سید حسن نصرالله با تاکیدبر ناکارامدی گنبد آهنین رژیم صهیونیستی در برابر توانمندی و امکانات مقاومت گفت ما فهرست کاملی از اهداف در فلسطین اشغالی از جمله تاسیسات هسته‌ای در اختیار داریم که در صورت جنگ‌افروزی تل‌آ‌ویو، آن را هدف قرار خواهیم داد.

به گزارش پرس شیعه؛ مصاحبه شبکه المیادین با سید حسن نصرالله در حساس‌ترین و مهمترین شرایط منطقه‌ای انجام شده است.

تحولات منطقه‌ای از جمله پرونده رژیم صهیونیستی و اخبار مربوط به آماده شدن این رژیم برای ماجراجویی جدید علیه لبنان و واکنش حزب الله به آن،دلایل واقعی تشدید خصومت‌ورزی رژیم آل سعود با مقاومت لبنان، پرونده سوریه و تحولات مربوط به آن از جمله جزئیات خروج بخشی از نظامیان روسی از آن، استراتژی و دیدگاه محور مقاومت درباره سوریه و شخص بشار اسد رئیس جمهوری این کشور و تحولات لبنان مهمترین محورهای این مصاحبه طولانی و مفصل را تشکیل می‌دهد.

غسان بن جدو مدیر شبکه المیادین در ابتدای مصاحبه اختصاصی با سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله به انجام این مصاحبه در شرایط حساس و مهم منطقه‌ای اشاره کرد. وی تاکید کرد حزب الله تنها گروه مقاوم و تنها گروه قدرتمند عرب است که در برابر رژیم صهیونیستی، بازدارندگی ایجاد کرده است.

بن جدو پیش از آغاز مصاحبه،‌مهمترین محورهای سئوالات خود از رهبر مقاومت لبنان را به طور خلاصه بیان کرد.

اولین بخش از مصاحبه سید حسن نصرالله به پرونده رژیم صهیونیستی اختصاص یافت و بن جدو اولین سئوال را چنین مطرح کرد: آیا اسرائیل برای جنگ جدید آماده می‌شود؟

سید حسن نصرالله پیش از پاسخ به این سئوال گفت : ابتدا لازم می‌دانم بگویم که به این نسل از مادران افتخار می‌کنم، مادرانی در سن سی و چهل سال، جگرگوشه‌های خود را تقدیم کردند این نسل از مادران، سازنده اساسی هستند که در به دست آمدن پیروزی‌های مقاومت مشارکت داشته‌اند و بر تربیت پاک اصیل برای تولید این نسل تکیه می‌کنیم، سلاح اول ما پس از توکل بر خداوند، جوانان ما هستند.

متن سخنان سید حسن نصرالله در پاسخ به سئوالات بن جدو

این مسئله(آماده شدن رژیم صهیونیستی برای جنگ علیه لبنان)طی روزهای اخیر در رسانه‌ها مطرح شده است،‌من جنگ اسرائیل حداقل در آینده نزدیک را بعید می‌دانم، داده‌ها، وقایع و تحلیل‌ها نشان می‌دهد که جنگ اسرائیل در آینده نزدیک بعید است.معتقدم اسرائیل بدون موافقت و چراغ سبز آمریکا هرگز دست به جنگ جدید نخواهد زد، تجارب گذشته این مسئله را مورد تاکید قرار می‌‌دهد.

جنگ جولای بنا به درخواست آمریکا و با اراده شخص جرج بوش رئیس جمهوری آمریکا با هدف تغییر خاورمیانه و ایجاد خاورمیانه جدید صورت گرفت، اسرائیل هرگز جنگی را بدون اجازه آمریکا به راه نخواهد انداخت، ما بعید می‌دانیم که دولت اوباما اجازه جنگ را به اسرائیل بدهد، زیرا دولتی است که ماموریت آن رو به اتمام است و هر جنگ اسرائیلی علیه لبنان، ماجراجویی با نتایج و پیامدهای نامعلوم است.

