باید پیوندمان با امام حسین (ع) را حفظ کنیم تا خودمان حفظ شویم. عاشورا همه چیز شیعه است. همه حرکت‌ها و نهضت‌هایی که تاکنون شده، از جمله انقلاب اسلامی ایران و مشروطه، به برکت عاشورا و سیدالشهدا (ع) است، حضرت به ما بیداری، آزادی، آزادگی و فهم داد. باید قدر این نعمت‌ها را بدانیم.

به گزارش پرس شیعه؛ آیت الله علوی بروجردی در جمع طلاب و فضلای حوزه با اشاره به ایام ولادت وجود مقدس سیدالشهدا(ع) گفت: در ایام ولادت با سعادت امام حسین ع هستیم، ولادتی که با آن نه‌تنها چشم رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) و فاطمه زهرا (علیه السلام) و امیرالمؤمنین (علیه السلام) بلکه چشم عالم روشن شد. طبق آنچه در روایات آمده هجمه‌ای که در خانه حضرت صدیقه (سلام الله علیها)شد و تبریکی که از ناحیه فرشتگان و ملائکه به حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) گفته شد خیلی عجیب و غریب است. اما همه این فرشتگانی که خدمت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) شرف‌یاب شدند و تبریک گفتند، تسلیت هم گفتند. یعنی ولادت حضرت همان‌طور که موجی از خوشحالی در بین اهل خانه و دوستداران اهل بیت (علیه السلام) ایجاد کرد سبب تأثر نیز شد. چون رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) به مجرد اینکه این طفل را در آغوش گرفتند جاهای خاصی از بدنش را، مثل زیر گلو، بوسیدند و گریه ‌کردند که حساسیت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)را برانگیخت. همچنین، در روایات داریم که فاطمه زهرا (سلام الله علیها)به پدر بزرگوارشان می‌فرمودند حرکت بچه‌ای که در شکم من است، برای من حزن‌آلود است. امیرالمؤمنین (علیه السلام) هم وقتی این نوزاد را در آغوش گرفتند، جاهایی مثل زیر گلو و سینه را بوسیدند. حتی انگشت دست نوزاد را بالا آوردند و بوسیدند. صدیقه کبری (سلام الله علیها) تا حدودی به وقایع عالِم است، اما وجود مقدس امیرالمؤمنین (علیه السلام) وقتی نوزاد دیگرشان حضرت ابوالفضل (سلام الله علیها)را، که ولادتشان در همین شعبان واقع شده، بغل کردند به‌شدت گریه کردند و دست‌هایش را بالا آوردند و بوسیدند. ‌ام‌البنین باتعجب از ایشان می‌پرسد: چه شده است؟ آیا نوزاد نقصی دارد که دست‌هایش را می‌بینید و گریه می‌کنید؟

*عظمت امام حسین (علیه السلام)

ما نمی‌توانیم شخصیت امام حسین (علیه السلام) را به‌خوبی عرضه کنیم یا بگوییم سیدالشهدا (علیه السلام) چقدر بزرگ است. هر مقدار هم که ما بگوییم کم گفته‌ایم. قصه‌ای را من قبلاً از آقای مرحوم خوانساری نقل کرده‌ام. به ایشان عرض کردند: چرا شما بعد از اذان و اقامه چند قدم جلو می‌روید و چیزی می‌گویید و نماز را شروع می‌کنید؟ چه چیزی می‌گویید؟ ایشان پاسخی نمی‌دادند تا اینکه در نهایت فرمودند: می‌گویم السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (علیه السلام). از ایشان پرسیدند: آیا این روایتی دارد و در جایی وارد شده است؟ ایشان فرمودند: نه. گفتند: پس چرا می‌گویید؟ فرمودند همین نماز هم که مانده است از حسین (علیه السلام) مانده؛ اگر حسین نبود نماز هم نمی‌ماند.

سیدالشهدا گلی است در خلقت، و لذا بعضی از بزرگان ما از استادانشان و از شاگردان مرحوم آخوند نقل می‌کردند که آخوند را در خواب دیده بودند. البته من اهل نقل خواب نیستم اما این را استاد بزرگی که خداوند سلامتش بدارد از قول برخی استادان و آنها نیز از شاگردان آخوند نقل می‌کردند که آخوند را در خواب دیدند و به ایشان گفتند شما که عظمتی چنین و چنان دارید آیا کار باقی‌مانده‌ای در این دنیا دارید که بخواهید برگردید و دنیا برای آن کار لنگ باشد. آخوند خراسانی، با آن همه عظمتی که دارد و صاحب کفایه است و در ماجرای مشروطه نقش داشته، فرموده بودند: بله. من آرزو دارم به دنیا برگردم و در مجالس عزای سیدالشهدا (علیه السلام) بیشتر شرکت کنم. من در آن دنیا فهمیدم حسین (علیه السلام) یعنی چه و چه اعتباری دارد.

