همایش اروپایی میلاد پیامبر اکرم (ص) بر اساس تاریخ میلادی در شهر ویسبادن آلمان برگزار شد.

به گزارش پرس شیعه؛ بر اساس تاریخ میلادی صدها هزاران تن از مسلمانان جهان در ترکیه و اروپا در اواخر ماه مارس میلاد پیامبر اسلام (ص) را جشن می گیرند. به همین مناسبت همایشی نیز با حضور مسلمانان اهل سنت از ملیت­های مختلف در تاریخ ۲۷ مارس ۲۰۱۶ در شهر ویسبادن آلمان برگزار شد. این همایش که با حضور بیش از چهار هزار نفر برگزارشد شامل برنامه های تلاوت قرآن کریم، سخنرانی، مولودی خوانی به زبانهای مختلف و … بود. شایان ذکر است امسال برای اولین بار مسابقه کتاب خوانی با موضوع سیره نبی اکرم (ص) نیز برگزار شد.

مهم ترین سخنران این همایش آیت الله رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ بود. وی در بخشی از سخنان خویش، شناخت بیشتر نسبت به سیره علمی و عملی پیامبر اکرم (ص) را یکی از ضروریات جوامع اسلامی بیان کرد و گفت: بدون شک برگزاری این نوع سمینارها، زمینه شناخت بیشتر نسبت به سیره علمی و عملی پیامبر اکرم(ص) را ایجاد می نماید تا اینکه بتوانیم آن حضرت را الگو و اسوه خود قرار دهیم. همچنین اگر رسانه های غربی نیز به درستی حقایق اسلام را منعکس کنند، این شناحت به شکل صحیح در غرب هم نسبت به پیامبر اکرم(ص) ایجاد می شود و خیلی از نسبت های نادرستی که به اسلام و پیامبر(ص) داده می شود، از بین می رود. این نکته باید مورد توجه قرار گیرد که جلسه ای که به نام پیامبر(ص) برگزار می­‌گردد، نه تنها بدعت نیست، بلکه جزء شعائر الهی است و لذا امروز از نظر ما یکی از ایام الله می تواند باشد و باید آنرا گرامی داشت «وَ ذکّر بایّام اللّه»

وی افزود: ما مسلمانان به همه ادیان و پیامبران الهی احترام می گذاریم؛ اما معتقدیم که پیامبر اکرم (ص) آخرین سفیر خدا و اسلام آخرین دین الهی و جامع همه خوبی ها و کمالات ادیان گذشته است. پیامبر اسلام(ص)، عقلانیت ابراهیم (ع)، ابهّت نوح (ع)، شجاعت موسی (ع)، عشق عیسی (ع)، پاکدامنی یوسف (ع)، صبر ایوب (ع) و تحمل زکریا (ع) را در خود جمع کرده است. این نکته را بارها تکرار کرده ایم که او پیامبر رحمت و محور اجتماع همه مسلمانان است. او برای ایجاد صلح و امنیت میان بشریت آمده است و صلح با خود، صلح با دیگر انسان ها و صلح با خدا را آموزش می دهد.

رمضانی ادامه داد: پیامبر اسلام (ص) اهل صلح بود و نه جنگ. او در بیش از ۸۰ جنگی که بر وی تحمیل شد همیشه به دنبال دفاع از ارزش ها بود. در مجموع این ۸۰ جنگ تنها ۲۰۰۰ نفر کشته شدند، این درحالی است که در طول جنگ­هایی که در دویست سال اخیر روی داده است بیش از ۱۰۰ میلیون انسان بی گناه کشته شده اند. پیامبر(ص) برای احیای عقلانیت، رحمت و انسانیت آمده است و معتقد بود نباید هیچ انسان بی گناهی کشته شود؛ چراکه طبق فرمایش قرآن کریم « مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً » لذا ما امروز قاطعانه این نکته را مورد تاکید قرار می دهیم که آن کسانی که با شعار الله اکبر مردم بی گناه را در گوشه کنار جهان و به خصوص در سوریه و عراق و حتی در اروپا به خاک و خون می کشند، هیچ بویی از حقیقت اسلام نبرده اند.

