حجت الاسلام محمد صادق حیدری تهرانی در حسینیه اندیشه قم گفت: مجالس عزای اباعبدالله (ع) بزرگترین فرصت برای عبور از امتحانات و نجات امت شیعه در هر دوره است.

به گزارش پرس شیعه، حجت الاسلام محمد صادق حیدری تهرانی به مناسبت ایام محرم هر شب با موضوع «قیام حسینی در برابر جاهلیت اولی؛ قیام خمینی در برابر جاهلیت مدرن» در حسینیه اندیشه سخنرانی می کند. در ادامه متن سخنرانی شب چهارم برابر با دوم مهرماه از نظر شما می گذرد

مرحوم شیخ صدوق (ره) در کتاب شریف «ثواب الأعمال»، به نقل از داود بن فَرقَد، از امام صادق (ع) روایتی در فضیلتِ سوره فجر نقل می کند: «اقرووا سوره الفجر فی فرائضکم و نوافلکم فانها سوره الحسین بن علی(ع)» سوره فجر را قرائت کنید چرا که آن سوره ی اباعبدالله الحسین است. البته چنین تعبیری برای حضرات معصومین داریم، مطلب غریبی نیست! بعنوان مثال فرمودند سوره واقعه، مختص به وجود مبارک امیرالمومنین (ع) است. جالب این است که در سوره فجر ـ که به حضرت سیدالشهداء منسوب شده است ـ خدای متعال بعد از بیانِ قسم های جلاله در ابتدای سوره، اشاره به «ضربه زدن و نابود کردن و به تزلزل درآوردنِ قدرت های مادی کفر» دارد: « أَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعادٍ إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ الَّتی‏ لَمْ یُخْلَقْ مِثْلُها فِی الْبِلادِ وَ ثَمُودَ الَّذینَ جابُوا الصَّخْرَ بِالْوادِ وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتادِ الَّذینَ طَغَوْا فِی الْبِلادِ فَأَکْثَرُوا فیهَا الْفَسادَ فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّکَ سَوْطَ عَذابٍ» آیاد ندیدی خدا با قوم عاد چه کرد؟

باغِ ارمی که در اختیار داشتند و مثل و مانندی در هیچ سرزمینی نداشت! و قوم ثمود که صخره ها را می تراشیدند و تمام قدرتشان به کاخ سازی در دل کوه ها بود! و فرعون که دارای میخ ها بود. ذیل آیه شریفه نقل است که فرعون برای نشان دادن قدرت خودش بر همگان ـ و به تعبیر بنده، گرفتن زهر چشم از دشمنان ـ چهارمیخ مهیا کرده و مخالفین خود را به صورت بر تخته چوبی می‌خواباند و چهارطرف بدن آنان را به میخ می کشید و سپس رهایشان می کرد تا بمیرند! خدای متعال، مظاهر قدرتِ ائمه کفر، مستکبرین و طواغیت را برای مومنین توصیف می کند و سپس می فرماید: ببینید که خدا قدرتِ آنها چه کار کرد! لذا در سوره ای که به حضرت سیدالشهداء (ع) منسوب است، اولین مطلب به «فروپاشی قدرت های مادی کفار» اشاره دارد. این مطلب، همان مطلبی است که ما در این چند شب قصد داریم برای بزرگواران توضیح دهیم که مأموریتِ اصلی پیامبران الهی ـ که حضرت سیدالشهداء وارثِ همان مأموریت بود ـ «مبارزه با قدرتِ عینی کفر» و «ضربه زدن به مظهر قدرتِ جامعه کفار» و «فروپاشیدنِ نظمِ مادی» آنهاست. در این صورت است که فضایِ تنفس برای ارائه اعتقاداتِ و احکام حقه ایجاد می شود. لذا می توان گفت بحثِ ما پیرامون رسالت انبیاء سلف، کاملا با قیامِ حضرت سیدالشهداء مرتبط است. زیرا تاریخ یک مجموعه واحد است که سیر و مقصد واحدی دارد و نباید حوادث تاریخی را به تنهایی و به صورت بُریده و متفک از سیر تاریخ تحلیل کرد.

