باورهاى دینى و اعتقادات مذهبى، و در صدر آنها، ایمان به خداوند سبحان، مؤثّرترین و اصلى ‏ترین داروهاى اندوه و نگرانى اند.

به گزارش پرس شیعه؛ عقیده و باور، مرحله ‏اى بالاتر از معرفت و شناخت حقایق است. ممکن است حقیقتى را انسان بداند، ولى باور نداشته باشد، مثل این که همه مى‏ دانند که از انسانِ مرده، کارى ساخته نیست؛ ولى کمتر کسى است که از مرده نترسد و حاضر شود حتّى یک شب کنار همسر مرده‏ اش استراحت کند، در حالى که مرده‏ شور، به سادگى در کنار مرده‏ ها استراحت مى‏ کند؛ چون شناخت و آگاهى او در این زمینه، به باور تبدیل شده است.

معارف عقلى و شناخت‏ هاى ذهنى، هنگامى به باور تبدیل مى‏ شوند که وارد قلب گردند و با روح و جان انسان پیوند بخورند. تا وقتى که انسان، حقیقتى را باور نکند، در زندگى او مؤثّر نخواهد بود. از این رو، شناخت‏ هاى چهارگانه‏ اى که پیش از این تحت عنوانِ «درمان‏ هاى معرفتى» مطرح شدند، تنها در صورتى مى‏ توانند نگرانى‏ هاى انسان را درمان کنند که به باور و عقیده و ایمان تبدیل شوند.

* ایمان به خداى سبحان‏

باورهاى دینى و اعتقادات مذهبى، و در صدر آنها، ایمان به خداوند سبحان، مؤثّرترین و اصلى‏ ترین داروهاى اندوه و نگرانى اند.

در روایتى از امام على علیه السلام نقل شده که فرمود:نِعمَ طارِدُ الهَمِّ الیَقینُ.

بهترین دور کننده اندوه، یقین است.

* ایمان به تقدیر الهى‏

یکى از شاخه‏ هاى ایمان به خداى یگانه، ایمان به تقدیر حکیمانه اوست. شخص مؤمن، باور دارد که همه امور زندگى او بر پایه تقدیر الهى و حکمت و مصلحت است. کسى که این واقعیت را باور داشته باشد، براى چیزى که نصیب او نشده و یا از دست داده، غصّه نمى‏ خورد، چنان که امام صادق علیه السلام مى‏ فرماید:

إن کانَ کُلُّ شَى‏ءٍ بِقَضاءٍ مِنَ اللَّهِ وقَدَرِهِ، فَالحُزنُ لِماذا؟!

اگر همه چیزها با قضا و قدر خداوند است، پس اندوه براى چه؟!

* ایمان به آخرت‏

یکى دیگر از شاخه‏ هاى ایمان به توحید، ایمان به آخرت و زندگى پس از مرگ است. کسى که حقیقتاً خداشناس باشد، مى‏ داند که حکمت و عدل الهى، ایجاب مى‏ کند که مرگ، نقطه پایان زندگىِ انسان‏هاى نیکوکار و تبهکار نباشد؛ زیرا در غیر این صورت، نه تنها عدالتى در جهان آفرینش وجود ندارد، بلکه اصولًا آفرینش انسان، بیهوده است.

شخص موحّد، باور دارد که مرگ، انتقال از جهانى به جهان دیگر است؛ جهانى که براى انسان‏ هاى نیکوکار، سراسر شادى است و مطلقاً غم و اندوهى در آن نیست، و تلخى‏ ها و محرومیت‏ هاى دنیوى، به بهترین وجه در حیات اخرى جبران خواهند شد. لذا محرومیت‏ ها او را اندوهناک نمى‏ کنند، چنان که در روایتى از پیامبر صلى الله علیه و آله مى‏ خوانیم:لَو تَعلَمونَ ما ذُخِرَ لَکُم ما حَزِنتُم عَلى‏ ما زُوِیَ عَنکُم.