مقاومت از طریق آمادگی و نگرش و میدان و موضع خود، اسرائیل را وادار کرده است که مطمئن شود که هر جنگی که علیه لبنان به راه اندازد، هزینه‌های بسیار سنگین خواهد داشت، اسرائیل باید فواید و هزینه‌های را ارزیابی و مقایسه کند، هزینه‌ها یعنی خسارت‌های انسانی، اسرائیل به حفظ جان شهرک‌نشینان پایبند است و این نقطه ضعفی است که می‌توان از آن استفاده کرد، اسرائیلی‌ها می‌دانند که رزمندگان مقامت موشک‌های موثری دراختیار دارند که می‌تواند به هر نقطه از فلسطین اشغالی برسد.

ما از جنگی حرف می‌زنیم که در آن از کشور و مردم خود دفاع می‌کنیم، یعنی ما در صورتی که جنگی علیه ما به راه افتد، از خود دفاع می‌کنیم، اسرائیل می‌”وید می‌خواهد زیرساخت‌های لبنان را در هم بکوبد و لبنان را ۳۰۰ سال به عقب برگرداند، ما تاکید می‌کنیم که ضعیف نیستیم.

مشکل فقط مربوط به مخازن آمونیاک در حیفا نیست، به نظر می‌رسد اسرائیل تضمین‌های بین المللی و عربی دریافت کرده است،اسرائیل کارخانه‌های پتروشیمی و کارخانه‌های دارای ماهیت بیولوژیکی و نیروگاه‌های اتمی ساخته‌ است، انبارهای کلاهک‌های هسته‌ای و کارخانه‌ها و نیروگاه‌ها در داخل شهرها یا در کنار آن قرار دارد و برخی از آنها به شهرهای اسرائیلی چسبیده است، در صورتی که اسرائیل بخواهد زیرساخت‌های ما را ویران کند، تمام این اماکن اهداف ما خواهد بود، ما حق داریم که هر هدفی را که بتواند دشمن را از تجاوز بازبدارد، هدف حمله قرار دهیم.

باید فرض کنیم که اگر ما این اهداف را مورد حمله قرار دهیم، رژیم صهیونیستی به کجا بازخواهد گشت، وقتی این مراکز در داخل شهرها باشد، ما حق داریم که شهرها را در صورت تجاوز اسرائیل موشک‌باران کنیم، در این صورت اسرائیل دست به محاسبه خواهد زد.

ما فهرست کاملی از کارخانه‌ها، انبارها، مخازان و مراکز و نقشه دقیق آن را در اختیار داریم و با وجود امکاناتی که مقاومت در اختیار دارد، اسرائیل هیچ سودی از جنگ نخواهد برد و به همین سبب این رژیم این نکته را می‌ داند که هزینه جنگ خیلی سنگین است.

هر جنگی که علیه لبنان به راه افتد، ما بدون هر گونه حد و مرز و بدون هرگونه خطوط قرمزی با آن مقابله خواهیم کرد، مقاومت هدف هجمه اسرائیل و رژیم‌های عربی قرار گرفته است و ما بعد از توکل بر خداوند با جدیت تلاش می‌کنیم و البته جنگ را بعید می‌دانیم، با این حال در صورت بروز جنگ، قادر هستیم هر هدفی را در داخل فلسطین اشغالی مورد حمله قرار دهیم.

مراکز بیولوژیکی در اسرائیل وجود دارند که هر چه را که رژیم نیاز دارد یا صادر می‌کند، تولید می‌کنند، هنگامی که به این رژیم نگاه می‌کنم، می‌گویم که آنها می‌دانند که حکومت‌های عربی موشک‌های دقیقی در اختیار دارند، اسرائیلی‌ها چگونه نیروگاه و کارخانه‌ها را داخل شهرها ساختند، چگونه آنها را در داخل شهرها احداث کردند؟ من آن را جز این‌که برخی رژیم‌های عربی تضمین‌هایی را در این زمینه به اسرائیل داده‌‌اند(که با موشک‌هایشان هرگز اسرائیل را هدف قرار نخواهند داد)، چیز دیگری نمی‌دانم.

