علم نجوم در دوران تمدن اسلامی اهمیت ویژه ای داشت، علاوه بر کاربردهای علم نجوم در تقویم و احکام نجوم برای تعیین موقعیت قبله و تعیین اوقات نماز از این علم استفاده می شد.

 علم نجوم از نخستین دانشی است که بشر به آن توجه کرده است، آشنایی با تاریخ علم نجوم موجب می شود تا ما انسانها متوجه شویم که اکتشافات بشر نه تنها تصادفی نیست بلکه تمامی پیشرفت ها دارای نظم و قانون مشخصی هستند و آشنایی با تاریخ علم باعث روشن‌تر شدن راه آینده جهت دستیابی به فناوری های نوین می شود. در دوران باستان از آسمان و ستارگان برای توجیه وقایع زمینی استفاده می‌کردند و مردم آن دوران معتقد بودند که اجرام آسمانی با وقایع زمینی، سعد و نحس بودن ایّام و طالع ارتباط مستقیم دارند و به همین دلیل است که افراد آن دوران رصدگرانی توانمند محسوب می شدند.

 مردمان مصر و بین النهرین در دوران باستان به دلایل مختلفی به این دانش روی آوردند. یکی از دلایل کشاورزی بود زیرا از مشاهده فصول مربوط به کشاورزی به این نتیجه رسیده بودند که این فصول با حرکت خورشید و موضع بعضی از سیارات و صورت های فلکی ارتباط و وابستگی دارند. از دیگر دلایل توجه به علم نجوم علم احکام نجوم و پیش بینی پدیده های گوناگون به وسیله آن و بالأخره دلیل دیگر علت تقویمی و گاهشماری بود.

در دوران تمدن اسلامی نیز این علم اهمیت ویژه ای داشت، علاوه بر کاربردهای علم نجوم در تقویم و احکام نجوم برای تعیین موقعیت قبله و تعیین اوقات نماز از این علم استفاده می شد.

در دوره اسلامی، تعریف ها و طبقه بندی های متفاوتی برای توصیف حیطۀ علم نجوم بیان می کردند و علم نجوم به شاخه های مختلفی تقسیم می شد. نجوم آن دوره دو زمینه اساسی را شامل می شد؛ یکی مبتنی بر دلالت های کواکب بر آینده که احکام نجوم نام داشت و دیگری مبتنی بر مسائل علمی نجوم بود که شاخه هایی چون ابعاد و اجرام، محاسبات زیجی و تقویمی، علم مواقیت( زمان سنجی)، نجوم کروی و ساخت ابزار های نجومی را شامل می شد.

 به طور کلی نجوم دردوره اسلامی بر پایۀ سه سنت نجومی ایرانی ، هندی و یونانی بنا شده بود. مسلمانان نخست با سنت نجومی ایرانی آشنا شدند و اندکی بعد با مطالعۀ آثار نجوم هندی  از این سنت نجومی نیز بهره گرفتند، اما تأثیر سنت یونانی به مراتب بیش از دو سنت دیگر بود.

هیئت

پس از ترجمه کتاب مجسطیِ بطلمیوس به عربی این کتاب مورد توجه دانشمندان مسلمان قرار گرفت وبه عنوان مرجع اصلی در علم نجوم مورد مطالعۀ دانشمندان اسلامی قرار گرفت ، به گونه ای که سنت جدیدی از علم نجوم به نام هیئت که در این دوران شکل گرفت به شدت تحت تأثیر این کتاب بود و دانشمندان در این حوزه به بررسی مدل های حرکت سیارات بر اساس مدل های بطلمیوس و تصحیح ایرادات این مدل ها می پرداختند. علم هیئت از شاخه های مختلفی تشکیل می شد و موضوع اصلی آن مطالعه ساختار اجرام سماوی بود. علم هیئت در اوایل تمدن اسلامی چندان مورد توجه نبود و تأثیرگذارترین آثار هیئت دوران اسلامی در قرن هفتم هجری توسط خواجه نصیرالدین طوسی، مؤیدالدین عرضی و قطب الدین شیرازی نوشته شده است.

نجوم رصدی

علاوه بر هیئت که از شاخه های مهم نجوم در دوران اسلامی است ، نجوم رصدی نیز شاخه دیگر این علم است که منجمان رصد های زیادی برای تعیین طول و عرض جغرافیایی شهر ها و اندازۀ میل دایره البروجی انجام دادند. یکی از آثار مهم در این زمینه کتاب صورالکواکب از عبدالرحمان صوفی است . وی در این اثر، صورت های فلکی را ترسیم کرده و به برخی از روشش ها و نوآوریهای منجمان مسلمان پرداخته است.

