اسماعیلی گفت: ماه رمضان فقط ماه خودسازی نیست. ماه جامعه سازی و درمان دردهای اجتماعی و سیاسی نیز هست.

به گزارش پرس شیعه، متنی که در ادامه می آید برداشتی از کلاس شرح نهج البلاغه محسن اسماعیلی است که چهارشنبه ها در مجتمع فرهنگی سرچشمه برگزار می شود.

 نکته مهم دیگری که در نهج البلاغه مورد تأکید حضرت امیر سلام الله علیه قرار گرفته است، اثر طبیعی و تردیدناپذیر اجتماع و الفت یا تفرقه و عداوت در سرنوشت ملت ها است. غالباً توصیه به اجتماع و الفت را یک توصیه اخلاقی و حداکثر مستحب! تلقی می کنند که اگر باشد بهتر است و می تواند به رشد و موفقیت سریع تر ما کمک کند.

اما حقیقت غیر از این است. اجتماع و الفت یک ضرورت اجتناب ناپذیر است که سرنوشت دین و جامعه دینی را رقم می زند. خاصیت با هم بودن یک ملتْ، تولید قدرت و پیروزی آنان است؛ حتی اگر اهل باطل باشند و اهداف نادرستی در سر پرورانده باشند؛ همان گونه که نتیجه محتوم پراکندگی و درگیری داخلی یک ملت، ضعف و شکست است؛ حتی اگر اهل حق  بوده باشند.

این، یک سنت الهی و قانونی از قوانین هستی است که تبدیل ناپذیر هم هست. از این رو، علی علیه السلام به صورت مکرر و موکد همگان را به مطالعه دقیق تاریخ گذشتگان و عبرت گرفتن از سرنوشت آنان سفارش کرده است؛ از جمله در خطبه قاصعه فرموده است: حالات آنها را در خوبی‏ها و سختی‏ها همواره به یاد آرید تا مبادا شما هم مانند آنان باشید. پس به سراغ کارهایی روید که موجب عزت و اقتدار آنان شد، دشمنان را از آنان دور نموده، عافیت و سلامت‏ به آن‏ها روی آورد، نعمت را در اختیارشان ‏قرار داد، و کرامت و شخصیت ‏باعث پیوند اجتماعی آنان شد؛ یعنی از تفرقه و پراکندگی ‏اجتناب ورزیدند و بر الفت و همگامی همت گماشتند، و یکدیگر را به آن توصیه و تحریص ‏نمودند.

همچنین از هر کاری که ستون فقرات آن‏ها را در هم شکست و قدرت‏شان را سست کرد اجتناب ورزید؛ یعنی از کینه‏های درونی، بخل و حسادت و پشت کردن به یکدیگر و ایجاد فتور و سستی‏ بین جامعه سخت دوری گزینید.

مقصود امام این است که تاثیر همگامی و همدلی یا عدم آن بر اعتلا یا انحطاط ملت ها قانونی همیشگی و همگانی است. خداوند با هیچ ملتی عقد اخوت نبسته است و سرنوشت هر ملت در گرو نحوه رفتار خود اوست. حتی ملت های مومن نیز نباید خود را از این قاعده مستثنا بدانند. برای همین است که در ادامه به طور خاص به تشریح سرنوشت امت های مومن می پردازد و می فرماید: « بنگرید چگونه بودند زمانی که اجتماعشان متّحد، خواسته هایش متّفق، دلها معتدل و مناسب، دستها پیشتیبان هم، و شمشیرها مددکار یکدیگر، چشم دلشان نافذ، و تصمیم هایشان یکی بود! آیا با این اوصاف آقای سراسر زمین نبودند، و بر جهانیان حکومت نمی کردند؟

اما از طرف دیگر به پایان کارشان هم نظر کنید که به کجا رسیدند؛ زمانی که بینشان جدایی افتاد، الفتشان به پراکندگی تبدیل شد، وحدت کلمه و دلهایشان به اختلاف بدل شد، دسته دسته شده، و به جنگ با هم برخاستند. خداوند لباس کرامت را از وجودشان به در آورد، و نعمت فراوانش را از آنان گرفت، و داستان زندگی آنان در بین شما به عنوان درس عبرتی برای عبرت گیرندگان شما باقی ماند.»

حضرت سپس نمونه هایی از سرنوشت پیروان پیامبران پیشین را یادآوری می کند و هشدار می دهد که: سرگذشت ملت ها یکسان، و صفات و افعالشان شبیه به یکدیگر است! حتی امت پیامبر خاتم که دوباره اجتماع و الفت را به اهل ایمان بازگرداند و در نتیجه اقتدار و عزت از دست رفته را بازیافتند. اما افسوس که ملت ها دچار غفلت و اشتباه می شوند و از تجربه های تلخ گذشته درس نمی گیرند. امام خطاب به امت پیامبر به گرفتار شدن دوباره آنان در دام تفرقه و دشمنی اشاره کرده و فرموده اند: « شما دست از ریسمان اطاعت خدا کشیدید و با احیای احکام جاهلیّت دژ محکم الهی را که گرداگرد شما بود در هم شکستید. خداوند سبحان بر این امّت منّت نهاده و پیوند الفت و اتحاد را میان آنان برقرار ساخته، الفتی که در سایه آن در نهایت امنیّت رفت و آمد کنند و در کنف حمایت آن قرار گیرند؛ نعمتی که هیچ کس از مردم نمی تواند بهایی برای آن بشناسد، زیرا از هر بهایی برتر و از هر چیز با ارزشی پرارزش تر است.

