برخی از برزگان اهل سنت برای امام زمان کتاب ویژه نوشته اند پس کسی نمی تواند ما را متهم کند که بحث مهدویت ساخته و پرداخته تشیع است.

به گزارش پرس شیعه، متن زیر جلسه چهارم از سلسله مباحث مهدویت است که توسط حجت الاسلام سیدمحمدباقر علوی تهرانی ایراد شده است.

در جلسه قبل عرض کردیم که روایات پیرامون امام عصر از لسان پیامبر اکرم هم بوده است و اینطور نیست که پیامبر در این مورد سخنی نگفته باشند. این جلسه به روایات شیعه و بعد روایات عامه اشاره می شود.

کمتر موضوعی است که ما در مورد آن از همه ائمه حدیث داشته باشیم. یکی از این موضوعات که همه ائمه ما پیرامون آن حدیث دارند، موضوع امام زمان(عج) است.

اولین روایت را از حضرت امیرالمومنین مطرح می کنیم. «لِلْقَائِمِ مِنَّا غَیْبَهٌ أَمَدُهَا طَوِیلٌ کَأَنِّی بِالشِّیعَهِ یَجُولُونَ جَوَلَانَ النَّعَمِ فِی غَیْبَتِهِ یَطْلُبُونَ الْمَرْعَی فَلَا یَجِدُونَهُ أَلَا فَمَنْ ثَبَتَ مِنْهُمْ عَلَی دِینِهِ وَ لَمْ یَقْسُ قَلْبُهُ لِطُولِ أَمَدِ غَیْبَهِ إِمَامِهِ فَهُوَ مَعِی فِی دَرَجَتِی یَوْمَ الْقِیَامَه» یعنی برای قائم ما غیبتی است که مدّتش طولانی است. گویا شیعه را در دوران غیبت او می‌بینم که جولان می‌دهد مانند جولان چهارپایان؛ چراگاه را می‌جویند اما آن را نمی‌یابند. بدانید! هرکه [در آن دوران] در دینش استوار باشد و قلبش به‌واسطه طول غیبت امامش سخت نشود، او در روز قیامت هم‌درجه من است.

کسی که بخواهد در دوره غیبت در امنیت کامل به سر ببرد، باید بر مسئله امامت معتقد باشد که همنشین من خواهد بود. یعنی حضرت می فرماید امن و امان، ولایت حضرت مهدی در دوره غیبت است.

حدیث دوم از امام مجتبی(ع) است که بخشی از فرمایشات ایشان به افرادی که به صلح حضرت اشکال کرده بودند این است «ما منّا أحد إلاّ و یقع فی عنقه بیعه لطاغیه زمانه إلاّ القائم الّذی یصلّی روح اللّه عیسی بن مریم خلفه، فإن اللّه عزّ و جلّ یخفی ولادته، و یغیب شخصه لئلاّ یکون لأحد فی عنقه بیعه إذا خرج، ذاک التاسع من ولد أخی الحسین ابن سیّده الإماء، یطیل اللّه عمره فی غیبته» یعنی هر یک از ما ائمه ناگزیر بیعت سلطان متجاوز زمانش بگردنش می‏افتد، مگر قائمی که عیسی روح اللَّه پشت سر او نماز می گذارد. زیرا خداوند متعال ولادت او را پنهان میدارد و خودش را غائب می گرداند، تا اینکه وقتی ظهور میکند بیعتی در گردنش نباشد او نهمین امام از فرزندان برادرم حسین است. او فرزند بانوی کنیزان است خداوند عمر او را در مدت غیبتش طولانی می گرداند.

اینجا امام مجتبی یکی از حکمت های غیبت را بیان می کند، چرا ولی الله غائب است؟ برای اینکه با طواغیت معاصر مواجه نباشد که لازم نشود آنها را مثل دیگر ائمه ملاحظه کند. همه ائمه طاغوت معاصرشان را ملاحظه کردند. امام را در غیبت قرار داند تا این ملاحظه و موضوع بیعت وجود نداشته باشد.

