فراستخواه در میزگرد «تحول دوران» که در روز دوم سمپوزیوم «اکنون، ما و شریعتی» برگزار شد ضمن بیان تمایزات شریعتی با دیگر افراد زمانه خود، گفت: متون شریعتی دارای یک وجدان بیداری اجتماعی بود.

به گزارش پرس شیعه، دومین روز از سمپوزیوم «اکنون، ما و شریعتی» صبح امروز در دانشگاه تربیت مدرس آغاز به کار کرد.

در اولین پنل این روز که «تحول دوران» نام داشت سوسن شریعتی، مقصود فراستخواه و علی قاسمی سخنرانی کردند. مدیریت این پنل به عهده حسین مصباحیان بود.

مصباحیان: عصر ما با عصر شریعتی تطابق ندارد

وی در ابتدای این پنل گفت: مسئله اصلی مورد بحث در پنل حاضر این است که دورانی که ما در آن به سر می بریم نسبت به دوران شریعتی چه تغییراتی کرده است. ما در تاریخ بشر سه دوره پیشا مدرن، مدرن و پسامدرن داریم. در دوران پیشامدرن خدا، بنیاد همه چیز است و نمایندگان خدا روی زمین حکومت دارند. در دوران مدرن، این نسبت ها معکوس می شود و نفی سنت اتفاق می افتد اما در دوره فعلی که پسا مدرن نام دارد بشر نه مانند زمان پیشامدرن مکلف است و نه مانند دوران مدرن محق. بشر در شرایط فعلی رها و آزاد است.

پس از وی علی قاسمی گفت: در عصر شریعتی عمده رویکردها ایدئولوژیک است اما رویکرد عمده عصر ما آنتروپولوژیک فرهنگی است و نظام معنایی ما به خورده گفتارها تبدیل می شود. تضاد های شریعتی در آن زمان عمدتاً حول دوگانه ها بوده است اما امروز منطق صفر و صدی جای خود را به منطق باوری داده است.

وی افزود: عصر ما با عصر شریعتی تطابق ندارد. ما به دوره پساها حرکت کرده ایم و دچار بحران های مختلفی شده ایم. تمامی جریاناتی که در گذشته رویکرد ایدئولوژیک داشته اند امروز تغییر کرده اند و بحران یعنی اختلاف بین آنچه که هست و آنچه که باید باشد.

متون شریعتی دارای یک وجدان بیداری اجتماعی بود

مقصود فراستخواه، جامعه شناسی و پژوهشگر به عنوان سخنران بعدی با موضوع «آیا از شریعتی به سادگی گذشتیم»، سخنرانی کرد.

وی گفت: به قول مارکس ما انسانها تاریخ خودمان را می سازیم اما نه آن طور که خودمان می خواهیم. بنده ادامه صحبت هایم را بر اساس این فرض بنا می گذارم.

در ابتدا لازم است در کار و بار نخبگان کمتر مبالغه کنیم و آنها را قهرمان یا ضد قهرمان و یا تافته های جدابافته از تاریخ ندانیم. امر تاریخی و امر اجتماعی یکسره حاصل افکار نخبگان نبوده است.

فراستخواه ادامه داد: در نظریه «میدان بوردیو» عاملان انسانی با سرمایه هایی که دارند نقش منش و کردار فکری خود را بر زمانه می زنند و تمایل هایی پدید می آورند. شریعتی هم در دوران خود تمایزهایی پدید آورد و طبقه متوسط جدید با تیپ شریعتی، تیپ متمایزی شد. در دوره شریعتی منش و کردار فکری برای جامعه آن روز مازاد واقعی داشت و معناها و تعریف های او برای طیفی از گروه های اجتماعی، ارزش راهبردی پیدا کرد. این مازاد برای میدان اجتماعی ایرانی اهمیت پیدا می کند. از دیگر تمایزهای شریعتی تمایز در مکانی که ایستاد، تمایز در سیاست اجتماعی و تمایز در کنش راهبردی که پیش گرفت، بود. طبقه متوسط جدید در آن دوران مکان اجتماعی جدیدی نداشت. اگر نگاهی به اطلس مکان های آن دوره بکنیم می بینیم که اغلب مکان ها یا دولتی بودند تا عمومی یا مذهبی، یا سیاسی و یا امثال آنها بوده است.

