استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبائی در نشست بررسی کابینه دوازدهم با بیان اینکه کابینه دولت ها با پشتوانه فکری شکل نمی گیرند، گفت: تحقق دموکراسی، بیشتر وابسته به نهادهای غیرقدرت است تا قدرت.

به گزارش پرس شیعه، به همت موسسه فرهنگی اجتماعی حرکت رشد و اعتدال (حرا) نشست بررسی کابینه دوازدهم با حضور دکتر شهرام محمدنژاد، دبیر کل مؤسسه حرا، دکتر قاسم پورحسن، استاد دانشگاه علامه طباطبایی و عضو شورای مرکزی موسسه حرا، دکتر امیر دبیری مهر، مدرس و پژوهشگر علوم سیاسی و از اعضای شورای جوانان موسسه حرا ، ۱۹ اردیبهشت ماه در دفتر حرا برگزار شد که در ادامه گزارشی از این نشست در پی می آید:

در ابتدای این نشست محمدنژاد، طی سخنانی گفت: در این جلسه می خواهیم صحبت هایی در باب انتخاب کابینه انجام دهیم و بتوانیم در این حوزه هم نقش سازنده فکری داشته باشیم.

قاسم پورحسن در این نشست گفت: فکر می کنم سه نکته مهم را در نشست امروز می توان مورد توجه قرار داد: نکته اول این است که ما پیش از شکل گیری کابینه یا دولت، نهادها، موسسات، دانشگاه ها و نخبگانی را نداریم که نشست های اندیشه ای و علمی در نقد کارنامه دولت قبل تشکیل دهند و دیدگاهی ارائه کنند که بسان دستورالعملی برای کار در دولت آینده باشد. در بسیاری از کشورها پیش از شکل گیری دولت یا کابینه، نهادهای مدنی، موسسات و دانشگاه ها دیدگاه های مختلفی را در موافقت یا مخالفت با وزیری که احتمال می رود روی کار بیاید، ابراز می کنند. این نکته مهمی است که در جامعه ما متاسفانه احزاب سیاسی، آن هم از باب معرفی دوستان و همکاران خودشان به عنوان وزرا و مسئول در این زمینه پیشگام شده اند. ما نهاد یا موسسه علمی ای نداریم که از دولت طلب کنند که برنامه های بنیادین را مورد توجه قرار دهند و بر اساس آن کابینه را انتخاب کنند. این ایراد اول جامعه ماست که هنوز این وضعیت در آن شکل نگرفته است.

وی افزود: فعالیت و همیت مؤسسه حرا می تواند از این حیث یک اقدامی خوبی باشد به اینکه نهادهای مدنی اساسی، دانشگاهی و نخبگان مشارکت کنند تا کابینه منطبق بر نیازهای چهار سال آینده کشور باشد. نکته دوم این است که چرا تاکنون نخبگان و نهادهای مدنی ما نقش پیشرویی در شکل گیری دولت ها و کابینه ها نداشته اند؟ چرا بعد از انتخابات تقریبا رئیس جمهور همه کاره است به همراه مشورت های غیر علمی و درون حزبی با احزاب؟ یعنی اینکه الان اگر مثلا ما بخواهیم در مورد وزارت علوم بگوییم که چه کسانی سهیم هستند، چرا اساتید و دانشگاهیان سهیم نیستند؟

وی با انتقاد از اینکه چرا دانشجویان مثلا در جلسه ای بیان نمی کنند که اینها، ویژگی های وزیر علوم مطلوب است؟ اظهارداشت: تصور من این است که این گام های نخستین است. این گام های نخستین می تواند کمک کند در اینکه دولت های آینده دولت های مقتدری باشند و مبتنی بر اندیشه های علمی و رهیافت های اندیشه ای باشند و در چارچوب موازینی که بر اساس اسناد تدوین می شود، دست به گزینش و انتخاب بزنند. نگاه های محدود حزبی و درون حزبی را کاملا کنار بگذارند و فقط بر اساس کارآمدی فرد برای تحقق آن اسناد و اهداف معرفی بشوند. این نشست می تواند گام اولیه ای باشد. می توان اساتید دیگری را هم به این نشست ها دعوت کرد تا وزارتخانه های مهم را مورد نقد و بررسی قرار دهند.

تحقق دموکراسی، وابسته به نهادهای غیرقدرت است

این استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی تصریح کرد: نکته سوم این است که اساسا تحقق دموکراسی، بیشتر وابسته به نهادهای غیرقدرت است تا قدرت. کسانی که در رأس قدرت هستند توان اندیشیدن ندارند. به این دلیل که یک اصل بنیادین وجود دارد که فکر می کنم از زمان ارسطو تا کنون هست: پشتوانه فکری و اندیشه ای برای عمل، حوزه نظر است، یعنی اگر ما تقسیم کنیم که دو نیرو وجود دارد: نیروی آمله و نیروی عمّاله یعنی نیروی فکر و اجرا، خب نیروی فکر است که در اجرا باید ابتدا تزریق جدی داشته باشد و بر اساس آن دست به عمل زد. در جامعه ما کابینه هیچ گاه بر اساس اندیشه و پشتوانه فکری جامعه به وجود نیامده است، یعنی این مهم است که تمامی برنامه ریزی های استراتژیک جلوی چشم قرار گیرد و متفکران روی آن بحث کنند و بر آن اساس اقدامات صورت گیرد. این نگاه پیشرو است، یعنی نگاهی که می گوید آموزش و پرورش ما باید در برنامه ریزی بیست ساله به اینجا برسد و بر این اساس معلوم است که چه کسانی می توانند متولی این حوزه شوند. به هر حال تلقی من این است که ما فکر می‌کنیم که دموکراسی یعنی کسب قدرت. در حالی که دموکراسی به مثابه رویکردی است که برآمده از خرد جمعی است و باید از حیث اندیشه هم منبعث از عقل جمعی جامعه باشد از جمله در مورد شکل گیری کابینه.