اگر از آنچه برایتان اندوخته شده، باخبر بودید، براى آنچه از شما بازداشته شده، اندوهگین نمى‏ شدید.

بر اساس آنچه در این روشِ درمانى گذشت، خداباورى و باورهاى منشعب از آن (بویژه ایمان به مقدّرات الهى و زندگى پس از مرگ)، مهم‏ترین نقش را در زدودن غم‏ هاى منفى از دل‏ هاى غمگین دارند.

*درمان‏هاى اخلاقى‏

نخستین اقدامى که براى درمان اخلاقىِ بیمارى اندوه، ضرورى است، مبارزه با خصلت‏ هایى است که موجب ابتلاى انسان به این بیمارى مى‏ شوند- که پس از این به آنها اشاره مى‏ شود-. پس از این اقدام، آراستن جان، به شمارى از صفات شایسته، موجب ریشه کن شدن این بیمارى مى‏ شود. این صفات، عبارت اند از:

دل بسته نبودن به دنیا

زُهد، یا دلبستگى نداشتن به دنیا و لذایذ مادّى، درمانِ بخش عمده ‏اى از غصّه‏ هاى زندگى است. به وجود آمدن بسیارى از نگرانى‏ ها، به دلیل دلبستگى شدید ما به دنیاست. هر چه انسان، دل‏بستگىِ بیشترى نسبت به امور مادّى داشته باشد، نگرانى‏ هاى از دست دادن آنها، بیشتر او را آزار مى‏ دهد. از این رو، هر کس‏ دل‏بستگى بیشترى به دنیا دارد، بى‏تابى او در سختى ‏ها، افزون‏تر است. در روایت آمده است که عیسى علیه السلام مى‏ فرماید:

إنَّ أجزَعَکُم عَلَى البَلاءِ لَأَشَدُّکُم حُبّاً لِلدُّنیا.

به درستى، بى ‏تاب‏ترین شما در برابر گرفتارى، دنیا دوست‏ترین شماست.

در مقابل، هر چه از دل‏بستگى انسان به دنیا کاسته شود، مقاومت او در برابر سختى‏ ها و گرفتارى‏ هاى زندگى بیشتر مى‏ گردد.

بر این اساس، در روایات اهل بیت علیهم السلام تأکید شده که خصلت دنیادوستى، عامل بیمارىِ اندوه است و زهد در دنیا موجب درمان این بیمارى، و آسایش جسم و جان آدمى است. در روایتى از پیامبر صلى الله علیه و آله مى‏خوانیم:

الرَّغبَهُ فِى الدُّنیا تُکثِرُ الهَمَّ وَالحُزنَ، وَالزُّهدُ فِى الدُّنیا یُریحُ القَلبَ وَالبَدَنَ.

اشتیاق به دنیا، غصّه و اندوه را فراوان مى‏کند و بى‏رغبتى به دنیا، دل و تن را آسوده مى سازد.

شکیبایى‏

پیش از این اشاره شد که بى‏تابى در سختى ‏ها، یکى از عوامل تولید و تشدید اندوه و نگرانى است. از امام على علیه السلام روایت شده که فرمود:

إیّاکَ وَالجَزَعَ؛ فَإِنَّهُ یَقطَعُ الأَمَلَ، ویُضعِفُ العَمَلَ، ویورِثُ الهَمَّ. وَاعلَم أنَّ المَخرَجَ فی أمرَینِ: ما کانَت فیهِ حیلَهٌ فَالاحتِیالُ، وما لَم تَکُن فیهِ حیلَهٌ فَالاصطِبارُ.

از بى‏تابى بپرهیز که رشته امید را پاره مى‏ کند و کار را سست مى‏گرداند و اندوه را در پى مى ‏آورد. بِدان که نجاتْ در دو چیز است: مشکلى را که چاره دارد باید چاره ‏اندیشى کرد و مشکلى را که چاره ندارد باید شکیبایى ورزید.