شب گذشته عرض شد که مأموریتِ اصلی تمام انبیاء عظام، «به چالش کشیدنِ قدرتِ عینی کفر» و «ایجاد جامعه الهی» است که حضرت نوح و حضرت ابراهیم اگرچه موفق به انجام امر اول شدند ولی به دلیل ترس مردم از ائمه کفر، امر دوم محقق نشد. اما در زمان حضرت موسی (ع) هر دو امر محقق شد. یعنی برای اولین، حضرت موسی (ع) بعنوان پیامبر الهی توانست پس از مستأصل کردنِ قدرتِ و اُبهتِ مادی فرعون، «جامعه الهی بر محور پرستش خدای متعال» را نیز محقق کند. بدین ترتیب، قوم بنی اسرائیل پس از تحمل فشارهای بسیار از سوی فرعون و مشاهده آیاتِ بی نظیر الهی از جانب حضرت موسی (ع)، از جامعه فرعونی کناره گیری کرده و به حضرت موسی (ع) متمایل شدند که در نهایت بنا به فرمان حضرت، دستور کوچ از سرزمین مصر صادر شد. این وضعیت بر فرعون و فرعونیان گران آمد و قصدِ کشتن آنها را کردند: «ان هولاء لشرذمه قلیلون و انهم لنا لغائظون» در این میان، بنی اسرائیل بعد از مشاهده آن همه معجزات از پیامبرشان، با معجزه جدیدی مواجه شدند و رود نیل شکافته شد و مأمور شدند از آن عبور کنند تا به دست سپاهیان فرعون نیفتند.

بالاخره برای بشریت سخت است که بعد از صدها سال زندگی با ائمه کفر، بخواهد تن به لطفِ انبیاء الهی بدهد و لذا در روایات به نکات ظریفی در این باره اشاره شده است من جمله اینکه: بنی اسرائیل بعد از شکافته شدن رود نیل، ترس و تردید کردند و گفتند که ما نمی توانیم از رود عبور کنیم؛ اولین کسی که با عبورِ خود تردیدِ بنی اسرائیل را شکست، کالب بن یوحنا (پسرعمه موسی بن عمران) بود.. بعد از عبور کالب، دوباره بهانه آوردند که زمین خیس و باتلاقی است و شاید ما در آن زمین‌گیر شویم! اینها همان هایی بودند که به موسی گفتند: سپاهیان فرعون حتما به ما خواهند رسید اما چنین بهانه‌هایی می‌آوردند. حضرت موسی (ع) از خدای متعال خواست و باد صبا وزید و کف رود را خشک کرد. باز هم بهانه آوردند که ما دوازده قوم از دوازده پدر هستیم، ممکن است با یکدیگر در دیر و زود رفتن دعوا کنیم؛ برای هر قومی راه جداگانه ای قرار بده! حضرت چنین کرد. دوباره بهانه کردند که در این صورت یکدیگر را نمی توانیم مشاهده کنیم، میان دوازده مسیر در رود نیل، دالان‌هایی قرار بده تا یکدیگر را ببینیم! حضرت چنین کردند تا اینکه بالأخره از رود نیل گذشتند که بعد از آن، رود نیل سپاهیانِ فرعون را در خود غرق کرد.

در واقع حضرت موسی مأمور به تشکیل امت الهی بودند و در تناسب با همین مطلب بود که به فرعون فرمود: «أرسل معی بنی اسرائیل» بنی اسرائیل را به همراه من بفرست! اما فرعون در مقابل نبی خدا مقاومت کرد و نهایتا به عذاب الهی دچار شد. در روایات نیز آمده: ای بنی اسرائیل ابتداء باید از سلطه فرعون رها شوید و «خلاصی از کرب» حاصل شود و بعد از آن است که خداوند برای شما تورات نازل می کند و آداب زندگی الهی را به شما تعلیم خواهد داد. ۱ چون وقتی که مردم تحت ظلم و ستم فراعنه و طواغیت هستند، دیگر زمینه‌ای برای جریان احکام در سطح امت دینی وجود نخواهد داشت. لذاست که بعد از رهایی از سلطه فرعونیان، خدای متعال الواح و تورات را به آنها ارزانی داشت.