این استاد جامعه شناسی اضافه کرد: بنده در مطالعاتی که داشته ام به یک مکان جدیدی رسیدم که آن را مکان مرزی نامیده ام. مکان مرزی یعنی جایی در مرز میان دولت و جامعه. به عقیده من شریعتی در این مکان ایستاد. شریعتی به مکان های عمومی روی آورد و حتی در مکان علمی مثل دانشگاه هم ساکن نشد. همین تمیز شریعتی باعث شد که گفتارش خصیصه ارتباطی پیدا کند و متن ها در موقعیت ارتباطی شکل بگیرد. متون شریعتی دارای یک وجدان بیداری اجتماعی بود. تمایز دیگر شریعتی تمایز در سیاست های اجتماعی بود. او سیاست بیداری اجتماعی را در پیش می گیرد و با سیاست قالب آن زمانه که نوسازی است، تفاوت دارد. شریعتی می داند که این سیاست غالب نمی تواند پاسخ زمانه را بدهد.

وی در پایان به آخرین تمایز شریعتی با افراد زمانه خود اشاره کرد و گفت: کنش راهبردی شریعتی با بقیه متمایز بود. شریعتی به این نتیجه می رسد که دین هم مسئله است هم راه حل. او به این نتیجه رسید که باید از گفته «دین یک امر خصوصی است»، آشنایی زدایی کند.

سوسن شریعتی: دوران ما همچنان دوران شریعتی است

آخرین سخنران این پنل سوسن شریعتی استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران بود.

وی صحبت خود را با این نظریه آغاز کرد که دوران ما همچنان دوران شریعتی است. در نتیجه مسائل ما هم همان مسائل زمان شریعتی است.

سوسن شریعتی افزود: برای تعریف مفهوم دوران، تعریف های مختلفی وجود داشته است. یکی از تعاریفی که به تعریف شریعتی در مورد بحران نزدیک است اینکه بحران یک پروسه است نه یک سیستم سربسته و منظور از پروسه هم این است که عبارت است از: یک سری چندلایگی و همزیستی ناهمزمانها. بنابراین دوره بر اساس یکدستی تعریف نمی شود بلکه بر اساس تنش زمانها معنا پیدا می کند. دوران، مثل یک سیستم نیست که در یک جایی آغاز و در جای دیگری تمام شود و سیستم دیگری جای آن را بگیرد.

فرزند دکتر شریعتی اضافه کرد: به عقیده دکتر شریعتی رنج ما از ناهمزمانی است. ما از طرفی در قرن شانزدهم مانده ایم و از طرف دیگر دچار دردهای قرن بیستم شده ایم. دکتر شریعتی در زمانی که از آن به عنوان زمان خویشتن و یا نخبه یاد می کند سعی می کند تا ناهمزمانی قرن ۱۶ و ۲۰ را سازگار کند. بر اساس خویشتن شریعتی هم باید خود را بیابیم هم خویشتن خود را بسازیم.

این استاد دانشگاه در پایان تصریح کرد: بحران هویت و نظم سرمایه داری دو مشکلی است که از ۴۰ سال پیش تاکنون با ما و همراه ما بوده است. تنها تفاوت زمان ما با زمان شریعتی این است که در ۴۰ سال پیش امیدوارِ تغییر بودیم ولی در دوران امروز امیدی به تغییر نداریم. امیدوارم که بتوانیم امید شریعتی را احیا کنیم و به آن تداوم بخشیم.