ما هیچ تضمین امنیتی به دشمن نمی‌دهیم، بلکه به دشمن می‌گوییم دست به تجاوز نزند، هنگامی که از توانمندی‌هایمان سخن می‌گویم، در این زمینه واضح و شفاف هستیم،‌ما می‌خواهیم از کشور و مردم خود محافظت کنیم. هیچ یک از ما تضمین نمی‌‌دهد، ما در جایگاه مبادله نامه با دشمن اسرائیلی نیستیم و اعتنایی هم به آن نمی‌کنیم، معادله ما واضح و آشکار است، هرگونه تجاوز به لبنان را با واکنش مناسب پاسخ خواهیم داد.

من نمی‌خواهم از ماهیت سلاح‌های مقاومت پرده برداریم، ولی حق مقاومت و ارتش لبنان و ملت و ارتش‌های منطقه است که سلاح‌هایی را در اختیار داشته باشند که از وجود و حاکمیت خود دفاع کنند، چطور نتانیاهو حق دارد سلاح هسته‌ای در اختیار داشته باشد، ولی ما حق داشتن سلاح برای دفاع از خود را نداشته باشیم؟

از سال ۲۰۰۶ همواره از رزمایش‌ها و آمادگی و آموزش که تازگی ندارد، سخن گفته می‌شود، اسرائیلی‌ها پس از جنگ جولای، کمیته وینوگراد را تشکیل دادند و برای پر کردن شکاف‌ها تلاش کردند و این حقیقت را فهمیدند که ارتش آنها قدرت شرکت در هیچ جنگی را ندارد، برخی گمان می‌کنند که حزب‌الله سرگرم سوریه است، در حالی که ما تیمی داریم که فقط درباره مسئله اسرائیل کار می‌کنند و تمام آنچه را اسرائیل می‌گوید، رصد می‌کنند.

رژیم اسرائیل هرگز وارد جنگ نخواهد شد، تنها ممکن است دست به عملیات نظامی و حمله به برخی اهداف بزند و گمان می‌کند که مقاومت هرگز پاسخ نخواهد داد، ممکن است بر فضاهای داخلی لبنان حساب باز کرده باشد یا تصور کند که در صورت حمله، با واکنش و پاسخ ضعیف و غیر متناسب روبرو خواهد شد به همین سبب به دنبال اهداف جدیدی چه نظامی یا انسانی است تا به آن حمله کند، و این مسئله را نبرد بین جنگ‌ها می‌گویند.

اکنون کسانی در رژیم اسرائیل هستند که به این شیوه می‌اندیشند، ولی من به آنها می‌گویم شما در اشتباه هستید، ما هرگز چنین نوعی از نبرد را نخواهیم پذیرفت و هیچ راه حل میانه‌ای را قبول نخواهیم کرد. از زمانی که رژیم شکل گرفت، طی سال‌های ۱۹۸۴ تا ۲۰۰۰ و از ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۶ دست به تجاوز به لبنان زد، ولی از ۱۴ آگوست ۲۰۰۶ تا امروز، لبنان امن بوده است، امروز ارتش، ملت و مقاومت دستاورد بزرگی کسب کرده‌اند که نمی‌خواهیم آن را از دست بدهیم و هرگز اجازه نخواهیم داد که اسرائیل بیاید و معادله‌ جدیدی را بیاورد، هر گامی از سوی دشمن، ماجراجویی‌ بی‌هدفی قلمداد می‌شود، ما هرگز تسلیم نخواهیم شد و واکنش ما به هر تجاوزی در راستای حمایت از کشورمان خواهد بود و اسرائیل باید انتظار هر چیزی را از ما داشته باشد.

اسرائیل شب و روز به آسمان لبنان تجاوز می‌کند و حریم هوایی آن را نقض می‌کند، تا کی می‌توان در این زمینه سکوت کرد، این موضوع دو بعد دارد، بعد اولف بعد حاکمیت و بعد دوم که مهمتر است، موضوع امنیتی است، اکنون لبنانی‌ها به مسئله اینترنت غیرقانونی مشغول هستند که باید از زاویه امنیتی و نه فقط از زاویه مالی و اقتصادی به آن نگاه کرد، تجاوز هواپیماهای جاسوسی دشمن به حریم هوایی لبنان خطرناک‌تر از رخنه به اینترنت است.

