصد فرایندهای مالی، اداری و زندگی ما را در بر گرفته است. حوزه نفوذ فضای مجازی در ایران ضعیف تر است اما مثلا در کشوری مانند کره جنوبی که آن قدر حوزه خدمات مجازی اش را گسترش داده است که شهروندان آن اصلا نیازی به دوائر دولتی ندارند و مراجعه حضوری را صفر کرده، نیازمند قوانین بیشتری است. مثلا هک کردن محیط های مجازی، اطلاعات شخصی افراد، منابع مالی افراد و… جرم هستند و نیاز به قانون دارند. یا مثلا هکتیویسم یک تظاهرات مجازی سیاسی بر علیه نهادهای مختلف، خصوصی یا دولتی، است. آیا ما برای هکتیویسم قانونی داریم؟ گول زدن و فریب دادن در فضای مجازی نیازمند قوانین است. عرض من این است که متناسب با توسعه این محیط، قانون تاسیس نشده است و شورای عالی فضای مجازی هنوز به صورت جدی وارد حوزه تقنین نشده است. این یکی از ضعف های شورای عالی فضای مجازی است که بعد از گذشت نزدیک به سه سال و نیم از حکم مقام معظم رهبری اقدام تقنینی متناسبی انجام نشده است و بعضا در اصل اختیار تقنین برای شورایعالی فضای مجازی تشکیک می شود.

*شما به موضوع تلاش برای جذب آدم ها و حفظ آنها به عنوان بخشی اثرات منفی فضای مجازی، اشاره داشتید. لطفا در مورد اینکه چه راهکارهایی داریم که جامعه مان را از تبلیغات نامطلوب و غیر فرهنگی و اثرات مضر فضای مجازی مصون داریم، توضیحاتی بفرمایید؟

به نظرم در دو سه سطح می شود در مدیریت آگهی های تبلیغاتی قدم برداشت. اولین سطح آن شان اثباتی است. یعنی ما ظرفیت های تبلیغات سالم را فراهم بکنیم. ما چند پرتال در ایران داریم که بتواند انیمیشن های تبلیغات سالم را تعریف بکند؟ اساسا به لحاظ ارزش های اسلامی چقدر تعریف کرده ایم که چه تبلیغاتی مفید و سالم و صالح و چه تبلیغاتی ناسالم و منشا فساد هستند؟ خب ما نیاز داریم که این جنبه اثباتی ماجرا را تامین بکنیم.

در سطح بعدی باید سواد را در این حوزه تقویت کنیم. اگر ما اخلاق را تبدیل به اخلاق حرفه ای کردیم، کدهای اخلاقی برای آن تعریف کردیم و حوزه مسئولیت اجتماعی تبلیغات CSR را تبیین کردیم، این به معنای این است که شما اخلاق و مسئولیت اجتماعی را در حوزه تبلیغات و آگهی ها به یک الزام تبدیل می کنید که اگر فرد به آن الزام عمل نکند شما امکان این را دارید که بر علیه او ادعای جرم کنید و این ادعای جرم می تواند همراه با جرائم سنگین مالی و یا حتی منجر به انداختن فرد به زندان و جزای کیفری شود. لذا اخلاق را نباید در سطح توسعه در محیط اجتماعی خطرزا رهایش کرد بلکه باید اخلاق را به کدهای حرفه ای تبدیل کرد.

*گاهی اوقات حتی با نمایش برخی تبلیغات قبح گناه را می شکنیم. شاید این دادگاه اختلاس که مرتبا اخبار آن مخابره می شود، نمونه خوبی برای این موضوع باشد.

بله. بعد هم بی اعتمادی ملی ایجاد کرده است. این خطر خیلی بزرگی است. وقتی شما مدام در عرصه رسانه ای می گویید مثلا ۳ هزار میلیارد اختلاس شد، ۵ هزار میلیارد اختلاس شد، این بی اعتمادی ملی ایجاد می کند. در عرصه بازنمایی، ما یک بازنمایی داریم و یک نمایندگی. نمایندگی چیز خطرناکی است. اگر یک تصویر بدی از یک روحانی در محیط مجازی بگذارید، اگر در عرصه عمومی بگویند که این روحانی مساوی همه روحانیت است، این یعنی نمایندگی ایجاد کردن. در اسلام هراسی هم دقیقا با این مساله مواجه هستیم که رسانه های غربی صحنه آلوده ی خشن را به نمایش می گذارند و بعد به مسلمانان نسبت می دهند. از همه مهمتر آن معادله “بن لادن مساوی است با تمام مسلمانان” را بوجود می آورند.

در مجموع، به باور من، اگر ما در شرایطی که فرهنگ ها در همدیگر تنیده اند و بسیاری از دسترسی ها جهانی شده و همینطور شکل پیام هم جهانی شده است نتوانیم در جامعه مدیریت اخلاقی انجام دهیم، واقعا عرصه ملی از دستمان خارج خواهد شد و دچار یک بحران اجتماعی می شویم.