آیت الله علوی بروجردی گفت: مسئولیتی که سید الشهدا (ع) از آن سخن می‌گوید مسئولیت انسان مؤمن در جامعه اسلامی است. منظور از انسان مؤمن هم انسان نماز شب‌ خوان نیست، بلکه انسانی است که مسئولیت اجتماعی دارد. این مسئولیت بر دوش تمام انسان‌ هایی است که اظهار ایمان و اسلام می‌کنند و در چنین شرایطی باید حرکت و قیام کنند.

به گزارش پرس شیعه؛ آیت الله علوی بروجردی در دیدار پاسداران و بسیجیان شرکت کننده در دوره تربیت و تعالی با اشاره به این که در آستانه ولادت باسعادت سیدالشهدا (علیه السلام) و بزرگانی هستیم که در رکاب حضرتش بودند؛ امام علی بن الحسین (علیه السلام)، حضرت ابوالفضل (علیه السلام) و حضرت علی اکبر (علیه السلام). قرارداریم اظهارداشت: واقعه عاشورا جلوه‌ای دارد که نمی‌شود کسی نام امام حسین (علیه السلام) را بشنود و از عاشورا یاد نکند. زندگی سیدالشهدا و دوران امامت ایشان ده سال به درازا کشیده و تمام این مدت را، امام در حال قیام نبوده‌اند و قیام در سال آخر زندگی ایشان واقع شده، و در نُه سال قبل آن، روش امام همان روشی بوده است که امام حسن مجتبی (علیه السلام) در پیش گرفته بودند. قیام در سال آخر زندگی ایشان واقع شده است. یعنی امام بر اساس وظیفه خود عمل می‌کنند و برای حفظ معالم وحی و اساس دین به هر صورتی که مصلحت اقتضا کند قدم برمی‌دارند، اما وقتی یزید بن معاویه به خلافت رسید این مصلحت اقتضا کرد که سیدالشهدا حرکت و قیام کند؛ آن هم قیام خونینی که اگرچه به‌ظاهر به شکست انجامید (یعنی در ظاهر امام و همه کسانی که با امام بودند کشته شدند و زن و بچه امام اسیر شدند) اما واقع مطلب این است که این قیام بنی‌امیه را که بر تمام مناطق اسلامی حاکم بودند ساقط کرد. یعنی به فاصله کوتاهی طومار بنی‌امیه بسته شد. این قیام ریشه بنی‌امیه را سوزاند. لذا یکی از بازرسان ویژه و خبرنگارانی که یزید به کربلا فرستاد تا در آنجا حضور داشته باشد، بعد از واقعه به وی گزارش داد که تو در صحنه کربلا و در مصاف با سیدالشهدا شکست خوردی. یزید گفت: چگونه می‌گویی که من شکست خورده‌ام؟ گفت: به این دلیل که روز عاشورا وقتی سیدالشهدا قنداق بچه خردسال را به دست گرفته بود می‌گفت من با شما جنگ دارم و شما هم با من جنگ دارید. در جاهلیت عرب هم با هم جنگ داشتند اما در همان جاهلیت عرب هم طفل مستثنای از جنگ بود. حال آنکه علی اصغر از تشنگی تلظی می‌کرد: «اما ترونه کیف یتلظی عطشا». امام خطاب به این مردم می‌فرمایند: «یتلظی عطشا»؛ یعنی به او آب بدهید یا ندهید فرقی نمی‌کند. چون در حالت تلظی است. مع ذلک آب ندادند و من دیدم وقتی سیدالشهدا در حال سخن‌گفتن با لشکریان تو است، لشکریانت در ظاهر در مقابل حسین ایستادند اما سرهایشان پایین بود و اشک در چشمانشان جمع شده بود و همه به حالت حسین گریه می‌کردند. این شکست تو بود. حسین می‌خواست بر لشگریان تو تأثیر بگذارد. این کار را هم کرد و همه اینها را تحت تأثیر قرار داد. تیر سه‌شعبه‌ای که به این طفل معصوم زدند، پیام‌رسانی حسین را تشدید کرد. این گزارشی بود که به یزید دادند و این واقعیت ژرفی است. سیدالشهدا (علیه السلام) ریشه دودمان ظلم را سوزاند و از بین برد.

