عبدالرضا بنی علی، کارشناس اداره کل افریقا وعربی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در مقاله پیش روی به طریقتهای صوفیان مصر و موضع انها نسبت به ایران پرداخته است.

به گزارش پرس شیعه؛ مقاله پیش روی به قلم عبدالرضا بنی علی، کارشناس اداره کل افریقا و عربی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی است که در آن به طریقت صوفیان مصر و موضع آنها نسبت به ایران پرداخته است. مقاله مذکور در ادامه امده است:

پر واضح است که در شمال آفریقا به خصوص کشور مصر فرقه‌های متعدد صوفی وجود دارد و بر اساس برخی آمارها تعداد فرقه‌های صوفی موجود در مصر بیش از ۱۰۰ فرقه ذکر شده که قریب ۷۷ فرقه آن رسمی و باقی آنها غیر رسمی می‌باشند و این فرقه‌ها بنابر برخی آمار ارائه شده نزدیک به پانزده میلیون پیرو دارند و طبیعی است که وجود این تعداد صوفی که معروف به محبت اهل بیت (علیهم السلام) هستند در کشور مصر که از مهمترین کشورهای اسلامی منطقه خاورمیانه می‌باشد موضوعی مهم و درخور توجه برای جمهوری اسلامی ایران می باشد.

در این مقال قصد ما این نیست که فرقه های موجود را مورد تجزیه وتحلیل قرار دهیم زیرا این امر مجالی واسع و گسترده می طلبد که از حوصله این مقال خارج است. ضمن آنکه در خصوص تصوف در مصر و چگونگی ورود آن به این کشور و تکثر و رشد و انواع فرقه های موجود در مصر کتاب های متعددی نوشته شده از جمله کتاب «تصوف در شمال افریقا» که توسط انتشارات الهدی نشر یافته است وعلاقمندان برای اطلاعات بیشتر در خصوص تصوف در مصر می‌توانند به این کتاب مراجعه نمایند بلکه در این مجال برآنیم که موضع برخی فرقه های اصلی تصوف در مصر را نسبت به ایران بخصوص پس از انقلاب مصر وسرنگونی حسنی مبارک مورد بررسی قرار دهیم و مشاهده نماییم.

آیا جمهوری اسلامی ایران می‌تواند روی این فرقه‌های صوفیه که معروف به محبت اهل بیت (علیهم السلام) هستند و در امور دینی بیشتر اهل مدارا وتسامح می باشند؟ در مقابل وهابی‌ها و اخوانی‌ها در مصر حساب ویژه‌ای باز کند و سرمایه‌گذاری نماید یاخیر؟ لذا در ذیل به موضوع تشکیلات طریقت های صوفی در مصر، دخالت آنها درسیاست، موضع گیری آنها در خصوص انقلاب ۲۵ اکتبر وسرنگونی مبارک و نحوه تعامل برخی فرقه های معروف صوفی با ایران می‌پردازیم.

تصوف در مصر

اصولا تصوف در شمال افریقا و بخصوص در مصر دارای قواعد و چارچوب مشخصی در موضوع عقائد و افکار و سنت‌ها و اذکار نیست و انتقال ریاست یک فرقه از شیخ و مراد اصلی به دیگری از طریق وراثت می باشد لذا جریان صوفی به سرعت متکثر شده و فرقه های مختلف صوفیه به وجود می آیند و معمولا هر فرقه جدیدی که پا به عرصه وجود می گذارد، بدعتی را نیز در سنت ها و آداب و اذکار به وجود می آورد و این امر باعث گردیده انحرافات بسیاری در سنت‌ها و آداب مذهبی وعبادات آنها به وجود آید و این انحرافات نیز بهانه خوبی برای برخی فرقه‌های سلفی و اخوانی پدید آورده که آنها را بدعت گذار و خارج از اسلام بدانند به عنوان مثال در یکی از مراسم موالید چند سال قبل که در یکی از مساجد قاهره برپا شده بود حاضران از زن و مرد همراه با بیان اذکاری به رقص پرداخته بودند واین موضوع موجب عکس العمل‌های شدیدی در میان متدینین مصری و به خصوص وهابی‌ها و اخوانی‌ها گردید.

