از جهت­گیری نهایی بیانی و زبانی مجموعه واژگان و عبارات و آیات قرآن و نحوه گزینش و چینش آنها در آیات و سور قرآن است می توان گفت زبان قرآن، زبان هدایت است.

از آنجا که قرآن کریم دارای ظهر و بطن، تفسیر و تأویل، محکم و متشابه، تمثیل و کنایه، استعاره و حروف مقطعه و… است، کوشش در بازشناسی زبان قرآن یک ضرورت درونی و ویژه ی قرآن است. با توجه به همین ویژگی ها و عوامل دیگر، زمینه برای برداشتهای گوناگون از متن آن مفتوح می‌گردد، بنابراین تنقیح و تدقیق شناخت زبان قرآن کلید دستیابی به فهم قرآن و معیاری برای ارزیابی دیدگاه های گوناگون در تفسیر قرآن است. نظریات متعددی در مورد زبان قرآن مطرح گردیده است، نظریاتی همچون عرفی بودن زبان قرآن، یک وجهی بودن آن، ترکیبی بودن آن و عربی فصیح بودنش و … . در گفتگو با دکتر کرم سیاوشی، عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینای همدان به بررسی زبان قرآن پرداختیم که اکنون متن مکتوب این مصاحبه پیش روی شماست:

*زبان قرآن چه نوع زبانی است؟

زبان قرآن نیز یکی از مباحث مشترک میان دانش­های علوم قرآنی، فلسفه دین، کلام و زبان‌شناسی است که ویژگی‌ها و مسائل گزاره های قرآن را از حیث چگونگی انتقال مفاهیم به مخاطبان مورد بحث و بررسی قرار می دهد.

زبان قرآن را از ابعاد مختلف می­توان مورد توجه قرار داد. از بُعد حروف که قالب آن را تشکیل می‌دهد. از جنبه فرهنگ و میراث معنوی و تمدنی، از بُعد علمی و فلسفی بودن یا نبودن آن و.. . اما از جهت و جنبه کلی، زبان قرآن، «زبان هدایت» است، البته این­که گفته شد زبان قرآن، «زبان هدایت» است، مقصود از آن جهت­گیری نهایی بیانی و زبانی مجموعه واژگان و عبارات و آیات قرآن و نحوه گزینش و چینش آنها در آیات و سور قرآن است؛ گرنه قرآن به لحاظ لفظی و واژگانی به زبان عربی مبین (نحل/۱۰۳. شعراء/۱۹۵) و به لسان عربی (احقاف/۱۲) و قرآن عربی (یوسف/۲. طه/۱۱۳. زمر/۲۸) و حکم عربی (رعد/۳۷) نازل گردیده است.

ناگفته پیداست که زبان هدایت در قرآن در سطح نخست و لایه اول هدایتی آن، منفصل از زبان فرهنگی و عرفی رایج در میان مردمان دوره جاهلیت، نیست، لکن نباید این زبان را به همان زبان عرفی و فرهنگی فرو کاست؛ گو اینکه برخی یکسره نگاهی تاریخی به قرآن دارند!(نک: دامن پاک‌مقدم، بررسی نظریه عرفی بودن زبان قرآن) چه در این صورت قرآن کتابی خواهد بود که عمدتاً برای همان دوره و همان مردمان و نهایتاً بیشتر از چند ده سال پس از اسلام ، پاسخگو نخواهد بود! این گونه نگاه و نگره به قرآن به معنای رها کردن بشریت و یا عدم نیاز بشریت پس از سپری شدن آن زمان، به کتاب آسمانی تا روز رستاخیز است. آنچه با این ادعا در تنافی است آن مفهومی است که در آیات متعددی آمده و پیامبر اسلام(ص) و بالتبع کتاب آسمانی وی را برای همه انسانها تا روز قیامت معرفی می کند. تعابیری چون “وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ کَافَّهً لِلنَّاسِ بَشیراً وَ نَذیراً وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ “،(سبأ/۲۸) ” إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِکْری‏ لِلْعالَمینَ” (انعام/۹۰. یوسف/ ۱۰۴ و…) وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَهً لِلْعالَمینَ ” (انبیاء/۱۰۷) و ” قُلْ یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ “،( اعراف/۱۵۸) “لتذر ام القری و مَن حولها” (انعام/۹۲)، “وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ “(انعام/۱۹)، “تَبارَکَ الَّذی نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلی‏ عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعالَمینَ نَذیراً”(فرقان/۱) و… نمی تواند مفهومی جز این را در بر داشته باشد. مگر اینکه کسی مدعی شود که مقصود از “ناس و عالمین” مطروحه در این آیات”همان مردم دوره نزول قرآن” می­باشد! البته که اثبات چنین ادعایی آسان نخواهد بود؛ چرا که خطاب قرآن با نوع انسان است و نه صرفاً انسان عرب دوره جاهلی و کمی پس از آن.