انگیزه امام حسین (علیه السلام) در قیام علیه یزید

اما نکته‌ای که می‌خواهم خدمت شما عرض کنم این است که افراد مختلفی از امام پرسیدند: شما که در دوران امامت امام مجتبی (علیه السلام) با معاویه تعامل و زندگی می‌کردید و نُه سال هم در دوران امامت خودتان معاویه را تحمل کردید، چه شد که وقتی یزید به خلافت رسید قیام کردید؟ این کلام امام مثل گوهری در پیشانی حادثه کربلا می‌درخشد: «أَلَا تَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لَایعْمَلُ بِهِ، وَأَنَّ الْبَاطِلَ لَایتَنَاهَی عَنْهُ!؟ لِیرْغَبِ الْمُؤْمِنُ فِی لِقَآءِ اللَهِ مُحِقًّا؛ فَإنِّی لَاأَرَی الْمَوْتَ إلَّا سَعَاده، وَلَا الْحَیوه مَعَ الظَّالِمِینَ إلَّا بَرَماً». آیا چشم ندارید و نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌شود و ارزش‌ها پایمال شده است. آیا نمی‌بینید کسی از باطل رویگردان نیست و ضدارزش‌ها جای ارزش‌ها را گرفته است. در چنین شرایطی «لِیرْغَبِ الْمُؤْمِنُ فِی لِقَآءِ اللَهِ مُحِقًّا»، انسان مؤمن جان خودش را در کف دست می‌گذارد و حرکت می‌کند. امام نمی‌فرماید «لیرغب الحسین»، بلکه می‌فرماید «لیرغب المؤمن»، هر انسان مؤمنی در این شرایط وظیفه دارد حرکت کند و فریاد بزند. این جان کلام سیدالشهدا است که علت حرکت خود را تشریح می‌کند. از این بیان چه می‌فهمیم؟ بیان سیدالشهدا ناظر به این است که انسان مؤمن، که به تصریح قرآن و اسلام، مسئولیت اجتماعی دارد و در قبال دیگران و جامعه مورد سؤال واقع می‌شود نمی‌تواند ساکت بنشیند. امام در اینجا نمی‌فرماید «مسئول عن رعیته»؛ چراکه رعیت یعنی زیردست‌ها و کسانی که تحت لوای انسان هستند. امام در اینجا مسئولیت انسان مؤمن را بالا می‌برد و می‌گوید انسان مؤمن در قبال همه رویدادهای اجتماعی پیرامونش، مسئولیت دارد، و این مسئولیت فعلیت پیدا می‌کند. یعنی به جایی می‌رسد که انسان باید در راه این مسئولیت برانگیخته شود. وقتی ارزش‌ها و حق در جامعه کم‌رنگ شود و باطل و ضدارزش جای ارزش را بگیرد، انسان مسئول نمی‌تواند ساکت بنشیند و در خانه بماند و بگوید من خودم و خانه خودم را اداره می‌کنم و این مسائل به من ربطی ندارد. امام می‌فرمایند همه اینها به ما ربط دارد. این وظیفه هر انسانی است که در برابر حاکم ضدارزش بایستد و برای احیای ارزش از دست رفته تلاش کند. در چنین صورتی اجتماع زنده می‌ماند.‌ بنابراین، بار مسئولیت انسان مؤمن اقتضا می‌کند که یاد بگیرد ارزش و ضدارزش کدام است، و در راه اقامه این ارزش‌ها در جامعه حرکت کند. در چنین صورتی جامعه اسلامی زنده می‌ماند و پویا می‌شود. مسئولیتی که سیدالشهدا (علیه السلام) از آن سخن می‌گوید مسئولیت انسان مؤمن در جامعه اسلامی است. منظور از انسان مؤمن هم انسان نمازشب‌خوان نیست، بلکه انسانی است که مسئولیت اجتماعی دارد. این مسئولیت بر دوش تمام انسان‌هایی است که اظهار ایمان و اسلام می‌کنند و در چنین شرایطی باید حرکت و قیام کنند.

