دانشیار دانشگاه شاهد گفت: هدف نهایی در تربیت جنسی همچون سایر تربیت ها حیات طیبه است. هدف نهایی تربیت جنسی همان هدف نهایی تعلیم و تربیت دینی یعنی قربه الی الله است.

به گزارش پرس شیعه، محسن فرمهینی فراهانی دانشیار دانشگاه شاهد در نشست نقد سند ۲۰۳۰ از منظر تعلیم و تربیت به موضوع نقدی بر آموزش جنسی در سند ۲۰۳۰ پراخت.

وی در این نشست گفت: برنامه آموزش سند ۲۰۳۰ برنامه توسعه جامع نگر و چند مولفه ای است. این برنامه اولین برنامه جامع نگر جهانی در بحث آموزشی است که به مراتب دامنه ای گسترده تر و تکالیفی وسیع تر برای آموزش برای همه دارد.

وی ادامه داد: ساحت تربیت جنسی به دلیل حساسیت از اهمیت ویژه ای برخوردار است. مهمترین مفاهیم آموزش جنسی در سند ۲۰۳۰ شامل آموزش های جامع جنسی، برابری جنسیتی، رفع کلیه اشکال تبعیض مرتبط با جنسیت و رفع کامل شکاف جنسیتی در آموزش عالی است.

فرمهینی بیان کرد: در اسناد ۲۰۳۰ هیچ جمله ای در زمینه همجنس بازان وجود ندارد اما در واقع آموزش تمامی گروه های طرد شده به رسمیت شناخته می شوند یعنی نه تنها باید آموزش داده شوند بلکه باید به رسمیت شناخته شوند. برابری جنسیتی مفهومی است که توسط سازمان ملل مشخص شده است مثلا محدودیت قانونی برای کودکان دارای گرایش های همجنس گرایانه در برخی از تفاسیر بین المللی نوعی تبعیض جنسیتی به شمار می رود و در این زمینه به ایران تذکر شده است.

وی اضافه کرد: در سند ملی آموزش ۲۰۳۰ ایران در توضیح آموزشهای جامع جنسی عبارت تنظیم خانواده آمده که شاید برای تلطیف موضوع بوده است؛ غافل از اینکه این عبارت در ادبیات بین المللی و اسناد یونسکو تعریف مشخصی دارد.

وی اظهار کرد: در بند ۲۶ مقدمه سند ۲۰۳۰ آمده است: «ما متعهد می شویم تا دسترسی جهانی به خدمات مراقبت های بهداشتی در امور جنسی و باروری را به ویژه با هدف تنظیم خانواده، اطلاع رسانی و آموزش برای همه تضمین کنیم.» در این سند تاکید بر روی کنترل و تنظیم خانواده است. کنترل جمعیت بحث ملی در هر کشور است که باید در سطح ملی تصمیم گیری شود این در حالی است که ایران جزو ۱۰ کشوری است که به سرعت به سوی کهنسالی می رود اما خانواده های کشورهای اروپایی دارای چند فرزندی هستند.

ناسازگاری بین آرمان های سند ۲۰۳۰ با نظام آرمان های اسلامی

فرمهینی افزود: بین آرمان و ارزش های بنیادین سند ۲۰۳۰ با نظام معرفتی و آرمان ها و ارزش های اسلامی بویژه در تربیت جنسی ناسازگاری و تباین وجود دارد و این مساله در مبانی فلسفی کاملا مشهود است. هدف نهایی در تربیت جنسی همچون سایر تربیت ها حیات طیبه است. هدف نهایی تربیت جنسی همان هدف نهایی تعلیم و تربیت دینی یعنی قربه الی الله است.