رئیس اتحادیه اروپایی علما و تئولوگ های شیعه در بخش دیگری از سخنان خویش « عشق به همه زیبائی ها و نفرت از همه پلیدی ها » را از نکات مهم در سیره پیامبر اکرم (ص) بیان نموده و گفت: دغدغه پیامبر (ص) نشر خوبی ها بود و همواره تلاش می کرد، زشتی ها را تقبیح و از زندگی مردم دور و جدا سازد. «کان یُحسّن الحَسن و یُقَبّح القَبیح و یُوهِنُه» در کتاب های سیره پیامبر(ص) نقل شده است که او نافع ترین مردم بود. «کان انفع الناس للنّاس». قطعا اینکه برخی از مسلمانان دیگران را تکفیر نموده و جان و مال دیگران را حلال می دانند و در جامعه ایجاد رعب و وحشت می کنند با آموزه های پیامبر (ص) هیچ آشنایی و تطابقی ندارند. اینها که باید با رفتار خود عشق و محبت را در جامعه منتشر می کردند کاری کرده اند که مردم از اسلام می ترسند. حرکت های خشونت آمیز این گروه های تروریستی که در همه جای دنیا به چشم می خورد، هیچ ربطی به شیعه و سنی ندارد.

وئی افزود: در استانبول به دانشگاهی حمله می کنند به خاطر اینکه دختران مسلمان محجبه آنجا مشغول تحصیل هستند. در بروکسل به مسجد مسلمانان حمله می کنند و متاسفانه برخی نیز فقط شعار مقابله با تروریسم را سر می‌­دهند ولی هیج اقدام عملی در این زمینه انجام نمی دهند. همانطور که می دانید آیت الله العظمی سیستانی وقتی در عراق فتوای جهاد برای مقابله با گروه های تروریستی را صادر کردند که آنها به جان و مال و ناموس مسلمانانِ اهل سنت حمله کردند بودند. متاسفانه این گروه های تندرو برخی از جوانان را نیز اغفال می کنند که برای آنها اقدام به ترور کنند. آیا واقعا جوانانی که از انگلستان، بروکسل و سایر نقاط جهان برای جهاد به سوریه می روند، برای احیای سیره پیامبر (ص) رفتند؟

وی در بخش دیگری از سخنان خویش با اشاره به آیات ۳۹ و ۴۰ سوره مبارکه حج، عمل به آموزه های قرآن کریم و سیره پیامبر اکرم (ص) را باعث وحدت و یک­پارچگی و عزّت مسلمانان دانسته و افزود: خدای متعال در قرآن کریم می فرماید: «وَ لَوْلَا دَفْعُ اللَّـهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللّهِ کَثِیراً » عده ای درصددند که کلیساها و کنیسه ها و مساجد را محو کنند چون نام خدا در آنجا برده می شود و می خواهند به جنگ با خدا بروند. می خواهند با اباحی گری و لذت طلبی، نام خدا را از زندگی بشر حذف کنند. آنها در صدد هستند که با زور و زر و تزویر مسلمانان را به خدمت خود در آورند، اما مسلمانان مؤمن باید مقاوم باشند. اگر مسلمانان می خواهند با عزت زندگی کنند باید به سیره پیامبر اکرم (ص) عمل کنند و اگر می خواهند مورد رحمت الهی قرار گیرند باید به اطاعت خدا و رسول خدا (ص) بپردازند. «أَطیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ» و اگر کسی ادعای دوستی با خدا و پیامبر (ص) را دارد باید از آنها پیروی کند. « إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ »

رمضانی در ادامه گفت: مسئولیت جوانان بومی که با زبان این جامعه آشنایی دارند نیز بسیار سنگین است. دفاع عقلانی و منطقی از اسلام در مجامع علمی و دانشگاهی، وظیفه جوانان است. جوانان مومن باید با مراجعه به قرآن و عترت در تبیین عقلانی اسلام ناب تلاش و مجاهدت داشته باشند. همچنین باید توجّه داشت که عمل به قوانین اجتماعی و احترام به حقوق دیگر شهروندان نیز جزء دستورات اسلام است.