در ادامه این نشستT امیر دبیری مهر گفت: من فکر می کنم برای آنکه بحثمان مفید و جذاب باشد، باید نگاه دیگر و متفاوتی به بحث داشته باشیم. نمی خواهیم بحث هایی در چارچوب قانون اساسی و رویه های گذشته کشور داشته باشیم. این مربوط به مجریان تشکیل کابینه یعنی شخص رئیس جمهور است. بحث ما قدری فراتر از این مسائل است. همین طور که اصل برگزاری این جلسه هم فراتر از رویه های مرسوم است. همین طور که آقای دکتر پورحسن هم گفتند به نظرم سنت حسنه ای است که در حرا گذاشته می شود و حتما ادامه پیدا می کند و می تواند الگویی باشد برای دیگر نهادهای مردم نهاد، انجمن ها و تشکل های دیگری که به این بحث مهم و سرنوشت ساز کشور ورود کنند.

تشکیل کابینه باید به دموکراسی و مبانی دموکراسی ملتزم باشد

وی افزود: نقطه آغاز این بحث این است که همان طور که رئیس جمهور در ایران برآمده از یک مردم سالاری و دموکراسی است، جا دارد که کابینه هم برآمده از یک فرآیند مردم سالار و دموکراتیک باشد. یعنی اگر بخواهیم قدری نگاه فلسفه حقوق داشته باشیم، نمی تواند رئیس جمهور دموکراتیک انتخاب شود ولی فرآیند دموکراتیک بعد از رئیس جمهور متوقف شود. این با ذات و جوهره ریاست جمهوری در ادبیات سیاسی سازگار نیست. رئیس جمهور، رئیسی برای جمهور نیست بلکه از طرف جمهور، ریاست می کند. این دو با هم بسیار فرق می کنند. گام اولی که رئیس جمهور بعد از انتخاب شدن دارد، تشکیل کابینه است. پس باید تشکیل کابینه هم به دموکراسی و مبانی دموکراسی ملتزم باشد وگرنه همان ایرادهایی که به دموکراسی همه جای دنیا می‌گیرند، همین جا وارد می شود که یک فردی مثلا رای مردم را گرفت و الان دیگر به دنبال کار خودش است!. نه، این طور نیست؛ باید پایبند باشد. در تشکیل کابینه هم همین طور.

دبیری مهر در ادامه سخنانش تصریح کرد: در این باره چند موضوع را می توانیم عنوان کنیم. باید انتخاب وزرا و تشکیل کابینه در یک فضای تبادل نظر شیشه ای و شفاف، و با مشارکت و اظهار نظر نخبگان باشد و این لازمه ادامه دموکراتیک ریاست جمهوری است، یعنی کابینه نباید در اتاق های بسته و جعبه های بسته جناح خاصی شکل گیرد و بعد مثل صندوق اسرار در روز معرفی به مجلس ارائه شود. این را از این باب می گویم که در سنوات گذشته شاهد هستیم که گاه نمایندگان مجلس هم از معرفی وزرا دچار شگفتی می شدند!، یعنی مثلا کمیسیون مربوطه مجلس هم تا لحظه آخر نمی دانست که فلان اسم عوض شد و کس دیگری به جایش معرفی شد. این زیبنده سیستم دموکراتیک نیست. حالا مجلس که جای خود دارد و جا دارد که با ساز و کارهای جدی از تمام توان و قدرتش برای این شفاف سازی در تشکیل کابینه استفاده کند. اما غیر از مجلس، سایر نهادهای مردم نهاد نظیر مطبوعات، انجمن ها و تشکل ها هم باید در فرآیند انتخابات حضور فعال داشته باشند و به نظرم اصلا قبل از اینکه وزیری معرفی شود به کابینه، نامزدهای معرفی شده از جانب رئیس جمهور را به نقد بگذارند. اگر همچنین رویه سیاسی در کشور شکل گیرد، تماما خیر و برکت و فایده است. هیچ ضرری در آن نیست. مثلا اگر تیمی بیاید و بگوید که ما این افراد را برای کابینه پیشنهاد کردیم، عملا یک کادرسازی برای کشور انجام می دهد. یعنی نشان می دهیم که برای هر وزارتخانه چندین آدم توانمند داریم. آیا این برای کشوری که در آستانه بحران قحط الرجال است فایده کمی است؟! اتفاق بعدی ای که می افتد این است که فرصتی هست که واقعا نقاط ضعف و قوت این نامزدهای بالقوه وزارتخانه ها توسط نخبگان مطرح شود. امروز در فضای رسانه ای دیگر نمی توان چیزی را پنهان کرد. چرا باید کشور را از همچنین ظرفیتها و ایده پردازی هایی محروم کرد؟ باید از این نظرات استفاده شود زیرا همه چیز را همه کس دانند.

این محقق و پژوهشگر سیاسی تأکید کرد: نکته مهمتر اینکه افرادی که به عنوان نامزد انتخاب می شوند، اینها هم به بحث و بررسی پیرامون هم می پردازند و یک پویایی، نشاط و سر زندگی در فضای سیاسی کشور بوجود می آید مانند دوره انتخابات. هر چند در کشور ما تاکنون همچنین تجربه ای نداشتیم، اما همه چیز را هم که همیشه نداشتیم و خیلی از افتخارات ما فاقد تجربه قبلی بوده است. این می تواند چشم انداز جدیدی باشد به مساله انتخاب کابینه که رونقی هم به فضای سیاسی کشور بدهد.