وی با اشاره به اهداف تربیت جنسی در غرب گفت: تجهیز کودکان با دانشها و مهارتها و ارزشهایی است که آنها را قادر می سازد در برابر بیماریهایی مانند اچ آی وی مقاوم سازد. آموزش جنسی مطرح شده در سند ۲۰۳۰ نه به معنای تربیت جنسی بلکه به معنای آموزش جنسی است. تربیت جنسی معنای وسیع تری از آموزش جنسی است و فراتر از احساس جنسی به رشد شخصیتی، اجتماعی و فرهنگی و اخلاق افراد نیز نظر دارد و بر خویشتن داری تاکید می کند.

فرمهینی با اشاره به تربیت جنسی و ضرورت آن گفت: تربیت جنسی یکی از انواع تربیت هاست. مسائل تربیت جنسی مستلزم داشتن توانایی فوق العاده و نزاکت خاص است. در این زمینه والدین و معلمان باید نقش مکمل داشته باشند. هدف از تربیت جنسی پرورش و تعدیل و جهت دهی است نه پروراندن و اوج دهی دادن غریزه جنسی.

وی یادآور شد: ما نگاه غرب در آموزش جنسی را رد می کنیم اما می توانیم آموزش جنسی متناوب با الگوهای مان داشته باشیم. سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و تربیت به موضوع تربیت جنسی ورود نکرده و در این زمینه هم به آن نقد وارد می شود اما در اهداف عملا راهکارهایی بیان شده که با موضوع تربیت جنسی مرتبط است.

تلقی تربیت جنسی ما با غرب متفاوت است

فرمهینی یادآور شد: تلقی تربیت جنسی ما با غرب متفاوت است و با آزادی و بی بندباری مخالف است. اسلام اصل بر غریزه جنسی دارد اما غریزه تعدیل شده نه پروبال یافته. تربیت جنسی در کشورهایی مانند آمریکا بیشتر بر این موضوع معطوف شده که از طریق آموزش جنسی بر مشکلاتی که از طریق بی بند و باری جنسی به آنها دچار می شوند، غالب شوند.

وی در پایان سخنانش گفت: آموزش جامع جنسی در ایران آن طور که در سند ۲۰۳۰ آمده به صلاح نیست و باعث ترویج مسائل جنسی می شود درحالیکه ما نیاز به تربیت جنسی بومی داریم. باید افرادی که در حوزه علوم تربیتی حضور دارند، آموزش درباره تربیت جنسی آماده کنند.

در ادامه این نشست حجت الاسلام علیرضا صادق زاده قمصری عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس به موضوع واکاوی مفهوم استقلال فرهنگی در مواجهه با اسناد و معاهدات بین المللی (با تحلیلی انتقادی نسبت به مواجهه با سند ۲۰۳۰) پرداخت.

وی گفت: مشکل اساسی شکاف آشکار بین مطالعات و معاهدات اسناد بین المللی و تجارب جهانی در عرصه فرهنگ و تربیت با سیاست گذاری کلان فرهنگی و تربیتی در سطح ملی است.

وی با طرح این سوال که چگونه در فرآیند سیاست گذاری کلان فرهنگی و تربیتی با معاهدات بین المللی در حوزه فرهنگ و تربیت مواجهه شویم که استقلال فرهنگی ما حفظ شود؟ گفت: مقام معظم رهبری اولین کار انقلاب را قطع وابستگی کشور و دست یابی به استقلال دانستند. تاثیرپذیری سیاست های فرهنگی و تربیتی از نطام های ارزشی، واقعیتی غیرقابل انکار است.

صادق زاده بیان کرد: در نحوه برخورد با معاهدات بین المللی در سیاست گذاری کلان رویکردهای مختلفی وجود دارد: پذیرش مطلق، رد مطلق، انتخاب عمل گرایانه و مواجهه انتقادی و تعامل فعال بر اساس مبانی فعال برگرفته از فرهنگ بومی که نظر مثبت من گزینه آخر است.

وی اضافه کرد: در نحوه مواجهه با تجارت جهانی در عرصه سیاست گذاری فرهنگی و تربیتی هم رویکردهایی مانند پذیرش مطلق، عدم پذیرش مطلق، گزینش موردی و مواجهه انتقادی سازنده و و فعال با تجارب دیگران وجود دارد.

