مسئله حجاب در قرآن کریم در آیات متعددی مطرح شده و حدود حجاب در این آیات بیان شده است. علاوه بر آیات قرآن کریم، روایات پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه معصوم علیهم السلام نیز بر موضوع حجاب دلالت دارند.

حجاب یا پوشش، از مسائل مهمی است که از جنبه های گوناگون قابل بررسی است. قرآن کریم، برهنگی و کنار گذاشتن لباس را به عنوان دامی که شیطان آن را در در مسیر انسان گسترانیده، معرفی کرده، آن را مخالف فطرت بشر می داند.۱

بررسی حجاب در میان ملل مختلف و فرهنگ ها و مذاهب گوناگون نشان می دهد که پوشش و حجاب، از فطرت درونی انسان سرچشمه گرفته، نه از تمدن و فرهنگ و یا عقاید مذهبی؛ ولی در جهان معاصر، قانون حجاب نادیده گرفته شده و خودآرایی برای زنان، ارزش و حجاب، علامت عقب ماندگی است.

معنای لغوی و اصطلاحی حجاب

واژه حجاب به معنای پرده، حاجب، پوشیدن و پنهان کردن است. در فارسی برای واژه حجاب، معانی زیر آمده است: پرده، ستر، نقاب، روبند، برقع و چادری که زنان سر تا پای خود را با آن می پوشانند. در اصطلاح، واژه حجاب بیشتر در مورد پوشش زن به کار می رود.

استاد مطهری در مورد واژه حجاب می نویسد: حجاب، پوششی است که از طریق واقع شدن در پشت پرده، تحقق می یابد. به کارگیری کلمه حجاب در خصوص پوشش زن، اصطلاحی تقریباً جدید است؛ یعنی در ابتدا حجاب در این معنا به کار برده نمی شد.

حجاب در قرآن و روایات

واژه حجاب در قران کریم هفت بار آمده است و معنا و مفهوم کلی آن چیزی است که مانع دیده شدن چیز دیگر می شود و این معنا، متناسب با معنای لغوی ذکر شده برای این واژه است.

خداوند در سوره نور می فرماید: «ای پیامبر! به مردان مؤمن بگو چشمان خود را از شرمگاه های دیگران فرو بندند و شرمگاه های خود را نیز از دید دیگران بپوشانند. که اگر فرمانشان دهی، چنین کنند. این شیوه برای آنان پاکیزه تر و بالنده تر است و قطعاً خدا به آن چه می کنند، آگاه است».۲

خداوند در آیه فوق، زنان را به بستن چشم حفظ عورت، امر کرده و از آشکار نمودن زینت، نهی می فرماید. علامه طباطبایی در مورد این آیه می فرماید: خداوند، نگاه کردن به آن چه را که از اجنبی و اجنبیه نگاه به آن حلال نیست، نهی فرموده است.
در آیه فوق، چهار جمله زیر بر پوشش زن دلالت دارند:

۱- جمله «لایبدین زینتهن» مطلق است و هر زینتی را که مورد توجه و رغبت دیگران است، شامل می شود و پوشیدن آن بر زن، واجب است.

۲- در جمله «ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن» خداوند، زنان با ایمان را به پوشاندن سینه و گردن به وسیله خمار که روسری بزرگی است، امر می نماید.

۳- جمله «لایبدین من زینتهن الا لبعولتنهن اوابائهن» نیز دلالت می کند که آشکار کردن زینت، فقط برای شوهران و پدران و فرزندان و دیگر محارم جایز است.

۴- در جمله «و لا یضربن بار جلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن»، خداوند زنان را از پای کوفتن بر زمین، نهی فرموده، تا زینتشان آشکار نشود و موجب توجه مردان نامحرم نگردد. از این رو، هر اقدامی که زن در راستای عدم جلب توجه مردان نامحرم انجام دهد، نوعی حجاب شمرده می شود.

در آیه دیگری آمده است: «و هنگامی که کودکان شما به حد بلوغ رسیدند، باید برای ورود به خانه شما، اجازه بگیرند؛ چنان که مردان و زنانی که پیش از آنان بالغ شدند، اجازه می خواستند. خداوند احکام دین خود را که از نشانه های اوست، این گونه برای شما به روشنی بیان می کند و خداوند به احکامی که مورد نیاز شماست، داناست و آن چه برای شما مقرر می دارد، بر اساس حکمت اوست».