دکتر محمد نژاد هم طی سخنانی گفت: من فکر می کنم با توجه به شرایطی که در کشور ما حاکم است، شخصیت های مدیریتی خوبی در کشور داریم. شاید نهادهای حزبی چندانی نداشته باشیم، اما نهادهای فکری – اجرایی که قدرتمند هم هستند نظیر نهاد رهبری، ائمه جمعه و جماعات، صدا و سیما، دانشگاه ها، بسیج، سپاه و … می توانند در این زمینه کمک کنند. نه اینکه ضرورتا رئیس جمهور مجبور باشد که از این بین افرادی را انتخاب کند، اما واقع مطلب این است که اینها می توانند کمک بزرگی در مسائل مختلف از جمله تعیین کابینه انجام دهند. فکر می‌کنم یکی از ائمه جمعه یا جماعات چندی پیش می گفتند که هیچ نظام و حکومتی مثل حکومت شیعه جمهوری اسلامی این چنین دسترسی به افکار عمومی ندارد. به نظرم خوب بود که از تمام نخبگان، اندیشمندان و سایر نهادها هم در این انتخاب کابینه استفاده می شد. همان طور که آقای دکتر دبیری مهر فرمودند به نظر در یک اتاق بسته نشستن و تصمیم گرفتن نمی تواند ما را به سمت اهداف و آرمان هایمان سوق دهد، چون قدرت جاذبه هایی دارد و این جاذبه های قدرت افراد مختلفی را با امکانات و تفکرات مختلف به صحنه می آورد. امیدوارم در چنین جلسه هایی بتوانیم این نکات را بررسی کنیم و به گوش دولت مردانمان برسانیم، زیرا چهار سال بعد، سالهای بسیار مهمی است. ما از لحاظ اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و … در شرایط بسیار حساسی هستیم.

پورحسن در بخش دیگری از سخنانش گفت: از زمان مشروطه تاکنون که ما با نوعی جمهوریت مواجه هستیم. شکل گیری دولتها عمدا بر اساس توصیه بوده است تا روندی علمی. توصیه ها هم بیشتر بر اساس سلایق شخصی بوده تا منافع و مصالح جمعی. به همین دلیل عمدتا در ایران، جامعه اپوزیسیون و منتقد دولتها بوده است. در حالی که در جامعه ما مردم مدافع رئیس جمهور در دوره کنونی هستند، ولی نسبت به عملکرد وزرا و دولتها اپوزسیون هستند. علت آن هم برمی گردد به همین که روندی علمی در شکل گیری دولت و وزرا شکل نمی گیرد. مثلا برای تشکیل دولت، ما به ندرت ائتلافی از مجمع نخبگان و اندیشمندان در ایران صورت می دادیم که عمدتا تشکیل این ائتلاف ها هم در زمان های بحرانی بود نه در زمان طبیعی. شکل گیری دولت ها بر اساس حضور نخبگان و بهره مندی ازاندیشه نخبگان نبود. این مساله مهمی است که ما در ایران داریم به دوران بلوغ دموکراسی تا حدی نزدیک می شویم و باید رویه شکل گیری دولت را عوض کنیم.

چرا دولتها در ایران همواره به منظور حذف رقیبان ظهور کرده اند؟

وی افزود: مساله دوم این است که چرا دولتها در ایران همواره به منظور حذف رقیبان ظهور کرده اند؟ شاید عمده دولتها در ایران برای حذف رقیبان بوده اند، یعنی اگر حتی یک رقیب و منتقدی در دوران قبل برخوردار از اندیشه درست بود، حتما در دوران بعد حذف خواهد شد. این یک روند نادرست است که دارد ادامه پیدا می کند. من فکر می کنم که ما باید به جای نظریه حذف، از نظریه مشارکت استفاده نماییم. نظریه مشارکت به منافع و ذوق شخصی یا جناحی نیست، بلکه بر اساس توانمندی، کارآمدی و واجد بودن یک اندیشه است. تلقی من این است که ما هنوز در شکل گیری دولت در نظریه حذف رقیبان به سر می بریم نه نظریه مشارکت. نظریه مشارکت بر استفاده از تمامی ظرفیت ها و دیدگاه ها تاکید دارد.

این محقق و استاد فلسفه تصریح کرد: مساله سوم این است که وقتی می گوییم دموکراسی، یعنی آزادی و مشارکت فراگیر و بهره مندی از تمامی ظرفیت ها. باید وزرای پیشنهادی قبل از آنکه به طور رسمی به مجلس معرفی شوند، در رسانه ها و مطبوعات مطرح شوند. پس از آن متفکران و اندیشمندان آنها را نقد کنند و وزرا از خود دفاع کنند. دقیقا مثل رئیس جمهور که در فرآیندی کاملا دموکراتیک از عملکرد خود دفاع می کند. من معتقد نیستم که وضع کنونی ما یعنی معرفی وزرا به مجلس و نگاه مجلس بهترین راه است. برای آنکه در مجلس هم متاسفانه با منافع ذوقی، شخصی و احزاب مواجه هستیم، یعنی این گونه نیست که نماینده مجلس حتی در کمیسیون متخصص ترین فرد برای انتخاب مثلا وزیر صنعت یا علوم باشد. وقتی که می خواهند وزیر علوم، وزیر ارشاد، وزیر صنعت یا وزیر بهداشت معرفی کنند، باید ما با انبوهی از نخبگان، متفکران و متخصصان مواجه شویم تا دیدگاه های خودشان را عرضه بکنند. اینها نکات کلیدی است که به نظرم می تواند ناکارآمدی دولت را کم بکند و دولت را کارآمدتر کند. ما می توانیم به صورت جزئی برای هر وزارتخانه این مباحث را ذکر کنیم. این شش مساله ای که بیان شد به همراه مطالب آقای دکتر دبیری مهر و آقای دکتر محمدنژاد می تواند در کارآمدی دولت به معنای فرآیند محوری نه شخص محوری کمک کند. وقتی که انتخاب کابینه شخص محور نباشد، وزیر هم نمی تواند بر اساس ذوق و سلیقه شخصی هر فردی را بگذارد. او باید بر اساس پاسخگویی به بنیادهای فنی، تخصصی و علمی وزارتخانه ای را اداره نماید، لذا این تدبیر می شود تدبیر علمی نه تدبیر شخصی.

