یکی از مسایل مهم زندگی سلمان، تشیع اوست که حتی اهل ‏تسنن آن را قبول دارند.

خواهیم گفت که یکی از علل تشیع ‏ایرانیان، نقش سلیمان در این راستا بوده است و بر این ‏اساس نتیجه می گیریم که سلمان حق بزرگی بر ما ایرانیان ‏دارد که هم نقش به سزایی در گرایش ایرانیان به اسلام ‏داشته و هم اسلام حقیقی را که تنها در سیمای امیرمؤمنان ‏علی علیه السلام و امامان معصوم علیهم السلام دیده می ‏شود، وارد ایران نموده است.‏

در این بخش به طور اختصار، موضوع تشیع سلمان و علل ‏تشیع ایرانیان را بررسی می کنیم.‏

آری، سلمان، علی علیه السلام را گم نکرد تا محمد صلی الله ‏علیه و آله را گم نکند.

و ایرانیان سلمان را گم نکردند تا ‏علی علیه السلام را گم نکنند!‏

در اینجا لازم است، نخست به شرح پیدایش تشیع بپردازیم، ‏سپس درباره ی تشیع سلمان سخن بگوییم:‏
آغاز پیدایش تشیع

گر چه مغرضان و قلم به دستان عوام فریب یا ناآگاه سعی ‏دارند، وانمود کنند که تشیع بعد از رحلت پیامبر صلی الله ‏علیه و آله پدید آمده و نتیجه ی افکار «عبدالله بن سبا»(۱) یا ‏ایرانیان و یا … است، ولی حقیقت این است که تشیع در ‏زمان پیامبر صلی الله علیه و آله پی ریزی شد و در روز ‏غدیر رسما اعلام گردید و برای آن طبق فرمان پیامبر صلی ‏الله علیه و آله از مسلمانان بیعت گرفته شد. ‏

در روایات فراوان از طریق شیعه و سنی بیان شده است که ‏آیه ۷ و ۸ سوره ی بینه درباره ی امام علی علیه السلام و ‏شیعیان او نازل شده است، در این دو آیه می خوانیم:‏

‏«ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریه – ‏جزاؤهم عند ربهم جنات عدن تجری من تحتها الانهار ‏خالدین فیها ابدا رضی الله عنهم و رضوا عنه ذلک لمن ‏خشی ربه؛ همانا کسانی که به خدای یگانه ایمان آورده و ‏اعمال نیکو انجام دادند، بهترین مخلوقات ( خدا) هستند – ‏پاداش آنها نزد پروردگارشان، باغ های بهشت جاویدان است ‏که نهرها از زیر درختانش جاری است، همیشه در آن ‏بهشت متنعم هستند، خدا از آنها خشنود است و هم آنها از ‏خدا خشنود هستند و این بهشت، مخصوص کسی است که از ‏پروردگارش ترسید (و به اطاعت او پرداخت).»‏

در بسیاری از روایات، جمله ی «اولئک هم خیرالبریه»

‏‏(آنها بهترین خلق خدا هستند) به امام علی علیه السلام و ‏شیعیانش تفسیر شده است.‏

حاکم حسکانی در کتاب شواهد التنزیل با اسناد مختلف نقل ‏می کند که «ابن عباس» گفت: هنگامی که این آیه (۷سوره ‏ی بینه) نازل شد، پیامبر صلی الله علیه و آله به علی علیه ‏السلام فرمود:

‏«هو انت و شیعتک…؛

منظور از بهترین خلق خدا، تو و ‏شیعیان تو هستند که در روز قیامت وارد محشر شوید، در ‏حالی که شما از خدا ناراضی هستید و خدا از شما خوشنود ‏است.»‏

در روایت دیگری آمده است، ابوبرزه گفت: «پیامبر صلی ‏الله علیه و آله این آیه را قرائت کرد و به حضرت علی علیه ‏السلام فرمود:‏

‏«هو انت و شیعتک…؛

مقصود از بهترین خلق خدا، تو و ‏شیعیانت هستند.»(۲)‏

در روایت دیگر، جابر بن عبدالله انصاری نقل می کند: «در ‏کنار کعبه در محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله نشسته ‏بودیم که پیامبر صلی الله علیه و آله رو به کعبه کرد و ‏فرمود:‏

‏«و رب هذه البینه ان هذا و شیعته هم الفائزون؛

به خدای ‏این کعبه، این مرد( در حالی که پیامبر صلی الله علیه و آله ‏به علی علیه السلام اشاره می کرد) و شیعیانش در قیامت ‏رستگارانند.»‏

و آیه مذکور (۷ سوره ی بینه) در مورد علی علیه السلام و ‏شعیانش نازل شد.