شورای عالی طریقت در مصر

در سال۱۹۷۶م شورای عالی طریقت های صوفی در مصر تشکیل شد و بر اساس قانونی که در شورای مزبور تصویب شد‘ اداره امور طریقت های صوفی را تشکیلاتی با عنوان « المشیخه العامه للطرق الصوفیه» عهده دار گردید . شیخ المشایخ طریقت‌ها از میان ده شیخ منتخب مشایخ طریقت‌ها انتخاب و با حکم رییس جمهور منصوب می شود شیخ المشایخ منتخب نیز همراه شورایی مرکب از ۵ عضو به عنوان نمایندگان وزارت خانه های کشور، اوقاف، فرهنگ، امور محلی و الازهر با عنوان شورای عالی بر امور طریقت ها نظارت می کند.[۱]

بدین ترتیب طریقت های صوفی به نوعی تحت اشراف شورای عالی و در واقع تحت اشراف دولت قرار دارد.

صوفی ها مصر و سیاست

اگر چه که از جمله اصول مهم فکری وعملی فرقه های صوفی در واقع دنیا گریزی و زهد است و لذا ورود به مسائل سیاسی وحکومتی که شعبه ی از دنیا طلبی می باشد همواره مورد مذمت صوفیان بوده است اما برخی طریقت های صوفیه مصر در دهه های اخیر سعی نموده اند که به نحوی وارد دنیای سیاست و حکومت شوند و برای آن نیز توجیهات خاص خود را دارند. شیخ «عصام محمد زکی ابراهیم»شیخ «عشیره محمدیه» در دفاع از رویکرد سیاسی صوفیان معتقد است کسانی که جریان تصوف را جدا از سیاست می بینند ‘ دچار اشتباه فاحش اند و به درستی ماهیت تصوف واهداف و رسالت آن را نمی شناسند. همچنین شیخ «عبد الهادی القصبی» شیخ طریقت «القصبیه» که در حال حاضر منصب «شیخ المشایخ» را برعهده دارد می گوید: نمی توان صوفیان را از مشارکت سیاسی و یا تلاش در جهت تامین حقوق سیاسی خود منع کرد. از طرفی دیگر شیخ “محمد علاء الدین ماضی ابوالعزایم” که از طرفداران ایران و شیخ طریقت “عزمیه” می باشد و حزب «تحریر مصر» را تاسیس نموده است مشارکت در تشکیل حزب سیاسی را رویارویی سیاسی با اخوان و جریان های سلفی دانسته و تاکید نموده که مشارکت سیاسی وحزبی هدف اولیه صوفیان نیست و این اقدام در واقع عکس العملی است به ورود جریان های سلفی واخوانی ها به فعالیت های حزبی وسیاسی‘ وی معتقد است اگر سلفی ها صاحب قدرت شوند می توانند تصمیم به تعطیل کردن مرکزیت مشایخ صوفیه یا حتی ممنوعیت فعالیت طریقت های صوفیه بگیرند.” [۲]

در همین راستا می توان به مشارکت فرقه های صوفی در انتخابات مجلس ورقابت برخی طریقت ها در دهه های اخیر برای فرستادن نماینده به مجلس مصر و اعلام تشکیل حزب سیاسی از جانب برخی فرقه ها مانند حزب«صوت الحریه» متعلق به طریقت «الرفاعیه» و «تحریر مصر» متعلق به طریقت «العزمیه» اشاره نمود.

انقلاب ۲۵ ینابیر و طریقت های صوفی

بر اساس اخبار و پژوهش های که در خصوص قیام مردم مصر بر ضد حکومت حسنی مبارک انجام گرفته می توان ادعا نمود که طریقت های صوفی موجود هیچ نقشی در این قیام نداشتند وشاید به عبارتی بتوان گفت: جریان های صوفی به دلیل آنکه شیخ المشایخ آن از طرف رییس جمهور منصوب می شود ضمن اعلام وفاداری به نظام حاکم‘ سعی نمودن در موضوع قیام مردم ضد حکومت حسنی مبارک موضع بی طرفانه ای داشته باشند. البته برخی از طریقت ها مانند طریقت «عزمیه» مدعی هستند که مشایخ صوفی وپیروان آنها در جریان انقلاب و به ویژه در تجمعات میدان التحریر و یا درکمیته های مردمی مشارکت داشته اند اگرچه که این مشارکت با عنوان رسمی نبوده است

