یکی از اموری که در دین اسلام مطرح است مسئله شفاعت است که از سوی انبیاء، ملائکه و اولیای الهی به اذن خداوند در روز قیامت انجام می شود . اهل بیت عصمت و طهارت نیز از کسانی هستند که از سوی خداوند متعال اذن شفاعت دارند.

شفاعت بر محور دگرگونی و تغییر موضوع به شفاعت شونده دور می زند یعنی شخص شفاعت شونده موجباتی فراهم می سازد که از یک وضع نامطلوب و درخور کیفر بیرون آمده و به وسیله ارتباط با شفیع، خود را در وضع مطلوبی قرار دهد که شایسته و مستحق بخشودگی گردد و ایمان به این نوع شفاعت در واقع یک مکتب عالی تربیت و وسیلۀ اصلاح افراد گناهکار و آلوده و بیداری و آگاهی آنها است. آیات شفاعت به خوبی نشان می‌دهد که مسأله شفاعت از نظر منطق اسلام یک موضوع بی قید و شرط نیست بلکه قیود و شرایطی دارد مثلاً از نظر جرمی که دربارۀ آن شفاعت می‌شود شرایطی هست و از طرفی، شخص شفاعت شونده و شخص شفاعت کننده هم باید شرایطی داشته باشند.

کسانی که معتقد به اصل شفاعت هستند، برای اینکه مشمول آن شوند، ناگزیرند شرایط آن را فراهم سازند، و از گناهانی همانند ظلم که به طور کلّی از دایرۀ شفاعت بیرون شمرده شده، و قرآن می‌گوید ظالمان شفیع مطاعی ندارند،[۱] بپرهیزند، و برنامۀ خود را از یک دگرگونی عمیق و همه جانبه در وضع خویش شروع کنند و برای رسیدن به مقام ارتضاء و برقرار ساختن عهد الهی از گناه توبه کنند. و یا حداقل در آستانه توبه قرار گیرند، خلافکاری و شکستن قوانین الهی را متوقف سازند و یا لااقل تقلیل دهند و ایمان به خدا و دادگاه بزرگ رستاخیز را در خود زنده نگهدارند و قوانین و مقرّرات او را محترم بشمارند و از طرفی برای برقرار ساختن پیوند میان خود و شفاعت کننده، از صفات او اقتباس کنند و یک نوع سنخیت هر چند ضعیف میان خود و او برقرار سازند.[۲]

منظور از شفاعت همان شفاعتی است که عذاب روز قیامت را از گناه کاران بر می دارد، حال باید دید این شفاعت از چه شفیعانی سر می زند و در چه زمانی تحقق می یابد و در حق چه کسانی جاری می‌شود.

از روایات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اهل‌بیت علیهم السلام، استفاده می‌شود که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت و قرآن و ملائکه و مؤمنین و خویشاوندان به اذن خداوند حق شفاعت دارند.

امّا اینکه شفاعت در چه زمانی تحقق می یابد، از آیات ۳۸ـ ۴۲ مدّثر استفاده می‌شود که شفاعت در قیامت تنها در عذاب دوزخ مؤثر است، و در ناگواری های قبل از آن، مانند نشئه ی برزخ و حضور پیامبر و ائمه در دم مرگ و در هنگام سؤال قبر، و کمک کردن آن حضرت در شدائد، ربطی به شفاعت در دادگاه خداوند ندارد، بلکه از قبیل تصرّف ها و حکومتی است که خداوند به ایشان داده، تا به اذن او هر حکمی که خواست برانند و هر تصرّفی خواستند بکنند.[۳]

روایات نیز از وقوع شفاعت در قیامت سخن می‌گوید. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من در روز قیامت شفاعت می کنم و شفاعتم پذیرفته می‌شود، و علی هم شفاعت می‌کند و شفاعت او نیز پذیرفته می‌شود و اهل بیت من نیز شفاعت می کنند و شفاعت آنان هم پذیرفته می‌شود.[۴]

امام صادق علیه السلام فرمودند: در روز قیامت ما برای شیعیان گناهکارمان شفاعت می کنیم، امّا نیکوکاران را خدا نجات داده است.[۵]

امّا اینکه شفاعت در حق چه کسانی جاری می‌شود، علاّمه طباطبائی بعد از بحث طولانی می‌گوید: شفاعت وسیلۀ نجات گناهکاران از اصحاب یمین است، هم چنان که قرآن فرمود: اگر از گناهان کبیره اجتناب کنید، گناهان دیگرتان را جبران می کنیم.[۶] به طور مسلّم منظور آیه این است که گناهان صغیره را خدا می آمرزد و احتیاجی به شفاعت ندارد، پس مورد شفاعت آن عدّه از اصحاب یمین اند، که گناهان کبیره از آنان تا روز قیامت باقی مانده، و به وسیلۀ توبه و یا اعمال حسنۀ دیگر از بین نرفته است، هم چنان که رسول خدا فرمود: شفاعتم تنها مربوط به اهل کبائر از امتم است، و امّا نیکوکاران هیچ ناراحتی ندارند. [۷]

امام باقر و امام صادق علیهما السلام فرمودند: به خدا سوگند ما از شیعیان گناهکارمان شفاعت می کنیم، تا دشمنان ما آنها را ببینند و بگویند، ما شافعان و دوستانی پشتیبان نداریم، اگر برای ما بازگشتی بود، از مؤمنین می شدیم.[۸]

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: هنگامی که در مقام محمود (مقام شفاعت) قرار گیرم، برای آن افراد از امّتم که مرتکب گناهان بزرگ شده اند شفاعت می کنم و خدای متعال شفاعتم را دربارۀ آنان می پذیرد، به خدا سوگند برای کسانی که ذرّیه و فرزندان مرا آزار کرده باشند شفاعت نمی کنم.[۹]

از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: به خدا سوگند که شیعیان خود را شفاعت می کنیم، به خدا سوگند، آنان را شفاعت می کنیم، تا اینکه اهل جهنم می‌گویند: پس برای ما شفاعت کنندگانی نیست….[۱۰]

[۱] . غافر، ۱۸.

[۲] . مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ۱/۲۳۶، دار الکتب الإسلامیه ۱۳۷۴.

[۳] . طباطبائی، محمد حسین، المیزان، ترجمه محمد باقر موسوی همدانی ۱/۲۶۳، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۷۴ش.

[۴] . ابن شهر آشوب محمّدبن علی، مناقب آل ابی طالب ۲/۱۵، المکتبۀ الحیدریۀ النجف الأشرف، ۱۳۷۶.

[۵] . صدوق محمّد، خصال، ص ۶۲۴، منشورات جماعۀ المدرسین فی الحوزۀ العلمیه فی قم، ۱۴۰۳ق.

[۶] . نساء، ۳۱.

[۷] . علامه طباطبائی محمد حسین، المیزان ترجمۀ سید محمّد باقر موسوی همدانی ۱/۲۸۴، پیشین.

[۸] . شیخ حر عاملی محمّد بن الحسن، الفصول المهمه فی اصول الائمه، ص ۳۶۱، مؤسسه معارف اسلامی امام رضا ـ علیه السلام ـ ، ۱۴۱۸ق.

[۹] . شیخ حر عاملی محمّد بن الحسن، الفصول المهمه فی اصول الائمه، ص ۳۶۰، پیشین.

[۱۰] . ابن شهر آشوب محمّد بن علی، مناقب آل ابی طالب ۲/۱۴، المکتبۀ الحیدریه، النجف الأشرف، ۱۳۷۶.