سفر ملک سلمان به مصر در سایه اختلافات سیاسی عمده میان قاهره و ریاض در حالی صورت می گیرد که سعودیها پس از سلسله شکست های متعدد در منطقه به حمایتهای سیاسی مصر بسیار نیازمندند.

به گزارش پرس شیعه به نقل از خبرگزاری مهر، گروه بین الملل ـ رامین حسین آبادیان: قرار است «ملک سلمان» پادشاه عربستان امروز پنجشنبه به منظور دیدار با «عبدالفتاح السیسی» رئیس جمهوری عازم قاهره شود. این اولین سفر پادشاه عربستان به مصر پس از تکیه زدن بر کرسی قدرت محسوب می شود. روز گذشته نیز یک هیأت سعودی به منظور آماده سازی زمینه برای سفر ملک سلمان به مصر سفر کرده بود.

سفر «ملک سلمان» پادشاه عربستان به مصر در حالی است که شرکت ماهواره‌ ای مصری «نایل‌ ست» کمی پیش از سفر شاه سعودی به مصر با ادعای پخش برنامه‌ هایی از شبکه المنار لبنان که منجر به اختلافات طایفه‌ای و مذهبی می‌شود، اقدام به توقف پخش برنامه‌ های این شبکه کرده است.

آنگونه که بسیاری از رسانه ها اعلام کرده اند سفر «ملک سلمان» پادشاه عربستان به مصر بیش از اینکه رنگ و بوی سیاسی داشته باشد با اهداف اقتصادی صورت می پذیرد. طبق اعلام رسانه های سعودی قرار است در جریان سفر پادشاه سعودی به قاهره ۲۴ توافقنامه و تفاهمنامه همکاری میان دو طرف به امضا برسد. رسانه های عربی ارزش توافقنامه هایی که قرار است در قاهره به امضا برسد را بیش از ۲ میلیارد دلار تخمین زده اند.

اما سؤالی که پس از شنیدن ««اهدافِ صرفا اقتصادی» سفر ملک سلمان به مصر به اذهان متبادر می شود این است که آیا اختلافات سیاسی قاهره و ریاض در خصوص پاره ای از بحران های کنونی منطقه به ویژه در سوریه و یمن آنقدر ناچیز بوده که عربستان سعودی آنها را نادیده گرفته و تنها برای تقویت روابط اقتصادی دو طرف عزم سفر به قاهره را کرده است؟ بدون شک پاسخ به این سؤال منفی است و جای هیچ تردیدی وجود ندارد که اگر هدف اصلی سفر ملک سلمان به مصر گفتگو درباره اختلافات سیاسی با قاهره نباشد، بدون شک یکی از محورهای اصلی این سفر را تشکیل می دهد.

از زمان روی کار آمدن «عبدالفتاح السیسی» در مصر، قاهره در برخی موارد، مواضعی کاملا در تضاد با منافع کلان رژیم سعودی در سطح منطقه اتخاذ کرده که هیچگاه به مذاق مقامات این رژیم خوش نیامده است. از جمله این مواضع می توان به رویکرد دولت قاهره در قبال بحران سوریه به صورت عام و سرنوشت «بشار اسد» به صورت خاص اشاره کرد. عربستان سعودی طی سالهای گذشته همواره بر لزوم کناره گیری بشار اسد از قدرت تأکید کرده و حمایت های مالی و تسلیحاتی آن از تروریست های تکفیری در این کشور نیز درست برای تحقق همین هدف انجام شده و می شود.

در مقابل، دولت قاهره سیاست دیگری را در قبال سوریه در پیش گرفته و آن تأکید بر حل سیاسی بحران این کشور است. دولت قاهره بارها اعلام کرده که رویکرد نظامی در سوریه ـ که همواره مد نظر مقامات سعودی بوده ـ به هیچ وجه کارساز نیست و تنها راهکار برون رفت از بحران کنونی این کشور «راه حل» سیاسی است. در خصوص سرنوشت بشار اسد نیز «سامح شکری» وزیر خارجه مصر در مناسبت های مختلف به صراحت اعلام کرده که این مردم سوریه هستند که می بایست سرنوشت رهبران خود را تعیین کنند.

