آیت الله رمضانی گفت: انسان در مسیر زندگی خود باید نوع نگاهش را نسبت به دنیا و آخرت اصلاح کند، بدین بیان که چه چیزی اصالت دارد و چه چیزی فرع بر آن اصل است.

به گزارش پرس شیعه، متن زیر مشروح خطبه های این هفته نماز جمعه هامبورگ است که در ادامه می خوانید؛

الحمد لله ربّ العالمین و الحمد لله الذی لا مُضادّ له فی مُلکه و لا مُنازِعَ لَهُ فی أمره. الحمدالله الذی لا شریک لَهُ فی خلقه ولا شبیه لَهُ فی عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سیدّنا ونبیّنا محمّد صلّی الله علیه وعلی آله الطاهرین واصحابه المنتجبین.

عبادالله ! أُوصیکم و نفسی بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

قرین شدن رحلت پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) با این روزها انسان را وا می دارد که نکاتی چند در خصوص آن وجود نورانی که اسوه ای بی نظیر برای تمام بشریت است، بیان دارد. لذا مناسب است نکاتی مهم دربارۀ الگو بودن خاتم پیامبران مورد تبیین قرار گیرد.

اسوه بودن نبی رحمت در قرآن کریم

قرآن کریم به «اسوه» بودن پیامبر اکرم(ص) به صراحت اشاره کره و می فرماید: «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثیراً؛ مسلّماً برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود، برای آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد می‏ کنند».[۱]

یکی از مهمترین اثراتی که سیره و شیوۀ تربیتی پیامبر اکرم(ص) در میان مردمان جاهلی روزگار خود بر جای گذاشت، این بود که ایشان با این سیره و اخلاق و رفتار و عمل خود توانست افراد مختلفی را جذب نماید؛ و آنها را در مسیر درست و صحیح، تربیت نماید. این شیوۀ پیامبر رحمت و مهربانی(ص) تأثیر و نقش مهمّی در تربیت صحیح مخاطبین گوناگون داشت، و علّت این تحول و اثر گذاری این بود که آن حضرت با جایگاه و مرتبتی که از ذات اقدس اله داشتند، درصدد بودند درس کرامت و شرافت را به بشریّت بدهند، لذا اموری را انجام می دادند و به آن سفارش می کردند که به مقتضای عقل و فطرت و عواطف بشری بود؛ لذا به همین جهت است که مردم هر زمانه آن روش و منش و رفتار را پسندیده، و الگوی خود قرار می دهند. زیرا فردی که به این اعمال و رفتار سفارش می کند، خود ـ نسبت به این سفارش ها و اعتقاد به آنها ـ در رفتار و کردارش پیشگام است.

چنین شخصیتی توانسته امامت جامعه را عهده دار شود، و در قلبها نفوذ پیدا کند و بر دلها حاکمیت داشته باشد. از همین رو امیر المؤمنین حضرت علی(ع) در تبیین اسوه بودن نبی اکرم(ص) فرموده اند: «و لَقَد کانَ فی رَسولِ اللّه(ص) کافٍ لَکَ فِی الاُسوَهِ، و دَلیلٌ لَکَ عَلی ذَمِّ الدُّنیا و عَیبِها؛ در پیامبر خدا برای تو، الگویی کافی، و دلیلی بر نکوهیدگی و عیبناکی دنیاست».[۲]

بازنگری به دنیا در معارف اسلامی

انسان در مسیر زندگی خود باید نوع نگاهش را نسبت به دنیا و آخرت اصلاح کند، بدین بیان که چه چیزی اصالت دارد و چه چیزی فرع بر آن اصل است. لذا نبی مکرم اسلام(ص) که بزرگترین شخصیت عالم اسلام است، دنیا را نارسا و معیوب معرّفی می کند؛ و بر این باور است که انسانها نباید آن را اصل حیات خود قرار دهند. بلکه هر آنچه که در دنیا وجود دارد بایستی در خدمت انسانیت قرار گیرد، زیرا تعلّق داشتن به دنیا زشتی ها و پلیدیهای فراوانی را به دنبال دارد. به همین جهت گفته می شود اگر ثروت و قدرت ظاهری دنیا، ـ بدون در نظر گرفتن حفظ کرامت انسانها و کمک به آنها ـ ارزشی واقعی بود، باید پیامبران و از جمله پیامبر اسلام(ص) ثروت مندترین انسانها از لحاظ مادی می بودند. حال آنکه مطالعه، تحقیق و جست و جو در سیرۀ قطعی زندگی پیامبر اکرم(ص) چنین اموری را نشان نمی دهد. بلکه در این مطالعات تاریخی این نکته قابل دریافت است که این وجود مقدس هر چه را که در اختیارش قرار دارد، برای زدودن فقر آدمیان قرار می دهد. که البته این منش و روش اخلاقی می بایست برای همگان الگو و اسوه باشد، و جملگی باید از ثروت و قدرت خود، برای این منظور بهره جویند.