 بنابراین می توان گفت بعد از صدها سال وقتی مردم از حول «دستگاه کفر» پراکنده شدند و در راستای ایجادِ «دستگاه ایمان» تلاش کردند، در این زمان است که دستگاه جدیدی به نام «دستگاه نفاق» ظهور پیدا می کند. افرادی که اهلِ قدرت مادی بودند ولی به خاطر نداشتند اعتبار و شرافتِ مادی در دستگاه کفر نمی توانستند به قله های کفر در آن دستگاه برسند، از اوصاف حمیده ی دستگاه ایمان (رحمت و پرده پوشی و…) سوء استفاده می کردند و با ظاهرسازیِ ایمانی، چهره باطنی کفرِ خود را ادامه می دادند. آنها از طریقِ تردید و به چالش کشیدنِ مدیریت و تقدسِ نبی الهی، فضا را برای مدیریت خود مهیا می کنند. لذا به تبعِ ایجادِ «جامعه ایمانی»، فضا برای ایجاد «جامعه نفاق» مهیا شده و در حقیقت، «معادله‌ی برخوردِ قدرت ها» سه مولفه پیدا کرد و از مواجهه بین «ایمان و کفر» به تقابل بین سه دستگاه «ایمان و کفر و نفاق» تغییر یافت. به تبع این امر، امتحاناتِ جدید و پیچیده تری شکل گرفت. در همین راستا بود که شبهای گذشته عرض شد اگر ظرفیتِ جامعه شیعه از سطحِ «تشکیل امت» به سطحِ «تشکیل حکومت» ارتقاء پیدا کرده است، به همین مناسبت امتحانات او نیز سنگین تر و پیچیده تر شده است.

توجه به این نکته می تواند راهنمای ما باشد در اینکه چرا قرآن کریم بیش از دیگر انبیاء به داستان و وقایع حضرت موسی (ع) و قومش پرداخته است. چون شباهت های بسیاری میان امتِ نبی اکرم (ص) و بنی اسرائیل وجود دارد. روایات ذیل آیه شریفه «لَتَرْکَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَق»، می‌فرماید: هر سوراخی که بنی اسرائیل بدان وارد شده است امت نبی اکرم (ص) نیز وارد خواهد شد. هر امتحانی که قوم بنی اسرائیل بدان دچار شدند، امتِ نبی اکرم (ص) نیز بدان دچار خواهند شد. یعنی همانطور که بنی اسرائیل به تبعِ ایجادِ جامعه الهی، دچارِ جامعه نفاق می شود، «امتِ پیامبر» نیز بعد از ایجادِ «جامعه الهی»، دچارِ «جامعه نفاق» می شود. لذا آیات و روایات ناظر به قصص انبیاء، ماجرا و داستان گوییِ مرسوم نیست، بلکه «بیانِ احکام امت سازی وحکومت سازی و مسائل آن» است. اگر ما بخواهیم به «فقهِ احکامِ حکومتی» برسیم ابتدائاً باید به این آیات و روایات توجه کنیم. اگر دقت شود لزوما زبانِ این آیات و روایات، «انشائی و دستوری» نیست، بلکه اکثراً «زبانِ توصیفی» است. همانطور که جامعه شناس ها در توصیف جامعه نمی گوید مردم فلان کار را انجام دهید و فلان کار را انجام ندهید؛ بلکه می گوید اگر هنجارها یا ناهنجاری ها دچار این تغییرات شود، فلان نتیجه حاصل خواهد شد.

بعد از آنکه تورات بر آنها نازل می شود، سامری مردم را به گوساله پرستی دعوت می کند و آنها نیز می پذیرند! خدای متعال برای پذیرفتن توبه آنها حکمِ قتال (فاقتلوا انفسکم) می دهد. این بدان معناست که عذاب ها در سطحِ امت و حکومت، متناسب با همان سطح سخت و سنگین خواهد شد. یعنی گناهِ کسی که قصد دارد وحدتِ کلمه‌ی توحیدی را ـ که صدها سال برای تحقق آن خون ها و فداکاری ها انجام گرفته است ـ نابود کند، بسیار سخت خواهد بود؛ چرا که جمعیتِ زیادی را با خود به ضلالت می کشاند. آنها که بر گوساله سامری سجده نکرده بودند به حضرت موسی (ع) عرضه کردند: صحیح است آنها که سجده کردند کشته شوند ولی ما که سجده نکردیم چرا باید کسانی را که از اقوام و اقرباء ما هستند، بکشیم؟! در این صورت که مصیبت ما از مصیبت آنان بالاتر و سختتر است! پاسخ آمد: صحیح است که شما سجده نکردید ولی از آنها مفارقت هم نکردید! سپس دستور داده شد صورتهایشان را بپوشانند تا یکدیگر را نشناسند تا از این طریق از مصیبت آنها کاسته شود! ببینید امتِ نبی اکرم (ص) بعد از اینکه دست از ولایتِ امیرالمومنین (ع) برداشتند به چه کشتارهایی دچار شد! بعد از آنها در عصرِ حاضر چه اتفاقاتی ممکن است برای ما بیفتد؟

