آنچه که امروز به نام اصلاحات به خورد جامعه داده می شود اجتماع یک قبیله است در برابر قبیله دیگر و با اخلاق قبیله ای نمی توان «مصلحت عمومی» را فهم کرد.

متن زیر یادداشتی از سید جواد میری عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به مناسبت دوم خرداد است که در ادامه می خوانید؛

بسیاری درباره اهمیت دوم خرداد در تاریخ جمهوری اسلامی نوشته اند و سخن ها گفته اند و این روز را نقطه عطفی در تاریخ سیاسی ایران معاصر به حساب می آورند و گزاره اصلی شان این است که این روز تولد جنبش اصلاح طلبی در سپهر سیاست جمهوری اسلامی ایران است.

اما به نظر من هر رویکردی باید مورد نقد و ارزیابی قرار گیرد تا بودش در نسبت با جامعه و نه با خود سنجیده گردد. از این منظر باید اذعان کرد که اصلاح طلبی خود تبدیل به یک الیگارشی تنومند گردیده است و نیاز به اصلاحات جدی دارد ولی نکته ای را که من را واداشت این یادداشت کوتاه را بنویسم تمایز بین اصلاحات و اصلاح طلبی نبود؛ زیرا در این باب پیشتر نوشته بودم.

آنچه که فکر می کنم در جنبش اصلاح طلبی وجود ندارد و به دلیل فقدان آن خصیصه دچار الیگارشی و نپوتیسم (خویشاوند سالاری) گردید و امیدهای جنبش را بر باد داد «دمکرات بودن» است.

دمکرات بودن یعنی چه؟ دمکرات بودن یعنی یک منش و یک مرام و یک شیوه سلوک و این در ادبیات ایرانی از آن با مفهوم «حر بودن» یاد می کردیم. آنچه که امروز در اصلاح طلبان حرفه ای نیست خصلت حر بودن می باشد.

انسان ها در کنش هایشان و در بسترهای اجتماعی قابل فهم می گردند. آکادمی یک بستر اجتماعی است و کنشگران اصلاح طلب در بستر دانشگاه که باید یکی از مهمترین جایگاه های تمرین شهروندی باشد مانند یک قبیله رفتار می کنند و اخلاق قبیله ای با اصلاحات فاصله نوری دارد و اصلاحات واقعی زمانی در ایران ممکن خواهد بود که سیاستمداران دمکرات در سپهر آن ظهور کنند.

آنچه که امروز به نام اصلاحات به خورد جامعه داده می شود اجتماع یک قبیله است در برابر قبیله دیگر و با اخلاق قبیله ای نمی توان «مصلحت عمومی» را فهم کرد و سیاست ورزی را «ملک مشاع» مفهوم پردازی کرد. به سخن دیگر، اصلاح طلبی مرد زنده باد اصلاحات.