شما بعد از هجرت به سوی اسلام، به خوی اعراب بادیه نشین قبل از اسلام بازگشتید و بعد از دوستی و محبّت رشته الفت را گسستید و به صورت گروه های پراکنده درآمدید. از اسلام تنها به نامش قناعت کردید و از ایمان جز ظاهرش را نمی شناسید.»

به راستی که همین گونه است. مردمی که قدر موقعیت خود را ندانند و برخلاف آن همه امر به اجتماع و الفت یا نهی از تفرقه و عداوت باز هم به جان یکدیگر بیفتند، از اسلام جر نام و نشانی ندارند.

امام علی علیه السلام در خطبه های دیگری نشانه های همین سنت قطعی را در سرنوشت مردم مسلمان در سال های پس از پیامبر نشان داده و پیامدهای آن را نیز پیش بینی کرده است. برای مثال، می فرماید: علت تسلط بنی امیه بر مردم آن بود که الفت مسلمانان به جدایی تبدیل شد و همین باعث شد که چنان کسانی به قدرت برسند و تکیه بر جای رسول خدا بزنند:« افْتَرَقُوا بَعْدَ أُلْفَتِهِمْ وَ تَشَتَّتُوا عَنْ أَصْلِهِمْ«.

در آخر این خطبه نیز حضرت بار دیگر گلایه های خویش از آن مردم نامرد را تکرار کرده و عامل شکست را برای آنان چنین بازگو می کند:« ‏ای مردم! اگر دست از حمایت ‏یکدیگر در یاری حق بر نمی‏داشتید و برای تضعیف و زبون‏ ساختن باطل سستی نمی‏کردید، هیچگاه آنان که در حدّ شما نیستند در نابودی شما طمع نمی‏ورزیدند، و هیچ قدرتی بر شما غلبه پیدا نمی‏کرد. اما همچون بنی اسرائیل در حیرت ‏و سرگردانی قرار گرفتید.«

از دیدگاه امام، حتی اجتماع ظاهری و الفت مقطعی نیز تأثیر خود را دارد و موجب پیروزی بی دینان بر دینداران متفرق می شود؛ چنانکه خطاب به پیروان سست عنصر خود می فرمود:« آگاه باشید، سوگند به کسی که جان من در قبضه قدرت اوست، که این قوم بر شما غلبه خواهند کرد. غلبه و پیروزی آنان بر شما، نه از آن جهت است که از شما بر حق ترند، بلکه از آن روی که در یاری فرمانروای خود، با آنکه بر باطل است، شتاب می ورزند و شما در اجرای فرمان من، با آنکه بر حقم، درنگ  می کنید.»

این پیش بینی البته به وقوع پیوست. سید رضی نقل می کند که معاویه و یارانش یکی پس از دیگری کارگزاران امام را شکست دادند. وقتی اخبار پی در پی مبنی بر موفقیت یاران معاویه و تسلط آنان بر بخش های مختلف قلمرو حکومت اسلامی به امام رسید، خطاب به مردم گفت:« سوگند بخدا می دانستم که اینها بزودی بر شما مسلط خواهند شد.» چرا؟ «بِاجْتِماعِهمْ عَلَی بَاطِلِهمْ، وَتَفَرُّقِکُمْ عَنْ حَقِّکُمْ»؛ زیرا آنان در یاری از باطلشان متحدند، و شما در راه حق متفرقید.

اینک که در ماه خدا قرار گرفته ایم یادآوری این نکته ضروری است که ماه رمضان فقط ماه خودسازی نیست. ماه جامعه سازی و درمان دردهای اجتماعی و سیاسی نیز هست. دعاهای این ماه بیش از اینکه ناظر به نیازهای فردی باشد، چاره جویی برای دردهای اجتماعی است. روزه دار واقعی باید به فکر همه فقرا، اسرا، بدهکاران، بیماران و گرفتاران باشد و پس از هر نماز دعا کند که :« اللَّهُمَّ أَصْلِحْ کُلَّ فَاسِدٍ مِنْ أُمُورِ الْمُسْلِمِینَ«.

بخش زیادی از توصیه های پیامبر در خطبه شعبانیه راجع به دردهای اجتماعی است و می خواهد که همدلی و همدردی را به ما یاد دهد تا ان شاءالله در اثر اجتماع و الفتی که پیدا می کنیم مجد و اقتدار خود را حفظ نماییم.