در آیه دیگری آمده است که بر زنانی که به خاطر زیادی سن، مردان به آنها توجه و رغبتی ندارند، اشکالی ندارد که لباس و حجاب را از خود دور نمایند؛ البته در صورتی که زینت هایشان را به گونه ای که محرک باشد، بر نامحرم آشکار نکنند. و بعد آمده است: اگر با این وجود عفت ورزند و حجاب را از خود دور نکنند، برایشان بهتر است و این آیه دلالت بر وجوب پوشش بر عموم زنان دارد.

شهید مطهری نیز در مورد جمله «و ان یستعففن خیر لهم» می فرماید: از این جمله می توان یک قانون کلی استنباط کرد و آن این که از نظر اسلام، هر قدر زن جانب حیا و عفت و پوشش را بیشتر رعایت کند، پسندیده تر است و رخصت های تسهیلی و ارفاقی که به حکم ضرورت درباره وجه و کفین و غیره داده شده است، این اصل کلی اخلاقی و منزلی را نباید از یاد ببرد.

در سوره احزاب نیز درباره حجاب آمده است: «ای پیامبر! به همسران و دخترانت و به زندان مؤمنان بگو: بخشی از مقنعه های خویش را به خود نزدیک کنند؛ تا گردن و سینه آنان آشکار نشود. این پوشش، نزدیک ترین راه است برای این که آنان به عفت و حجاب، شناخته شوند و در نتیجه، مورد آزار فاسقان قرار نگیرند و خداوند، بسیار آمرزنده و مهربان است».

در آیه فوق، خداوند به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: به زنان و دخترانت و زنان مؤمنین بگو که روسری های خویش را به خود نزدیک کنند؛ تا شناخته نشوند و مورد اذیت قرار نگیرند. این آیه نه تنها دلالت بر اصل وجوب حجاب می کند، بلکه به مقتضای جمله «یدنین علیهن من جلابیهن»، در مقام بیان حدود پوشش نیز می باشد و ملاک حکم را نیز که جلوگیری از آزار است، صراحتاً بیان کرده، اما وجه و کفین را خارج نکرده است.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «العفاف زینه النساء»؛ عفت و پاکدامنی، زینت زنان است.

آثار حجاب بر فرد و جامعه

۱- آرامش روانی جامعه؛

یکی از دلایل وجوب حجاب، ایجاد آرامش روانی و امنیت روحی در جامعه است؛ زیرا امنیت و آرامش در ابعاد مختلف زندگی، از حقوق مسلم همه انسان هاست و فقدان حجاب و آزادی معاشرت های بی بندوبار میان زنان و مردان، هیجان ها و التهاب های جنسی را فزونی بخشیده، حرص و ولع در امور جنسی را در بین افراد، افزایش می دهد.

روان شناسان معتقدند که زنان و مردانی که در تعویض لباس و انتخاب رنگ های متنوع وسواس دارند، جز جبران نقیصه ذاتی، کار دیگری نمی کنند، انتخاب لباس و نحوه پوشش و آرایش چهره، بیان گر بسیاری از مسائل است، با کمی بررسی می توان دریافت که حجاب، نشانه سلامت روحی افراد است.

حجاب و پوشش مناسب زنان، زمینه آسیب پذیری مردان را کم می کند. نگاه به زیبایی های زنان، حتی اگر به حد چشم چرانی که در روانکاوی نوعی ناهنجاری شمرده می شود، نرسد، انحراف از مسیر حق و خروج از دایره کرامت انسانی محسوب می شود و پوشش نامناسب زنان و تحریک جنسی مردان، باعث به وجود آمدن انحراف می شود.