از آن پس هنگامی که یاران محمد صلی ‏الله علیه و آله ، و علی علیه السلام را می دیدند که می آید، ‏می گفتند: «بهترین مخلوق خدا بعد از رسول الله می ‏آید.»(۳)‏

این مطلب با اندکی تفاوت، در تفسیر الدر المنثور و فصول ‏المهمه و فتح الغدیر و ..

آمده است.‏

از امام باقر علیه السلام نقل شده است که فرمود: از ام سلمه ‏شنیدم که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمود:‏ «ان علیا و شیعته هم الفائزون

؛ علی علیه السلام و ‏شیعیانش، همان گروه رستگارانند.»(۴)‏

نتیجه اینکه، واژه شیعه از همان عصر پیامبر صلی الله علیه ‏و آله به وسیله ی آن حضرت به پیروان علی علیه السلام ‏اطلاق شده است.‏

گفتار دو نفر از علمای اهل تسنن در پیدایش شیعه در عصر ‏پیامبر صلی الله علیه و آله ‏ ۱- ابوحاتم سهل بن محمد سجستانی ( متوفی ۲۰۵ ه.ق) در ‏کتاب الزینه (ج۳) می گوید: «لفظ شیعه در عصر رسول ‏خدا صلی الله علیه و آله، لقب چهارنفر از صحابه یعنی ‏سلمان، ابوذر، مقداد و عمار یاسر بود.

بعد از قتل عثمان و ‏جبهه گیری معاویه در برابر پیروان علی علیه السلام، ‏پیروان معاویه را عثمانیه می خواندند و پیروان علی علیه ‏السلام با نام علویان با حفظ نام شیعه نامیده می شوند.»‏

‏۲-شیخ ابومحمد حسین بن موسی نوبختی(از علمای اهل ‏تسنن در قرن چهارم) در کتاب «الفرق و المقالات» چنین ‏می گوید:‏

‏«ارکان فرقه های اسلامی، چهار فرقه می باشند: ۱-شیعه ۲-‏معتزله ۴-مرجئه ۵- خوارج.

شیعه همان فرقه ی پیرو علی ‏بن ابی طالب علیه السلام می باشد که در عصر زندگانی ‏پیامبر صلی الله علیه و آله و پس از رحلت او به نام «شیعه ‏ی علی» خوانده می شدند و فقط علی علیه السلام را امام بر ‏حق می دانستند، مانند سلمان، مقداد، ابوذر و عمار یاسر و ‏هر کس که علی علیه السلام را دوست می داشت.

اینها ‏نخستین افراد در اسلام هستند که با نام شیعه خوانده شدند و ‏قبل از اسلام به پیروان ابراهیم، موسی، عیسی علیه السلام ‏و انبیاء دیگر شیعه می گفتند.» (۵)‏
نظریه ی ابن ابی الحدید معتزلی ‏

عالم معروف اهل تسنن، شارح نهج البلاغه ابن ابی الحدید (‏متوفی ۶۵۶ ه.ق) می نویسد:‏ ‏«از دیرباز مردم، علی علیه السلام را بر سایر صحابه ی ‏پیامبر صلی الله علیه و آله ترجیح می دادند و بسیاری از ‏اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و تابعان همین عقیده را ‏داشتند، از جمله عمار، مقداد، ابوذر، سلمان، جابر، حذیفه و ‏‏… تمام بنی هاشم و تمام فرزندان و نوادگان عبدالمطلب و ‏از بنی امیه، خالد بن سعید بن عاص و عمر بن عبدالعزیز، ‏به برتری علی علیه السلام بر سایر خلفاء اعتقاد داشتند.

‏سپس داستانی ذکر می کند که:‏ ‏«مردی در کوفه سوگند یاد کرد که اگر علی علیه السلام بعد ‏از پیامبر صلی الله علیه و آله برتر از همه نباشد، زنم مطلقه ‏است (زنم طلاق داده شده است) ولی پدر زنش، منکر ‏برتری علی علیه السلام بود.

ناگزیر برای داوری نزد عمر ‏بن عبدالعزیز آمدند.

