عضو خبرگان رهبری به بیان این‌که فضیلت و برتری تمدن‌ها بر یکدیگر به فرهنگ آن جوامع و وجود روح تقوا در آن‌ها بستگی دارد، گفت: مطلوب اسلام آن است که روح تقوا بر جامعه حاکم باشد، شکل تمدن به هر گونه و در هر مرحله که باشد چندان اهمیت ندارد.

به گزارش پرس شیعه؛ آیت الله مصباح یزدی، رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) در دیدار طلاب مدرسه علمیه رشد قم، ضمن تبریک ایام مبارک رجب اظهار داشت: همه کارهایی که انسان، به عنوان موجودی عاقل و انتخاب‌گر، آگاهانه انجام می‌دهد، بر دو پایه انگیزه و شناخت مبتنی است؛ یعنی یک نوع شناختی از کار و نتیجه آن، و نوعی میل و کشش به انجام آن کار لازم است.

ایشان افزود: ما معتقدیم اسلام به عنوان کامل‌ترین دین از سوی خداوند فرستاده شده است که انسان در سایه عمل به دستورات آن، بهترین خواسته‌اش (یعنی سعادت ابدی) را کسب خواهد کرد؛ و در واقع، انسان با عمل به دستورات اسلام، بیشترین فیض الهی را درک می‌کند، و در نتیجه، هم دنیایش بهتر اداره می‌شود و هم در زندگی ابدی، سعادت ابدی خواهد داشت.

عضو خبرگان رهبری با تأکید بر این‌که بالاترین کمالی که یک مخلوق ممکن الوجود می‌تواند به آن برسد، در گرو عمل به دستورات خداوند متعال است، ادامه داد: جای این سئوال وجود دارد که اگر همه انسان‌ها باید برای رسیدن به سعادت یک مسیر را طی کنند، پس چرا در وظیفه‌ها تفاوت وجود دارد؛ مگر نه این است که اگر از نقطه‌ای که قرار داریم، نقطه‌ای را به عنوان هدف در نظر بگیریم، فقط یک خط مستقیم میان این دو نقطه وجود خواهد داشت؛ بنابراین، نزدیک‌ترین راه برای رسیدن به خدا که همان صراط مستقیم است، تنها یک مسیر است؛ پس چگونه است که وظایف افراد با هم مختلف است و در عین حال همه آن‌ها هم می‌توانند به سعادت برسند؟

آیت الله مصباح یزدی ادامه داد: جواب اجمالی این است که هر چند صراط مستقیم یکی است و وحدت دارد، اما وحدت آن «نوعی» است؛ یعنی حرکت در صراط مستقیم به معنای انجام کار برای رضای خداوند است، ولو شکل کارها با هم متفاوت باشد؛ به عبارت دیگر حرکت در مسیر مستقیم به معنای عبادت است و عبادت اشکال گوناگون دارد.

ایشان افزود: کارهایی که خداوند دوست دارد، همه تحت عنوان واحد «عبادت» جمع می‌شوند و ممکن است امکانات و استعدادهای افراد مختلف باشند، اما همه از همان داشته‌ها می‌توانند در مسیر مورد رضای الهی استفاده کنند.

عضو خبرگان رهبری به تبیین حکمت وجود اختلاف در خلقت و استعدادها پرداخت و گفت: اولا دوام خلقت وابسته به وجود تفاوت‌هاست؛ مثلا اگر همه یکسان بودند و زن و مردی وجود نداشت، یا روحیه‌های مختلف آن‌ها نبود، یا علاقه ای بین آن‌ها به وجود نمی آمد، تداوم نسل از بین می‌رفت. ثانیا وجود زمینه‌ها و استعدادهای مختلف از این روست که فرصت انتخاب به نحو اکمل برای فرد فراهم شود؛ در واقع با این اختلافات، دایره انتخاب فرد و لزوم آگاهی فرد برای انتخاب یکی از گزینه‌ها بیشتر می‌شود.

ایشان با بیان این‌که وقتی انسان قرار است خلیفه الله و مظهر وجود خدا روی زمین باشد، هر قدر گزینه‌های بیشتری برای انتخاب داشته باشد، اهمیت انتخاب‌گری وی بیشتر مشخص می‌شود؛ اظهار داشت: طبیعی است که انتخاب یکی از صد گزینه، نیاز به آگاهی بیشتری دارد نسبت به انتخاب بین دو گزینه؛ لذا انسان هر لحظه می‌تواند از بین صدها گزینه یکی را انتخاب کند؛ انتخاب این‌که به چه بنگرد، در مورد کدام یک از مسائل بی‌نهایت تفکر کند، به چه گوش دهد، چه بگوید، و نظایر آن.

رئیس موسسه امام خمینی(ره) با اشاره به این‌که برای انتخاب، آگاهی لازم است، ادامه داد: خداوند متعال به همین منظور عقل را به بشر داده است؛ اما درک برخی مسائل در حد توان عقل نیست، لذا خداوند متعال وحی را نیز به کمک عقل فرستاده است؛ و این‌که گفته می‌شود احکام شرعی، تابع مصالح و مفاسد واقعی هستند، یعنی قطعا مصلحت و مفسده واقعی دارند، ولو عقل آن‌ها را نفهمد.

