میرزاحسین نوری در مستدرک‌الوسائل، عبدالظیم حسنی را به امانت و راستگویی و درستکاری می‌شناسد و اهل زهد و عبادت می‌داند و از قول امام هادی(ع) پاداش زیارت او را بهشت می‌داند.

پرس شیعه، گروه دین و اندیشه: حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)، یکی از شخصیت های بزرگ علمی، عملی و جهادی است که تاکنون آن گونه که شایسته است، شناخته نشده است. حضرت عبدالعظیم (ع) از این موهبت و نعمت ارزشمند الهی برخوردار بودند، که نسب ایشان با چهار واسطه به امام حسن مجتبی (ع) می رسد.

هرچند حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) همانند بسیاری از فرزندان سادات حسنی در مقابل حکام ظالم عصر خود به قیام مسلحانه و مبارزه نظامی دست نزد، امّا از طریق فعالیت های فرهنگی و روشنگرانه جلوی بسیاری از توطئه های آنان را می گرفت. وی در این شیوه مبارزه به تحکیم جایگاه امامان معصوم و افشای ستم غاصبان حکومت اسلامی می پرداخت و در سخت ترین اوضاع به گسترش معارف اسلامی و نشر معارف اهل بیت مشغول بود.

 میرزاحسین نوری در مستدرک‌الوسائل وی را به امانت و راستگویی و درستکاری می‌شناسد و اهل زهد و عبادت می‌داند و از قول امام هادی(ع) پاداش زیارت او را بهشت می‌داند

 میرزاحسین نوری در مستدرک‌الوسائل وی را به امانت و راستگویی و درستکاری می‌شناسد و اهل زهد و عبادت می‌داند و از قول امام هادی(ع) پاداش زیارت او را بهشت می‌داند.

شیخ عبدالله ممقانی در مورد عبدالعظیم حسنی می نویسد: «علت عدم تصریح محدثان و فقها به توثیق ایشان، جلالت و بزرگواری‌اش بوده؛ زیرا مقام ایشان والاتر از ثقه می‌باشد.» برقی که از روات مشهور شیعه است، نیز در مورد او می گوید: «کان مرضیا» و این جمله حاکی از عظمت و بزرگواری و موقعیت عظیم او در نزد مشایخ اجازه است.

آیت الله جوادی آملی در مورد عظمت و بزرگی عبدالعظیم حسنی می گوید: حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) که معاصر امام هادی (ع) بود، مهمترین مطالب اعتقادی و ایمانی خود را به محضر امام زمان خود عرضه داشت و خدمت امام هادی (ع) عرض کرد من عقایدم را به حضور شما گزارش می کنم تا اگر کاستی در آنها وجود دارد مرا راهنمایی کنید که آن حضرت پس از شنیدن عقاید حضرت عبدالعظیم(ع)، ضمن معرفی امامان بعد از خود، عقاید وی را تایید کرد و فرمود دین تو دینی است بر حق لذا بر آن ثابت بمان. این حدیث نشان می دهد انسان باید همواره عقیده خود را بر کتاب و سنت الهی یعنی بر ثقلین عرضه کند تا نواقص و زواید اعتقادی هر کس برای خودش آشکار شود.

وی با بیان روایتی دیگر از امام هادی (ع) می گوید: حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)  از امام هادی (ع) نقل می کند که ایشان فرمود هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناخته باشد به مرگ جاهلیت مرده است، این حدیث علاوه بر تاکید بر این نکته که هر کس موظف است امام زمان خود را بشناسد نشان می دهد که جاهلیت مرگ به جاهلیت حیات وابسته است.

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)  از امام هادی (ع) نقل می کند که ایشان فرمود هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناخته باشد به مرگ جاهلیت مرده است، این حدیث علاوه بر تاکید بر این نکته که هر کس موظف است امام زمان خود را بشناسد نشان می دهد که جاهلیت مرگ به جاهلیت حیات وابسته است

وی ادامه می دهد: اگر زندگی انسان زندگی جاهلی باشد، مرگ او نیز مرگ جاهلی خواهد بود و اگر زندگی انسان زندگی عقلانی باشد مرگ او نیز مرگ عقلانی خواهد بود؛ چرا که مرگ عصاره زندگی است و انسان در هنگام مرگ عصاره زندگی خود را می چشد؛ اگر شجره حیات ما، شجره طیبه بود طعم شیرین ثمره آن را در هنگام مرگ خواهیم چشید و از این روست که کلینی نقل می کند هیچ لذتی برای انسان مومن شیرین تر از لذت مرگ نیست.

آیت الله جوادی آملی توصیه امام هادی (ع) به حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) را مورد اشاره قرار داده و می گوید: عبدالعظیم حسنی(ع) از امام هادی (ع) نقل می کند که یاد و نام ائمه اطهار (ع) در لحظه ای که جان در حال خارج شدن از بدن است به فریاد انسان می رسد؛ لذا انسان تا می تواند باید اسم این ذوات قدسی را تکرار کند و با آنها مانوس شود.