نماز جمعه هامبورگ با امامت آیت الله رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ درادامه مباحث اسلام شناسی به بحث اسلام و حقوق اخلاقی اختصاص یافت در ادامه این بحث را می خوانید:

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله ربّ العالمین و الحمد لله الذی لا مُضادّ له فی مُلکه و لا مُنازِعَ لَهُ فی أمره. الحمدالله الذی لا شریک لَهُ فی خلقه ولا شبیه لَهُ فی عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سیدّنا ونبیّنا محمّد صلّی الله علیه وعلی آله الطاهرین واصحابه المنتجبین.

عبادالله ! أُوصیکم و نفسی بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

رمضانی گفت: یکی دیگر از مباحثی که در رساله حقوق، امام سجاد(ع) به آن پرداخته شده است، «حق مردم» است. این موضوع یکی از مباحث مهم در حوزۀ اجتماعی و سیاسی شمرده می­شود. امروزه در خصوص حق مردم در نظامهای سیاسی مباحث زیادی مطرح است. البته واضح است که در نظام های پادشاهی، که خصوصیت آنها دیکتاتوری، استبداد، اشرافی گری و… می­باشد، مردم هیچ جایگاهی نداشته و به رأی آنها احترامی گذاشته نمی شود. به همین جهت در چنین نظام هائی، شکاف طبقاتی بسیاری به چشم می خورد و عدّه ای محدود بر اکثر افراد جامعه حکومت می کنند، بدون آنکه آنها را در اداره جامعه سهیم نمایند و یا حق مشارکتی به آنها بدهند. به طور طبیعی حقوق مردم در چنین نظامهایی بسیار ضایع می شود و عدالت اجتماعی در چنین جوامعی یافت نمی شود. زیرا معمولا در چنین جوامعی برای استیفای مطالبات طبیعی مردم جائی در نظر گرفته نشده است. لذا اگر این نوع نظام های سیاسی در دنیا مورد مطالعه میدانی قرار گیرند، نتیجه اش این خواهد بود که جایگاه مردم از حفظ کرامت آنها همواره با آسیب های جدّی مواجه بوده است. امّا در نظام های سیاسیِ مبتنی بر آراء مردم، افراد نقش برجسته ای را برای مشارکت در تشکیل نظام سیاسی خود دارند و به­شکل طبیعی جایگاهی قانونی برای استیفای مطالبات مردم در نظر گرفته شده است. و لذا هرگاه آحاد مردم به نوعی در جریان تصمیم گیری مشارکت داشته باشند در حقیقت به نوعی حق خود را در کیفیت حاکمیت اعمال می نمایند.