شکیبایى، دارویى است که خداوند منّان به وسیله آن، انسان را از غصّه نجات مى‏ دهد. از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله روایت شده که فرمود:

إنَّ الصَّبرَ فى مَواطِنِ البَأسِ مِمّا یُفَرِّجُ اللَّهُ عز و جل بِهِ الهَمَّ ویُنَجّى بِهِ مِنَ الغَمِّ، وتُدرِکونَ بِهِ النَّجاهَ فِى‏الآخِرَهِ.

شکیبایى در دشوارى ‏ها، از جمله چیزهایى است که خداوند با آن، گرفتارى را برطرف مى‏ سازد و از اندوه، رهایى مى‏ بخشد و شما با آن در آخرت، نجات مى‏ یابید.

نکته مهم و جالب توجّه این که پس از گذشت حدود چهارده قرن از این روش درمانى اندوه- که به روشنى در روایات اهل بیت علیهم السلام آمده-، کارشناس‏ترین روان‏شناسان عصر حاضر، آن را یکى از مؤثّرترین روش ‏هاى درمان نگرانى‏ ها مى‏ دانند. دیل کارنگى، در فصل دوم کتاب آیینِ زندگى، از این روش به عنوان «یک دستور معجزآسا براى رفع نگرانى» یاد کرده است.

درمانِ نگرانى ‏ها از طریق این دستور، به طور خلاصه این است که این روش، از سه مرحله تشکیل مى‏ شود:

مرحله اوّل: کسى که دچار نگرانى است، وضعیت جارىِ خود را ارزیابى کند و با در نظر گرفتن این واقعیت که «بالاتر از سیاهى رنگى نیست»، به این سؤال پاسخ دهد که: بدترین حادثه‏اى که ممکن است در شرایط کنونى زندگى براى او پیش آید چیست؟

مرحله دوم: خود را براى پذیرفتن و مقابله با بدتر از بد، آماده نماید.

مرحله سوم: با خون‏سردى تمام، همه توان خود را براى اصلاح بدترین حوادثى که در ذهن، آنها را پذیرفته است، به کار گیرد.

دیل کارنگى، پس از ارائه نمونه موفقیت‏آمیز تجربه عملى این دستور العمل مى‏نویسد:

من اطمینان کامل دارم که اگر پروفسور ویلیام جیمز، پدر روان‏شناسى علمى- که وفات یافت، ولى تا ابد نامش جاوید است- زنده بود و این فرمول مؤثّر را- که بالاتر از سیاهى رنگى نیست- مى‏ شنید، حتماً از صمیم قلب آن را مى‏ پذیرفت؛ چون که به شاگردانش مى‏ گفت: حوادث را آن طورى که هستند بپذیرید و خود را آماده سازید که همان طور هم قبولشان کنید؛ زیرا پذیرش آنچه اتفاق مى‏ افتد، اوّلین قدم در مغلوب کردن پیامدها و آلام و بدبختى‏ هاست. این فکر در کتاب معروف اهمیت حیات، نوشته فیلسوف شهیر چینى، لین یوتانک گفته شده است. وى مى‏ نویسد: آرامش حقیقى وقتى به وجود مى‏ آید که انسان به سخت‏ترین حوادث تن دهد و بدترین نتایج را بپذیرد. از لحاظ روان‏شناسى نیز به نظر من، این مؤثّرترین وسیله آزاد کردن نیروهاى پُرکار است.

از نظر روان‏شناسى، آرامش خاطر آزاد کردن نیروهاى فعّال انسانى است. وقتى به بدترین نتایج حوادث زندگى تن در دادیم، دیگر چیزى نداریم که به باد دهیم.

بر اساس منابع اسلامى، امورى همچون: زهد، رضا، قناعت و حُسن ظن، از عناصر اخلاقىِ این درمان اند .

*الگوى شادى از نگاه قرآن و حدیث:آیت الله ری شهری