می توانیم کابینه ائتلافی و اجماعی داشته باشیم

دبیری مهر در ادامه سخنانش گفت: پیشنهاد من این است که یک مقدار عملیاتی تر وارد بحث شویم و ببینیم که چه نکاتی را می توان در این خصوص مطرح کرد. ما می توانیم با یک دوگانه سازی و تکنیک برچسب زنی از وضعیت های دوگانه کابینه صحبت کنیم. این برچسب زنی مبتنی بر تجارب گذشته است و ذهنیت محض نیست. یعنی اینطور نیست که ما فقط با ذهنیتی تصویرسازی کنیم. این ذهنیت مبتنی بر عینیت و تجارب گذشته است. ما می توانیم کابینه کار و یا کابینه شعار داشته باشیم. در گذشته، هم اولی را داشتیم و هم دومی را. ما می توانیم کابینه ائتلافی و اجماعی داشته باشیم و یا کابینه ما جناحی باشد. تعبیر مثبتی که برای کابینه جناحی به کار می برند، کابینه یکدست است! ما می توانیم کابینه جوان داشته باشیم و یا کابینه باتجربه داشته باشیم. ما می توانیم کابینه مکمل هم داشته باشیم و یا کابینه مستقل از هم داشته باشیم. یعنی می توانیم کابینه ای داشته باشیم که هرکدام ژنرالی باشند و به صورت مستقل کار کنند و یا یک کابینه داشته باشیم که مثل یک تیم مکمل یکدیگر باشند. ما می توانیم یک کابینه برنامه داشته باشیم و یک کابینه روزمره. با این پنج دسته بندی می توانیم خیلی بحث کنیم. من فکر می کنم که اگر کابینه دوازدهم بخواهد کابینه کار باشد، کابینه اجماعی باشد، کابینه جوان باشد، کابینه مکمل و کابینه برنامه باشد.

کابینه دولت یازدهم، کابینه کار نبود

وی با تأکید بر اینکه کابینه باید تغییرات اساسی کند، افزود: یعنی از نظر عددی باید حدود پانزده وزیر عوض شوند نه ۱۰ وزیر. یعنی بالغ بر سه چهارم وزرا بایستی تغییر کنند. به این دلیل که اگر بخواهیم کابینه قبل را نقد کنیم، ضمن تشکر از همه زحماتی که از سوی کل دولت، تک تک اعضای کابینه، آقای رئیس جمهور و آقای معاون اول کشیده شده، اما باید گفت که این کابینه، چندان کابینه کار نبود. مسائل جناحی در آن قوی بود. حرکت های غیر مکمل در آن زیاد بود. ما خیلی شاهد برنامه های منسجم و قابل پیگیری در این کابینه نبودیم. ببینید، یکی از اشکالات جدی ای که در کابینه یازدهم وجود داشت، این بود که بلوک های مکمل موفق در کابینه وجود نداشت. سه تا از آنها را مثال می زنم. مهمترین مسائل کشور ما مسائلی نظیر اشتغال، اقتصاد و تولید است. اما ما شاهد کابینه یکدست در حوزه اقتصاد نبودیم. افرادی نظیر وزیر اقتصاد و دارایی، رئیس کل بانک مرکزی، مشاورین اقتصادی رییس جمهور، دفتر آقای رییس جمهور و رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی دست کم ژنرال های اقتصاد کشور هستند و شاکله اقتصاد کشور دست این افراد است. شما می بینید که اینها از یک مکتب اقتصادی مشخصی تبعیت نمی کنند و از آن بدتر، اساسا صاحب مکتب خاصی نیستند، البته برخی از مشاورین اقتصادی آقای رییس جمهور وابستگی به مکتب اقتصاد آزاد دارند. این شکاف ها و اختلاف نظرها در کابینه، حتی اگر بروز و ظهور پیدا نکند، در عمل برای کشور مشکل ایجاد می کند. خوب است که اصلا چنین اختلافاتی در تیم اقتصادی دولت نباشد، چون این اختلافات مثل یک زاویه ای می ماند که هر چه در جامعه می آید، عمیق تر می شود. طبیعتا دولت باید در کابینه بعدی در حوزه اقتصاد، تکلیف خود را بر اساس نیازهای جامعه و مطالبات مردم روشن کند.

وی با تأکید بر اینکه امروز اشتغال، بدون تردید مساله اول کشور است، تصریح کرد: همه کابینه باید مکمل یکدیگر باشند برای تولید یک ملیون شغل در سال. این باید برنامه و پرچم دولت شود. پس اگر یک فردی دارای سابقه، دانش، وجاهت و تعهد است اما به دلایل متعددی مثلا چندانقائل به اشتغال به عنوان شعار اول دولت نیست، مثلا به یک تئوری هایی معتقد است که اشتغال باید رها شود تا خودش ایجاد گردد یا مثلا دولت نباید خودش را درگیر کند و بازار بر اساس عرضه و تقاضا و مکانیزم های پنهانش، خودش شغل ایجاد کند، نباید دولت به دولت مداخله گر تبدیل شود، چنین فردی قطعا نباید در تیم اقتصادی دولت دوازدهم باشد. چه در مقام مشاور و چه در مقام وزیر اقتصاد و دیگر مسئولیت ها. اینها بحث های کلیدی است، یعنی تمام افرادی که می خواهند بلوک اقتصادی دولت را بسازند، برای ایجاد یک ملیون شغل در سال بایستی قلبا ایمان و عقلا ایده داشته باشند.

