حجت الاسلام عالم زاده نوری در نشست «ماهیت تشکیکی گزاره ها و مفاهیم اخلاقی» گفت: مهمترین ویژگی دانش اخلاق، بحث تشکیکی بودن مفاهیم و گزاره های اخلاقی است.

به گزارش پرس شیعه، کرسی ترویجی عرضه و نقد ایده علمی با عنوان «ماهیت تشکیکی گزاره ها و مفاهیم اخلاقی» با ارائه حجت الاسلام و المسلمین محمد عالم‌زاده نوری در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد.

حجت الاسلام عالم زاده نوری با طرح برخی از آیات قرآنی همچون «إن الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر» و وجود ابهام در مراد جدی آن، تفاسیر مختلف درباره مراد جدی آن را برشمرد؛ اما آن تفاسیر را ناقص دانست و تنها راه حل برای فهم مراد جدی این گزاره های اخلاقی را توجه به ماهیت تشکیکی مفاهیم و گزاره های اخلاقی دانست.

وی افزود: عمده مفاهیم اخلاقی کمالات وجودی هستند و کمالات وجودی مانند خود وجود مشکک و ذات مراتب (فازی) هستند. ماهیت تشکیکی مفاهیم اخلاقی، مهم‌ترین ویژگی دانش اخلاق است که باید در تفسیر گزاره اخلاقی لحاظ شود؛ به این صورت که نباید انتظار داشت متن اخلاقی تنها بر یک سطح ثابت از معنا دلالت کند. موضوع و محمول در گزاره‌های اخلاقی هر کدام سطوح متعددی دارند. نسبت میان این‌چنین موضوع و این‌چنین محمولی نیز تنها یک سطح ندارد؛ بلکه نوعی تناسب و تناظر یک به یک میان آن سطوح را ارائه می‌دهد؛ یعنی نسبت‌های متعددی میان سطوح متوالی موضوع و محمول بیان می‌کند.

این محقق و نویسنده کشورمان در ادامه سخنانش اظهارداشت: این استظهار بر اساس فهم ظاهری عرفی و ارتکاز مقام تخاطب شکل می‌گیرد و از باب رعایت مناسبات عرفی میان حکم و موضوع است. بدون این نگاه فازی در تفسیر بسیاری از آیات و روایات دچار تکلف می‌گردیم و دفاع از بسیاری متون اخلاقی دشوار است. ما اکنون در صدد ارائه یک روش تفسیری برای گزاره اخلاق هستیم و این بحث ذیل مقوله فقه‌الاخلاق قرار دارد. دستاورد این بحث گرچه کاملا عرفی و ارتکازی است از دید نوع مفسران و شارحان حدیث مخفی مانده است، البته اشاره‌ها و مؤیداتی برای آن در کلمات برخی از آنان دیده می‌شود.

اهم مباحث ارائه شده وی عبارت اند از:
۱.    مهم ترین ویژگی دانش اخلاق، بحث تشکیکی بودن مفاهیم و گزاره های اخلاقی است.
۲.    مفاهیم اخلاقی، مفاهیم ذات مراتب و تشکیکی(فازی) هستند و بر یک سطح از معنا دلالت ندارند.
۳.    به تبع تشکیکی بودن مفاهیم اخلاقی، نسبت میان موضوع و محمول این گزاره ها نیز دارای سطوح مختلف است؛ یعین نوعی تناسب و تناظر یک به یک و علی میان سطوح متوالی موضوع و محمول وجود دارد.
۴.    این استظهار، بر اساس فهم ظاهری عرفی و ارتکاز مقام تخاطب شکل می گیرد و از باب رعایت مناسبات عرفی میان حکم و موضوع است.
۵.    عدم توجه ماهیت فازی(تشکیکی) داشتن مفاهیم و گزاره های اخلاقی، تفسیر گزاره های اخلاقی را با تکلف و دشواری همراه می کند.

وی با توجه به مطالب فوق، تفسیر آیه «ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر» را این گونه بیان کرد: دو مفهوم کلیدی «نماز» و «بازدارندگی از بدی و زشتی»، هر دو مفهوم مدرج هستند؛ یعنی نه نماز به یک سطح خاص منحصر است و نه بازدارندگی. در این آیه میان دو مفهوم، نوعی پیوستگی و علیت ادعا شده که ظاهرا دائیم و استثناناپذیر است. این علیت، فازی است؛ یعنی هر سطح از نماز نتیجه ای متناسب با خود به ارمغان می آورد. کسی که نماز سطح یک می خواند، تنها از یک سطح از بدی و زشتی بازداشته می شود و کسی که در سطح بالاتری نماز می گزارد، سطح بالاتری از بازدارندگی را  دریافت می کند.