در روایات معصومین(ع) نیز نگاه تاریخی و قومی نسبت به قرآن مورد پذیرش قرار نگرفته و قرآن برای همه زمانها معرفی شده است؛ چنانکه در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: «خداوند قرآن را برای یک زمان و یک نسل و جامعه خاص قرار نداده است، بلکه قرآن در همه زمانها تازه و برای همه گروه و مردمان تا روز قیامت نو و باطراوت است».(مجلسی، بحارالانوار، ج۲ ، ص۲۸۰)

از سویی زبان هدایتی و زبان عرفی قرآن منافاتی ندارد که قرآن از زبان علمی و فلسفی نیز برخوردار باشد، البته مقصود از فلسفه در اینجا زبان استدلال و برهان است و نه فلسفه به معنای مرسوم و مصطلح آن. بر همین اساس می­توانیم زبان قرآن را زبانی ذومراتب بنامیم و بدانیم؛ یعنی زبان هدایتی قرآن در عین اینکه خطابی عمومی دارد و همه طبقات و اقشار بشری از ساده­ترین مردمان را به لحاظ میزان درک و فهم در بر می­گیرد، هوشمندان و راسخان در علم و اشارت­دانان را نیز بهره­های بسیار می­بخشد. به تعبیر برخی از محققان، «زبان قران به این دلیل زبان هدایت است که با مراتب تشکیکی خود، همه انسانها اعم از عامیان و متخصصان فرهیخته در علوم و فنون را در بر می­گیرد و اختصاص به طیف خاصی از انسانها ندارد(سعیدی­روشن، تحلیل زبان قرآن، ص۳۸۶). پس نباید زبان قرآن را تنها به معانی ساده و زودیاب آن فرو کاست. چه بدون تردید، معارفی آسان و همه­کس فهم در این کتاب وجود دارد و طبقات فرودست در صورت جویای حقیقت بودن، می­توانند بهره خویش را از معرفت قرآنی کسب و بر مبنای آن عمل نمایند، لکن بدون شک قرآن لبریز از دقایق و لطایف و نکات و اشاراتی است که افراد آن مرتبه از پسِ فهم آن بر نمی­آیند بلکه «لَعَلِمَهُ الَّذینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ » (نساء/۸۳) تا بدانجا که نکاتی در قرآن هست که هوشمندترین دانشمندان غیرمعصوم هم از فهم آن عاجز است، لذا ابن عباس گوید: من از راسخان در علم هستم و در روایات امام علی(ع) و ائمه طاهرین(ع) نیز از راسخان در علم معرفی شده اند، اما فاصله رسوخ ابن عباس در علم با رسوخ امام علی(ع) بس بلند و بعید است! چنانکه ابن عباس خود گفته است: «دانش من در برابر دانش علی بن ابی طالب چون قطره در برابر دریاست»!(مفید، امالی، ص۲۳۶)

مباحثی همچون تقسیم آیات قرآن به محکمات و متشابهات(آل­عمران/۷)، اشاره به وجود تأویل برای آیات قرآن(اعراف/۵۳. یونس/۳۹)، صدور روایات متعدد در منابع روایی فریقین در ارتباط با طرح ظهر و بطن و حد و مطلع برای قرآن، دسته بندی چهارگانه عبارات و اشارات و لطائف و حقایق درباره آیات قرآن،(فیض­کاشانی،ج۱ص۳۰-۳۱) و… دلایل استواری برای ردّ دیدگاه فروکاهنده قرآن به صرف زبان عرف و تاریخی محض دانستن آن و هدایت محدود قائل شدن برای آن است.