مسئولیت اجتماعی مؤمنان

مسائلی که امروز در گوشه و کنار دنیای اسلام می‌گذرد نمی‌تواند به ما مرتبط نباشد. مثلاً همین عزیزانی که امروز در سوریه به شهادت رسیدند، چه برادران ایرانی و چه غیرایرانی، مدافعان حرم اهل بیت (علیه السلام) و حرم زینب کبری (علیه السلام) هستند. در این مدت دیده‌ایم که این دشمنان به نام اسلام چه حرکت‌های ضداسلامی انجام دادند و به نام اسلام از جهاد اسلامی دم زدند، حال آنکه در این جهاد اسلامی بمب به کمرشان می‌بندند و زن و بچه مردم را به هوا می‌فرستند. اینها کارهایی است که حتی در جاهلیت هم نبود. اینها به خیال خودشان جهاد اسلامی را به عنوان یک ارزش احیا کرده‌اند. حال آنکه دیدیم اینها با حرم‌های اهل بیت و مزار حجر بن عدی چه کردند. چرا به مقبره حجر بن عدی حمله کردند و مزارش را مورد تاخت و تاز قرار دادند؟ زیرا حجر بن عدی تا آخر عمرش از حق و علی (علیه السلام) دفاع کرد. خود علی (علیه السلام) پیش‌بینی کرده بود و به او گفته بود که بعد از من بلاهای فراوانی بر سر تو می‌آورند و تو را وادار می‌کنند که از من تبرا بجویی و اظهار بیزاری کنی. اگر به زبان اظهار بیزاری کنی اشکال ندارد، اما دلت از من جدا نباشد. چون اگر دل از علی جدا باشد از حق جدا شده است و دلی که از حق جدا باشد دیگر در مسیر هدایت قرار ندارد. اما وقتی حجر بن عدی را مجبور کردند از علی (علیه السلام) تبرا بجوید و بدگویی کند حتی به زبان هم حاضر نشد. این است حرکت برای حق. حتی پسر حجر هم که همراه او بود، مثل خود حجر، حاضر به تبرا نشد:

طفل ما از عشق کی بیگانه است بچه پروانه هم پروانه است

به حجر بن عدی رو کردند و گفتند: اول تو را بکشیم یا پسرت را؟ پسرش جوان رشیدی بود و مرگ جوان به هر حال برای انسان ناگوار است،‌ با این حال گفت: اول جوانم را بکشید و بعد مرا. جلاد گفت: چرا؟ گفت: می‌خواهم در راه حق و راه علی داغ جوان ببینم و کشته شوم. این عشق به علی (علیه السلام) است. عشق به علی (علیه السلام) است که سبب می‌شود بعد از ۱۴۰۰ سال که حجر بن عدی داخل گور خفته، باز هم جنازه‌اش را این طرف و آن طرف ببرند. باز هم در راه عشق علی (علیه السلام) هزینه می‌دهد. این توفیقی است که نصیب هر کسی نمی‌شود. امثال حجر بن عدی هستند که واقعاً اقامه حق می‌کنند و با وجود اینکه حضرت به او اجازه داده بود با زبان تبرا بجوید همین کار را هم نکرد. اینها ارزش است. لذا داعشیان می‌خواهند همین ارزش‌ها را بکوبند. خیال می‌کنند اگر مزار را از بین ببرند آن ارزش را کوبیده‌اند، حال آنکه با این کار این ارزش را برجسته می‌کنند. آیا ائمه بقیع که مزار ندارند نام و نشانشان گم شد؟ کسانی که به حج مشرف شده‌اند دیده‌اند که در گذشته اجازه می‌دادند تا نزدیک قبور ائمه (علیه السلام) برویم اما اکنون نمی‌گذارند و فاصله‌ای وجود دارد. این فاصله همیشه پر از جمعیت است. در اطراف مزار ام‌البنین نیز همیشه جمعیت است. زیرا وقتی می‌خواستند به او خبر بدهند که عباست چه شده است، گفت از حسین چه خبر. یعنی اولاد برایش مهم نبود و دنبال حق و فضیلت بود. این چیزی است که باعث ماندگاری سیدالشهدا شده است.