از وجود نازنین حضرت سیدالشهدا آمده است: «منا اثنا عشر مهدیّا اولهم امیرالمومنین علی بن ابی طالب و آخرهم التاسع من ولدی و هو الامام القائم بالحق یحیی الله به الارض بعد موتها و یظهر به دین الحق علی الدین کله و لو کره المشرکون له غیبه یرتد فیها اقوام و یثبت فیها علی دین اخرون، فیوذن و یقال لهم « متی هذا الوعد ان کنتم صادقین» اما ان صابر فی غیبه علی الاذی و التکذیب بمنزله المجاهد بالسیف بین یدی رسول الله صلی الله علیه و آله»

یعنی دوازدهمین امام که نامش مهدی است از ما است که نخستین آنان علی بن ابیطالب و آخرین آنها نهمین فرزند من است که امام قائم به حق است. خداوند زمین مرده را به وسیله او زنده می کند و دین حق را بر تمام ادیان پیروز می گرداند. برای او غیبتی است که گروه هایی در آن، از دین برمی گردند و گروه‌هایی دیگر بر آئین خود استوار می مانند و در این راه آزارها می بینند، به آنها گفته می شود این وعده کی واقع خواهد شد اگر راست می گویید. آنانکه بر این آزارها و تکذیب ها صبر کنند مانند کسی هستند که شمشیر به دست گرفته در پیشاپیش رسول اکرم صلی الله علیه و آله جهاد کند.

امام زین العابدین می فرماید «إِنَّ أَهْلَ زَمَانِ غَیْبَتِهِ الْقَائِلُونَ بِإِمَامَتِهِ الْمُنْتَظِرُونَ لِظُهُورِهِ أَفْضَلُ أَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَی ذِکْرُهُ أَعْطَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ وَ الْأَفْهَامِ وَ الْمَعْرِفَهِ مَا صَارَتْ بِهِ الْغَیْبَهُ عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَهِ الْمُشَاهَدَهِ وَ جَعَلَهُمْ فِی ذَلِکَ الزَّمَانِ بِمَنْزِلَهِ الْمُجَاهِدِینَ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ ص بِالسَّیْفِ أُولَئِکَ الْمُخْلَصُونَ حَقّاً وَ شِیعَتُنَا صِدْقاً وَ الدُّعَاهُ إِلَی دِینِ اللَّهِ سِرّاً وَ جَهْراً وَ قَالَ (ع) انْتِظَارُ الْفَرَجِ مِنْ أَعْظَمِ الْفَرَج.»

یعنی مردم زمان او که معتقد به امامت وی هستند و منتظر ظهور او هستند، از مردم تمام زمانها بهترند؛ زیرا خداوند عقل و فهمی به آنها داده که غیبت در نزد آن ها حکم مشاهده را دارد! خداوند آن ها را در آن زمان مثل کسانی می‌داند که با شمشیر در پیش روی پیغمبر (علیه دشمنان دین) پیکار کرده‏اند، آن ها مخلصان حقیقی و شیعیان راستگوی ما هستند که مردم را به طور آشکار و نهان به دین خدا می‌خوانند. و هم فرمود: انتظار فرج بزرگترین فرج است .

امام باقر(ع) فرمودند «من المحتوم الذی حتمه الله قیام قائمنا، فمن شک فیما أقول لقی الله و هو به کافر.» یعنی از رخدادهایی که خداوند وقوع آن را قطعی ساخته است قیام «قائم» ماست. هر کس در آن چه می گویم تردید کند با حال کفر به خدا، او را ملاقات خواهد کرد.

امام صادق(ع) فرمودند «من اَقَرَّ بالائمهِ مِن آبائی وَ وُلدی و حَجَدَ المَهدیّ من وُلدی کان کمن اقرّ بجمیع الانبیا و جحد محمداً ـ صلّی الله علیه و آله ـ نبوته.» یعنی هر کس به امامت ائمه هدی از پدران و فرزندانم اقرار کند ولی فرزندم مهدی را انکار نماید مانند کسی است که به نبوت تمامی پیامبران اقرار کند اما نبوت محمد(ص) را انکار نماید.

اهل ایمان کارشان به جایی می رسد که امامت یازده امام را قبول می کنند ولی آنقدر غیبت امام عصر طول می کشد که به حد انکار می رسد، برخی از روایاتی که در آینده خواهیم خواهند برخی می گویند ما می دانیم که کشته شده است. اگر می بود می آمد! همه این حرف ها در روایات پیش بینی شده است. آنوقت امام صادق می فرماید اگر کسی به آن بلیه دچار شود مثل این است که نبوت همه انبیا را قوبل کرده ولی نبوت پیامبر اسلام را قبول نکرده است و کسی که نبوت پیامبر را قبول نکرده انگار نبوت همه پیامبران پیشین را قوبل نکرده است.

از امام موسی بن جعفر(ع) در ذیل آیه شریفه «وَ أَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَهً وَ باطِنَهً» فرمود «النعمه الظاهره الامام الظاهر و الباطنه الامام الغائب فقلت له: و یکون فی الائمه من یغیب؟ قال: نعم، یغیب عن أبصار الناس شخصه و لا یغیب عن قلوب المؤمنین ذکره و هو الثانی عشر منا» یعنی نعمت ظاهری امام ظاهر و نعمت باطنی امام غایب است و از ایشان پرسیدم: در امامان کسی هست که غایب شود؟ فرمودند: بله، از چشم مردم شخص او غایب می شود، ولی یاد او از دل های مردم غایب نمی شود و او دوازدهمین از ما است.

از امام رضا روایت شده است که پیغمبر فرمود «لا تقوم الساعه حتی یقوم قائم الحقّ منّا، و ذلک حین یأذن اللّه عز و جل [له]، فمن تبعه نجا، و من تخلّف عنه هلک» یعنی قیامت برپا نشود تا این که قائم بر حقّ ما، قیام کند و این قیام زمانی رخ دهد که خداوند عز و جل به او اجازه دهد. هرکه از او پیروی کند، نجات یابد و هرکه از وی تخلّف نماید، نابود شود.

از امام جواد روایت شده است «إِنَّ الْإِمَامَ بَعْدِی ابْنِی عَلِیٌّ أَمْرُهُ أَمْرِی وَ قَوْلُهُ قَوْلِی وَ طَاعَتُهُ طَاعَتِی وَ الْإِمَامُ بَعْدَهُ ابْنُهُ الْحَسَنُ أَمْرُهُ أَمْرُ أَبِیهِ وَ قَوْلُهُ قَوْلُ أَبِیهِ وَ طَاعَتُهُ طَاعَهُ أَبِیهِ ثُمَّ سَکَتَ فَقُلْتُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَمَنِ الْإِمَامُ بَعْدَ الْحَسَنِ فَبَکَی (ع) بُکَاءً شَدِیداً ثُمَّ قَالَ إِنَّ مِنْ بَعْدِ الْحَسَنِ ابْنَهُ الْقَائِمَ بِالْحَقِّ الْمُنْتَظَرَ فَقُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لِمَ سُمِّیَ الْقَائِمَ قَالَ لِأَنَّهُ یَقُومُ بَعْدَ مَوْتِ ذِکْرِهِ وَ ارْتِدَادِ أَکْثَرِ الْقَائِلِینَ بِإِمَامَتِهِ فَقُلْتُ لَهُ وَ لِمَ سُمِّیَ الْمُنْتَظَرَ قَالَ لِأَنَّ لَهُ غَیْبَهً یَکْثُرُ أَیَّامُهَا وَ یَطُولُ أَمَدُهَا فَیَنْتَظِرُ خُرُوجَهُ الْمُخْلِصُونَ وَ یُنْکِرُهُ الْمُرْتَابُونَ وَ یَسْتَهْزِئُ بِذِکْرِهِ الْجَاحِدُونَ وَ یَکْذِبُ فِیهَا الْوَقَّاتُونَ وَ یَهْلِکُ فِیهَا الْمُسْتَعْجِلُونَ وَ یَنْجُو فِیهَا الْمُسْلِمُون‏»

یعنی امام پس از من فرزندم علیّ است، دستور او دستور من و سخن او سخن من و طاعت او طاعت من است و امام پس از او فرزندش حسن است، دستور او دستور پدرش و سخن او سخن پدرش و طاعت او طاعت پدرش باشد، سپس سکوت کرد. گفتم: ای فرزند رسول خدا! امام پس از حسن کیست؟ او به شدّت گریست و سپس فرمود: پس از حسن فرزندش قائم به حقّ امام منتظر است، گفتم: ای فرزند رسول خدا! چرا او را قائم می ‏گویند؟ فرمود: زیرا او پس از آنکه یادش از بین برود و اکثر معتقدین به امامتش مرتدّ شوند قیام می ‏کند، گفتم: چرا او را منتظر می‏ گویند؟ فرمود: زیرا ایّام غیبتش زیاد شود و مدّتش طولانی گردد و مخلصان در انتظار قیامش باشند و شکّاکان انکارش کنند، و منکران یادش را استهزا کنند، و تعیین‏ کنندگان وقت ظهورش دروغ گویند، و شتاب‏ کنندگان در غیبت هلاک شوند، و تسلیم‏ شوندگان در آن نجات یابند.

از امام هادی روایت شده است: الْخَلَفُ مِنْ بَعْدِی الْحَسَنُ ابْنِی، فَکَیْفَ لَکُمْ بِالْخَلَفِ مِنْ بَعْدِ الْخَلَفِ؟ قُلْتُ: وَ لِمَ جَعَلَنِیَ اللهُ فِدَاکَ؟ قَالَ: لأَنَّکُمْ لا تَرَوْنَ شَخْصَهُ وَلا یَحِلُّ لَکُمْ ذِکْرُهُ بِاسْمِهِ قُلْتُ: فَکَیْفَ نَذْکُرُهُ؟ فَقَالَ: قُولُوا الْحُجَّهُ مِنْ آلِ مُحَمَّد» یعنی جانشین من پس از من، فرزندم حسن است. شما چگونه باشید در جانشین بعد از آن جانشین؟ عرض کردم. قربانت گردم، چرا؟ فرمود: شخص او را نبینید و بردن نام او برای شما روا نباشد. عرض کردم: پس چگونه او را ذکر کنیم؟ فرمود: بگویید حجت از آل محمد(ص).

حدیث بعدی از حضرت عسکری(ع) است که فرمود: «الحمدلله الذی لم یخرجنی من الدنیا، حتی ارانی الخلف من بعدی اشبه الناس برسول الله خلقا و خلقا بحفظه الله تبارک تعالی فی غیبته ثم یظهره فیملأ الارض عدلاً و قسطاً کما ملئت جوراً و ظلماً» یعنی ستایش خدای را که مرا از دنیا نبُرد تا جانشین پس از مرا که در آفرینش و اخلاق شبیه ترین مردم به رسول خدا است، به من نمایاند. خدای تبارک و تعالی او را در غیبتش حفظ می کند و سپس او را آشکار می نماید؛ پس زمین را از عدل و داد پُر می کند، همان طور که از ستم لبریز شده باشد.

و از فرمایشات خود حضرت ولی عصر اینگونه آمده است که طریف خادم امام این روایت را مطرح می کند. «دخلت علی صاحل الزمان (ع) فقال: علی بالصندل الاحمر فاتیته ثم قال: اتعرفنی؟ فقلت: نعم. قال: من انا؟ فقلت: انت سیدی و ابن سیدی، فقال: لیس عن هذا سالتک. قال طریف: فقلت جعلت فداک فسرلی. قال: انا خاتم الاوصیء و بی یدفع الله البلاء عن اهلی و شیعیتی.» یعنی بر حضرت صاحب الزمان (عج) وارد شدم فرمود: آن صندلی (چوب خوشبویی است) قرمز را بیاور، سپس فرمود: مرا می شناسی؟ عرض کردم: بله. فرمود: من کیستم؟ عرض کردم: شما مولای من و فرزن مولای من هستید. فرمود: از این سئوال نکردم (یعنی غرضم چیز دیگری است) طریف می گوید: عرض کردم، فدایت شوم، خودتان (مقصودتان را) بیان نمایید. فرمود: من خاتم اوصیاء هستم و خداوند متعال به واسطه من بلاء را از خاندانم و شیعیانم دور نماید. (اشاره به ظهور و حکومت حضرت و عزت سادات و شیعیان است.)

بنا بود ما بلاگردان او باشیم ولی می فرماید خدا به واسطه من بلا را از شیعیانم دور می کند. این همه هجمه علیه ایران به ثمر نرسیده است دلیلش این است که صاحب داریم. فرمودند اگر من به شما توجه نمی کردم دشمنان شما را تکه تکه می کردند.

در آن توقیعی که به افتخار شیخ مفید از سرداب مقدسه صادر شد فرمود ما همه اخبار شما را داریم و اگر ما به شما توجه نکنیم شما را تکه تکه می کنند.

لذا در جمع بندی باید گفت این تنها موضوعی است که همه ائمه ما در مورد آن روایت دارند و هر کدامشان بعدی از ابعاد امام عصر را بیان کرده اند. تعمد بنده در مورد اینکه از همه ائمه روایت، پیرامون امام عصر بیان کنم این بود که این موضوع جز معدود موضوعاتی است که از همه ائمه در مورد آن روایت داریم.

حال سوال این است که در مورد امام عصر در منابع روایی اهل سنت، خبری داریم یا نه؟

من دو کتاب معرفی می کنم که هر دو هم به فارسی ترجمه شده است. یکی کتاب «امام مهدی در منابع اهل سنت» اثر فقیه ایمانی و دیگری کتاب «طبقات راویان احادیث مهدویت از طریق اهل سنت» اثر آقای عبداللهی که کتاب ارزشمندی است. در این کتاب در انتها کتاب هایی را معرفی می کند و هم اینکه راویان را به ما معرفی می کند.

در رابطه با امام زمان در منابع عامه ما دو نوع صحبت داریم. اول اینکه یک عده از عالمان اهل سنت، کتاب در خصوص امام عصر نوشته اند. یک سری از عالمان سنی هستند که در کتاب هایشان به مناسبت از امام زمان یاد کرده اند.

کتاب «سیمای مهدویت در قرآن و حدیث» اثر آقای مردانی تقریبا ۲۴۹ اثر از آثار اهل سنت در مورد امام زمان را با سند ذکر می کند.

برخی از برزگان اهل سنت برای امام زمان کتاب ویژه نوشته اند پس کسی نمی تواند ما را متهم کند که بحث مهدویت ساخته و پرداخته تشیع است. از زمان بعثت و از عامه هم روایت وجود دارد پس ساخته و پرداخته اذهان عالمان شیعه نیست بلکه آنان مدافعین و مبلغین مهدویت هستند نه مخترعان آن. اینها تهمت و بی انصافی است. دشمن حد را باید نگه دارد.

کتاب «البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان» اثر متقی هندی صاحب کنز العمال، عالم اهل سنت است. وی در این کتاب ۲۷۰ حدیث را راجع به امام زمان ذکر می کند. کتاب «البیان فی اخبار صاحب الزمان» اثر گنجی شافعی، ۷۰ حدیث را پیرامون امام زمان جمع آوری کرده است. موضوعات این کتاب همان موضوعاتی است که در روایات شیعه وجود دارد.

لذا بحث امام عصر(عج) موضوعی تنها شیعی نیست و بحثی اسلامی بوده و در جهان اسلام مطرح است.