وی افزود: در نگاه امام سجاد(ع) به ­عنوان یک پیشوای دینی و دارای ملکه عصمت، حق مردم چنین است: « فَأَمَّا حُقُوقُ رَعِیَّتِکَ بِالسُّلْطَانِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّکَ إِنَّمَا اسْتَرْعَیْتَهُمْ بِفَضْلِ قُوَّتِکَ عَلَیْهِمْ فَإِنَّهُ إِنَّمَا أَحَلَّهُمْ مَحَلَّ الرَّعِیَّهِ لَکَ ضَعْفُهُمْ وَ ذُلُّهُمْ فَمَا أَوْلَى مَنْ کَفَاکَهُ ضَعْفُهُ وَ ذُلُّهُ حَتَّى صَیَّرَهُ لَکَ رَعِیَّهً وَ صَیَّرَ حُکْمَکَ عَلَیْهِ نَافِذاً لَا یَمْتَنِعُ مِنْکَ بِعِزَّهٍ وَ لَا قُوَّهٍ وَ لَا یَسْتَنْصِرُ فِیمَا تَعَاظَمَهُ مِنْکَ إِلَّا بِاللَّهِ بِالرَّحْمَهِ وَ الْحِیَاطَهِ وَ الْأَنَاهِ، وَ مَا أَوْلَاکَ إِذَا عَرَفْتَ مَا أَعْطَاکَ اللَّهُ مِنْ فَضْلِ هَذِهِ الْعِزَّهِ وَ الْقُوَّهِ الَّتِی قَهَرْتَ بِهَا أَنْ تَکُونَ لِلَّهِ شَاکِراً وَ مَنْ شَکَرَ اللَّهَ أَعْطَاهُ فِیمَا أَنْعَمَ عَلَیْهِ وَ لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ‏؛ و امّا حقوق مردم تحت حکومت تو این است که بدانى حکومت تو بر آنها ناشی از قوت تو و ضعف ایشان است ؛پس بهتر آنست کـه کفایت و رعایت کنی کسی را که ضعف و ناتوانیش او را رعیت تو ساخته است؛ و حکم ترا بر او نافذ گردانیده است و نمی تواند که با تو به مخالفت پـردازد و برای استیفای حقش علیه تو قیام نماید و فرمانت را سر پیچی کند چون قوت و قدرتی ندارد. چنانکه برای رهائیش از تو نمی تواند به کسی اتکاء کند مگر به خداوند متعال. پس نسبت به رعیت رحیم و مهربان باش و برای حفاظت جان و مال و ناموس رعیـت و حمایت از آنان لحظهء غافـل نباش؛ برای آسایش و آرامش آنها تلاش کن و با حلم و بردباری با ایشان برخورد نما و باید بدانی که تو به فضل خداوند و لطف او حکومـت را به دست آورده ای پس خدا را شکرگزار باش؛ زیرا کسی که شاکر باشد خداوند نعمت بیشتری به عطا میکند و قوتی نیست مگر به قوت خداوند ».[۱]

امام جمعه هامبورگ ادامه داد: در این بیان حضرت(ع) به چند نکته مهم اشاره فرموده اند: یکی از آنها اینست که اکنون که شرائط اینگونه رقم خورده که تو به واسطه قدرتی که به دست آوردی بر آنها حاکم شدی، و آنها زیردست قرار گرفته اند، و اکنون حکم تو دارای نفوذ است، و تصمیم تو برای جامعه اثرگذار است، باید در این فرصت برای آنها خدمت کنی! و مشکلات آنها را حل نمایی! همچنین باید بفهمی، اکنون که چنین فرصتی به تو داده شده، باید شکرگذار باشی و به عدالت با آنها برخورد نمایی! به همین جهت در بیان نورانی امام سجاد(ع) آمده است: «وَ أَمَّا حَقُ‏ رَعِیَّتِکَ‏ بِالسُّلْطَانِ‏ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهُمْ صَارُوا رَعِیَّتَکَ لِضَعْفِهِمْ وَ قُوَّتِکَ فَیَجِبُ أَنْ تَعْدِلَ فِیهِمْ وَ تَکُونَ لَهُمْ کَالْوَالِدِ الرَّحِیمِ وَ تَغْفِرَ لَهُمْ جَهْلَهُمْ وَ لَا تُعَاجِلَهُمْ بِالْعُقُوبَهِ وَ تَشْکُرَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى مَا آتَاکَ مِنَ الْقُوَّهِ عَلَیْهِم‏؛ امّا حق زیردستان تحت حکومت تو این است که بدانی آنها به خاطر ضعف خود و نیرومندی تو، رعیت و زیردست تو گشته اند. پس بر تو واجب است که دربارۀ آنان به عدل و دادگری رفتار کنی و برای آنها همچون پدری دلسوز باشی و خطاهای آنان را که از روی نادانی انجام داده اند ببخشی و در کیفر اعمال آنها، شتاب نکرده و خداوند را به خاطر توانایی که به تو داده سپاسگزار باشی».[۲]