دبیری مهر با اشاره به اینکه حوزه مهم دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، حوزه فرهنگ است، گفت: حوزه آموزش و فرهنگ به شکل کلان. ما در این مساله هم باز می بینیم که در دولت گذشته همگرایی جدی بین اعضای دولت وجود ندارد. شما نگاه کنید، وزیر آموزش عالی ما یک پزشک است. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ما، یک مقام امنیتی است. وزیر آموزش و پرورش ما بیشتر سابقه سیاسی داشته اند. ضمن احترامی که برای همه این عزیزان قائل هستیم ولی این همگرایی را نشان نمی دهد. بالاخره اگر ما در حوزه فرهنگ اولویتهای مهمی در کشور داریم باید تولید علم را رونق دهیم. همه کنش های فرهنگی ما باید کمک کند به سبک زندگی اسلامی – ایرانی که از قضا در حرا کار خوبی در این باره انجام شد. ما باید ببینیم که آیا ترکیب افرادی که در حوزه فرهنگ دخیل هستند، چقدر این دو مسئله را مورد توجه قرار می دهند. یا مثلا در آموزش و پرورش، اگر هدفمان ساختن و تربیت انسانهای متعهد، خلاق، مومن و عاشق ایران است که اخیرا در بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با معلمین هم بود، باید تمام اجزای کابینه فرهنگی عملا به این اهداف پایبند باشند. اگر ما یک عنصر فرهنگی را وارد کابینه کنیم که اصلا قائل به این مسائل نباشد و فرضا به قدر یک برگ هم در گذشته در مورد سبک زندگی ایرانی- اسلامی سخنرانی نداشته است و به مثلا به جهانی شدن و کثرت گرایی فرهنگی اعتقاد داشته باشد و این مسائل را هم ببرد تحت عناوینی نظیر آزادی و انتخاب، خب طبیعتا ما نمی توانیم به آن اهداف فرهنگی دست پیدا کنیم. من فکر می کنم این دسته بندی ها می تواند کمی برای انتخاب کابینه دولت دوازدهم راه گشا باشد.

محمدنژاد در پایان سخنانش گفت: من فکر می کنم یکی از نکات مهمی که ضرورت دارد که به آن توجه شود، طرز تفکر دولتمردان است. در صحبت هایشان به شکل محرز مسائلی نظیر نقش زنان در رده های بالای مدیریتی را می شنویم. من فکر می کنم که دوران تبلیغات ریاست جمهوری گذشت. ما در زمان و عرصه ای قرار داریم که کشور بایستی کارآمدتر باشد. ما بر اساس آیات، روایات و فرهنگ اجتماعی خودمان نقش زنان را بالاترین نقش می دانیم. اگر ما پیرو ولایت، آیات و سیره ائمه معصومین(ع) هستیم، تکلیف زن معلوم است. ما نمی گوییم که زن باید فقط در خانه باشد. الان جامعه اسلامی این افتخار را دارد که اکثر خانم هایی که در کنکور شرکت می کنند از خانم ها هستند. اما آیا مثلا یک محیط خشن نظیر پتروشیمی با روحیه لطیف و ظریف زنانه سازگار است؟ نقش زن بسیار مهم است ولی به این معنا نیست که حتما باید در کارهای خشن و طاقت فرسا بیاید تا ما بگوییم که زن ها مشارکت دارند. به اعتقاد من در آموزش و پرورش زن بهترین نقش را می تواند داشته باشد. من یک مثالی بزنم. الان در جامعه ما مردم بشدت عصبانی هستند. آستانه تحمل مردم ما بشدت پایین آمده است. اینها به مسائل فرهنگی جامعه برمی گردد که باید مورد توجه قرار گیرد.

پورحسن با تأکید بر اینکه تشکیل کابینه باید بر اساس اصول بنیادین باشد، گفت: این اصول می تواند بر اساس کارآمدی جامعه، براساس برنامه های استراتژیک هر وزیر، بر اساس تجارب کاری وزیر باشد، بر اساس توانایی او بر حل معضلات باشد و بالاخره می تواند بر اساس نگاه بومی و درون زایی باشد. اینها اصولی هستند که به نظر می آید که ما در چهار سال گذشته در وزارت علوم، آموزش و فرهنگ این ناکارآمدی را می بینیم. در عمده مسئولین اقتصادی و بازرگانی کشور این را می بینیم. در حوزه صنعت و معدن این را می بینیم. علت آن این است که ما بر اساس اصول بنیادین حرکت نکردیم. به عنوان مثال نام وزارت علوم در سال ۱۳۷۹ به وزرات علوم، تحقیقات و فناوری تغییر پیدا کرد. به چه دلیل؟ روشن است که دلایل اساسی وجود داشت که یک وزارتخانه باید متوجه دانش، پژوهش و فناوری باشد، یعنی این وزارتخانه باید بر اساس دستیابی به دانش های برتر و تبدیل شدن به قدرت علمی در جهان و منطقه حرکت کند. بر اساس فراهم آوردن فضایی که به تولید فکر و دانش منتهی شود، حرکت کند. بر اساس تربیت نیروی متفکر، سهیم بودن در توسعه پایدار، توجه جدی به ارزش ها و تفکر ناب اسلامی حرکت کند. وزارت علوم بایستی مبتنی بر تولید دانش های بومی که جامعه را از سیطره و سلطه علوم بیگانه رهایی دهد، حرکت کند. بنابراین این تغییر اسم بر اساس پشتوانه اصولی و بنیادین بود، اما در چهار سال گذشته در وزارت علوم چه گذشت؟ بیان آمارهایی که وزارت علوم ارائه می دهد این است که سهم زنان در دانشگاه ها افزایش پیدا کرده است. مقالات چاپ شده در پایگاه ها افزایش پیدا کرده است. تعداد دانشجویان به شکل زیادی افزایش پیدا کرده است که می تواند کیفیت علمی ما را دچار ضعف کند.

