. در جهان آخرت‌، اختیار هست‌، اما تکلیف نیست‌؛ این که جهنمیان‌، اختیار عمل ندارند، به خاطر مجازاتی است که گرفتار آمده‌اند؛ یعنی به لحاظ این که جهان آخرت‌، جای پاداش و عقاب است ـ نه تکلیف و اختیار ـ ، جهنمیان به خاطر مجازاتی که لحظه به لحظه می‌بینند، نمی‌توانند کار دیگری انجام دهند، و اگر بر فرض محال‌، به آن‌ها مهلت انجام کاری داده شود، امکان دارد بر حسب عادت دنیایی‌، آن جا نیز مرتکب گناه شوند.

۲. اما بهشتیان‌، اختیار عمل دارند، ولی مرتکب گناه نمی‌شوند، بهشتیان‌، در هر مقام و مرتبه‌ای که هستند، سرور و خوشحالی‌شان به اندازه‌ای است که نیازی به گناه نمی‌بینند، و به اندازه‌ای در هر زمینه‌ای ارضا می‌شوند که تمایل به مراتب بالاتر، آن‌ها را آزار نمی‌دهد.

اشتهایشان‌، به همان اندازه‌ای است که به آن رسیده‌اند، و برای بیش‌تر از آن اشتها ندارند تا آن را طلب کنند.

۳. گناه در واقع‌، عبور از مرز و نپذیرفتن امر الهی و یا بی توجهی به نهی او است‌. وقتی در آخرت‌، امر یا نهی نیست‌، پذیرش و عدم پذیرش‌، طاعت یا عصیان‌، معنا ندارد، و از آن‌جا که بهشتیان‌، انسان‌های کاملند، زشتی کارهایی که قبح عقلی دارد مانند: ظلم‌، دروغ و… برایشان آشکار است‌؛ از ین رو، به دنبال آن‌ها نمی‌روند.
منبع : ر.ک‌: کشف المراد، علامه حلی‌؛، ص ۴۱۱و۴۱۲، مؤسسه النشر الاسلامی‌.