حجت الاسلام ناصر نیز با اشاره شخصیت عبدالعظیم حسنی می گوید: عبدالعظیم الحسنی(ع) در زمان نحله‌های فکری و افکار غلط چون وجود شبهات در موضوع امامت، قضا و قدر، حضور فرقه زیدیه که جامعه را به انحراف می‌کشاند زندگی می‌کردند، باید گفت عبدالعظیم حسنی یکی از دغدغه‌های اصلی‌شان برطرف کردن شبهات زمان‌شان بود.

رفیعی تاکید کرد: با کمی مراجعه به احادیث این سید بزرگوار متوجه می‌شویم که بیش از نیمی از احادیث ایشان در مورد موضوعات اعتقادی و نیمی دیگر مربوط به مضوعات امامت است، موضوعی که امروزه کمتر به آن توجه می‌شود رجوع به امام یا عالم دینی است.

وی افزود: شاه عبدالعظیم الحسنی(ع) در رابطه با موضوع دینداری در مقابل امام هادی(ع) زانو زدند و گفتند ای امام آیا دین من درست است یا خیر؟، این امر کاملا نشان می‌دهد که  موضوع اعتقادات بسیار مهم است.

وی بیان کرد: شاه عبدالعظیم حسنی(ع) همیشه دغدغه دینداری داشتند اما آنچه در دینداری ابتدا باید انجام داد «فهم دین» است، بدین معنا که مطالعه در رابطه با دین و شناخت آن مهم است.

آیت الله قرهی در پاسخ به این سوال که چرا حضرت عبدالعظیم حسنی، محور امام‌زادگان ری قرار گرفت؟ می گوید: یکی از نکات عبد خدا، عرضه عمل خود، به حجّت خدا و در زمان غیبت، عرضه اعمال به اولیاء خداست که این عمل من است، چه کنم؟ این نکته خیلی مهمّی است.

وی می گوید: حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) وقتی غریق رحمت الهی شد، گفت من را جایی دفن کنید که کنار حضرت حمزه بن موسی الکاظم است؛ یعنی اوّل حضرت حمزه محور بود و در آن­جا قبرهایی از مؤمنین بود و حضرت عبدالعظیم حسنی هم فرمود من را کنار قبر این مرد الهی دفن کنید. امّا حضرت عبدالعظیم مقامی پیدا کرد که با این که قبر شریف ایشان با حضرت حمزه بن موسی الکاظم و قبر شریف طاهر بن زین العابدین در یک جاست امّا محور، حضرت عبدالعظیم حسنی قرار گرفت؛ چون معصوم(ع) امضاء کرد که «من زار عبد العظیم الحسنی بری کمن زار الحسین ع بکربلا».

حضرت عبدالعظیم حسنی، سه امام همام را دیده است و به هر کدام هم عرضه اعمال داشته است. در یکی از منابع می‌خواندم «فی کل سنه» یعنی در هر سال عرضه اعمال می‌داشت که یک موقع در دینش انحراف نیاید

آیت الله قرهی معتقد است: حضرت عبدالعظیم بین شیعیان، به خصوص شیعیان اثنی‌عشری خوب شناخته شده است و از اقصی نقاط عالم برای زیارتشان می‌آیند. هرکه از پاکستان، هند، عراق به ایران بیاید، وقتی برای زیارت حضرت معصومه(س) می‌آید، بر خود فرض می‌داند که به زیارت ایشان هم برود.

وی می گوید: لذا شیعه‌ها هم خودشان را مکلّف می‌دانند که وقتی زیارت حضرت معصومه(س)می‌آیند، به زیارت ایشان هم بیایند. شاید شما هم هندی‌ها و پاکستانی‌ها را دیده باشید، به خصوص این‌ها تابستان یک مواقعی می‌آیند. حتّی با اتوبوس‌های مخصوص خودشان که گل‌کاری و … هم هست می‌آیند. من این را بارها دیدم. همه جا می‌گردند و زیارت می‌کنند.

وی ادامه می دهد: امّا چرا حضرت عبدالعظیم محور قرار گرفت؟ می‌گویند: یک دلیلش عرضه مطالبش به امام است. حضرت عبدالعظیم حسنی، سه امام همام را دیده است و به هر کدام هم عرضه اعمال داشته است. در یکی از منابع می‌خواندم «فی کل سنه» یعنی در هر سال عرضه اعمال می‌داشت که یک موقع در دینش انحراف نیاید. به تعبیر امروزی‌ها جریان انحرافی به وجود نیاید. خودش را با امامش تطبیق دهد که نه جلو بیافتد، نه عقب.