تطبیق گوساله پرستی در عصر حاضر چگونه قابل تصویر است؟! آیا ما به عنوان امت پیامبر در برابر این موضوعات و این نوع امتحانات بزرگ و پیچید قرار نداریم؟! اینکه می فرمایند حضرت سیدالشهداء کشتی نجات است به این معناست که ما را از فتنه ها و امتحاناتِ به این بزرگی نجات می دهد. در روایات هست که امت نبی اکرم (ص) بعد رحلت پیامبرشان گوساله پرست شدند؛ اما مگر امت پیامبر بعد از ایشان، بتی سنگی و چوبی را روبروی خود قرار دادند و آن را پرستیدند؟! یا حقیقت این است که شکل بت پرستی متناسب با هر دوره ای تغییر خواهد کرد؟ رحمتِ خدای متعال بر حضرت امام (ره) که این تعابیر دشمن شناسانه و بصیرت افزا را به ما یاد داد و بحث از «بت پرستی مدرن» را مطرح کرد! حال جامعه ایمانی چطور می تواند بت پرستی مدرن را بشناسد تا بدان دچار نشود؟! مصادیق آن چه خواهد بود؟! اینها امتحاناتِ امروزِ جامعه ما است. اگر امروز به صورت صحیح در جنگ فرهنگی و اقتصادی وارد و خارج نشویم آیا از مبتلا شدن به چنین عذاب هایی در أمان خواهیم بود؟! لذا به نظر می‌رسد «القرآن یجری مجری الشمس والقمر» بدین معناست که «آیات الهی و احکام امت سازی و حکومت سازی» در تمام زمان ها جاری است.

بعد از اینکه مأمور به کشتنِ گوساله پرستان شدند، بعد از مدتی به یاد آوردند که به هنگام عبور از رود نیل، حضرت موسی (ع) به آنها فرمود «بر محمد و آل محمد صلوات بفرستید» تا به سلامتی از آن عبور کنید! این امید را پیدا کردند که با تکرار این توسل، از عذاب کشتار نجات پیدا کنند و این ذکر را تکرار کردند. لذا خدای متعال به پیامبرش وحی کرد که کشتار را متوقف کنید! قوم تو به چیزی متوسل شدند که اگر هنگام ظهور گوساله سامری به آن متوسل می شدند من به آنها عصمتِ از این فتنه را اعطاء می کردم! کشتیِ نجاتِ حضرت سیدالشهداء (ع)، هم امتحاناتِ قبل از خودش را سرپرستی می کند و هم امتحاناتِ زمان خودش و بعد از آن را سرپرستی می کند. به همین دلیل بود که عرض شد مجالس عزای اباعبدالله (ع) بزرگترین فرصت برای عبور از امتحانات و نجات امت شیعه در هر دوره است.

بعد از این امتحان بزرگ بود که فرمان آمد: «یا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَه الَّتِی کَتَبَ اللَّهُ لَکُمْ وَلَا تَرتَدُّوا عَلَی أَدْبَارِکُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِینَ» اکنون که توبه کردید وارد بیت المقدس شوید که خدا آن را برای شما تقدیر کرده است و به عقب برنگردید که دچار خسران شوید! به تعبیر بنده وقتی به مرحله «امت سازی» رسیدید، مرحله بعدی این است که زندگی الهی را با مدیریتِ نبی الهی آغاز کنید و «حکومت الهی» را در آن سرزمین مقدس تشکیل دهید. طبق روایات، در بیت المقدس قوم کافری به نام عمالقه وجود داشتند که خدای متعال دستور جنگ و بیرون کردنِ آنها را صادر کرد و فرمود که در آنجا زندگی کنید. ممکن است سوالی مطرح شود و آن این‌که اگر خدای متعال با قدرت الهی خود بنی اسرائیل را از رود نیل عبور داد و از طرف دیگر تمام فرعونیان را نابود ساخت، چرا دوباره نیل را نشکافت تا بنی اسرائیل به سرزمین اصلی خود بازگشته و از تمام نعمت ها و کاخ ها و عمارت ها و گنج های فرعونیان بهره مند شوند و با خیالِ راحت و بدونِ سختی در آن زندگی کنند؟!! پاسخ این است که خدای متعال برای بندگانِ مومنِ خود، زندگی مادی و فرعونی را اراده نکرده است، چرا که زندگی الهی با چنین جاه و جبروتِ مادی و ظالمانه سازگاری ندارد. زندگی الهی مناسبات و روابط و احکام خاص خود را دارد که خدای متعال برای تحقق آن، بنی اسرائیل را به جهاد با کفار در سرزمین جدیدی امر می کند. این مطلب نشانه بارزی از امر به «حکومت سازی» است.