پس از ارائه بحث، دو ناقد، حج اسلام حبیبی و بوسلیکی به طرح نقدهای خود پرداختند. اهم نقدهای دو ناقد به ترتیب عبارت اند از:

نقدهای ناقد اول:

۱.اصل ایده تشکیکی بودن مورد قبول است.
۲.عنوان موضوع، دارای ابهام است. معلوم نیست، مقصود از تشکیکی بودن، تشکیکی بودن وجود خارجی مفاهیم اخلاقی است یا خود مفاهیم و گزاره های اخلاقی. اگر مقصود تشکیکی بودن گزاره باشد، امری نادرست است؛ چرا که در گزاره تشکیک نداریم.
۳.اگر تشکیک در وجود مطرح می شد، ایده بسیار خوبی تولید می شد؛ اما ظاهرا مقصود شما، تشکیک در مفاهیم است که به منطق مربوط است و مشکلات جدی برای استنباط های شما ایجاد می کند.
۴. در  این ایده، تفاوت منطق ارسطویی و منطق فازی بسیار بسط داده شده است. به علاوه منطق فازی را می توان تکمیل منطق ارسطویی دانست و نه نقض کننده آن. چنان که در خود منطق ارسطو نیز مباحث مختلفی مطرح است که با تشکیکی بودن  مفاهیم، تضادی ند ارد؛ بلکه در مواردی، بحث سلسه مراتب مفهومی نیز وجود دارد.
۵.به جای به کار بردن منطق فازی، می توان از خود آموزه های دینی، ایده گرفت. در موارد مختلفی از روایات، تعابیری مانند درجات ایمان و مشابه آن آمده است. این تعابیر می تواند مشکل تفسیری برخی از آیات و روایات مد نظر نظریه پرداز را حل کند و نیازی به بهره گرفتن از منطق فازی نیست.

اهم نقدهای ناقد دوم

۱. روانی مطالب و تبیین کاملا روشن محل نزاع از نقاط قوت این نظریه به حساب می آید.
۲.چالش اصلی این روایات و آیات با مسأله تشکیکی بودن مفاهیم و گزاره های اخلاقی حل نمی شود. ظاهرا، عرف در عین توجه به تشکیکی بودن مفاهیم، باز این پرسش برایش قابل طرح است که چرا با وجود اقامه نماز نتایج آن را در افراد مشاهده نمی کند در حالی که آیه  می گوید نماز از فحشاء و منکرات باز می دارد.
۳.حل مشکل آیات و روایات مد نظر ارائه کننده محترم، با ایده تشکیکی بودن مفاهیم وگزاره های اخلاقی موجب پدید آمدن تبعات انگیزشی منفی می شود. این ایده موجب می شود، انگیزه عمل به  اوامر و نواهی اخلاقی کاسته شود.
۴.احتمالات تفسیری قدما درباره آیات مد نظر ارائه کننده محترم، بدون دلیل رد شده است. ایشان دلیلی برای رد آن احتمالات ارائه نکرده اند.
۵.تفاوت احکام و مفاهیم فقهی و اخلاقی به این صورت که مفاهیم و احکام مورد اول، غیر تشکیکی و احکام و مفاهیم دومی تشکیکی هستند، قابل قبول نیست. در فقه نیز می توان احکام و مفاهیم را تشکیکی در نظر گرفت.
۶.برخی از مفاهیم اخلاقی، اساسا قابل تشکیک نیستند. برای مثال «دروغ»، یک مفهوم اخلاقی است و معنای آن کاملا روشن است؛ یعنی گفتن آن چه بدان باور ندارید. این در حالی است که شما همه مفاهیم اخلاقی را بر خلاف مفاهیم فقهی، مفاهیمی تشکیکی می شمارید. به علاوه برخی از مفاهیم فقهی نیز برغم ادعای نظریه پرداز، مفاهیم ذات مراتب و تشکیکی هستند. برای مثال مفهوم شک، مفهوم اضطرار و… مفاهیمی مدرج و تشکیکی هستند.

پاسخ به نقدها

پس از بیان نقدهای دو ناقد، ارائه کننده، به نقدهای آنان پاسخ گفت. اهم پاسخ های او از این قرار است: وی در پاسخ به نقدهای حجت الاسلام والمسلمین حبیبی با تأکید بر این که مفاهیم حاکی از وجود خارجی هستند، تشکیکی بود مفاهیم را مستقلا مد نظر نداشته است؛ بلکه آن چه مورد نظر است، حقایق واقعی اخلاقی است که این مفاهیم حاکی از آن حقایق تشکیکی است.

عالم زاده نوری در پاسخ به نقدهای حجت الاسلام بوسلیکی نیز تأکید کرد که این ایده نه تنها، انیگزش متدینان را کم نخواهد کرد، بلکه موجب ایجاد انگیزه بیشتر در عمل اخلاقی مؤمنان خواهد شد. افراد وقتی با مراتب مختلف عمل مواجه می شوند، کار خود را تمام یافته نمی شمارند بلکه با عمل به یک مرتبه، مرتبه دیگری را پیش روی خود احساس می کند.

وی در پاسخ به نقد، هر دو ناقد درباره مقابل هم قرار دادن منطق ارسطویی و منطق فازی و استفاده گسترده از منطق فازی، به این نکته اشاره کردند که در ایده مزبور، منطق فازی کاملا در مقابل منطق ارسطویی قرار نگرفته است؛ بلکه در این جا نیز منطق فازی تکمیل کننده منطق ارسطویی در نظر گرفته شده است. به علاوه بحث گسترده از منطق فازی و مفاهیم تشکیکی، به این دلیل است که این مسأله به دلیل بداهت آن  مغفول واقع شده است و مفسران نیز به دلیل غفلت از این مسأله به احتمالات مختلف درباره آیات و روایات پرداخته اند که موجب تکلف فراوان شده است.