شیخ محمد الشهاوی‘ شیخ طریقت «الشهاویه» نیز در باره سکوت وعدم موضعگیری صوفیان در جریان قیام مردم مصر گفته است که«سبب این سکوت آن است که صوفی ها به مقوله سیاست اهتمام ندارند»[۳]

ایران و طریقت های صوفی در مصر

برخی از تحلیگران حوزه فرهنگی وسیاسی معتقدند که با توجه به مشترکات ما(شیعیان) واهل تصوف در محبت اهل بیت(علیهم السلام) و همچنین روح تساهل وتسامح ومدارای که در افکار اهل تصوف دیده می شود بهتر است که ج.ا.ایران با عنایت به مشترکات وروح حاکم برتصوف به این جریان فکری در کشورهای اسلامی -بخصوص کشورهای مانند مصر که در آن جریان های سلفی تکفیری و اخوانی ها حضور دارند- توجه بیشتری نموده و روی آنها سرمایه گذاری نماید و ضمن ایجاد ارتباط بخصوص با شیوخ آنها از پتانسیل موجود در این جریان ها جهت مقابله با اسلام سلفی تکفیری استفاده نماید. اما با نگاهی به موضع گیری های برخی شیوخ این طریقت ها در خواهیم یافت که بیشتر آنها قابل اعتماد و سرمایه گذاری نیستند البته بیان این موضوع به معنای آن نیست که آنها را به طور کلی در سیاست ها و برنامه های خود نادیده بگیریم بلکه باید توجه داشت بازی با برگ آنها آنچنان که برخی می اندیشند نتیجه بخش نبوده ونخواهد بود و گاهی نتیجه عکس می دهد.

لذا این روزها در مصر مشاهده می کنیم که برخی از مشایخ این طریقت ها تحت تاثیر تبلیغات و دلارهای کشورهای خلیج فارس بخصوص عربستان و قطر‘ ایران را متهم می کنند که می خواهد از طریق ارتباط با جریان های صوفی موجود در مصر آنها را شیعه نماید و به نفع خود از آنها بهره برداری کند.

لازم به ذکر است که در مصر طریقت «العزمیه» از طریقت های طرفدار ایران می باشد که شیخ آن «علاء الدین ابو العزائم» قبل و بعد از سقوط حسنی مبارک سفرهای متعدد ی به ایران داشته است و ایران را کشوری قوی و مدافع منافع مسلمانان می داند و معتقد است که باید موانع موجود بر سر روابط دو جانبه ایران و مصر برداشته شود اگر چه دستگاه امنیتی مصر و سلفی ها مانع این کار هستند. و در جای دیگر عنوان می گوید: که موانع تحول در روابط ایران ومصر سه چیز است سلفی ها ‘ امریکا و عموم مردم. [۴]

اما در مقابل بیشتر جریان های صوفی و بخصوص “شیخ المشایخ” دکتر عبد الهادی القصبی که نماینده مجلس نیز می باشد مخالف ایجاد ارتباط با ایران است در همین رابطه «صلاح الدین حسن» در مقاله ای که با عنوان «لعبه »الشیطان الایرانی« لاختراق » بوابات القاهره ” منتشر کرده است ضمن اشاره به سفر خود به ایران مطالبی را ضد کشورمان بیان نموده و مدعی شده که بسیاری از طریقت ها صوفی مخالف ایران هستند از جمله در جای می گوید: «نمی توانیم بگویم که عموم جریان های صوفی مصر متمایل به ایران هستند بلکه برخی از آنها مخالف ارتباط با ایران می باشند به همین دلیل « عبدالهادی القصبی» شیخ مشایخ طریقت های صوفی موفق شد با تشکیل ائتلافی که تعدادی از دلتمردان طرفدار کشورهای حوزه خلیج فارس نیز پشتیبان آن هستند جبهه ای را در مقابل طرفداران ارتباط با ایران ایجاد نماید« طریقت های صوفی که از عبدالهادی حمایت می کنند ایران را متهم می نمایند که قصد دارد با استفاده از تبلیغات و پول در طریقت های صوفی نفوذ نماید از جمله مشایخ این جریان میتوان به الشیخ محمد الشهاوی ‘ شیخ طریقت الشهاویه اشاره نمود او می گوید: «ایران بعد از انقلاب ۲۰۱۱ مصر تلاش مضاعفی نمود تا در طریقت های صوفی نفوذ کند اما در این کار ناموفق بود و نتوانست جز در موارد محدودی به خواسته خود برسد. او در جای دیگر اشاره می کند که ما همواره نسبت به حضور شیعه هشدار داده ایم ومریدان طریقت ما جلوتر از مشایخ آن به ایران بغض وکینه می ورزند. او ادامه می دهد ایران با استفاده از پول و تبلیغات و شبکه های تلویزیونی تهاجم فکری وفرهنگی را برای نفوذ شروع نموده است “[۵]