۲- حجاب و مصونیت؛

جامعه موظف است امنیت را در ابعاد مختلف برای افراد، فراهم کند و بخش عمده ای از این امر، بر عهده زنان می باشد و آنان با حفظ پوشش، به این امر، جامه عمل می پوشانند و اگر این حریم شکسته شود، ضمانتی برای سلامتی افراد وجود ندارد. در سایه رعایت حجاب، زن با شهامت هرچه تمام تر، به وظیفه خود مشغول شده، خطری از ناحیه اجتماع، متوجه وی نمی شود امنیت زن در جامعه، به وسیله پوشش فراهم می شود و در این صورت، وی می تواند در جامعه به فعالیت پرداخته و در سنگر حجاب، حضور عینی خود را در ابعاد مختلف اجتماعی، تحقق بخشد.

۳-حفظ بنیاد خانواده و سلامت نسل آینده؛

رعایت حجاب از دو جهت در سلامت و پاکی اجتماع، مؤثر است؛ یکی از لحاظ تأثیر آن در استحکام خانواده، به عنوان پایه اجتماع و تأثیر در تربیت فرزندانی صالح و دوم به خاطر پاک نگاه داشتن محیط اجتماع از عوامل تحریک آمیز حیوانی. در صورتی که کانون خانواده ها گرم و پر جاذبه باشد، این گرمی و استحکام دربالا بردن روحیه عمومی مردم و جامعه، تأثیر مهمی دارد. وقتی کودکان چنین خانواده ای با تربیت صحیح و تعادل روحیه و افکار، پرورش یابند، ورودشان در جامعه، نه تنها موجب بروز بزهکاری و جرم نمی شود، بلکه منشأ سازندگی و ترقی و تعالی جامعه نیز خواهد شد.

وقتی امکان تمتع و بهره برداری جنسی ناسالم و زمینه های روابط نامشروع از میان برود، به طور طبیعی، روابط مشروع در قالب خانواده، جای آن را خواهد گرفت. تفاوت جامعه ای که روابط جنسی در آن محدود به محیط خانوادگی و از طریق ازدواج قانونی باشد، با اجتماعی که روابط جنسی در آن آزاد باشد، این است که ازدواج در اجتماع اول، پایان انتظار و محرومیت و در اجتماع دوم، آغاز محرومیت و محدودیت است.

۴- افزایش نیروی کار و فعالیت؛

با وجودی که یکی از آثار مفید حجاب اسلامی افزایش نیروی کار جامعه است؛ ولی عده ای مدعی اند که پوشش بانوان یکی از عوامل اصلی عقب ماندگی و انحطاط کشورهای اسلامی می باشد و باعث فلج شدن نیمی از نیروی کار جامعه است؛ چنان که وزیر معارف رضاشاه به وی می گوید: «امر مبارک را اطاعت می کنم. این رسم (پوشش و حجاب)، نه تنها برخلاف تمدن است، بلکه برخلاف قانون طبیعت است؛ زیرا که در دنیا هیچ دو جنس ذکور و اناث در نباتات و حیوانات خلق نشده که جنس ماده از جنس نر روی خود پنهان کند. .. به علاوه یکی از علل بزرگ عقب افتادن مملکت ما از قافله تمدن دنیا، همین است که نیمی از بدن ملت ما به کلی فلج مانده است.

این در حالی است که زنان در پرتو پوشش و حجاب اسلامی، نقش سازنده خود را ایفا کرده و ثابت کرده اند که زنان مسلمان ایرانی، زنان تبلیغات سینمایی و زن غربزده نیستند و نه تنها حجاب باعث فلج شدن نیمی از نیروی کار نمی شود، بلکه باعث افزایش نیروی کار و تولید است و بدون شک کشانیدن امور جنسی از محیط خانه به اجتماع، نیروی کار و فعالیت اجتماع را ضعیف، بلکه فلج می سازد و در آن صورت آموزش، پژوهش و کار و تلاش جای خود را به آرایش و خودنمایی و چشم چرانی و لذت جویی خواهد داد که سقوط جامعه را به دنبال خواهد داشت.

۵- حجاب و طهارت قلب؛

زنان مسلمان که ایمان به خداوند دارند و همواره به یاد او هستند، هرگز از یاد خدا غافل نمی شوند و خداوند را در همه جا شاهد و ناظر اعمال خود می دانند. بنابراین، چنین زنانی با رعایت حریم حجاب، خود را از دید نامحرمان محفوظ می دارند. حکم حجاب که امری الهی است و توسط رسول او و در قرآن بیان شده، موجب طهارت و تزکیه زن و مرد می شود و این طهارت و پاکی هم مربوط به روح است و هم مربوط به جسم و این دو، تأثیر متقابلی نسبت به یکدیگر دارند.