دولت لبنان مسئولیت دارد با این مسئله مقابله کند، محکومیت کافی نیست. ادامه حملات هواپیماهای جاسوسی دشمن نوعی آماده‌سازی برای هر تجاوز است باید سلاح‌هایی را که ارتش بتواند این هواپیماها را سرنگون کند، در اختیارش قرار داد، اما این مسئله(از نظر حامیان اسرائیل)، ممنوع است، ولی ما به عنوان مقاومت می‌توانیم در این زمینه راه حلی برای ارتش پیدا کنیم.

ما احدی را به چیزی ملزم نمی‌کنیم، ما از کشور خود صحبت می‌کنیم و دیدگاهمان واضح و روشن است، همواره تاکید می‌کنم که همپیمانان خود را به چیزی ملزم نمی‌کنیم، اسرائیلی‌ها دست به حمله علیه لبنان نخواهند زد، زیرا کودن و احمق نیستند.

ما به این مسئله اهتمام نداریم که پیام‌هایی را خواه تهدید یا اطمینان‌بخشی باشد، دریافت کنیم، دولت‌های عربی به دولت لبنان اطمینان می‌دهند، نشست سه‌جانبه‌ای که در الناقوره(در جنوب لبنان) برگزار می‌شود، این مسئله را بررسی می‌کند، اسرائیل در جنگ جولای از پوشش و حمایت عربی و اسرائیلی بهره‌مند بود و هیچ بیانیه‌ای در محکومیت این رژیم صادر نشد، اسرائیلی‌ها با جنگ‌های جولای و غزه گفتند که مقامات برخی کشورهای عربی از آنها درخواست کردند که جنگ را متوقف نکنند، اسرائیل تمایلات و خواسته‌های برخی رژیم‌های عربی را می‌داند، فایده اظهارنظر علنی، مسئله روانی است، ولی منافع این رژیم و موافقت آمریکا، این رژیم را به جنگ وا می‌دارد و منتظر پوشش عربی هم نمی‌ماند.

هنگامی که از موضوع اسرائیل حرف می‌زنیم، مقامت لبنان و فلسطین در صحنه حاضر هستند، سوریه، عراق، ایران و بخش‌هایی از ملت‌های عربی و اسلامی و آزادگان جهان در کنار ما هستند، باور و فرهنگ و وجدان آنها همچنان با مقاومت است. آنها هم بخشی از محور فعالیت هستند، برخی تحلیلگران سیاسی می‌گویند که روسیه با اسرائیل ارتباط دارد، روسیه کشور بزرگی است و یکی از قدرت‌های بزرگی است که روابط و منافعی با قدرت‌های منطقه‌ای دارد،‌ولی ما روسیه را بخشی از محور مقاومت طبقه‌بندی نمی‌کنیم و خود روسیه هم، خود را این‌گونه طبقه‌بندی نمی‌کند، ولی در سوریه، ما، ایران و روسیه در یک جایگاه و موقعیت قرار داریم و در کل نبرد، ارتباطات میان ما در جبهه‌های مختلف وجود دارد و ما خود را در یک جایگاه واحد می‌دانیم.

برخی در جهان تصور می‌کنند که تصمیم روسیه برای آمدن به سوریه، غافلگیرکننده بود، ولی این مسئله با رهبران سوریه و ایران مورد بررسی قرار گرفته بود و ما هم از این مسائل مطلع بودیم، پوتین هنگامی که تصمیم خود را برای ورود به صحنه نبرد گرفت، تصمیم غافلگیرکننده‌ای برای ایران یا سوریه نبود، بلکه این تصمیم در بالاترین سطوح گرفته شد.