*خداوند به چه نحوی با آدمیان سخن گفته است، به زبان عرفی یا به زبان فنی (فلسفی، عرفانی، علمی، شاعرانه و …)؟

هماگون که گفته شد به لحاظ نوع مخاطب می­توان همه این انواع زبان را برای قرآن قائل شد؛ هرچند که برآیند همه این تنوع زبانی هدایت در سطوح و مراتب مختلف است. از سویی بخش قابل توجهی از مباحث و بیان قرآن در قالب عرف زمان مطرح شده است. از سویی دیگر قرآن خالی از نوعی زبان فنی(ادبی، علمی، تاریخی، عرفانی، و…) که مشتممل بر مفاهیم ژرف است، نمی­باشد، لذا بدون آشنایی با مباحث فلسفی، عرفانی، علمی، ادبی و عاطفی نمی­توان به درستی آن مفاهیم را فراچنگ آورد. به عنوان مثال آگاهی­ در زمینه زمین­شناسی، کیهان­شناسی، پزشکی، زیست شناسی و… نقش مؤثری در فهم آیات مرتبط با این مباحث دارد.

*به زبان صریح و مستقیم یا زبان غیرمستقیم (اعم از تمثیلی، رمزی و نمادین و …)؟

براساس آنچه گذشت، قرآن مشتمل بر زبانی چند وجهی و درهم تنیده است؛ در عین حال که روشن و مستقیم است، اما گاه غیر مستقیم و تمثیلی می­شود؛ چنان که در روایت آمده که زبان قرآن بر اساس «ایّاک أعنی واسمعی یا جاره» نازل شده است؛ به این معنی که به ظاهر فرد مشخصی مورد خطاب قرآن است ولی در حقیقت مقصود از آن، کسان دیگری است.(نک: بحرانی، البرهان،ج۱ص۵۰) زبان تمثیل در مورد برخی از آیات آن مطرح است. آیاتی مثل «عرض امانت» (احزاب/۷۲) یا «نزول قرآن بر کوه»(حشر/۲۱) و یا حتی داستان آدم و حوا در بهشت (بقره/۳۵. اعراف/۱۹-۲۳) و… از این قسم است. چنانکه گاه در آیاتی با واژه «مَثَل» این زبان ویژه مطرح شده است.

البته زبان رمزی و نمادین به این معنا که قرآن را از دسترس مخاطبان بسیاری دور سازد، به دور از شأن قرآن کریم است که کتاب هدایت و انسان سازی می­باشد. بدین­سان قرآن از چیستان گویی و معماگونی یکسره به دور است؛ اما همان­گونه که بارها گفته شد دستیابی به مراتب بلند معارف قرآن برای همه مخاطبان قرآن با وجود برخورداری از سطحی نازل از آگاهی و به ویژه عدم برخورداری از طهارت روحی ممکن نیست. لذا می­فرماید: «لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ» (واقعه/۷۹) و می­فرماید: «سَأَصْرِفُ عَنْ آیاتِیَ الَّذینَ یَتَکَبَّرُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ…» (اعراف/۱۴۶).

*آیا زبان قرآن در سوره های مختلف متفاوت است؟

به نظر نمی­رسد که معیار و مبنای تفاوت زبان قرآن و چند وجهی دانستن آن، سوره باشد؛ بلکه این ویژگی در همه جای قرآن و به اصطلاح “از صدر تا ذیل” آن را در بر می­گیرد. چه بسا مقصود از ویژگی مشابهت که در آیه «اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدیثِ کِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِیَ…»(زمر/۲۳) به همه قرآن نسبت داده شده است این یکسانی و همسانی برای همه آیات و سور قرآن باشد. البته قابل انکار نیست که برخی از آیات و سور قرآن مفاهیم بلندتر و فرازمندتری را شامل است که به اصطلاح از این گونه آیات به عنوان غرر آیات قرآن یاد می­شود. گواینکه روایتی این ویژگی را برای سوره توحید و سوره حدید مطرح نموده است.

*قرآن طوری نازل شده که همه مردم آن زمان آنرا می فهمیدند، پس چرا امروزه نیاز به تفسیر و …. وجود دارد؟

این گونه نیست که فقط امروزه نیاز به تفسیر قرآن می­باشد. هرچند، هرچه از زمان نزول قرآن و به ویژه از شرایط و فضاهای نزول قرآن فاصله بیشتر شود، نیاز به تفسیر قرآن ضروری­تر می­نماید؛ لکن در همان دوران نزول نیز هر صنفی از مخاطبان طبق سطح فهم و تقاضای خویش پرسش­هایی را در مورد قرآن مطرح نموده و تفسیر آیاتی را از محضر پیامبر(ص) درخواست و دریافت می­نمودند؛ چنانکه برخی از این موارد در تفاسیر روایی و منابع روایی ذکر شده است. (ابن بطریق، عمده عیون صحاح الاخبار، ص۱۷۴. مجلسی، بحار الانوار، ج۶۶ ص۱۵۰)

*آیا زبان وحی دارای هویتی شناختاری است یا زبانی صرفاً انگیزشی است و یا هر دو جنبه را داراست؟ زبان ناظر است یا زبان عامل؟

بدون شک زبان هدایتی قرآن علاوه بر ایجاد انگیزه، معرفت بخش نیز می باشد بلکه می‌توان گفت انگیزه بخشی در قرآن بر اساس بینش آفرینی و اندیشه ساری شکل می گیرد. زبان قرآن به گونه است که تمام روزنه های نفوذ و ورود در انسان را از قوه ادراک گرفته تا قوه عاطفه، تخیل، قوای حسی و … را درگیر می­گیرد، البته نگاه تاریخی و عرفی داشتن نسبت به قرآن کریم نتیجه ای جز عدم معرفت بخشی بیشتر آموزه های قرآنی در پی نخواهد داشت. چرا که طبق آن فرهنگ عربی به شکلی پر رنگ خود را بر قرآن تحمیل نموده است و آنچه حکایت از فرهنگ عربی می کند، عرَضی قرآن است و آنچه عرضی است باید وانهاده شود؛ چرا که مفهومی واقع نمایانه برای دوران پس از نزول و سایر فرهنگ ها نخواهد داشت(محمدی، سیاوشی و…، بررسی و نقد نظریه زبان رؤیایی قرآن، ص۱۷۳)

منابع:

قرآن کریم.

  1. محمدی، جواد؛ سیاوشی،کرم؛و…، «بررسی و نقد نظریه زبان رؤیایی قرآن» فصلنامه قبسات، شماره ۸۳: سال ۱۳۹۶ش.
  2. فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی؛ تفسیر الصافی، تهران، مکتبه الصدر، چاپ دوم، ۱۴۱۵ ق.
  3. ابن طاووس، علی بن موسی؛ الطرائف، ترجمه: داود إلهامی، قم، نوید اسلام، چاپ دوم، ۱۳۷۴ ش.
  4. بحرانی، سید هاشم بن سلیمان؛ البرهان فی تفسیر القرآن، قم، مؤسسه بعثت، چاپ اول، ۱۳۷۴ ش.
  5. مفید، محمد بن محمد؛ الأمالی، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
  6. ابن بطریق، یحیی بن حسن؛ عمده عیون صحاح الأخبار فی مناقب إمام الأبرار، قم، مؤسسه نشر اسلامی،چاپ اول، ۱۴۰۷ق.
  7. دامن پاک­مقدم، ناهید؛ بررسی نظریه عرفی بودن زبان قرآن، تهران: نشر تاریخ فرهنگ، چاپ اول، ۱۳۸۰ش.
  8. سعیدی­روشن، محمدباقر؛ تحلیل زبان قرآن و روش شناسی فهم آن؛ تهران و قم: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه دینی،پژوهشگاه وزه و دانشگاه، چاپ سوم،۹
  9. منبع؛ مهر