از سوی دیگر، رژیم سعودی حدود یک سال پیش با وجود رایزنی های گسترده با مقامات مصری در نهایت موفق به مجاب کردن آنها برای مشارکت در ائتلاف سعودی علیه یمن نشد. این در حالی است که سعودیها در بدو تشکیل ائتلاف علیه یمن حساب ویژه ای روی مصر باز کرده بودند. با این وجود قاهره به پیشنهادات مالی وسوسه انگیز سعودیها پاسخ منفی داده و دست رد خود را بر سینه آنها زد.

این در حالی است که در چارچوب سلسله اختلافات منطقه ای میان عربستان و قاهره نباید روابط بسیار خوب آنکارا و ریاض نادیده گرفته شود. با وجود اینکه طی سالهای اخیر روابط میان آنکارا و قاهره با تنش های زیادی همراه بوده است، اما درست در همین سالها عربستان سعودی روابط خود با دولت ترکیه را در عالی ترین سطوح تقویت کرده است که البته می توان از آن به عنوان پاسخ سعودیها به عدم تبعیت قاهره از ریاض یاد کرد.

در این میان نباید از درگیری های میدانی در لیبی تا پیش از تشکیل دولت وحدت ملی این کشور غافل شد که مصر همواره خواستار برقراری صلح و ثبات در این کشور به دلیل مجاورت با آن بوده است. با این وجود، بازهم اخباری مبنی بر حمایت های مالی و تسلیحاتی رژیم سعودی از تروریست های تکفیری مستقر در لیبی شنیده شده و می شود.

به سلسله اختلافات میان قاهره و ریاض باید اختلافات بر سَر مداخله نظامی روسیه در سوریه را نیز اضافه کنیم. رژیم سعودی همواره اعلام کرده است که مداخله نظامی روسیه در سوریه بحران این کشور را پیچیده تر کرده است؛ این در حالی است که مقامات قاهره دیدگاهی کاملا متفاوت در قبال این مسأله داشته و معتقدند که روسها تصمیم درستی برای مبارزه با تکفیریها در سوریه گرفتند.

با توجه به آنچه ذکر شد جای هیچ شکی باقی نمی ماند که هدف اصلی «ملک سلمان» پادشاه عربستان از سفر به قاهره پایتخت مصر بحث و تبادل نظر در خصوص سلسله اختلافات سیاسی میان دو طرف در زمینه مسائل منطقه ای است. بعید نیست در صورتی که ملک سلمان با دولت مصر در خصوص مسائل منطقه ای به ویژه در یمن و سوریه به توافق برسد، به میانجیگری میان قاهره و آنکارا برای مصالحه آنها با یکدیگر مبادرت کرده تا بدین طریق ائتلاف سه جانبه ای را برای پیشبرد اهداف خود در منطقه تشکیل دهد.

در هر صورت سفر «ملک سلمان» پادشاه عربستان به مصر در حالی قرار است اتفاق بیافتد که «سامح شکری» وزیر خارجه مصر در سخنانی ضمن «تاریخی» توصیف کردن این سفر، تصریح کرده است: «این سفر، خط بطلانی بر ادعاهای رسانه ها مبنی بر وجود اختلافات میان قاهره و ریاض در خصوص برخی مسائل منطقه ای به ویژه در سوریه خواهد کشید». وی در ادامه می افزاید: «در خصوص بحران سوریه هر دو طرف (قاهره و ریاض) یک هدف استراتژیک دارند».

