شهید صیاد شیرازی به واقع فرمانده بود و سرباز ولایت؛ فرمانده‌ای بسیجی که بسیجی هم ماند.

به گزارش پرس شیعه به نقل از خبرگزاری مهر- گروه فرهنگ: شانزدهم فروردین ماه ۱۳۷۸، همزمان با عید سعید غدیرخم، با حکم فرماندهی معظم کل قوا به درجه سرلشکری ارتقا یافت و تنها ۵ روز بعد در ۲۱ فروردین ماه، ارتقایی زمینی گرفت و سپهبد شد و در عین حال، بزرگ ترین ارتقای آسمانی را معنا کرد و به درجه عظمای شهادت نائل آمد؛ شهادتی که هنر مردان خداست.

وقتی مشخص شد که قرار است درجه سرلشکری بگیرد، به او گفته بودند: به سلامتی، مبارک است.

و او خندیده بود و گفته بود: درجه گرفتن فقط ارتقای سازمانی نیست؛ وقتی آقا درجه رو بذارن رو دوشم، حس می کنم اَزَم راضین و وقتی ایشون راضی باشن، امام عصر هم راضین. آقا راضی بود و رضایتشان را در تشییع جنازه اش نشان دادند؛ آنجا که فرمانده در برابر سرباز، زانو زد و بوسه ای نثار تابوت شد. فردای دفن هم دوباره بر مزارش حاضر شدند؛ با این تعبیر که «دلم برای صیادم تنگ شده.»

صیاد، شایسته شهادت بود و همین شد که آقا در همان روز شهادت صیاد دل ها، پیامی بلندبالا صادر فرمودند و او را «نظامی مومن و پارسا و پرهیزکار» خواندند:

“بسم الله الرحمن الرحیم

مِن المومنین رِجال صَدقوا ما عاهَدوا اللهَ علیه فَمِنهُم مَن قَضی نَحبَه و مِنهُم مَن یَنتَظِر و ما بَدَّلوا تَبدیلا

امیر سرافراز ارتش اسلام و سرباز صادق و فداکار دین و قرآن، نظامی مومن و پارسا و پرهیزکار سپهبد علی صیاد شیرازی امروز به دست منافقین مجرم و خونخوار و روسیاه به شهادت رسید.

این نه اولین و نه آخرین باری است که دلی نورانی و سرشار از عشق و ایمان و وفاداری به آرمان های بلند الهی، هدف تیر خشم و عناد و عصبیت از سوی زمره جنایتکار و فاسدی که ادامه حیات خود را در خدمتگزاری به دشمنان اسلام دانسته است قرار می گیرد و دست خائن خود فروخته ای، نهال ثمربخش انسان والایی را قطع می کند.

او مانند دیگر مردان حق از روزی که قدم در راه انقلاب نهادند همواره سر و جان خود را نثار در راه خدا بر روی دست داشتند. سرزمین های داغ خوزستان و گردنه های برافراشته کردستان سال ها شاهد آمادگی و فداکاری این انسان پاک نهاد و مصمم و شجاع بوده و جبهه های دفاع مقدس صدها خاطره از رشادت و از خودگذشتگی او حفظ کرده است.

کوردلان منافق بدانند که با این جنایت ها روز به روز نفرت ملت ایران از آنان بیشتر خواهد شد و خون مردان پاکدامن و پارسا همچون صیاد شیرازی و شهید لاجوردی، بدنامی و سیاهرویی آنان را در تاریخ و در دل این ملت همیشگی خواهد کرد و سردمداران استکبار که با وجود لافزنی های ضد تروریستی خود به امید آن نشسته اند که تروریست های مزدورشان در ایران اسلامی با شهید کردن مردان استوار و مقاوم انقلاب، راه تسلط بر ایران اسلامی را هموار کنند، بدانند که خون شهیدان راه حق، ملت مومن ما را راسختر و آشتی ناپذیرتر و مقاومتر می سازد. رحمت و فضل بیکران الهی بر روح شهید عزیزمان علی صیاد شیرازی و لعنت و نفرین خدا و فرشتگان و بندگان صالحش بر ایادی منفور و مطرود استکبار.

اینجانب شهادت این بنده برگزیده خدا را به ملت ایران بخصوص به یاران دفاع مقدس و ایثارگران جبهه های نور و حقیقت و به خانواده گرامی و فداکار و بازماندگان محترمش تبریک و تسلیت می گویم و صمیمی ترین درود خود را بر روح پاک او و خون به ناحق ریخته او نثار می کنم.

والسلام علی عبادالله الصالحین

سید علی خامنه ای ۲۱/۱/۱۳۷۸”

آقا همچنین پس از شهادت سردار احمد کاظمی و برخی دیگر از فرماندهان هم فرموده بودند: «دو هفته پیش شهید کاظمی پیش من آمد و گفت از شما دو درخواست دارم: یکی این‌که دعا کنید من روسفید بشوم، دوم این‌که دعا کنید من شهید بشوم. گفتم شماها واقعا حیف است بمیرید؛ شماها که این روزگارهای مهم را گذراندید، نباید بمیرید؛ شماها همه‌تان باید شهید شوید؛ و لیکن حالا زود است و هنوز کشور و نظام به شما احتیاج دارد.

بعد گفتم آن روزی که خبر شهادت صیاد را به من دادند، من گفتم صیاد، شایسته‌ شهادت بود؛ حقش بود؛ حیف بود صیاد بمیرد. وقتی این جمله را گفتم، چشم ‌های شهید کاظمی پُرِ اشک شد، گفت: ان‌شاءاللَّه خبر من را هم به‌تان بدهند.

فاصله‌ بین مرگ و زندگی، فاصله‌ بسیار کوتاهی است؛ یک لحظه است. ما سرگرم زندگی هستیم و غافلیم از حرکتی که همه به سمت لقاءاللَّه دارند. همه خدا را ملاقات می کنند؛ هر کسی یک طور؛ بعضی ها واقعا روسفید خدا را ملاقات می کنند، که احمد کاظمی و این برادران حتما از این قبیل بودند؛ اینها زحمت کشیده بودند.

این گونه است که هم آقا او را دوست می داشت و هم او، عاشق آقایش بود و در وصیت نامه اش هم، ایشان را ولی امر خود نامید:

بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون… خداوندا! این تو هستی که قلبم را مالا مال از عشق به راهت، اسلامت، نظامت و ولایتت قرار دادی.

خدایا؛ تو خود می دانی که همواره آماده بوده ام آنچه را که تو خود به من دادی، در راه عشقی که به راهت دارم، نثار کنم. پروردگارا؛ رفتن در دست تو است، من نمی دانم چه موقع خواهم رفت، ولی می دانم که از تو باید بخواهم مرا در رکاب امام زمانم قرار دهی و آن قدر با دشمنان قسم خورده ات بجنگم تا به فیض شهادت برسم …

خداوندا! ولی امرت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را تا ظهور حضرت مهدی زنده، پاینده و موفق بدار. آمین یا رب العالمین. و من الله التوفیق. علی صیاد شیرازی.»

و امروز، ۲۱ فروردین ماه، یادآور اوست؛ فرمانده ای که سرباز ولایت بود، بسیجی بود، بسیجی ماند و ماندگار شد.