بحث و رایزنی‌ها میان سه کشور(ایران، روسیه و سوریه) در سطوح رهبران عالی و وزارتخانه‌های خارجه و روسای ستادهای مشترک ارتش انجام شد و کمیته عملیات اضطراری در بغداد با حضور نمایندگانی از عراق، روسیه، ایران و سوریه تشکیل شد. نظر ما را هم جویا شدند و ما هم یکی از طرف‌های رایزنی‌ها بودیم، ایران و سوریه در این زمینه با ما رایزنی می‌کردند، تماس مستقیمی با روسیه وجود داشت، ولی ما وارد بحث و بررسی‌های نظامی سیاسی استراتژیک با روس‌ها نشدیم، ما نقش کمکی داریم و بیش از هم ادعایی نداریم.

عقب نشینی روسیه از سوریه، تقریبا محدود است، نیروهای روسیه در چارچوب دیدگاه نظامی مشخصی برای بازپس‌گیری مناطق و تغییر معادله و همراهی با عملیات ارتش سوریه و همپیمانانش وارد سوریه شدند، ولی هنگامی که ترکیه، جنگنده روسی را سرنگون کرد، روسیه تهدید کرد از نقض حریم هوایی سوریه توسط هر جنگنده ترکیه‌ای جلوگیری خواهد کرد و به آن پاسخ خواهد داد، احتمال بروز درگیری میان ترکیه و روسیه وجود داشت و این مسئله روسیه را بر آن داشت تا نیروی نظامی به سوریه اعزام کند که قبلا قرار نبود چنین نیروهایی اعزام شوند، ترک‌ها به ضوابط روس‌ها پایبند شدند و این مسئله حل و فصل و آرام شد و و دیگر نیازی به باقی ماندن این نیروهای روسی نبود.

به تمام کسانی که نگران شدند، می‌گویم آنچه میدان سوریه به نیروی هوایی روسیه نیاز دارد، وجود دارد و پوتین(رئیس جمهور روسیه) هم اعلام کرد در صورتی که نیاز به اعزام نیروی هوایی باشد، ما ظرف تنها چند ساعت این کار را انجام خواهیم داد، بلکه با ما درباره این مسئله رایزنی صورت نگرفت، ولی پیش از انجام چنین کاری، ما در جریان آن قرار گرفتیم.

ایران و همچنین رهبری سوریه خواهان حل سیاسی بحران سوریه هستند، ولی طرف دیگر(حامیان گروه‌های تروریستی) به شدت این مسئله را رد می‌کند، آمریکایی به خاطر ناتوانی و شکست خود و همپیمانانشان در سوریه یقین پیدا کرده‌اند که با شیوه‌ها و وسایل نظامی نمی‌توانند به راه حلی در سوریه برسند و جایگزین آن، داعش و النصره است.

آمریکا خواهان آن حل سیاسی در سوریه است که اهداف خود و همپیمانانش را محقق کند، این هدف، تغییر نظام سوریه و سیطره بر سوریه است تا این کشور دولت وابسته به آمریکا شود، نبرد درباره شخص رئیس جمهور است، آنها می‌خواهند آنچه را که در جنگ از به دست آوردنش عاجز بودند، از راه صلح و سیاسی به دست آورند، حل سیاسی یعنی دستیابی به راهی که زیرساخت‌های اساسی نظام را حفظ کند.

این درست نیست که بیگانگان بخواهند راه حل سیاسی را بر سوریه تحمیل و دیکته کنند، بلکه باید به خود سوری‌ها واگذار کنند تا خود تصمیم بگیرند، ترک‌ها ممکن است واقع‌گراتر از سعودی‌ها در قبال شرط کناره‌گیری رئیس جمهور بشار اسد باشند. آنکه مانع هرگونه پیشرفت در حل سیاسی سوریه است، عربستان سعودی است که امور را پیچده می‌کند و سقف شروط را بالا می‌برد، عربستان سعودی خواهان آغاز روند سیاسی در سوریه نیست.