اظهارات وزیر خارجه مصر در خصوص عدم اختلاف میان قاهره و ریاض در خصوص بحران سوریه در حالی است که مواضع دولت مصر در قبال دولت دمشق در تعارض آشکار با مواضع سالهای اخیر رژیم سعودی است. از سوی دیگر، اگر به همین چند ماه پیش که عربستان سعودی سودای حمله نظامی زمینی به سوریه را سَر داد، بازگردیم به خوبی مشاهده خواهیم کرد که دولت قاهره آشکارا با تصمیم ریاض در این خصوص مخالفت و اعلام کرد: «قاهره همواره بر لزوم حفظ حاکمیت کشورهای عربی داشته و معتقد به یافتن راهکار سیاسی برای حل بحران های مختلف است».

طبق آنچه که گفته شد، اظهارات وزیر خارجه مصر در خصوص عدم اختلاف این کشور با رژیم سعودی بر سَر بحران سوریه با واقعیت انطباق ندارد و علت مطرح شدن چنین اظهاراتی کاملا واضح است. از آنجایی که قاهره با توجه به شرایط اقتصادی وخیم خود به کمک های مالی خارجی بسیار نیازمند است، خود را در سطحی نمی بیند که بتواند به طور مستقیم در برابر عربستان ـ به عنوان یکی از حامیان مالی احتمالی خود ـ بایستد.

بنابراین بر خلاف اظهارات «سامح شکری» هیچ نشانه ای مبنی بر استراتژیک بودن روابط میان مصر و عربستان حداقل در خصوص بحران های یمن و سوریه دیده نمی شود و به نظر می رسد که «ملک سلمان» پادشاه عربستان، خود شخصا عزم سفر به قاهره را کرده تا بسته پیشنهادی جدیدی را به قاهره در ازای تغییر سیاست های آن در منطقه ارائه دهد.

با وجود اینکه بیش از یک سال از حملات ددمنشانه رژیم سعودی به یمن می گذرد و طی این مدت بیش از ۷۵۰۰ شهروند بی دفاع یمنی به شهادت رسیده و هزاران تَن دیگر به خاک و خون کشیده و آواره شده اند، اما رژیم سعودی حتی به حداقل اهدافی که پیش از تجاوز نظامی به یمن برای خود ترسیم کرده بود تا این لحظه دست نیافته است؛ نه «أنصارالله» یمن و حامیان آنها سرکوب شدند و نه «عبد ربه منصور هادی» رئیس جمهوری مستعفی و فراری این کشور به قدرت بازگردانده شد.

از سوی دیگر، پیشروی های چشمگیر و غیرقابل تصور ارتش سوریه و هم پیمانان آن در بسیاری از جبهه های نبرد در این کشور به ویژه در استان حلب و حومه آن تمامی معادلات عربستان سعودی برای سرنگونی دولت بشار اسد را بر هم زده و نقشه های آن را نقش بر آب کرد. سعودیها که گمان می کردند دولت دمشق آخرین نفس های خود را می کشد، به یک باره با شنیدن اخبار دستاوردهای گسترده ارتش سوریه در نبرد با تکفیریها و بازپس گیری بسیاری از مناطق استراتژیک تحت تصرف آنها شوکه شدند.

در لیبی نیز بالاخره پس از مدت ها کشمکش دولت وحدت ملی تشکیل و پارلمان این کشور نیز به اعضای آن رأی اعتماد داد. سلسله تحولات اخیر لیبی به مثابه سیلی محکمی بر گونه سعودیهایی بود که با حمایت از تکفیریها در این کشور به دنبال بی ثبات کردن آن و کشورهای واقع در مجاورت آن بودند.

بر همین اساس، به نظر می رسد سلسله شکست های متعدد عربستان سعودی در منطقه و در سطوح مختلف، «ملک سلمان» پادشاه عربستان را بر آن داشته تا با سفر به مصر، ضمن حل و فصل اختلافات سیاسی فیمابین و ایجاد مصالحه میان آنکارا و قاهره، ائتلاف قدرتمندی را برای نجات خود از باتلاق هایی که در آن گرفتار شده است، تشکیل دهد.