وی افزود: روح کار استقلال فرهنگی نقد مبنایی اسناد و معاهدات بین المللی بر اساس مبنای فرهنگ اسلامی ایرانی و ایجاد ترکیبی سازگار و نسبتا معتبر متناسب با شرایط و مسائل بومی است.

تعامل سازنده با معاهدات بین المللی بر اساس مبانی برگرفته از فرهنگ اصیل اسلامی

صادق زاده بیان کرد: پاسخ پیشنهادی من برای حفظ استقلال فرهنگی این است که استقلال فرهنگی در سیاست گذاری فرهنگ و تربیتی در سطح ملی به معنای برقراری و نوعی تعامل انتقادی و فعال و سازنده است و باید با معاهدات بین المللی و مبانی آنها بر اساس مبانی برگرفته از فرهنگ اصیل اسلامی و ایرانی باشد. در این نحوه ارتباط ضمن تاکید بر پرهیز از سلطه پذیری از فرهنگ بیگانه و تکیه بر ظرفیت فرهنگ بومی نسبت به شناسایی نکاث مثبت و مفید سیاست های فرهنگی و تربیتی پیشنهادی از سوی مجامع بین المللی و بهره مندی از تجارب موفق دیگر کشورها توجه جدی صورت بگیرد.

این استاد دانشگاه به تدوین الگوی نظری بومی با رویکرد اسلامی ایرانی گفت: با بررسی انتقادی و تحلیل مبنایی معاهدات و اسناد بین المللی بر اساس مبانی و ارزش های اسلامی و ایرانی، نخست الگوهای نظری بومی متناسب با فرهنگ اسلامی ایرانی و معطوف به شرایط و مسائل بومی در افق ملی، طراحی و تدوین شوند و بر این اساس تصمیمات سیاست گذاری در سطح ملی برای مواجهه متناسب با معاهدات بین المللی اتخاذ شود.

صادق زاده ملاک برای ارزیابی الگوهای نظری بومی با رویکرد اسلامی و ایرانی را برشمرد و گفت: تکیه بر مفاد آموزه های اسلام، سازوکاری با خصوصیات فرهنگی و تاریخی ایران و تکیه بر دستاوردهای مرتبط، توجه به ظرفیت ها و امکانات در مقام عمل، داشتن رویکرد مساله محور و آینده نگر در مواجهه با تحولات روزافزون و جهانی در عرصه فرهنگ و تربیت، بهره مندی مناسب از نکات مثبت سیاست ها و تجارب موفق، دارایی الگو از عناصر سازگار و توانایی برای پشتیبانی از سیاست های واقع بینانه ملاک های ارزیابی الگوهای نظری بومی با رویکرد اسلامی و ایرانی است.

وی چند پرسش انتقادی از سند ۲۰۳۰ مطرح کرد و گفت: آیا پیش از تصمیم گیری درباره التزام به سند ۲۰۳۰این سند مورد تحلیل انتقادی و سازنده بر اساس مبانی و فرهنگ اسلامی ایرانی قرار گرفت؟ آیا نکات مثبت و سازنده سند توسط منتقدان به طور منصفانه شناسایی و نکات ضعف آن شناسایی شد؟ آیا مفاد سند مورد بررسی تطبیقی با سند تحول بنیادین قرار گرفته است؟ چرا مدیران ارشد کشور شبیه اهتمام و جدیتی که برای تحقق سریع این سند پیشنهادی از سوی یونسکو برای بهبود نظام آموزشی کشور به کار گرفتند، برای محقق ساختن این سند تحول بنیادین در طول چند سال گذشته داشته اند؟

وی در پایان گفت: چرا شورای عالی انقلاب فرهنگی به جای مواجهه هوشمندانه، سند را حذف کردند؟ و شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره مواجهه خردورزانه و از موضع استقلال فرهنگی با اسناد بین المللی در آینده چه رویکردی اتخاذ می کنند؟