وی افزود: وزارت علوم عنوان می کند که شرکت های دانش بنیانش در این چهار سال نه برابر شده است. دانشگاه ها، رشته ها و مدارک علمی هم توسعه پیدا کرده اند. اگر فرض کنیم که همه اینها درست هستند، با پنج پرسش اساسی روبرو هستیم. آیا وزارت علوم توانست با این افزایش بسیار زیاد، سهمی در تولید دانش و فکر در جهان داشته باشد؟ آیا توانست قدرت علمی ما را در منطقه افزایش بدهد یا ما شاهد نزول علمی دانشگاه ها بودیم؟ وقتی مثلا بحث کرسی نظریه پردازی عنوان می شود و یک دانشگاهی هم آمار می دهد که در سال بیش از صد کرسی نظریه پردازی داشته است، این به چه معناست؟ در سراسر جهان یک دانشگاه مهم در طول سال، سه الی چهار کرسی نظریه پردازی می تواند اجرا کند که آن هم مبتنی بر دستاوردهای بیست ساله و سی ساله اساتیدش است که در قالب یک نظریه جدید در جهان مطرح می شود. پس چرا وزارت علوم ما این گونه است؟ زیرا انتخاب بر اساس اصول بنیادین و اساسی نبوده است. ما در وزارت علوم کاملا مساله کندشدن شیب رشد علمی را مشاهده می کنیم. نظیر این را هم می توان درباره وزارت فرهنگ بیان کرد که عدم توجه بنیادین به سبک زندگی، فرهنگ و ارزش های ایرانی چه پیامدهایی دارد. حال من امروز تمرکز سخنم روی وزارت علوم است. در وزارت علوم در چهار سال گذشته کمترین توجه به علوم انسانی شده است. علوم انسانی ای که بنیان جامعه و انقلاب ماست. نگاه مهندسی گونه در وزارت علوم اجازه نمی دهد که اهمیت علوم انسانی شکل بگیرد. نگاه کمیت گرا و نازل یافته مارکتینگ به علم از مشکلات وزارت علوم ماست. درباره وزارت علوم می خواهم پیشنهادهایی را ارائه بدهم که می تواند برای دولت و رئیس جمهور قابل توجه باشد. یکی از وظایف مهم وزارت علوم، توجه به درون زایی دانش است. عملا در این چهار سال، دانشگاه های ما تبدیل شدند به دانشگاه های ترجمه علوم دیگران. این در مبنای اول ضرری ندارد. ما باید در داد و ستد علمی به سر ببریم، اما ما چه مقدار بودجه تخصیص داده ایم به پژوهش هایی که توجه کند به دانش های بومی و دانش های مربوط به جامعه ایرانی؟ یعنی ما بر اساس اقتضاء و پرسش های جامعه ایرانی به گسترش دانشهای بومی دست بزنیم. بسیار اندک این اتفاق افتاده است. شما طرح های پژوهشی، سخنرانی ها و کرسی های نظریه پردازی را نگاه بکنید و ببینید که چند درصد متوجه الگوی ایرانی پیشرفت و تحول بنیادین در علوم انسانی است؟ عمده بودجه ها صرف پرداختن به دانشهایی شده است که در غرب پخته شده است و وجود دارد و صرفا از روی آن گرته برداری می شود و تنها باعث تلف شدن بودجه ها می شود. اما چه باید کرد؟ اولا من معتقدم وزارت علوم نیازمند وزیری است که توجه بنیادین به علوم انسانی داشته باشد و اهمیت ضرورت تحول علوم انسانی را درک کند. ثانیا اعتبارات پژوهشی باید بیشتر شود. الان وزارت علوم به پژوهش ها بسان آمار نگاه می کند نه بسان دستاورد. این نکته مهمی است، یعنی دارد با استاد چانه می زند که طرح هایش را درون دانشگاهی کند تا بودجه های اندک سه چهار میلیونی را پرداخت کند. متاسفانه هیچ مرکزی در وزارت علوم نیست که این طرح ها را به دستاوردی تبدیل نماید. ثالثا بسیاری از تفاهم نامه های وزارت علوم با دانشگاه های دنیا تشریفاتی است. نمونه بارزش در هند بود. من سال گذشته برای سخنرانی در هند در دانشگاهی رفتم که رئییس دانشگاه می گفت دانشگاه شما با ما تفاهم نامه امضا کرده است ولی در این دو سال و نیم حتی یک کار مثبت مشترک بین ما انجام نشد، حتی در حد برگزاری یک نشست. این یعنی بیماری آمار، یعنی یک دانشگاهی بگوید که جایگاه من در دنیا فلان عدد است برای دریافت بودجه های بیشتر و نه برای رقابت به جهت تولید علم. بومی کردن علم باید در ذهن وزیر باشد. وزیری که دغدغه ی بومی کردن علم را نداشته باشد باعث می شود که وزارت علوم ما همچنان شعبه ای برای ترویج علوم رایج در غرب باشد. برنامه ریزی دراز مدت نکته بعدی است. اصلا وزارت علوم ما هیچ برنامه ای برای بیست سال آینده کشور که چه رشته هایی باید ایجاد شود، چه تعداد دانشجو باید وارد دانشگاه شود، ظرفیت ما چگونه است، تقویت استعدادهای ما به چه نحو باید انجام شود، ندارد. تقویت استعدادها یکی از وظایف مهم وزارت علوم است. الان مثلا ما در باستان شناسی و جغرافیا کمترین اقبال را داریم. ولی در رشته های مهندسی پردرآمد بیشترین اقبال را دادیم درحالی که امروز شاید نیازی به آن رشته ها نداشته باشیم. امروز با تراکم فارغ التحصیلان بی کار مواجه هستیم که به خاطر فقدان برنامه ریزی درست از سوی وزارت علوم می باشد. نکته ی بعدی اینکه من فکر میک نم در مهاجرت نخبگان درجه یک، کشور اول در منطقه باشیم. چرا وزارت علوم برای دانشجوی دکتری بودجه پژوهشی تخصیص نمی دهد؟ نکته بعدی اصلاح نظام پذیرش دانشجوست.

