«آنتونی کارتالوچی» معتقد است آنچه از آن در حقوق بین الملل تحت عنوان نسل کشی یاد می شود، در حال رخ دادن در ایالت راخین میانمار است.

به گزارش پرس شیعه به نقل از مهر، اکثریت جمعیت میانمار را بودائیان تشکیل می دهند و همین مساله منجر به ایجاد فضای قالب نفرت انگیزی علیه مسلمانان روهینگیا شده که از حق شهروندی در میانمار برخوردار نبوده و آنها را مهاجرین غیرقانونی از بنگلادش می خوانند.

شرایط اضطراری و ملتهب ۱.۱ میلیون مسلمان روهینگیایی در افق موج جدیدی از خشونت ها که از ۲۵ آگوست آغاز شد پس از چندین دهه درگیری های نژادی در ایالت راخین تبدیل به سرخط خبرهای تمام جهان شد. مسلمانان روهینگیا به عنوان رنج کشیده ترین مردم جهان مورد کشتار جمعی، تبعیض سازمان یافته، محدودیت های بسیار سخت، نداشتن حق شهروندی و آزادی عمل، نبود دسترسی به خدمات پزشکی و آموزشی و دیگر سرویس هایی از این قبیل قرار گرفته اند.

بر اساس گزارشهای منتشر شده، دستکم ۴۰۰ نفر از مسلمانان روهینگیا در جریان درگیری ها و خشونت های دو هفته گذشته به این سو کشته شده اند. سازمان ملل معتقد است در طول این مدت و با افزایش گسترش تعقیب مسلمانان میانمار از سوی نیروهای امنیتی این کشور،  ۱۴۶ هزار مسلمان روهینگیایی به بنگلادش گریخته اند و بر اساس تخمین های در نظر گرفته شده گمان می رود آمار پناهجویان حتی دو برابر این رقم باشد.

برای روشن شدن ابعاد خشونت های اخیر اعمال شده علیه مسلمانان روهینگیا، پرس شیعه گفتگویی با «آنتونی کارتالوچی»، کارشناس و محقق جغرافیای  سیاسی داشته است که در ادامه آمده است.

*آیا می توان جنایت علیه مسلمانان میانمار را نمونه ای از نسل کشی بر اساس قوانین حقوق بین الملل قرار داد؟

آنچه از آن در حقوق بین الملل تحت عنوان نسل کشی یاد می شود، در حال رخ دادن در ایالت راخین میانمار است. آن دسته از گروه هایی که اقدام به نسل کشی علیه اقلیت روهینگیا می کنند، نسل کشی را به عنوان هدف اولیه خود تعیین کرده اند.

این موضوع تنها منوط به ارتش و خشونت های اعمال شده از سوی آنها نمی شود، بلکه گروه های ملی گرا و بسیاری دیگر از آنهایی که «آنگ سان سوچی» رهبر میانمار را حمایت می کنند، سابقه ای بلند مدت در تحریک خشونت و تفرقه انگیزی فرقه ای در میانمار دارند.

پیش از آنکه آنگ سان سوچی در میانمار به قدرت برسد، ارتش تلاش فراوانی برای از بین بردن خشونت کرد. از زمانی که ملی گرایان اقدام به تشکیل بلوک عظیمی از حامیان سوچی کردند، پیش بینی می شد که رسیدن وی به قدرت منجر به ایجاد خشونت ها ضد روهینگیایی ها و حتی نسل کشی علیه آنها خواهد شد.

*گفته می شود عربستان سعودی و اسرائیل در پس این ماجرا قرار دارند. نظر شما در این خصوص چیست؟

عربستان سعودی نقش دستیار آمریکا در خاورمیانه را بر عهده دارد – همچنین در راستای حمایت از تروریسم (توسط آمریکا) در راستای تجزیه و نابودی کشورها در جهت حضور نظامی آمریکا در منطقه – عربستان سعودی تلاش می کند تا یک نیروی شبه نظامی ساختگی ایجاد کند تا از این طریق فرصت و زمینه حضور نظامی آمریکا و پایگاه های نظامی این کشور در میانمار به عنوان همسایه چین را ایجاد کند.