عراق نتوانست در خصوص تصمیم شورای همکاری تعارف و مماشات کند، زیرا خود این کشور هم هدف این شورا بود . تصمیم شورای همکاری(خلیج فارس) در توصیف حزب الله به عنوان تروریست، یک تصمیم سعودی بود و دیگران به آن رضایت دارند، چرا که عربستان سعودی قدرت پول، رسانه و فتوا یعنی تکفیر دینی در اختیار دارد و تکفیری‌ها هر کس را که با عربستان سعودی مخالفت کند، تهدید می‌کنند.

در حقیقت کسانی که ما را تروریست خوانده‌اند، خود تروریست هستند، آل سعود و نه عربستان، تروریست هستند، ما امیدوار بودیم که کشورهای عربی در این زمینه موضع می‌گرفتند.

عربستان سعودی پول‌های زیادی در لبنان برای اجرای طرح خود از سال ۲۰۰۵ هزینه کرده تا مقاومت را نابود کند، در جنگ ۲۰۰۶، عربستان سعودی برای ادامه جنگ و رسیدن به اهدافش تلاش کرد، ما در این زمینه اطلاعات و اسناد لازم را در اختیار داریم، ما از جزئیات یک هفته مذاکرات(سعودی‌ها) در شورای امنیت اطلاع داریم.

طرح سعودی‌ها در سوریه شکست خورده است، در عراق هم شکست خورده‌اند، آنها در یمن هم شکست خورده‌‌اند، سعودی برای از بین بردن نظام ایران، ۲۰۰ میلیارد دلار در جنگ صدام علیه ایران هزینه کرد. جنگ سعودی علیه ایران ربطی به تشیع ندارد، مشکل سعودی با شاه به این خاطر بود که عربستان سعودی جایی در طرح آمریکا نداشت(می‌خواست جای رژیم شاه را در طرح‌های آمریکا بگیرد)، آل سعود جنگ علیه ایران را به راه انداخت و رژیم عراق فقط ابزار اجرای آن بود.

شکست دیگری که همه دنیا به آن واقف هستند، این بود که رژیم سعودی تلاش کرد تا توافق هسته‌ای شکل نگیرد، هنگامی که این توافق محقق شد، برای جلوگیری از امضای آن تلاش کرد، رژیم سعودی همچنان تلاش خواهد کرد تا این توافق اجرا نشود.

حزب الله صاحب جایگاه و موقعیت در میان اعراب و جهان اسلام است، رژیم سعودی هرگز تحمل نمی‌کند که کسی از آن انتقاد کند، جرم شیخ نمر چه بود، او فقط از این رژیم انتقاد می‌کرد، از وزیر خارجه لبنان به خاطر مواضعش قدردانی می‌کنم، رژیم سعودی تحمل مخالفت و انتقاد را ندارد، این رژیم از کلمه حق می‌ترسد و در نتیجه می‌خواهد حزب الله را ساکت کند و به اقداماتی دست زده است از جمله فشار بر لبنانی‌ها و ما را در فهرست تروریسم خود قرار داد.

تمام آنچه در موضوع بحرین گفته شده به این‌که حزب الله به تسلیح افراد در بحرین اقدام کرده، اتهام دروغین است، ما هرگز سلاحی به بحرین نفرستاده‌ایم، ما( آن طور که رژیم خلیفه ادعا می‌کند)، هرگز هیچ هسته‌‌ای را در بحرین تشکیل نداده و آموزش نداده‌ ایم، اگر چنین کاری می‌کردیم، الان وضع خیلی فرق می‌کرد، ما همواره ملت بحرین را به شیوه مسالمت‌آمیز و تبعیت از علما دعوت کرده‌ایم، ما هرگز در امور بحرین دخالت نکرده‌ و نخواهیم کرد و چنین اتهاماتی به حزب‌الله، بی‌اساس، دروغ و ظالمانه است و اگر تصمیمات عربی بر اساس چنین مسائل دروغی گرفته شده باشد، تصمیم باطلی است، به وزیران خارجه و کشور عرب می‌گویم امور را به دقت بررسی کنند.