برخی از سنت های حسنه رسول خدا(ص)

رسول گرامی اسلام(ص) در رفتار خود همواره این درس بزرگ را مورد توجّه قرار می داد که انسانها همه بندۀ خدا هستند و می بایست نسبت به یکدیگر تواضع داشته باشند، و بدون تکلف زندگی کنند. به همین جهت امیرالمؤمنین(ع) در خصوص برخی از ویژگی های بسیار ارزشی آن حضرت(ص) می فرمایند: «او بر روی زمین می نشست و همانجا غذا می خورد و مثل بندگان می نشست، بدون آنکه تبختر و تکبّری از خود نشان دهد «و لَقَد کانَ (ص) یَأکُلُ عَلَی الأَرضِ، ویَجلِسُ جِلسَهَ العَبد»، کارهای خودش را شخصاً انجام می داد بدون آنکه به دیگری زحمت بدهد، چه اینکه با دست خود به کفشش وصله می زد «ویَخصِفُ بِیَدِهِ نَعلَه‏»، و یا لباس خود را وصله می کرد«و یَرقَعُ بِیَدِهِ ثَوبَه‏»، و در موارد دیگر نیز به همین مبنا حرکت می کرد. آن حضرت(ص) ذره ای از محبت دنیا در دلش نبود و همواره یاد دنیا از خاطرش دور بود «فَأَعرَضَ عَنِ الدُّنیا بِقَلبِهِ، وأماتَ ذِکرَها مِن نَفسِه‏»، و در واقع نمی گذاشت زیورهای دنیا در مقابل چشمش ظاهر شوند «و أحَبَّ أن تَغیبَ زینَتُها عَن‏ عَینِه‏»، تا از آن، جامه ‏ای زیبا تهیّه نکند و دنیا را جای ماندن نداند و به اقامت در آن، امیدوار نشود «لِکَیلا یَتَّخِذَ مِنها رِیاشاً، ولا یَعتَقِدَها قَراراً، ولا یَرجُوَ فیها مُقاماً».[۳]

آن حضرت(ص) نسبت به عبادت بسیار جدّی و حساس بودند و نجوای عاشقانه و محبانۀ او به گونه ای بود که در هنگام عبادت و سجده و رکوع با عشق این اعمال عبادی را انجام می داد، که این موضوع در یاران او نیز تأثیری شگرف گذاشته بود و آنان به گونه ای خدای تعالی را عبادت می کردند که حضرت امیر(ع) در وصف آنان چنین می فرماید: «و قَد باتوا سُجَّداً و قِیاماً؛ شب را تا صبح با سجده و نماز، سپری می کردند»، «یُراوِحونَ بَینَ جِباهِهِم و خُدودِهِم‏؛ گاه پیشانی و گاه صورت در پیشگاه حق به زمین می ‏نهادند».[۴]

وجود مبارک حضرت ختمی مرتبت(ص) و یارانش به اندازه ای نسبت به معاد حساس بودند، که هرگاه قیامت را یاد می کردند مانند کسی بودند که روی پارۀ آتش، ایستاده می سوزد و نمی تواند استقرار یابد. هنگامی که از معاد و بهشت و جهنم و حساب و کتاب صحبتی به میان می آمد، آرام نمی گرفتند، و در هنگام یاد خدا، حالت لرزش در آنان پدید می آمد و اشک از چشمانشان جاری می شد به گونه ای که گریبانشان خیس می شد«وَ یَقِفُونَ عَلَی مِثْلِ الْجَمْرِ مِنْ ذِکْرِ مَعَادِهِمْ کَأَنَّ بَیْنَ أَعْیُنِهِمْ رُکَبَ الْمِعْزَی مِنْ طُولِ سُجُودِهِمْ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ هَمَلَتْ أَعْیُنُهُمْ حَتَّی تَبُلَّ جُیُوبَهُم‏».[۵]

سخن پایانی

در سیرۀ سیاسی پیامبر اکرم(ص) اصولی مانند اصل خیانت، اصل تجاوز و اصل پذیرش ظلم در برابر زورگویان وجود نداشت، زیرا آن وجود نورانی همواره درصدد بودند که عدالت را در عرصۀ اجتماعی به دقیق ترین شکل پیاده کنند، تا بر کسی ظلم و ستم نشود. چرا که ایشان با روشی کریمانه همراه با مدارا، انقلاب و تحوّلی عمیق در روح پیروانش بوجود آورده بود. به گونه ای که امروزه می توان با همان درسها و روش تربیتی نبی مکرم اسلام(ص) از این تحوّل روحی و معنوی بهره جست و بشریت را برای رساندن به اهداف عالیه و جهت دهی در مسیر کمال و سعادت رهنمون ساخت. لذا امروزه وظیفه همگان آن است که با بدعتها مقابله نموده، و از افراط و تفریط دوری نمایند. همچنین با الگوپذیری از سیرۀ علمی و عملی پیامبر اکرم(ص) حسّ مسئولیت پذیری را در جامعۀ بشری ـ برای اینکه مشکلات فردی و اجتماعی برطرف شوند ـ نهادینه سازند.

لذا بر هر فرد مسلمان لازم است به اندازه ظرفیت خود برای تحقق جامعۀ نبوی تلاش نماید.


[۱]. الأحزاب/۲۱.

[۲]. نهج البلاغه، الخطبه/۱۶۰.

[۳]. نهج البلاغه، همان.

[۴]. همان، الخطبه/۹۷.

[۵]. همان.​