«صلاح الدین حسن» در جای دیگر از مقاله اش مدعی می شود که «دکتر محمد ابوهاشم» شیخ طریقه هاشمیه خلوتیه احمدیه و رییس دانشکده اصول الدین «الزقازیق» در خصوص سمیناری که در آمریکا در خصوص اسلام تشکیل شده بود وبرخی از مشایخ نیز به آن دعوت شده بودند . گفته است که هدف از آن تلاش برای انتخاب مزدورانی به جهت دخول تشیع در مصر بوده است.[۶]

نتیجه گیری: همانطور که در قبل اشاره شد نباید در خصوص صوفی ها و اینکه آنها با ما مشترکاتی دارند دچار توهم شویم وگمان نماییم محبت اهل بیت (علیهم السلام) در میان آنها باعث می شود که طریقت های صوفی گرایش کاملی به سمت و سوی جمهوری اسلامی ایران ایران داشته باشند و به همین خاطر سرمایه گذاری بیش از حد روی آنها انجام دهیم باید توجه داشت که بیشتر طریقت های صوفی در مصر به دلیل نداشتن عمق دینی و فکری بیشتر به ظواهر و سنت های که به نوعی سرگرمی تبدیل شده تمسک جسته اند و انشعاب های پی در پی وتکثر طریقت ها که همراه با بدعت های جدید است از پیروان آنها جماعت های سطحی نگر ساخته که کمتر به اندیشه و تفکر پرداخته و به ندرت حاضرند برای معتقدات خود هزینه بپردازند.

ضمن اینکه بیشتر مشایخ آنها با دریافت پول های از عربستان و قطر آشکارا در جهت منافع آنها ودشمنی با ما قدم بر می دارند ضمن آنکه وهابی ها سعودی با تغییر روش پیشین خود که مبتنی بردوری از فرقه های متصوفه بود –زیرا آنها را بدعت گذار و خارج ازدین می دانستند- دراستراتژی جدید خود شروع به نزدیک شدن به این فرقه ها نموده اند وبرای جلب نظر آنها کمک های مالی خوبی نیز به آنها می کنند و در ماه های اخیر نیز خبرهای مبنی بر حضور برخی از کارکنان سفارت عربستان در جشن های صوفی ها در مصر به گوش می رسد. لذا ج.ا.ایران باید با هشیاری و زیرکی وبدون جلب توجه و برانگیختن حساسیت ها سعی نماید با شیوخ فرقه های که اصالت بیشتری دارند و ازلحاظ فکری و اعتقادی دارای عمق می باشند ارتباط برقرار کند و از نزدیک شدن به فرقه های جدید که پیروان چندانی ندارند و از لحاظ التزامات دینی نیز چندان مقید نیستند خودداری نماید.

[۱] -تصوف در شمال آفریقا‘ مجموعه مقالات‘ انتشارات الهدی‘ ۱۳۹۱‘ ص۹۴

[۲] – مرجع سابق ص۹۵

[۳] – مرجع سابق ص۱۰۲

[۴] – صلاح الدین حسن ‘ لعبه «الشیطان الایرانی» لاختراق « بوابات القاهره» البوابه نیوز ‘ص۱

[۵] – همان مرجع ص۲

[۶] -همان مرجع