وی بیان کرد: امام سجاد(ع) در تبیین وظیفۀ حاکم عادل، معتقد است آنچه مهم است، اینست که حاکم نسبت به زیردستان و مردم به عدالت رفتار کند. در حقیقت مشروعیت حاکمیت به اینست که حاکم، عدالت را در جامعه جاری و ساری سازد. به این بیان که باید هر حقی را به صاحبش عطا کند و هر چیزی را در جای خود قرار دهد.

چنانکه مولوی در تعریف عدل و ظلم می گوید:

عدل چه بود؟ وضع اندر موقعش ظلم چه بود؟ وضع در ناموضعش

عدل چه بود؟ آب ده اشجار را ظلم چه بود؟ آب دادن خار را.[۳]

اما در غیر این صورت ـ یعنی اگر حاکمی به عدالت رفتار نکند و حقوق عمومی مردم را تضییع کند ـ حکومت او مشروع و مقبول نخواهد بود.

رمضانی افزود: اهمیت به رفتار عادلانه آنقدر زیاد است که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «عَدْلُ‏ سَاعَهٍ خَیْرٌ مِنْ عِبَادَهِ سِتِّینَ‏ سَنَه؛ یک ساعت عدالت و دادگری بهتر از شصت سال عبادت است».[۴] به همین جهت همۀ پیامبران آمدند تا انسان ها طعم عدل را در حیات خود بچشند و تجربه کنند. چنانچه در قرآن کریم آمده است: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامینَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى‏ أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى‏ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُون‏؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید، براى خدا به داد برخیزید و به عدالت شهادت دهید، و البتّه نباید دشمنىِ گروهى شما را بر آن دارد که عدالت نکنید. عدالت کنید که آن به تقوا نزدیکتر است و از خدا پروا دارید، که خدا به آنچه انجام مى‏دهید آگاه است. ‏».[۵]

رمضانی گفت: همچنین از وظائف حاکم است که هم حکم به عدل کند، و هم خود به عدالت رفتار کند. چراکه در این صورت است که او شایستگی آنرا پیدا می کند که جامعه را مدیریت نماید. به همین منظور خدای تعالی حضرت داود را مورد خطاب قرار می دهد و می فرماید: « یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلیفَهً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى‏ فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِساب‏؛ اى داوود ما تو را جانشین خود در زمین کردیم پس بین مردم به حق داورى کن و به دنبال هواى نفس مرو که از راه خدا به بیراهه مى‏کشد و معلوم است کسانى که از راه خدا به بیراهه مى‏روند عذابى سخت دارند به جرم اینکه روز حساب را از یاد بردند».[۶]

[۱]. ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول، ص۲۶۱، قم، جامعه مدرسین، چ دوم، ۱۴۰۴ق.

[۲]. ابن بابویه، محمد بن على، من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۶۲۱، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چ دوم، ۱۴۱۳ق. و طبرسى، حسن بن فضل، مکارم الأخلاق، ص۴۲۰، قم، انتشارات شریف رضى، چ چهارم، ۱۴۱۲ق.

[۳]. مولانا، جلال الدین، مثنوی معنوی، دفتر ششم، ص۹۰۶، به اهتمام دکتر توفیق هـ . سبحانی، تهران، انتشارات روزنه، چ هشتم، ۱۳۸۹ش.

[۴]. شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار، ص۱۱۹، نجف، مطبعه حیدریه، چ اول، بى­تا.

[۵]. المائده/۸.

[۶]. ص/۲۶.