آیت الله مصباح یزدی افزود: بر اساس اعتقاداتمان باید اعتراف کنیم هر چند مسیر حرکت برای کمال یکی است، اما شکل وظیفه‌مان با یکدیگر فرق دارد. طبیعی است که شکل انجام وظیفه برای یک جوان برومند متفاوت از یک فقیه کهنسال است، لذا عقلانی نیست که هر دو فقط مثلا کشاورزی کنند. لذا انسان در شرایطی که قرار دارد، باید گزینه‌های ممکن برای انتخاب را بررسی کند و گزینه مطلوب‌تر که مورد رضای الهی است را انتخاب کند.

ایشان با اشاره به این‌که انسان مدنی بالطبع است، خاطر نشان کرد: انسان به گونه‌ای آفریده شده که دوست دارد به دیگران نزدیک شده، با آن‌ها ارتباط برقرار کند و با همکاری و تقسیم وظایف با آن‌ها زندگی کند؛ لذا همین امر سبب پیدایش تمدن‌های مختلف شده است؛ چرا که استعدادهای ذاتی مردم هر جامعه، شرایط اقلیمی، روابط‌شان با دیگران، و حوادثی که در طول سال‌ها برایشان پیش آمده، زمینه نوع خاصی از زندگی را برای آن‌ها فراهم کرده است که به آن تمدن آن جامعه گویند.

آیت الله مصباح با اشاره به مراحل تمدن، از غارنشینی، کوچ‌نشینی، و بیابان‌گردی گرفته تا شهرنشینی در خانه‌های خشتی، تا ساختمان‌های امروزی، خاطر نشان کرد: تمدن شکل زندگی انسان‌هاست و به همین دلیل، سعادت ابدی انسان‌ها تنها ‌در گرو تمدن نیست و رسیدن به سعادت نه در گرو زندگی در ساختمان‌های مجلل و پیشرفت تکنولوژی است و نه در گرو زندگی در خانه خشتی و حقیر.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به این‌که انبیاء برای تغییر محتوای تمدن آمده‌اند و نه شکل آن، اظهار داشت: محتوای تمدن عبارت است از فرهنگ، که ریشه آن را باورها و ارزش‌ها تشکیل می‌دهند.

ایشان با اشاره به این‌که بسیاری از افراد و حتی دانشمندان بین تمدن و فرهنگ تفاوتی قائل نیستند، اظهار داشت: نباید فرهنگ را با تمدن یکی دانست، چرا که یکی مربوط به شکل زندگی جامعه است و دیگری مربوط به محتوای آن زندگی. اسلام آمده است تا به جوامع در هر مرحله‌ای هستند، کاخ‌نشین یا کوخ‌نشین یاد دهد که چه نگاه و اعتقادی باید داشت، و چگونه باید عمل کرد؛ از این رو تمدن اسلامی، به هر تمدنی گفته می‌شود که محتوای اسلامی داشته باشد.

آیت الله مصباح یزدی ادامه داد: از زمان رسول اکرم (ص) تا کنون تغییرات زیادی در شکل زندگی جوامع انسانی مسلمانان و غیرمسلمانان رخ داده و این تحولات، همان تمدن است که شکلی است، اما محتوا و روح تمدن اسلامی، فرهنگ آن می باشد که در طول دوران‌ها تغییر نمی‌کند.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به این‌که فضیلت و برتری تمدن‌ها بر یکدیگر به فرهنگ آن جوامع و وجود روح تقوا در آن‌ها بستگی دارد، اظهار داشت: چه بسا کشورهایی که از نظر شکلی داری تمدن پیشرفته بوده، خود را متمدن می‌دانند، اما از نظر انسانیت عقب‌افتاده‌اند؛ به گونه‌ای که گاه دقیقا همان چیزی که در اسلام مورد سرزنش قرار گرفته را به عنوان افتخار مطرح می‌کنند؛ مانند هوا پرستی و توجه به خواسته دل که امری مذموم و ناپسند است، ولی افتخار برخی کشورها که پیشرفت ظاهری هم داشته اند این است که هر چه خواسته و هوای دل مردم است، ولو ارضای خواسته‌های حیوانی به هر طریقی باشد، ملاک تصمیم و عمل آنها قرار می‌گیرد!

ایشان با اشاره به این‌که اگر یک تمدن از نظر شکلی فوق‌العاده پیشرفته باشد، اما بر فرهنگ شکم‌بارگی و شهوت‌ رانی تکیه کند، این تمدن هیچ ارزشی ندارد و از نظر اسلام، عقب افتاده، گفت: هرچند از نظر اسلام پیشرفت در امور شکلی تمدن نیز لازم است تا مبادا دست مسلمانان به سوی کفار دراز شود، اما این مسئله‌ای ثانوی است؛ و مطلوب اسلام آن است که روح تقوا بر جامعه حاکم باشد، شکل تمدن به هر گونه و در هر مرحله که باشد چندان اهمیت ندارد. بنابراین، زمانی یک تمدن، تمدنی اسلامی است که زمینه تقوا در جامعه را بهتر و بیشتر فراهم کند.