عزیزانی که کشته می‌شوند باید بدانند که شهادت ارث ما و ارث اهل بیت (علیه السلام) است. آیا این مکتب با شهادت امیرالمؤمنین (علیه السلام) از بین رفت یا زنده‌تر شد و باقی ماند؟ لذا این فرمایش سیدالشهدا که هر انسانی در قبال حوادث پیرامونش مسئولیت دارد بسیار ارزشمند است. اگر ظلمی اتفاق می‌افتد باید به آن توجه داشته باشد. باید حق و باطل را بفهمد و به اقامه باطل حساسیت نشان دهد و برای اقامه حق بکوشد. این مسئولیت اجتماعی انسان مسلمان است. این را سیدالشهدا نه با سخن، بلکه با عمل نشان داد. لذا این صحنه عاشورا نمایشی است برای تمام قرون و اعصار. مرحوم آقای مطهری در کتابش می‌گوید ماجرای عاشورا چنان است که گویی تمام صحنه‌هایش را از پیش نوشته‌اند و آن‌قدر زیبا و بجا اجرا شده که هر کدامش به نحوی پیامی دارد. مواجهه امام حسین (علیه السلام) با ابوالفضل العباس، حرکت ابوالفضل در میان شط، رفتن علی اکبر به میدان، حرکت امام سجاد (علیه السلام) بعد از پدر، حرکت زینب کبری (علیه السلام) و … . اینها برجسته است و این صحنه‌ها در طول تاریخ می‌درخشد. نه‌تنها می‌درخشد، بلکه کسانی که می‌خواستند عاشورا و روضه را از بین ببرند خودشان از بین رفتند. عاشورا از بین نرفت. اصلاً این عاشورا است که ما را نگه می‌دارد. ما با عاشورا زنده‌ایم. عاشورا ما را حفظ می‌کند. چون این حرکت بسیار قدرتمند است.

امیدوارم ان‌شاء‌الله خداوند عالم ما را روز به روز با مسئولیت‌های اجتماعی‌مان آشناتر کند؛ و امیدوارم شما عزیزانی که سوگند خورده‌اید در این لباس رهرو این راه باشید دقیقاً به مسئولیت‌های بسیار سنگین خودتان متوجه باشید و به آن عمل کنید و پیروی از راه امام حسین (علیه السلام) را در عمل نشان دهید. چنان عمل کنید که علی بن ابی طالب را به یاد مردم بیاورید و در این راه قولاً و عملاً برای مردم حجت باشید. این رسالتی است که سیدالشهدا بر دوش ما گذاشته است. امیدوارم خداوند برکات وجودی سیدالشهدا را، که وسیع و سنگین است، شامل حال همه شما عزیزان و همه کسانی کند که در این مسیر جان داد‌ه‌اند و می‌دهند. کاش عزیزانی که داوطلبانه برای دفاع از حرم زینب کبری (علیه السلام) می‌روند آن زمان بودند و از خود زینب کبری (علیه السلام) و سیدالشهدا (علیه السلام) دفاع می‌کردند. خداوند عزیزانی را که جان دادند و به شهادت رسیدند و معلمانی را که این راه را به ما نشان دادند و ما را با مسئولیت‌های خودمان آشنا کردند و نیز همه شما عزیزان و امام راحل و مقام معظم رهبری را عائد و واصل بفرماید.