پذیرش دانشجو در نظام آموزشی کنونی اسف بار است

پورحسن با اشاره به اینکه پذیرش دانشجو در نظام آموزشی کنونی اسف بار است، گفت: یعنی هیچ نگاه برنامه محورانه برای پذیرش دانشجو وجود ندارد. ما فقط می گوییم این مقدار صندلی خالی داریم که باید پر شوند. دانشگاه آزاد ما هم دارد همین گونه فکر می کند. تغییر درست دروس برای شکل گیری مرجعیت علمی ایران نکته بعدی است. ما دروسی را می خواهیم که ایران به وسیله آنها به مرجعیت علمی دست پیدا کند. امروز ایران در بسیاری از علوم مرجعیت علمی ندارد. در حالی که ما در سندها و برنامه های راه بردی گفتیم که ایران باید در سال ۱۴۰۴ به مرجعیت علمی در منطقه تبدیل شود. این نقص ها نشان دهنده این است که گزینش ما دچار مشکل است. ما می توانیم همین نگاه جزیی آماری را در خیلی از وزارتخانه های دیگر داشته باشیم. این کار نخبگان، متخصصان و اندیشمندان ماست.

دبیری مهر در ادامه سخنانش اظهارداشت: تقریبا در همه جای دنیا هیئت دولت و کابینه یک پنج ضلعی است. یعنی پنج حیث دارد. کابینه یک وجه سیاسی دارد، یک وجه اقتصادی دارد، یک وجه فرهنگی دارد، یک وجه دفاعی و امنیتی دارد و در نهایت یک وجه اجتماعی دارد. همان نظام اجتماعی ای که ما در جامعه شناسی آن را به نظام جامعه شناسی پارسونز می شناسیم و درست هم هست. در ایران پانزده وزارتخانه موجود ناظر به همین پنج حیث هستند. هر فردی که می خواهد متصدی هر یک از این وزارتخانه ها شود، باید توجه کند که به اولویت های هر کدام از این وزارتخانه ها آشنا باشد. این خیلی مهم است. این همان نگاهی است که ما در منطق به آن نگاه قیاسی یا نگاه کل به جزء می گوییم. برای مثال در حوزه اجتماعی، ما سه وزارتخانه اصلی داریم به نامهای وزارت تعاون، رفاه و کار، وزارت بهداشت و درمان و وزارت ورزش و جوانان که در نظام جمهوری اسلامی متولی حوزه اجتماعی هستند.

وی افزود: یکی از کارهای قابل دفاع دولت گذشته طرح تحول سلامت و همگانی شدن بیمه سلامت بود. اصل کار، کار بسیار خوبی بود و از این کار در طبقات ضعیف جامعه رضایتمندی وجود دارد، اما در جایی از این طرح مانع بزرگی وجود دارد و آن هم عدم هماهنگی دو وزارتخانه مرتبط با هم است، یعنی وزارت بهداشت موتور محرک طرح تحول سلامت است و وزارت رفاه به مثابه یک واحد سوخت رسانی برای این موتور است که متاسفانه این کار خوب انجام نمی گیرد. برخی از کشورهای دنیا نظیر روسیه این طرح را به خوبی اجرا کرده اند. هر کس که در کشور روسیه به دنیا می آید، همزمان با صدور شناسنامه و سند هویتی اش، سند سلامتش صادر می شود و تا آخر عمر از خدمات رایگان استفاده می کند. کشور ما هم باید به همین سمت برود. باید وزارت رفاه هم در این راستا حرکت کند. در بخشهای دیگر هم باید همین اتفاق بیفتد و بلوک های مکمل و برنامه دار در کابینه شکل بگیرند.