حجاب علاوه بر طهارت قلب و روح، موجب سلامت جسمانی افراد هم می شود؛ زیرا عدم رعایت حجاب معمولاً باعث تحریک جنسی افراد جامعه شده، این تحریک جنسی، گاهی باعث ایجاد ارتباط های جنسی غیر قانونی و نامشروع و در نتیجه باعث پیدایش بیماری هایی مثل ایدز می شود که امروزه یکی از خطرناک ترین بیماری هایی است که قربانیان فراوانی از انسان ها می گیرد.

۶- حجاب مانعی برای نفوذ استعمار؛

یکی دیگر از دلایل وجوب حجاب، مانع بودن آن در برابر نفوذ فرهنگ های بیگانه است. اولین اقدام استعمارگران، در مستعمراتشان، تهاجم فرهنگی برای نابودی فرهنگ ملت مورد ستم است؛ زیرا اگر ملت استعمار شده، مانند استعمارگر حرف بزند، غذا بخورد، لباس بپوشد و رفت و آمد کند و به طور کلی فرهنگ استعمارگر را بپذیرد، دیگر برای وی هیچ خطری نخواهد داشت.

به این اظهارنظر که نشان گر گوشه ای از طرح استعمار پیر، یعنی انگلستان است دقت کنید:

در مسئله بی حجابی زنان، باید کوشش فوق العاده به عمل آوریم؛ تا زنان مسلمان به بی حجابی و رها کردن چادر، مشتاق شوند. باید به استناد شواهد و دلایل تاریخی ثابت کنیم که پوشیدگی زن از دوران بنی عباس متد اول شده و مربوط به اسلام نیست؛ مردم، همسران پیامبر را بدون حجاب می دیده اند و زنان صدر اسلام در تمام شئون زندگی، دوش به دوش مردان فعالیت داشته اند و پس از آن که حجاب زن با تبلیغات وسیعی از میان رفت، وظیفه مأموران ما آن است که جوانان را به عشق بازی و روابط جنسی نامشروع با زنان عریان غیر مسلمان، تشویق کنند و این زنان باید کاملاً بی حجاب ظاهر شوند؛ تا الگویی برای زنان باشند.

در جامعه ما در سال های قبل و بعد از ۱۳۱۴، آنها که تغییر لباس را پذیرفتند، همان کسانی بودند که فرهنگ غربی را پذیرفته بودند و آنها که این لباس را نپذیرفته بودند نیز دقیقاً آنهایی بودند که آن فرهنگ را نپذیرفته بودند و فریب اصطلاحات دروغین، ترقی، دموکراسی، آزادی و تساوی حقوق را نخورده بودند و همان ها بودند که در مقابل زور، مقاومت کردند. رضاخان می خواست زنان را از پوشش چادر بیرون آورد و آنان را وارد دنیای پر نور و مترقی جدید کند؛ ولی اکثریت مردم ایران در برابر این پیشنهاد، تا سر حد جان مقاومت کردند و حتی حاضر شدند جان خودشان را فدا کنند و کفن بپوشند؛ اما لباس غربی نپوشند.

از این رو، می توان دریافت که یکی از عواملی که باعث می شود زنان تحت تأثیر هجوم فرهنگ غرب قرار بگیرند، ضعف ایمان و عدم آگاهی آنان از اسلام و تعالیم رهایی بخش آن است و هنگامی که کاملاً غافل و جاهل می شوند، نقشه استعمار عملی می شود و به این ترتیب، آنان به اهداف سیاسی و اقتصادی خود می رسند.

(منابع در دفتر مجله موجود است)

پی نوشت ها:

۱- اعراف، آیه ۲۷٫

۲- نور، آیه ۳۰٫

۳- نور، آیه ۶۰٫

۴- احزاب، آیه ۵۹٫

ناهید دهقان عفیفی، عضو هیئت علمی دانشگاه

دکتر فرزانه چاوش باشی، عضو هیئت علمی دانشگاه

منبع: پرسمان – بهمن ماه سال ۱۳۹۰ شماره۱۰۹