منجمان مسلمان نتیجۀ رصدها و محاسبات نجومی خود را در کتاب هایی به نام «زیج» جمع آوری می کردند که زیج خوارزمی از خوارزمی، زیج جامع از کوشیار گیلانی و زیج خاقانی از غیاث الدین جمشید کاشانی از مهم ترین این زیج ها محسوب می شوند. بیش تر زیج های تألیف شده متکی بر رصدهایی بود که دست کم بخشی از آنها توسط خود مؤلفان صورت گرفته بود. اکثریت عظیمی  از این جدول ها بر مبنای نظریۀ بطلمیوس تنظیم و نهایتا اصلاحاتی در بعضی پارامترها صورت گرفته بود. نقش عمدۀ منجمان مسلمان در این زمینه به روش های مثلثاتی ، محاسباتی و رصدی مربوط می شود.

رصد خانه ها

توسعه نجوم رصدی موجب تأسیس رصدخانه هایی شد که علاوه بر رصد،  فعالیت های پژوهشی متنوعی در آنجا انجام می شد. در واقع رصدخانه ها به عنوان یکی از مراکز علمی در تمدن اسلامی به شمار می رفتند که علاوه بر تبادل نظرات علمی، در آنها آموزش نجوم و ریاضیات نیز صورت می گرفت. تکامل رصدخانه ها با تأسیس رصدخانه مراغه به اوج خود رسید، این رصدخانه بسیار مجهز بود و ابزار های موجود در آن از دقت نسبتا بالایی برخوردار بودند. اوج شهرت رصدخانه در عالم اسلام مربوط به رصدخانه سمرقند است که به دستور الغ بیگ و با همکاری غیاث الدین جمشید کاشانی ساخته شد. تأسیس رصدخانه هایی که در آنها ابزار ها ، کتابخانه ها و تجهیزات نجومی نگه داری می شد، نتیجه همکاری گروه هایی از منجمان، ابزار سازان، مهندسان و معماران بود و می توان گفت که منجمان مسلمان ابزارهای دقیق تری نسبت به منجمان یونان باستان ساختند و رصد های دقیق تری انجام دادند.

در این شرح کوتاه غیر ممکن است که بتوان دستاوردهای نجوم اسلامی را شرح کرد. اما چند نکته را باید در نظر گرفت؛ اول اینکه منجمان مسلمان برای اصلاح کردن و اشاعۀ نظریۀ نجومی بطلمیوسی تلاش گسترده ای انجام دادند. دوم در رصدهای نجومی و ابداع و به کارگیری ابزارها و آلات نجومی پیشرفت های مهمی حاصل گشت. سوم توسعه و انتشار زیج ها یکی از دستاوردهای مهم پیشرفت رصدخانه های اسلامی بود که با استفاده از داده های موجود در این آثار امکان پیش بینی پدیده های نجومی مختلفی فراهم می شد.  پیشرفت علم نجوم اسلامی، با تدوین گاهنامه ها و تقویم ها و رساله هایی برای یافتن جهت قبله و نظایر اینها، از یک طرف جوابگوی نیازمندی ها مسلمانان شد و از طرف دیگر، یک علم نجوم ریاضی محور فراهم آمد که البته بسیار صحیح و دقیق بود.

منابع

دمپی یر(۱۳۷۱)، تاریخ علم، ترجمۀ عبدالحسین آذرنگ، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها( سمت)، تهران.

کرامتی، یونس(۱۳۹۱)، نگاهی به تاریخ ریاضیات و نجوم در ایران، امیرکبیر، تهران.

کندی، ادوارد اسوارت(۱۳۷۴)، پژوهشی در زیج های دوره اسلامی، ترجمه محمد باقری، علمی فرهنگی، تهران.

گیاهی یزدی، حمیدرضا(۱۳۸۸)، تاریخ نجوم در ایران، دفتر پژوهش های فرهنگی، تهران.

لیندبرگ، دیوید(۱۳۷۷)، سرآغازهای علم در غرب، ترجمه فریدون بدره ای، علمی فرهنگی، تهران.

زینب سیار

منبع؛ مهر