عمر بن عبد العزیز در حضور جماعتی ‏از بنی امیه، حکم کرد که آن زن همسر آن مرد است و ‏مطلقه نیست، کنایه از اینکه علی علیه السلام برتر از همه ‏است.»(۶)‏

نامگذاری شیعه از جانب پیامبر صلی الله علیه و آله ‏در روایات ائمه ی اهلبیت علیه السلام بسیار گفته شده است ‏که پیامبرصلی الله علیه و آله واژه ی «شیعه» را در مورد پیروان امام علی ‏علیه السلام به کار برده است، به عنوان نمونه:‏

امام رضا علیه السلام از پدران خود نقل می کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله ‏فرمود:‏ «انا و هذا یوم القیامه کهاتین و شیعتنا معنا؛

من و علی علیه السلام در ‏روز قیامت، مثل این دو انگشت بهم پیوسته هستیم و ‏شیعیانمان با ما هستند.»(۷)‏

و نیز پیامبرصلی الله علیه و آله فرمود:‏ «توضع یوم القیامه منابر حول العرش لشیعتی و شیعه اهل ‏بیتی المخلصین فی ولایتنا…؛

در روز قیامت، منبرهایی در ‏اطراف عرش برای شیعیانم و شیعیان اهلبیت من که درباره ‏ی ولایت ما اخلاص دارند، نهاده می شود و خداوند به آنها ‏می فرماید: ای بندگانم بیایید تا کرامتم را بر شما سرازیر ‏کنم، شما در دنیا مورد آزار قرار گرفتید.»(۸)‏

و نیز از امام رضا علیه السلام نقل شده است که پیامبرصلی الله علیه و آله به علی علیه السلام ‏فرمود:‏ «ترد شیعتک یوم القیامه رواء غیر عطاش؛

شیعیان تو در ‏روز قیامت در حالی که سیراب هستند و تشنه نمی شوند، به ‏عرصه ی محشر وارد می گردند.»(۹)‏

امام سجاد علیه السلام می فرماید: پیامبرصلی الله علیه و آله به علی علیه السلام فرمود:‏ «بشر لشیعتک انی الشفیع لهم… ؛

به شیعیان خود بشارت ‏بده که من در روز قیامت از آنها شفاعت می کنم.»(۱۰)‏

انس بن مالک می گوید، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «از امت ‏من هفتاد هزار نفر وارد می شوند که برای آنها حساب و ‏عذابی نیست.»

سپس رو به علی علیه السلام کرد و فرمود:‏ ‏«هم و شیعتک و انت امامهم؛

آنها شیعیان تو هستند و تو امام ‏آنها هستی .»(۱۱)‏

پیامبرصلی الله علیه و آله فرمود: «برای خداوند متعال درختی است از ‏یاقوت سرخ که از آن بهره مند نگردند جز من و شیعیانم و ‏مردم دیگر از آن بهره ندارند.»(۱۲)‏

پیشتازان تشیع در عصر پیامبرصلی الله علیه و آله و بعد از او ‏ در عصر رسول خدا صلی الله علیه و آله در میان اصحاب، جمعی از افراد ‏بر جسته و مورد تأیید پیامبرصلی الله علیه و آله بودند که پیامبرصلی الله علیه و آله ‏همواره آنها را می ستود، مانند سلمان، ابوذر، مقداد، عمار ‏یاسر، جابر بن عبدالله انصاری، خذفه بن یمان، ابی الهیثم ‏بن تیهان، سهل بن حنیف، ابوایوب انصاری، عبدالله بن ‏صامت، خزیمه بن ثابت، ابوسعید خدری و …، (۱۳) ‏

در میان این افراد، سلمان، ابوذر، مقداد و عمار یاسر و ‏پیشتازانی بودند که هیچ تردیدی نیست که مورد قبول پیامبر ‏صلی الله علیه و آله بودند و پیامبرصلی الله علیه و آله بارها آنان را با تعبیرات گوناگون ‏ستود.‏

و نیز بدون تردید این افراد بعد از رحلت پیامبرصلی الله علیه و آله ، از ‏شیعیان برجسته ی امام علی علیه السلام بودند و هرگز از این عقیده ‏دست برنداشتند. ‏

بنابراین به روشنی درمی یابیم که موضوع تشیع، در همان ‏عصر پیامبرصلی الله علیه و آله و در زمان خلافت ابوبکر و عمر رسما ‏مطرح بوده است و در نتیجه ی افکار افراد عصرهای بعد ‏نبوده است.‏

در روایت دیگر آمده است، وقتی که آیه ۲۳ سوره ی شورا ‏نازل شد:‏ «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی؛

ای پیامبر! به ‏مسلمانان بگو که از شما پاداشی جز دوستی با خویشانم را ‏نمی خواهم.»‏

با اینکه در عصر پیامبرصلی الله علیه و آله بسیاری پذیرفتند که محبت ‏اهلبیت علیهم السلام را مطابق آیه ی مذکور حفظ کنند ولی ‏امام صادق علیه السلام فرمود: «سوگند به خدا هیچکس جز هفت نفر، ‏به عهد خود (در مورد پذیرش کامل معنی آیه ی مذکور) ‏وفا نکرد و آن هفت نفر عبارتند از: ۱- سلمان ۲- ابوذر ۳- ‏مقداد ۴- عمار یاسر ۵- جابربن عبدالله انصاری ۶- غلامی ‏از رسول خدا صلی الله علیه و آله به نام «ثبیت» ۷- زید بن ارقم. (۱۴)‏

و در روایات متعددی بیان شده است که سه نفر یعنی سلمان ‏و ابوذر و مقداد به طور کامل در راه تشیع و ولایت علی علیه السلام ‏ایستادگی نمودند و کوچکترین شک و تغییری در دل و ‏روش آنها راه نیافت در حالی که دیگران سستی کردند.(۱۵)‏
آزمایش اصحاب

بعد از رحلت پیامبرصلی الله علیه و آله و پایان ماجرای سقیفه، چهل نفر از ‏اصحاب به حضور علی علیه السلام آمده و اظهار داشتند: «سوگند به ‏خدا ما هرگز از غیر تو پیروی نمی کنیم و کسی را در ‏اطاعت بر تو مقدم نمی داریم.» ‏

امام علی علیه السلام فرمود: «چرا و به چه علت؟»‏

گفتند: «زیرا به خوبی به مقام تو پی برده ایم و ماجرای ‏جانشینی تو از رسول خدا صلی الله علیه و آله را درروز غدیر دیده ایم.»‏

امام علی علیه السلام فرمود: «آیا شما حتما بر سر پیمان خود وفادار ‏خواهید ماند؟»‏

پاسخ دادند: «آری.»‏

امام به آنها فرمود: «فردا با سر تراشیده نزد من بیایید.»‏

فردای آن روی علی علیه السلام سر خود را تراشید و از آن چهل ‏نفر، تنها سلمان و ابوذر و مقداد با سر تراشیده آمدند و عمار ‏یاسر نیز بعد از ظهر با سر تراشیده آمد.‏

این موضوع دوبار تکرار شد و در این آزمایش، این چهار ‏نفر رو سفید شدند.(۱۶)‏

با توجه به اینکه شریط و جوسازی به قدری شدید بود که ‏طرفداران امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطر جدی بودند و تأمین ‏جانی نداشتند، صداقت و استواری انسان ها در چنین موارد ‏آشکار خواهد شد.‏
تذکر لازم درباره ی کثرت شیعیان صدر اسلام ‏

البته باید توجه داشت که شیعیان مؤمن و فداکار که تا آخرین ‏نفس دفاع می کردند، به چند نفر خلاصه می شدند، ولی ‏افرادی که به خلافت امام علی علیه السلام پس از پیامبرصلی الله علیه و آله اعتقاد ‏داشتند، بی شمار بودند.

از جمله تمام بنی هاشم و بنی ‏عبدالمطلب شیعه بودند.‏

مسعودی در مروج الذهب می نویسد: «درجنگ صفین دو ‏هزار و هشتصد نفر از اصحاب رسول خداصلی الله علیه و آله در سپاه ‏علی علیه السلام بودند.»(۱۷)‏

و عالم بزرگ سید علی خان در کتاب ارزشمند «الدرجات ‏الرفیعه» می نویسد:‏ «اعلم ان کثیرا من الصحابه رجع الی امیرالمؤمنین و لیس ‏الی استقصائهم جمیعا سبیل و قد اتفقت نقله الاخبار و علی ‏ان اکثر الصحابه کانوا معه علیه السلام فی حروبه…؛

همانا ‏بسیاری از صحابه ی پیامبرصلی الله علیه و آله به سوی امیرمؤمنان علی ‏علیه السلام برگشتند که بر اثر کثرت نمی توان آنها را شمرد و ‏مورخان معتقدند که در جنگ های عصر خلافت امام علی ‏علیه السلام اکثر صحابه در صف آن حضرت بودند.»(۱۸)‏

بنابراین، پیروان تشیع چند نفر افراد معدود نیستند بلکه تعداد ‏آنها از همان آغاز بسیار بود.‏

مرحوم علامه سید محسن امین در کتاب اعیان الشیعه می ‏نویسد: «شیعیان هر روز زیاد می شدند و در همان صدر ‏اسلام به هزار نفر و بیشتر رسیدند و هنگامی که در عصر ‏خلافت عثمان، ابوذر غفاری به شام تبعید شد، در آنجا بر ‏اثر تبلیغات او بسیاری به تشیع گرویدند و گفته می شود که ‏آغاز پیدایش شیعیان در جبل عامل از همین وقت شروع شد ‏و در جنگ های صفین و جمل بسیاری از اصحاب و غیر ‏اصحاب در مسیر تشیع بودند و در سپاه علی علیه السلام به ‏حمایت ازآن حضرت پرداختند و مذهب تشیع کم کم رواج ‏یافت.»‏
نتیجه گیری و جمع بندی ‏

در نتیجه، اینکه بعضی از خاورشناسان و علمای سنی ‏مدعی شده اند که مذهب تشیع ساخته افکار ایرانیان است، ‏تهمت نارواست.

آنها این تهتمت را چنین بیان می کنند: «‏ایرانیان شکست خورده در برابر مسلمانان، نسبت به ‏حکومت اسلامی بدبین شدند و کینه و دشمنی خود را تحت ‏نام تشیع به اسلام روا داشته اند…»‏

آیا به راستی چنین بود؟

‏«حقیقت این است که قبل از ورود اسلام و تشیع به ایران، ‏علاوه بر بنی هاشم بسیاری از مردم عرب حجاز و یمن و ‏اطراف به تشیع اعتقاد داشتند و اساس تشیع در عصر پیامبر ‏صلی الله علیه و آله پی ریزی شد.»(۱۹)‏
پی نوشت :
‏۱.با اینکه عبدالله بن سبا از غلات بود، و به دستور علی ‏‏(ع) او را سوزاندند و خاکسترش را برباد دادند. (بحار، ‏ج۴۱،ص ۲۱۴ و ۲۱۵).‏
‏۲. تفسیر جامع البیان طبری، ج۲۹، ذیل آیه ۷ سوره ی ‏بینه: شواهد التنزیل، ج۲،ص ۳۵۷.‏
‏۳.شواهد التنزیل، ج۲،ص ۳۶۲؛ روح المعانی، ج۳۰،ص ‏‏۳۰۷.‏
‏۴. ترجمه ارشاد مفید، ج۱،ص ۳۶.‏
‏۵. اعیان الشیعه، چاپ ارشاد، ج۱،ص ۱۸ و ۱۹.‏
‏۶. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، مطابق نقل احقاق ‏الحق، ج۴،ص ۲۹۲.‏
‏۷. عیون اخبار الرضا، ج۲،ص ۵۸.‏
‏۸. همان مدرک، ج۲،ص ۶۰.‏
‏۹. احتجاج طبرسی، ج۱،ص۲۱۰؛ عیون اخبار الرضا، ‏ج۲،ص ۶۰.‏
‏۱۰. همان مدرک.‏
‏۱۱. ترجمه ارشاد شیخ مفید، ج۱،ص ۳۶.‏
‏۱۲. همان مدرک.‏
‏۱۳. نام این دوازده تن در سخنان امام صادق (ع) به عنوان ‏افراد استوار و پرهیزکار در راه اهلبیت (ع) ذکر شده ‏است (خصال شیخ صدوق، ج۲،ص ۱۵۰)‏
‏۱۴. نورالثقلین، ج۴،ص۵۷۰؛ بحارالانوار، ج۲،ص ‏‏۳۲۱؛ قرب الاسناد، ص ۳۸.‏
‏۱۵. رجال کشی، ص۴؛ اعیان الشیعه، چاپ ارشاد، ج ۷، ‏ص ۲۸۶.‏
‏۱۶. قاموس الرجال، ج۲،ص ۴۵۱؛ اعیان الشیعه، ج۷، ‏ص ۲۸۴.‏
‏۱۷. اعیان الشیعه، چاپ ارشاد، ج۱،ص ۲۴.‏
‏۱۸. شرح بیشتر در اعیان الشیعه، ج۱،ص ۲۴ و ۲۵.‏
‏۱۹. اقتباس از اعیان الشیعه، ج۱،ص ۲۵ و۳۲.‏
منبع: کتاب رابطه ایران با اسلام و تشیع

محمد ‏محمدی اشتهاردی