سخن بنی اسرائیل در برابر دستور خدای متعال چیست؟ اما بنی اسرائیل در برابر دستور جهاد گفتند: «فاذهب انت و ربک فقاتلا انه هاهنا قاعدون» ای موسی، تو با خدایت به آنجا برو و بجنگ، بعد از آنکه پیروز شدید ما خواهیم آمد! آنچه که به عنوان گمانه ای قوی برای استنباط می‌توان بدان اشاره کرد۲ این است که بنی اسرائیل از ظرفیتِ «امت سازی» عبور کرده و به ظرفیتِ «حکومت سازی و زندگی الهی» رسیده بودند که این امر از طریقِ «جهاد» امکان پذیر بود. اما بنی اسرائیل در این سطح توقف می کنند و بعد از اینکه حکم خدای متعال مبنی بر جهاد نمی پذیرند، عذابی بزرگ بر آنها می آید: «قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَهٌ عَلَیْهِم أَرْبَعِینَ سَنَهً یَتِیهُونَ فِی الْأَرْضِ فَلَا تَأْسَ عَلَی الْقَوْمِ الْفَاسِقِینَ» سرزمین بیت المقدس بر شما حرام شد، ۴۰ سال در صحرای سینا سرگردان باشید. وقتی که حکم اجتماعی است، تخلف از آن منجر به چنین عذاب هایی خواهد شد! خطرِ مسائلِ اجتماعی بسیار بزرگتر از مسائلِ فردی است، چرا که بسترِ پرورشِ روحی افراد را فراهم می‌کند. اگر جامعه الهی از حکمِ اجتماعی و حکومتی امامِ خود سر باز زد و به سوی امامِ جور متمایل شد، عذاب های بزرگی در انتظار آنها خواهد بود.

بنابر روایات صبح از نقطه ای حرکت می کردند و در انتهای روز، زمین از زیر پای آنها کشیده می شد و در نقطه آغازین قرار می گرفتند. ۴۰ سال به چنین عذابی دچار شدند. بعد از گذشتِ ۴۰ سال و توبه آنها، خدای متعال به نوادگان آنها اجازه داد که وارد بیت المقدس شوند. در ادامه این حرکت، «جامعه الهی» که در زمان حضرت موسی (ع) بوجود آمده بود، بعد از گذر زمان توسط علمای بنی اسرائیل منحرف شد و به «جامعه نفاق» تبدیل گشت و لذا به قدری تضعیف شد که تحت سلطه کفار (مثل بُخت النصر و… ) قرار گرفت و به دلیل نپذیرفتنِ امرِ «حکومت الهی»، همان «جامعه الهی» شان تکه تکه شد تا حدی که خدای متعال می فرماید: «ضربت علیهم الذله و المسکنه»! ذلت و خواری بر آنها حکم فرما شد. بعد از شدتِ خواری شان، از خدای متعال درخواست کردند که شخصی را بفرستد تا از این ذلت رهایی یابند. داستان حضرت جالوت (ع) و پیروزی های موقت آنها پیش می آید که دوباره انحراف در آنها سربرمی آورد. به همین دلیل ذلت و خواری شان ادامه پیدا کرد و در سراسر جهان به صورت پراکنده زندگی گذراندند. با ظهور حضرت عیسی (ع)، در مقابل او ایستادند و نفاق آنها آشکار شد، به حدی که با کفارِ روم متحد شدند تا حضرت عیسی (ع) را به شهادت برسانند! اما خدای متعال او را به آسمان ها عروج داد. ان شاء الله فردا شب در مورد مأموریت های نبی اکرم (ص) صحبت خواهیم کرد.

پی نوشتها:

۱. کَانَ مُوسَی بْنُ عِمْرَانَ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) یَقُولُ لِبَنِی إِسْرَائِیلَ: إِذَا فَرَّجَ اللَّهُ عَنْکُمْ وَ أَهْلَکَ أَعْدَاءَکُمْ أَتَیْتُکُمْ بِکِتَابٍ مِنْ رَبِّکُمْ، یَشْتَمِلُ عَلَی أَوَامِرِهِ وَ نَوَاهِیهِ وَ مَوَاعِظِهِ وَ عِبَرِهِ وَ أَمْثَالِهِ. فَلَمَّا فَرَّجَ اللَّهُ عَنْهُمْ، أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یَأْتِیَ لِلْمِیعَادِ…

۲. البته اینها گمانه های اولیه برای فتحِ باب در زمینه «فقه احکام حکومتی» است و الا ادعای استنادِ قطعی این مطالب به شارع مقدس، ادعای گزافی است بلکه انجام این مهم، از وظائف سنگینِ فقهای عظام شیعه است.