متن مناظرات حضرت رضا(ع) و شکست هر یک از اصحاب دیانات و اذعان به دانش بیکران امام که در حدود ۲۰ صفحه در کتاب عیون اخبار الرضا(ع) بازتاب یافته، خواندنی است.

به گزارش پرس شیعه، حجت الاسلام علی نصیری، استاد حوزه و دانشگاه و رئیس مؤسسه معارف وحی و خرد در یادداشتی به برخورد امام رضا(ع) با مناظره کنندگان خصوصاً عمران صابی پرداخته است که در ادامه می خوانید؛

مأمون پس از شکستهای مکرر در نقشه های پلیدش علیه امام رضا(ع)، برجسته ترین عالمان ادیان مختلف را برای مناظره و در خیال خود برای شکست علمی آن حضرت حاضر کرد.

متن مناظره حضرت و شکست هر یک از اصحاب دیانات و اذعان به دانش بیکران امام که در حدود ۲۰ صفحه در کتاب عیون اخبار الرضا(ع) بازتاب یافته، خواندنی است.

بخش جالب و درس آموز آن مناظره امام(ع) با عمران صابی است که لبریز از مباحث عمیق حکمی و فلسفی است.

در اوج گفتگوی امام با عمران صابی در حضور مأمون و امرای کشوری و لشکری، صدای اذان بلند شد و به رغم اصرار و خواهش عمران و دیگران برای ادامه مناظره، امام به اندرون رفته و نماز خود را اول وقت به جای آورد.

در ادامه مناظره، عمران صابی به دست امام نه تنها اسلام آورد، بلکه به امامت و ولایت امام رضا(ع) اذعان کرد.

فردای مناظره، امام سر سفره به ابوالصلت فرمود تا عمران صابی نیاید و میهمان ما نشود، لب به غذا نمی زنم.

وقتی عمران آمد، مورد تفقد و مهربانی ویژه امام قرار گرفت و حضرت به ایشان هدیه قابل توجه و لباس دادند و به این بسنده نکردند و او را از جانب خود به عنوان نماینده به منطقه سرخس فرستادند و با این کار زندگی او را تا آخر عمر تضمین کردند.

در نگرید در یک مناظره، سه ویژگی امام بر همگان آشکار شد:

۱.علم و دانش لدنی و الهی که از درس و مدرسه حاصل نشده بود.

۲.دین داری و ادب بندگی که با ادای نماز سر وقت خودنمایی کرد.

۳.مردم نوازی که با دعوت از عمران صابی برای ضیافت نهار و صله به او و واگذاری کاری مهم به او آشکار شد.

راز این حمایت ویژه آن بود که عمران با اعلام پذیرش اسلام عملا از جامعه خود مطرود می شد و چه بسا مورد تحریم همه جانبه قرار می گرفت.

درنگرید پیشوایان دینی ما چنین بودند و رفتار و رویه ای چنین آفتاب گونه داشتند.

اگر نتوانیم در عرصه علم به گرد پای آنان برسیم، شاید بتوانیم در عرصه دین داری و مردم نوازی اندکی به آنان نزدیک شویم.

همت طلب از باطن پیران سحر خیز

زیرا که یکی را از دو عالم طلبیدند

هر دست که دادند از آن دست گرفتند

هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند