«سید عبدالعزیز حکیم» از روحانیون برجسته عراقی بود که در طول حیات ارزشمند خود از مبارزات انقلابی با رژیم صدام گرفته تا پس از آن، خدمات بسیاری را به جامعه عراق عرضه کرد.

«ایشان آخرین بازمانده از فرزندان برومند مرجع بزرگ شیعه مرحوم آیت الله العظمی سیّدمحسن حکیم بود که همگی در راه مبارزه با رژیم سفاک بعث عراق و عوامل استکبار شربت شهادت نوشیده یا آزمونهای دشوار این جهاد عظیم را تحمل کرده بودند. خدمات این روحانی مجاهد در راه تشکیل حکومت ملی عراق چه در دوران اقامت در ایران و چه پس از سقوط حکومت صدام و انتقال به کشور خود، کم نظیر و فراموش نشدنی است».

آنچه که ذکر شد، بخشی از پیام مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) به مناسبت درگذشت «سید عبدالعزیز حکیم» است؛ پیامی که فقط می تواند در وصف یک مَرد بزرگ و یک روحانی مجاهد توسط ولی امر مسلمین صادر شود. اکنون که سالروز درگشت این روحانی گرانقدر فرا رسیده است، جامعه عراق بیش از پیش برای نوشیدن جرعه ای دیگر از خدمات ارزنده و بی بدیل سید عبدالعزیز حکیم بی تابی می کند.

سید عبدالعزیز حکیم در سال ۱۹۵۳در نجف متولد شد. وی در اوایل دهه ۷۰ میلادی به تحصیل علوم دینی پرداخت و دروس دینی خود رانزد برخی از علما از جمله سید محمود هاشمی شاهرودی، سید عبدالصاحب حکیم برادر خود و آیت الله شهید سید محمدباقر حکیم گذراند. این روحانی مجاهد مدتی بعد، مبارزه مسلحانه علیه نظام صدام را دنبال کرد و بعد از شهادت سید محمد باقر صدر مجبور به مهاجرت از عراق شد.

سیدعبدالعزیز پس از مهاجرتش از عراق به همراه مجموعه‌ای از مبارزان، گروه‌ مجاهدین عراق را تشکیل داد و در این راستا در دهه ۸۰ به همراه برادرش سید محمد باقر حکیم به ایران سفر کرد. در این سفر امام خمینی (ره) رهبر انقلاب اسلامی پیشنهاد تشکیل ارتشی با تعداد ۱۰۰ هزار مبارز را به نام گروه بدر را در عراق مطرح کرد. به این ترتیب بدر تاسیس شده و عبدالعزیز حکیم فرمانده جناح نظامی آن شد و بعد از گذشت مدتی از حزب الدعوه اسلامی جدا شده و مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق را تشکیل داد.

سید عبدالعزیز در اواسط دهه ۸۰ در کنار مسوولیت‌هایش در زمینه حقوق بشر در عراق نیز فعالیت کرد و در این راستا مرکز فرهنگی حقوق بشر در عراق را پایه‌گذاری کرد. وی ریاست هیات مجلس اعلا را در جریان سفرش به واشنگتن بر عهده داشت و هم‌چنین روند سیاسی مجلس اعلا در کمیته مقدماتی کنفرانس لندن در سال ۲۰۰۲ و سپس کنفرانس صلاح‌الدین و سپس روند سیاسی بعد از سقوط نظام صدام را بر عهده داشت.

سید عبدالعزیز در دوره پسا صدام در تدوین قانون اساسی عراق، تشکیل دولت‌ ملی و تایید برنامه‌های ایاد علاوی،‌ جعفری و نوری المالکی و تسریع در روند سیاسی تشکیل حکومت و تثبیت مبانی ارزشی و اسلامی آن نقش بارزی ایفا کرد. رهبر ۵۶ ساله مجلس اعلای اسلامی عراق سرانجام پس از طی یک دوره بیماری ناشی از سرطان ریه در شهریور ماه سال ۱۳۸۸ دار فانی را وداع گفت.

همانطور که پیشتر اشاره شد سید عبدالعزیز حکیم در دوره حکمرانی صدام معدوم نقش مهمی در مبارزات مردمی علیه رژیم بعث ایفا کرد. سیدعبدالعزیز حکیم حتی در برهه ای یعنی پس از شهادت آیت الله محمد باقر صدر و زمانی که اقدامات خصمانه و سرکوبگرانه صدام معدوم علیه شیعیان تشدید شده بود به منظور ادامه فعالیت های ضد بعثی خود راهی سوریه شد. این شخصیت برجسته و روحانی مجاهد اعتقد داشت سوریه جایی بود که می ‌توانست مرکز فرماندهی و هدایت عملیات علیه رژیم بعث باشد.

در اواخر سال ۱۳۵۹ پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، سید عبدالعزیز حکیم به همراه برادر خود شهید ‌محمدباقر حکیم به ایران آمدند و همراه عده دیگری از علمای عراقی، سازمان «جماعت ‌العلما» را تاسیس کردند. با گسترش فعالیت این جماعت بود که در نهایت دفتر انقلاب اسلامی عراق تشکیل و پس از آن در سال ۱۳۶۱ مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق تاسیس شد که عبدالعزیز حکیم یکی از پایه‌گذاران آن بود. این شیوه و شگرد سید عبدالعزیز حکیم برای مبارزه با رژیم بعث بود؛ مجلس اعلا در واقع پوشش سیاسی فعالیت معارضان اسلامگرای عراقی برای براندازی رژیم دیکتاتورمآب صدام معدوم بود.

در همین ارتباط، شیخ ضیاء الدین فیاض از نمایندگان سابق پارلمان عراق در خصوص سوابق مبارزاتی سید عبدالعزیز حکیم در مواجهه با رژیم بعثی عراق می گوید: «نقش سید عبدالعزیز حکیم در مبارزه با استبداد و اشغالگری ستودنی است. سید عبدالعزیز حکیم الگوی وحدت ملی محسوب می شود. عبدالعزیز حکیم از کودکی همراه خانواده اش ضد دیکتاتوری در عراق مبارزه کرد. او بارها و بارها هدف اقدامات تروریستی قرار گرفت و اما در هر بار جان سالم به در بُرد».

 این درحالی است که «طلال السعدی» از رهبران جریان صدر عراق نیز در خصوص سوابق مبارزاتی سید عبدالعزیز حکیم می گوید: «سید عبدالعزیز حکیم زندگی خود را وقف جهاد، مبارزه با استبداد، دیکتاری و کسب استقلال عراق کرد». السعدی همچنین ادامه می دهد: «حکیم اقدام به تشکیل سپاه بدر کرد و طی ۲۰ سال رهبری مخالفان حکومت دیکتاتوری بعث عراق را برعهده داشت و در راه استقلال عراق و حاکمیت آن و خروج اشغالگران از خاک کشور تلاش و جهاد کرد».

پس از سقوط صدام معدوم، سید عبدالعزیز حکیم نقش مؤثر، فعال و پویای خود در مبارزه با اشغالگری ایالات متحده آمریکا در عراق را آغاز کرد و از تمامی ظرفیت های موجود در نزد نیروهای انقلابی در این مسیر نیز استفاده کرد. هنر مهم سیدعبدالعزیز و شخصیت های دیگری که به او کمک کردند این بود که با اشغالگران سازش نکرد و در عین حال از فرصت ها برای روی کار آمدن یک «حکومت ملی عراقی» به خوبی استفاده کردند و به مرور موفق شدند یک ساختار قوی و برخوردار از آراء و پشتیبانی اکثریت مردم عراق به وجود آورند.

سید عبدالعزیز حکیم و یارانش توانستند از طریق ساختارهای حقوقی، سیاسی و امنیتی فشار زیادی را به آمریکایی ها وارد کنند و از این طریق آنان را وادار کنند تا خروج تدریجی از عراق- تا پایان سال ۲۰۱۱- را بپذیرند و قبل از آن هم نیروهای خود را از سطح شهرها و روستاها به سمت پادگانهای نظامی گسیل دارند. این یکی از خدمات مهم سید عبدالعزیز حکیم به جامعه عراق بود؛ جامعه ای که در آن دوره از اشغالگری های ایالات متحده به ستوه آمده بود.

سید عبدالعزیز حکیم شخصیت منحصربه فردی به شمار می رفت که فقدان وی همچنان در جامعه عراق و همچنین جوامع اسلامی احساس می شود. سید عبدالعزیز حکیم به دنبال ساختن «عراقی جدید» بود و هدف و شعار اصلی اش نیز «شکست معادله طایفه گری» و تکیه بر معادله «اکثریت ملی» بود؛ همان شعاری که امروز سید عمار حکیم پرچمدار آن بوده و برای جامعه عمل پوشاندن به هدف سید عبدالعزیز در این زمینه از هیچ تلاشی دریغ نمی کند.

سید عبدالعزیز حکیم براین باور بود که اقشار مختلف در عراق هیچ تفاوتی بایکدیگر ندارند و همه عراقی هستند و به همین دلیل باید برای همگی آنها فرصت های مختلف به صورت یکسان وجود داشته باشد. این همان چیزی است که سید عمار حکیم رئیس جریان حکمت ملی نیز بارها و در مناسبت های مختلف روی آن تأکید کرده است. پایبندی به تمامی مفاد درج شده در قانون اساسی همواره از جمله مسائلی بود که مورد تأکید سید عبدالعزیز حکیم قرار می گرفت تا بدین سان حقوق تمامی اقشار مردم عراق حفظ شده و پایمال نشود.

براساس باور و اعتقاد سید عبدالعزیز حکیم، عراق جدید به مثابه عراقی بدون طایفه گری است؛ عراقی که در آن شایسته سالاری حرف اول را می زند و قانون اساسی محور حل هر معضل و مشکلی است که در جامعه ایجاد می شود. سید عبدالعزیز حکیم پرچمدار عراق جدید بود؛ عراقی که به اعتقاد وی می بایست برای روابط خود با جامعه جهانی استراتژی بلندمدت درنظر می گرفت. وی تأکید زیادی روی وحدت و انسجام داخلی کشور داشت. از لحاظ امنیتی، سید عبدالعزیز حکیم ابتکار ویژه ای را به جامعه عراق عرضه کرد و آن، این بود که امنیت توسط ظرفیت های مردمی در داخل کشور تأمین شود؛ طرحی که امروز توسط نیروهای حشد شعبی اجرایی می شود. این درست همان طرحی است که سید عبدالعزیز سالها پیش ارائه کرده بود.

سید عبدالعزیز حکیم بر این باور بود که تأمین امنیت کشور در گرو تشکیل کمیته های مردمی برای دفاع از خود در برابر تهدیدات و اقدامات تروریستی است؛ طرحی که اگر در آن زمان مورد استقبال قرار می گرفت و عملیاتی می شُد، طی سالهایی که گذشت شاهد این حجم از عملیات های تروریستی و نا امنی در عراق نبودیم. او همچنین طرح های ویژه ای را برای ساختن یک ارتش منظم و کارآمد و دارای نظامیان و سربازانی سالم و باتجربه ارائه کرد. وی براین باور بود که فرماندهان نظامی باید فرماندهانی پاکدست و وطن پرست باشند تا بتوانند از عهده مأموریت خطیر خود در برقراری امنیت در کشور برآیند.

سید عبدالعزیز حکیم در واقع نقشه راه حل و فصل معضلات و مشکلات امنیتی جامعه عراق را ارائه کرده بود که اگر مورد توجه قرار می گرفت امروز شاهد جامعه ای دیگر غیر از آنچه اکنون شاهد آن هستیم، بودیم. وی به این اصل مهم اعتقاد داشت که اگر مشکلات امنیتی عراق نشأت گرفته از مسائل و نارسایی های سیاسی است، باید فضای سیاسی کشور اصلاح و تعدیل شود. اگر این مشکلات امنیتی در نتیجه معضلات اقتصادی رخ می دهند باید فکری به حال اقتصاد کشور کرد تا امنیت نیز به ثبات برسد. به همین دلیل بود که همواره تأکید می کرد هر دولتی که بر عراق حکومت می کند باید دولت خدمتگزار باشد. این ها همان نقشه های راهی هستند که سید عبدالعزیز حکیم سالها پیش برای ساختن عراقی آباد ارائه کرد.

نقش مهم و سرنوشت ساز این روحانی مجاهد در ایجاد وحدت میان اقشار مختلف عراق به ویژه میان شیعیان و اهل تسنن را نیز تحت هیچ شرایطی نمی توان نادیده انگاشت. عراقی که به تازگی از چنگ استبداد رژیم دیکتاتورمآب صدام رهایی پیدا کرده بود، به دلیل سیاست های تفرقه انگیز و فرقه گرایانه صدام و متحدانش آبستن وقوع جنگ های قومی ـ قبیله ای میان شیعیان و اهل تسنن بود که سید عبدالعزیز حکیم از ظهور و بروز چنین فاجعه ای ممانعت به عمل آورد.

اقدام مفید و مؤثر و البته به یادماندنی سید عبدالعزیز حکیم در این زمینه ایجاد ارتباطات و مناسبات گسترده و تنگاتنگ میان حوزه های علمیه مختلف شیعیان و سنی ها و حتی سایر مذاهب و ادیان بود که از قضاء بسیار نیز مثمرثمر بود. لذا وحدت امروز میان شیعیان و اهل تسنن در عراق تا حدود زیادی مدیون نقش سرنوشت ساز سید عبدالعزیز حکیم محسوب می شود که با آگاهی کامل و هوشیاری نسبت به تحولات آن دوره به خوبی از عهده این مأموریت سخت برآمد.

این در حالی است که ایجاد وحدت میان احزاب و گروه های سیاسی عراقی نیز از جمله دیگر مأموریت هایی بود که سید عبدالعزیز حکیم به خوبی آن را انجام داد و نوعی همگرایی و هم افزایی میان احزاب و جریان های سیاسی به وجود آورد. در همین ارتباط، شیخ ضیاء الدین فیاض نماینده سابق پارلمان عراق می گوید: «عبدالعزیز حکیم سهم به سزایی در آرام سازی اوضاع در عراق داشت و با ایجاد وحدت کلمه در بسیاری از مواقع تلاش کرد همه جناح ها را گرد هم آورد». به گفته این نماینده سابق پارلمان عراق، تدوین قانون اساسی این کشور به شکل کنونی نیز حاصل اصرارورزی ها و پافشاری های سید عبدالعزیز حکیم محسوب می شود.

امروز زمانی که به عراق کنونی نگاه می کنیم در می یابیم که سید عمار حکیم رئیس ائتلاف ملی شیعیان عراق بیشترین شباهت را به شخصیت برجسته و انقلابی همچون سید عبدالعزیز حکیم دارد. شعارهای عبدالعزیز حکیم ازجمله ساختن عراقی جدید، دوری از طایفه گری و تکیه بر شایسته سالاری، برقراری روابط حسنه و تنگاتنگ با جامعه جهانی به صورت متوازن، توجه به ظرفیت های مردمی، ملی ازجمله ظرفیت های جوانان در حل و فصل مشکلات سیاسی، اقتصادی و امنیتی، تشکیل دولت اکثریت ملی و … جملگی از شعارهایی هستند که روزی سید عبدالعزیز حکیم آنها را سر داده و برای تحققشان تلاش کرد و امروز سید عمار حکیم همان راهی را می رود که سید عبدالعزیز رفته بود.

در هر صورت، باید گفت که خانواده حکیم نقش مهم و تأثیرگذاری در ساختن عراقی جدید داشته اند. در وصف عمق ماهیت این نقش مهم و تأثیرگذار می توان به بیاناتی از رهبر معظم انقلاب اسلامی (مد ظله العالی) اشاره کرد. ایشان، حوادث سوریه و مدافعان حرم و قضایای مهم عراق را درخور سرودن صدها و هزاران شعر دانستند و تأکید کردند: بسیاری از مردم از اینکه آمریکایی‌ها در عراق چه هدفی داشتند و چگونه سرشان به سنگ خورد اطلاع ندارند، اما این قضیه، بسیار مهم و نیازمند تبیین است که چگونه «عراقِ صدام» به «عراقِ شهید حکیم» تبدیل شد؟

اما در پایان لازم است به فرازهایی از وصیت نامه ارزشمند عالم و روحانی برجسته و مجاهد عراقی یعنی سید عبدالعزیز اشاره ای شود. وی در این وصیت نامه ارزشمند همگان را به برقراری ارتباطی تنگاتنگ با معبود خود فرا می خواند و می گوید که لازمه برقراری این ارتباط نزدیک شدن به خاندان نبوت و امامت است. سید عبدالعزیز حکیم همچنین همگان را به پایبندی عملی به سیره ائمه اطهار (علیهم السلام) و عدم تخطی از آن دعوت کرده است.

از سوی دیگر، سید عبدالعزیز حکیم همچنین از همگان خواسته تا از مرجعیت عالیقدر تبعیت محض داشته باشند و از فرامین آن تخطی نکنند. وی همچنین خواستار پایبندی به اصول قانون اساسی و همزیستی مسالمت آمیز اقشار مختلف مردم در کشور شده است. سید عبدالعزیز حکیم همچنین در وصیت نامه خود از وحدت به عنوان ثروت ملت عراق یاد کرده و خواستار حفظ آن شده است. این روحانی برجسته همچنین مشارکت مردم در انتخابات های عراق برای انتخاب رهبران صالح را ضروری دانسته و مسئولان را نیز به خدمتگزاری به مردم جهت رفع مشکلات آنها توصیه کرده است.

وی همچنین در فراز آخر وصیتنامه خود از سید عمار حکیم یاد کرده و اینگونه می گوید: «من فرزند مجاهد خود یعنی سید عمار حکیم را وصی خود قرار دادم زیرا خود از ریز جزئیات اخلاقی و شخصیتی وی آگاهی دارم و از نزدیک بر تبیتش نظارت داشتم. او شخصیتی است که توانایی نقش آفرینی در عرصه های مختلف سیاسی، دینی، فرهنگی، اجتماعی و … را دارد. او به راستی فردی است که تقوای الهی پیشه می کند. به مردم توصیه می کنم که از ظرفیت های این روحانیِ باذکاوت و همچنین از قدرتها و توانایی ها و علمش بهره برداری کنند».

منبع؛ مهر