ایجاد پایگاه های نظامی آمریکا در منطقه جنوب شرق آسیا همواره از اهداف بلند مدت و دیرینه سیاستمداران آمریکایی بوده و ورود تروریسم در قالب داعش به فیلیپین و یا نیروهای شبه نظامی تحت حمایت عربستان نیز امکان به وجود آمدن چنین امکانی را برای نیروهای نظامی آمریکا آن هم به صورت کاملا حساب شده و مهندسی شده فراهم می آورد. با استقرار نیروهای نظامی آمریکا در جنوب شرق آسیا، چین به محاصره درخواهد آمد و همین مساله منافع آمریکا را تامین کرده و قدرت این کشور را به رخ خواهد کشید.

اسرائیل همواره حامی پر و پا قرص استراتژی های تنش برانگیز آمریکا توسط کشورهایی مانند عربستان سعودی بوده و به دنبال مسلح کردن دولت میانمار جهت به آتش کشیدن بیشتر جهان اسلام و افزایش غیر منطقی و احساسی تفرقه در هر دو سوی مرزهای میانمار و فراتر از آن است. در حقیقت، اسرائیل به تمامی جهان سلاح می فروشد و دولت میانمار تنها بخش اندکی از این تسلیحات را خریداری می کند.

می توانیم وقایع سال ۲۰۱۱ و پشتیبانی اسرائیل از هر دولت در حال سقوطی را مثال بزنیم که از سوی دیگر آمریکا در برابر آن از مخالفین آن دولت و شبه نظامیان حمایت می کرد. از حسنی مبارک در مصر گرفته تا معمر قذافی در لیبی. در ظاهر کار حمایت اسرائیل از چنین دولت هایی کاری مسخره به حساب می آمد. در سال ۲۰۱۱، شایعات (انقلاب های عربی) مانند آتش به همه جا کشیده شد و به صورت خودکار موجب ایجاد هیجان در جهان اسلام شده و همین امر منجر شد تا آمریکا و حامیان اسرائیلی این کشور به دنبال سرنگون کردن دولت های این کشورها حرکت کنند. امروز نیز در میانمار چنین هیجان مشابهی ایجاد شده تا وضعیت بحرانی را که تمامی میانمار را در بر گرفته را وخیم تر کند.

*وظیفه نهادهای بین المللی از جمله سازمان ملل در قبال تلاش برای توقف این قتل عام چیست؟

با نگاهی به نحوه رفتار و مداخله نهادهای بین المللی در بحران هایی مانند لیبی و سوریه یا حتی در خصوص تجاوزهای آمریکا و خرابکاری های این کشور علیه ایران پر واضح است که نقش این نهادها در میانمار نیز کوچکتر از آنی خواهد بود که بهبودی در وضعیت این کشور ایجاد کند. این نهادها تنها در راستای خط تامین منافع گفتمان غالب و لابی های آنها به خصوص آمریکا و متحدین اروپایی این کشور حرکت می کنند.

هرگونه مداخله سازمان ملل در تامین نیازهای اولیه و پناهگاه برای قربانیان به احتمال زیاد منجر به پیچیده تر شدن بحران خواهد شد.

*«آنگ سان سوچی» رهبر میانمار که برنده جایزه صلح نوبل نیز هست، به شکل تعجب آوری در قبال جنایت های رو به انجام ارتش در این کشور سکوت اختیار کرده است. دلیل این سکوت چیست؟

رهبر فعلی میانمار آنگ سان سوچی است که به صورت رسمی رئیس جمهور این کشور نیست بلکه به نوعی صدراعظم است. وی پس از تاسیس دفتر برای خود از آنجا حکومت خود بر ملت را آغاز کرد. دریافت جایزه وی هم به لابی مشترک آمریکا و انگلیس با یکدیگر بازمی گردد که وی و متحدین سیاسی اش را تقویت کردند تا بتوانند از طریق ایجاد یک رژیم محکم سیاسی بر میانمار حکومت کنند.

عمده حمایت های وی از جانب نژادپرستان و ملی گرایان فوق العاده خشن افراطی انجام می شود که در حقیقت از سردمداران جنایت علیه مسلمانان روهینگیا هستند. سکوت وی ناشی از تلاش برای از دست ندادن قدرت خود و دلجویی از هواداران خود است که بدون وجود آنها قدرتی هم برای وی وجود نخواهد داشت.

آمریکا و انگلیس با علم به اینکه در صورت به قدرت رسیدن سوچی و طرفداران افراطی وی موج بزرگی از خشونت علیه جمعیت روهینگیا به راه خواهد افتاد، به شکل عامدانه از به قدرت رسیدن آنها حمایت کردند.

منبع؛ مهر