سال دهم هجرى قمرى
محمد بن ابى بکر، از یاران وفادار و فداکار امام على بن ابى طالب(علیه السلام) بود. وى، در سفر معنوى و روحانى حجه الوداع، که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و اکثر اصحاب و پیروان آن حضرت،در سال دهم قمرى از مدینه منوره و سایر نواحى اسلامى عازم مکه معظمه شده بودند، در سرزمین “ذوالحلیفه”، یا “شجره” که بین راه مدینه و مکه و یکى از “میقات” پنجگانه است، در چند روز مانده به پایان ماه ذى قعده، از بانوى شریف و گرانقدرى بنام “اسماء بنت عمیس” دیده به جهان گشود.(۱)

علامه مجلسى، در این باره گفت: اسماء بنت عمیس در مکانى به نام “بیدا” و چهار روز مانده به آخر ذى قعده و در سفر حجه الوداع، محمد بن ابى بکر را به دنیا آورد.(۲) گفتنى است که اسماء بنت عمیس از زنان سابق الایمان بود و در سال هاى نخست ظهور اسلام، به پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) ایمان آورد و به همراه همسر دلیر و فداکارش حضرت جعفر بن ابى طالب(علیه السلام)، معرف به جعفر طیار، به حبشه هجرت کرد(۳) و پس از هجرت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به مدینه و تشکیل حکومت اسلامى، آنان نیز به مدینه هجرت کردند. در سال هشتم قمرى، جعفر بن ابى طالب(علیه السلام) در رأس سه هزار رزمنده سپاه اسلام در جنگ با رومیان متجاوز، در مکانى به نام “موته” شرکت کرد و در این جنگ نابرابر، بسیار ایستادگى کرد، تا این که دو دستش قطع شد و مظلومانه به شهادت رسید.

بر اساس حدیث صحیحى از پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم)، خداوند سبحان به جاى دو دست بریده او در جنگ موته، دو بال در بهشت به او عنایت مى کند تا با آن ها به هر کجا که خواهد، پرواز کند. بدین جهت از آن زمان به “جعفر طیار” معروف گردید.(۴) اسماء بنت عمیس، پس از شهادت جعفر طیار، با ابوبکر بن ابى قحافه ازدواج کرد و محمد بن ابى بکر را به دنیا آورد. پس از مرگ ابوبکر در جمادى الآخر سال سیزدهم قمرى، با امام على بن ابى طالب(علیه السلام) ازدواج کرد و از آن زمان، محمد بن ابى بکر را به همراه خویش به خانه امام على(علیه السلام) برد و از تربیت علوى و روحیه ستم ستیزى، وى را بهره مند نمود.

محمد بن ابى بکر در مبارزه با تبعیضات و ستم گرى هاى عثمان (خلیفه سوم راشدین) و عاملان او، به ویژه با عامل او در مصر، یعنى عبدالله بن سعد بن ابى سرح، بسیار ساعى بود.(۵) هم چنین در راه ایجاد و استمرار حکومت عدالت گستر حضرت على(علیه السلام)، بسیار جان فشانى کرد و در جنگ جمل در حمایت از آن حضرت، درست روبروى خواهر خویش عایشه بنت ابى بکر قرار گرفت.(۶) امام على(علیه السلام)، پس از پایان جنگ جمل، وى را به حکومت مصر منصوب کرد و طى نامه اى به اهالى مصر و خود محمد بن ابى بکر سفارش هاى ارزنده و آموزنده اى نمود.(۶)

محمد بن ابى بکر، پس از استقرار در مصر، با شایستگى تمام و وفادارى به آرمان هاى مقدس علوى، بر روش مولایش امیرمومنان(علیه السلام) حکومت کرد و با مخالفانش مبارزه نمود و سرانجام، در سال ۳۸ قمرى، در هجوم سراسرى سپاهیان شام به فرماندهى عمرو بن عاص، به دست معاویه بن حدیج به طرز فجیعى به شهادت رسید. امام على(علیه السلام) در شهادت وى بسیار متأثر و اندوهگین شد.(۸)

پی نوشتها:
۱- اعلاق النفیسه (ابن رسته)، ص ۲۰۲؛ تهذیب الأسماء (عبدالقادر بن محمد حنیفى)، ص ۱۷۴
۲- بحارالانوار (علامه مجلسى)، ج۹۹، ص ۳۴۹
۳- تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص ۳۸۸؛ فرازهایى از تاریخ پیامبر اسلام (جعفر سبحانى)، ص ۱۳۰
۴- فرازهایى از تاریخ پیامبر اسلام، ص ۴۱۵؛ تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص ۴۳۰
۵- أنساب الاشراف »ترجمه امیرالمومنین« (احمد بن یحیى بلاذرى)، ص ۲۹۳
۶- الأمالى (از سلسله تألیفات شیخ مفید، ج۱۳)، ص ۲۴
۷- همان، ص ۲۶۰؛ تحف العقول (ابن شعبه حرانى)، ص ۱۲۴
۸- أنساب الأشراف ترجمه امیرالمومنین، ص ۲۹۷؛ تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص ۶۱۵