ما در منطقه همه را به گفت‌وگو و حل سیاسی دعوت می‌کنیم، ما خواهان برخورد و درگیری با هیچ کس نیستیم، ما درمنطقه مرزی با اسرائیل می‌جنگیم، کسانی برای هدف قراردادن محور مقاومت وارد لبنان شدند و ما مجبور شدیم برای مقابله به سوریه برویم.

عربستان سعودی خواستار گفت‌وگو نیست، ایرانی‌ها همواره خواهان گفت‌وگو با سعودی‌ها بوده‌اند، ظریف در اولین کنفرانس مطبوعاتی گفت خواهان گفت‌وگو با سوریه است و حتی درخواست کرد به عربستان سعودی سفر کند، ولی زمانی برای سفر وی مشخص نکردند، عربستان سعودی نه خواهان گفت‌وگو با ایران است نه با سوریه و نه با حزب الله.

حکومت سعودی وقتی شکست‌های سنگینی در منطقه متحمل شده‌ است، آیا با توجه به موضع ضعف خود گفت‌وگو خواهد کرد؟ ما خواهان گفت‌وگو هستم، ولی مشکل این است که رژیم سعودی، با اوج خشم و غضبی که دارد به جنگ با حزب الله روی آورده است.

ما امیدواریم که هیچ کس، مردم را مسئول نداند، چند روز پیش گفته شد گروهی در کویت بازداشت شدند که به قاچاق مواد مخدر دست می‌زدند، این اتهام بی‌اساس است، آنها اتهاماتی را به مردم مظلوم نسبت می‌دهند، زیرا این اتهام زنی بخشی از چارچوب جنگ آنهاست، اعراب در جاهیت صرف هم دست به چنین کارهایی(که رژیم آل سعود انجام می‌دهد) نمی‌زدند.

روابط منحصر به فرد و حسنه‌ای با تمام گروه‌های فلسطینی داریم، منشاء این رابطه این است که این گروه‌ها موضع واضح و قاطعی در برابر اسرائیل دارند.

ائتلاف‌های ما بر اساس سیاسی است نه بر اساس دینی یا فکری و جریان هشت مارس هم بر این اساس شکل گرفت، برخی گروه‌های سیاسی ملی عربی از برخی کسانی که به ظاهر اسلام‌گرا هستند، به ما نزدیک‌تر هستند.

سعد الحریری(رئیس جریان المستقبل) از همان روز نخست بازگشت به لبنان، هجمه به حزب الله را آغاز کرد، گفت‌وگو میان حزب‌الله و المستقبل همچنان ادامه دارد، ولی ما نتیجه مثبتی در این گفت‌وگو ندیده‌ایم، آنها تلاش می‌کنند وضع لبنان و خواسته‌های سعودی را در یک ردیف قرار دهند(سرنوشت لبنان را به تحقق خواسته‌های سعودی مرتبط کنند)

اگر موفقیت گفت‌وگو میان حزب الله و المستقبل به دیدار با رئیس سعدالحریری نیاز داشته باشد، من برای این کار آماده‌ام، هر دیداری که نتیجه سیاسی از آن محقق شود، برادران ما در حال دیدار و بحث و بررسی(با اعضای المستقبل) هستند. در موضوع ریاست جمهوری و همچنین قانون انتخابات، امور به بن بست رسیده استف مشکلی که نامش مشارکت واقعی است، وجود دارد در حالی که این کشور تنها بر اساس مشارکت و همکاری ساخته می‌شود، راه حل عادلانه و حقیقی که وزن و جایگاه مردم را به آنها خواهد داد، قانون نسبیت است.

نسبیت از نظر جریان المستقبل، خط قرمز غیر قابل بررسی است، تمام قوانین انتخاباتی موجود بیانگر حجم و وزن واقعی گروه‌ها و جریان‌های سیاسی نیست.

ما موضع واضح و مشخصی در خصوص نامزد ریاست جمهوری داریم، نامزد ما مشخص است و از وی حمایت کرده و همچنان از انتخاب وی حمایت می‌کنیم.

مسئولان حزب القوات(به ریاست سمیر جعجع) حقیقت رابطه با جنبش امل و نبیه بری را می‌دانند، آنها به دنبال ایجاد مشکل میان ما و جریان ملی آزاد هستند.

