حجت الاسلام حدادپور گفت: اگر ایمان داشته باشیم که خالق دین اسلام حکیم مطلق است هیچ گاه در پذیرش آن دچار تردید نمی شویم، عده ای در جریان کربلا راه را از بیراه تشخیص ندادند و دچار تردید، غفلت و ضلالت شدند و در نهایت امام خویش را تنها گذاشتند.

به گزارش پرس شیعه به نقل ارز رسا، حجت الاسلام محمدرضا حداد پور، کارشناس مذهبی و استاد دانشگاه، در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری رسا در اصفهان، در رابطه با آزادی انسان در انتخاب حق و باطل و تشخیص راه از بیراهه، گفت: یکی از نورانی ترین و محافظ ترین آیات قرآن “آیت الکرسی” است، در قسمتی از آیت الکرسی آمده است “لا اکراه فی الدین” که بسیاری آن را به غلط تفسیر کرده اند.

وی ادامه داد: ترجمه این آیه این است که در دین اکراهی وجود ندارد ولی به اشتباه آن را به این گونه تفسیر کرده اند که در دین اجباری وجود ندارد در حالی که اکراه با اجبار فرق دارد، اصلا دین جبر بردار نیست، اگر در دین جبر بود بهشت و جهنم معنا و جایگاهی نداشت.

کارشناس مسائل مذهبی، افزود: وقتی که می خواهیم چیزی را انجام دهیم ولی در حال حاضر انجام آن مطابق طبع نباشد اکراه است، هیچ حکمی از دین وجود ندارد که موقع پیاده کردن آن حکم از آن بدمان بیاید، اگر به خدای متعال ایمان داشته باشیم و بدانیم که خالق دین اسلام حکیم مطلق است هیچ گاه در پذیرش آن دچار شک نمی شویم.

حجت الاسلام حدادپور، اظهار داشت: کسانی که اکراه را به معنای اجبار ترجمه کرده اند اعتقاد دارند که می توان مسلمان بود ولی نماز نخواند چون در اجرای دین اجبار وجود ندارد و می توان دین را انتخاب گزینشی کرد، ولایت امیرمومنان(ع) و اهل بیت(ع) هم جزء همین موارد گزینشی است که می توان آن را انتخاب کرد و می توان انتخاب نکرد.

وی در ادامه گفت: در حال حاضر ولایت حضرت علی(ع) را خیلی راحت تر از ولایت فقیه می توانند زیر سوال ببرند چون ولایت امیرمومنان(ع) به خود دین باز می گردد، شبکه های زیادی در مورد نقد ولایت حضرت علی(ع) وجود دارد.

استاد دانشگاه ابراز داشت: در آیه “قد تبین الرشد من الغی” یعنی راه از بیراه مشخص شده است، و هیچ کس نمی تواند ادعا کند که من نمی دانم راه حق کدام و باطل کدام است.

حجت الاسلام حداد پور توضیح داد: عده ای در جریان کربلا راه را از بیراه تشخیص ندادند و دچار غفلت و ضلالت شدند و در نهایت امام خویش را تنها گذاشتند که عدم همراهی آنان از زبان خودشان دلایل مختلف داشته است، عده زیادی از کسانی که به امام حسین(ع) نامه نوشتند ولی به آن پایبند نبودند کسانی بودند که می خواستند کوفه همیشه پایتخت بماند و اسمشان در صدر نامه نویس های تاریخ باشد.

وی در ادامه تصریح کرد: عده ای دیگر منتظر معجزه بودند و فکر می کردند سیدالشهدا(ع) همه چیز را با معجزه حل می کند از این رو ایشان را همراهی کردند ولی وقتی دیدند چنین نشد امام حسین(ع) را رها کردند، عده ای هم فکر می کردند همه چیز با دموکراسی حل خواهد شد ولی وقتی چنین نشد امام(ع) را رها کردند، عده ای هم می گفتند حرف های سیدالشهدا(ع) هیچ بویی از امید نداشت و می فرمودند می رویم تا کشته شویم.

کارشناس مسائل مذهبی در پایان گفت: زمانی که امام حسین(ع) از مکه حرکت کردند لشکر انبوهی همراهی شان می کرد ولی به مرور و منزل به منزل از تعدادشان کاسته شد و به بیراهه رفتند، سیدالشهدا(ع) یک ولادت داشت اما سه بار شهید شد، ولادت ایشان سوم شعبان بود، شهادت اولشان شهادت تنشان به دست امویان بود، شهادت دومشان شهادت نام و رسمشان توسط عباسیان بود و شهادت سومشان شهادت هدفشان است که توسط منبریان و تریبون داران شیعه انجام می شود که باید توجه و عنایت بیشتری نسبت به این قضیه صورت بگیرد.