از سـکـونـى روایت شده است که بر امام صادق(علیه السلام) وارد شدم، درحالى که خسته و غمگین بودم.
ایشان رو به من کرد و فرمود: اى سکونى! علت غم و ناراحتى تو چیست؟!

عرض کردم: خداوند به من فرزندى داده است که دختر است!!
حضرت فرمودند: اى سکونى! سنگینى او بر روى زمین است و روزى او با خداوند. او بدون این که به تو نیاز داشته باشد، زندگى مى کند و نیز بدون استفاده از روزى تو، غذا مى خورد.
آن گاه پرسیدند: اسم او را چه گذاشته اى؟

گفتم: نامش را فاطمه گذاشته ام.
آن حضرت با شنیدن نام مقدس «فاطمه» سه بار آه کشید. سـپس دست بر پیشانى گذاشت و فرمود: حال که اسم او را فاطمه گذاشته اى، به او فحش نده و او را لعنت نکن.

منبع: شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه ج۲۱ص۴۸۲