اگر به پارلمان برویم، مشخص است که هرگز عون انتخاب نخواهد شد، آرای فراکسیون نبیه بری معادله را تغییر داد، رابطه ما با نبیه بری مبتنی بر اعمال فشار نیست، ما این را مسئولیت خود می‌دانیم که فرنجیه هرگز رئیس جمهور نخواهد شد، زیرا به نامزدی میشل عون پایبندیم، من از نظر اخلاقی در تنگنا نیستم، بلکه از نظر اخلاقی پایبند هستم.

رابطه ما با نبیه بری مبتنی بر احترام است، ما درباره اداره اختلافات میان یکدیگر تفاهم داریم، هیچ مشکلی با جنبش امل رخ نخواهد داد، ما به موضع خود پایبندیم و تمام کاری که بتوانیم انجام دهیم تا میشل عون را به ریاست جمهوری برسانیم، انجام داده و همچنان انجام خواهیم داد.

ما تعهد روشنی داریم، تا زمانی که میشل عون می‌گوید نامزد ریاست جمهوری است، ما با او خواهیم بود، ما خواهان رئیس جمهوری قدرتمندی هستیم که با پول خریده نشود و از رسانه‌ها نترسد و مرعوب عربستان سعودی و قدرت‌های بین‌المللی و منطقه‌ای نشود، فرنجیه هم فردی است که شایستگی ریاست جمهوری را دارد و ما به وی اعتماد داریم، او همپیمان و دوست ما است.

ما نیاز به هوشیاری و پیگیری امنیتی دقیق داریم، لبنان همواره نیازمند استحکام و تقویت وضع امنیتی خود است.

از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در ایران که امام خمینی(ره) رهبری را برعهده داشتند، جریان‌های سیاسی دارای دیدگاه‌های متفاوت از جمله در موضوع اقتصادی و سیاست‌های خارجی وجود داشتند، ولی در زمینه مسئله فلسطین و مقاومت بر ضد اشغالگران اسرائیلی، هیچ اختلافی میان این جریان‌ها وجود ندارد بلکه در سطح سیاسی در این زمینه و دیدگاه عقیدتی، اجماع وجود دارد، روابط مستحکم و قدیمی و دوستانه میان حزب الله و رهبران مختلف جریان‌ها در ایران وجود دارد، برای ما ایران حامی مسئله فلسطین اهمیت دارد.

روابط ما با روحانی، از قدیم وجود داشته و رابطه قدیمی است، جمهوری اسلامی ایران در سطح نظام و رهبری و دولت برای جنبش‌های مقاومت به ویژه حزب الله ارزش قائل است و شکی در این زمینه وجود ندارد، من پس از انتخاب دکتر حسن روحانی در سفری به ایران با وی دیدار کردم، دیداری طولانی بود که طی آن بر رابطه قدیمی میان یکدیگر تاکید کردیم.

تمام آنچه درباره عقب نشینی ما از سوریه گفته می‌شود، بی‌اساس است، باقی ماندن ما در سوریه مرتبط با هدف است، ما در جلوگیری از افتادن سوریه به دست داعش و جبهه النصره سهیم بودیم،.

این گروه‌‌های مسلح هرگز خواهان انتخابات و دموکراسی نیستند و کسانی که را در پای صندوق‌های رای حاضر شوند، تکفیر می‌کنند، اگر سوریه به دست داعش و النصره بفتد، هم سوریه از بین می‌رود و هم لبنان.

ما به خاطر این هدف به سوریه رفتیم و تا زمانی که این هدف اقتضا کند و به ما نیاز داشته باشد، آنجا که باید باشیم، خواهیم بود.

ما حزب الله هستیم و وظیفه و سرنوشت ما و سرنوشت برادرانمان در سوریه یکی است، ما خواهان مهار خونریزی در سوریه هستیم و این‌که برخی مطالبات بر حق معارضان هم محقق شود، ما از گزینه نظامی به عنوان راه حل استفاده نمی‌کنیم.