دبیری مهر اذعان کرد: در آستانه  تشکیل کابینه، پیشنهاد من این است که ما یک سری تشکلهایی برای نمره دادن به وزرا از سوی آحاد مردم راه بیندازیم. باید وزرای خوب از نظر افکار عمومی معرفی شوند و صدا و سیما هم در این زمینه کمک کند. ما باید به هر کدام از این وزرا مثلا نمره ای از یک تا چهار بدهیم چون ما داریم به شکل مستقیم یا غیر مستقیم از خدمات این وزارتخانه ها بهره مند می شویم. بر همین اساس من می خواهم با شرط انصاف سه وزارتخانه موفق و سه وزراتخانه نسبتا ناکارآمد را به نظر خودم معرفی کنم. به نظر من وزارتخانه های موفق ما یکی وزارتخانه بهداشت بود که چند تا کار مهم و موفق انجام داد. یکی همین طرح تحول سلامت بود. وزارتخانه موفق دیگر ما وزراتخانه امور خارجه بود که به نظرم تحرکی در دیپلماسی کشور ایجاد کرد. وزارتخانه موفق دیگر به نظرم وزارتخانه اقتصاد و دارایی بود که توانست بحث مهار تورم و ایجاد یک ثبات نسبی را در کشور انجام دهد. باید توجه داشت که اگر ما یک سری نقدهای دیگری در اشتغال و اقتصاد کشور داریم، اینها لزوما به وزیر اقتصاد ما بر نمی گردد،  اما سه وزارتخانه ای که نسبتا ضعیف کار کردند یکی وزارت معدن، صنعت و تجارت بود که عملکرد چندان مطلوبی نداشت. وزارتخانه دیگر وزارت راه و شهرسازی بود که در آن چندان شاهد تحول جدی ای نبودیم. چالش هایی داشت نظیر بحث مسکن مهر که با تمام اشتباهاتی که این طرح داشت بالاخره یک سری از افراد ضعیف جامعه قرار بود با این طرح خانه دار شوند. در حوزه راه هم ما چندان شاهد تحول شایسته ای نبودیم و شاهد حاشیه های نسبتا زیادی بودیم. بالاخره وزارتخانه دیگر که خیلی عملکرد مشعشعی نداشت همین وزارتخانه تعاون، کار و رفاه بود که شاید نتوان یک کار مشخص که این وزارتخانه در این چهار سال انجام داده باشد را نام برد. در حوزه تعاونی ها هم همین طور. بر اساس قانون اساسی قرار بود یک رکن ما تعاونی ها باشند ولی تعاونی ها نه تنها مشکلی را حل نکردند بلکه خودشان یک مشکل دیگری شدند برای قوه قضاییه، یعنی قوه قضاییه درگیر بررسی پرونده های تعاونی های متعدد شد. در حوزه رفاه هم شاهد کار خاصی نبودیم. همان طرح یارانه ها که از گذشته بود هم ادامه پیدا کرد.

وی تأکید کرد: اگر کابینه و دولت بخواهد یک کابینه موفق، تاثیرگذار و ارزشمند تشکیل دهد باید هدف های کاملا محسوس، ملموس و مشخص داشته باشد تا سایر وزراتخانه های مربوطه دیگر پشت همان هدف بتوانند کار انجام دهند و پشتیبانی کنند. یکی از اشکالاتی که کابینه ها در این چند سال داشتند این بود که به یک سری کلیات و حرف های کلان بسنده می کنند. نتیجه این حرفهای کلی و کلان این می شود که کسی دیگر پاسخگوی مسائل نیست و چهار سال آنها می گذرد در حالی که چیز زیادی در چنته ندارند. در کشورهای توسعه یافته می بینیم که غیر از شعارهای کلی شان، یک حرف مشخص و یک شعار مشخص وجود دارد و فرضا می گویند این یک کار را انجام می دهیم اما در کشور ما این طور نیست. برای مثال الان چندین سال گذشته است و هنوز جاده تهران – شمال کامل نشده است. تکلیف باید روشن شود. وزارت راه و شهرسازی باید بگوید من می آیم و در این چهار سال آن را تمام می کنم. این همه دولت ها آمده اند و رفته اند، تازه پارسال آن هم به شکل نیم بند لوله کشی گاز به زاهدان رسیده است. سی و هشت سال از انقلاب گذشته است و یک استان ما هنوز گاز ندارند. آن هم در کشوری که خودش از کشورهای برتر در حوزه ذخایر گازی است. از این دست موضوعات ما فراوان داریم. در بعضی از استان های کشورمان، آمار رسمی دولت حکایت از بیکاری شصت، هفتاد درصدی است. خب دولت باید به شکل مشخص برای این منظور کاری کند و مثلا نرخ بیکاری را در آن استان ها از شصت درصد برساند به چهل درصد. متاسفانه این چنین بحث هایی که امروز در حرا مطرح شد هنوز به گفتمان غالب در کشور تبدیل نشده است. اگر این حرف ها مطرح شود و به گوش دست اندرکاران شکل گیری دولت برسد، مطمئنا کشور پیشرفت می کند و متحول می شود. این گفتمان باید به گفتمان غالب تبدیل شود تا شاهد پیشرفت در کشور شویم.

محمدنژاد در پایان سخنانش گفت: ما این جلسه را نه ضرورتا برای نقد دولت، بلکه برای کمک به تصمیم گیری، تصمیم سازی و کارآمدتر شدن دولت و کابینه برگزار کردیم. شاید در دیگر کشورهای اسلامی کمتر شاهد این باشیم که دولتی روی کار بیاید و دستش اینقدر برای تصمیم گیری باز باشد، ولی متاسفانه داشته هایمان را نمی بینیم. اگر داشته هایمان به خوبی دیده شود و از تفکرات مثبت استفاده شود، به نظرم دولت می تواند نام نیکی از خود بر جای بگذارد. ملت ما، جوان های ما طبق آمارها جزو باهوش ترین ها هستند. حدود یک درصد جمعیت جهان را داریم ولی حدود پانزده درصد منابع دنیا در اختیار ماست. این شایسته نیست که ما حدود پنج میلیون جوان تحصیلکرده بیکار داشته باشیم. امیدواریم با تشکیل این چنین جلسات بتوانیم در بهتر تشکیل دادن کابینه دوازدهم کمکی انجام داده باشیم.