*مقام امام حسین (علیه السلام) نزد سایر ائمه (علیهم السلام)

این اعتبار پیش همه ائمه (علیه السلام) هست. مثلاً امام باقر (علیه السلام) در منا نشستند و برای عزای سیدالشهدا (علیه السلام) مجلس گرفتند. نوعی خضوع در برابر امام حسین (علیه السلام) در تمام ائمه (علیه السلام) وجود دارد. این مسئله را در امام صادق (علیه السلام)، امام رضا (علیه السلام)، وجود مقدس آقا حجت بن الحسن (علیه السلام)، و برادر بزرگوار امام حسین (علیه السلام)، یعنی امام حسن مجتبی (علیه السلام) می‌بینیم. «لایومک یومک یا ابا عبدالله» کلام ایشان است. خود امیرالمؤمنین (علیه السلام) و فاطمه زهرا (سلام الله علیها) احساس خاصی درباره امام حسین (علیه السلام) دارند. لذا در روایات داریم که یکی از فضیلت‌هایی که کربلا دارد، این است که: «الکعبه یزار ولایزور». همه کعبه را زیارت می‌کنند اما کعبه جایی نمی‌رود. اگر روایاتی را که درباره زیارت انبیا و ملائکه است نگاه کنیم می‌بینیم که همه انبیا، حتی وجود مقدس خاتم، هم به زیارت سیدالشهدا (علیه السلام) در کربلا می‌آیند، اما در جایی نداریم که امام حسین (علیه السلام) به زیارت کسی برود. فاطمه زهرا (س)، علی مرتضی (علیه السلام)، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) و همه ائمه (علیه السلام) به زیارت امام حسین (علیه السلام) می‌آیند. این نشانه عظمت آن حضرت است. خداوند خاکی را که پیکر مقدس امام حسین (علیه السلام) را در بر گرفته، شفا قرار داده است. وجود مقدس امام هادی (علیه السلام) مریض شده بودند. یکی از اصحاب گفت: من خدمت آقا رفتم و دیدم که ایشان مریض شده‌اند. آقا فرمودند: اگر می‌توانی خودت یا کسی را بفرست که به کربلا، زیارت جدم، برود و آنجا تحت قبه سیدالشهدا برای من دعا کند. عرض کردم: آقا شما خودتان امام هستید. اگر برای خودتان دعا کنید خوب می‌شوید. امام هادی (علیه السلام) فرمودند: استجابت دعا دست ما نیست بلکه دست خداوند متعال است. وخداوند استجابت دعا را تحت قبه او مستجات می کند. این امتیازی است که خداوند به حسین (علیه السلام) داده است. شفا در تربت او است. خاک او طوطیای چشم همه انبیا و اولیا شده است. این مقام و شأنی است که خداوند به سیدالشهدا (علیه السلام) داده است.

*اهمیت احترام و ارادت به امام حسین (علیه السلام)

بکوشید در طول عمر راهتان از سیدالشهدا (علیه السلام) جدا نشوید. کوچک‌ترین فرصتی که پیش می‌آید و می‌توانید به بساط سیدالشهدا (علیه السلام) خدمت کنید. بزرگانی از مراجع بودند که به خدمت‌گزاری در مجلس سیدالشهدا (علیه السلام) افتخار می‌کردند. خود مرحوم آیت الله بروجردی، که مرجع تقلید بودند نه از خاک قبر سیدالشهدا، بلکه از گل روی پای یکی از عزاداران سیدالشهدا، شفا می‌گیرد و تا آخر عمر عینک نمی‌زند و خطوط ریز را می‌خواند. مرجع تقلید هم باید از سیدالشهدا (علیه السلام) برکت بگیرد؛ حتی نه از سیدالشهدا (علیه السلام)، بلکه از گل روی پای عزادار سیدالشهدا (علیه السلام). از سیدالشهدا (علیه السلام) فاصله نگیرید. هر چه شد و هر اتفاقی افتاد از حسین (علیه السلام) جدا نشوید. اگر در دنیا و آخرت امیدی دارید از حسین (علیه السلام) این امید را بجویید و از زیارتش غافل نشوید.

بعضی از دوستان از من می‌پرسیدند ما می‌خواهیم برای اربعین به کربلا برویم اما آنجا امنیت ندارد و خطر ما را تهدید می‌کند. به آنها گفتم من جمله‌ای را می‌گویم که آیت الله بروجردی فرمودند. ایشان فرموده بودند من اصلاً در داستان سیدالشهدا (علیه السلام) وارد نمی‌شوم. داستان سیدالشهدا (علیه السلام) داستان عشق است. دوستداران امام حسین (علیه السلام) در مرئی و منظر ائمه (علیه السلام) به زیارت سیدالشهدا می‌رفتند و در راه ایشان دست خود را می‌دادند. مردی رفته بود و به او گفته بودند تو دست راستت را در سفر قبلی داده‌ای و دیگر نمی‌توانی بروی. گفته بود دست چپم را قطع کنید. فرد دیگری آمده بود و دو دستش را در سفرهای قبلی داده بود. گفته بود پایم را قطع کنید. لذا بهتر است در این قصه وارد نشویم و مراقب باشیم اگر حرفی می‌زنیم با احتیاط حرف بزنیم و اعتقاد مردم را خراب نکنیم. چون این مردم هستند که ما را با خودشان می‌کشند. باید توجه داشته باشیم که بساط امام زمان (علیه السلام) را هم سیدالشهدا (علیه السلام) می‌کشد. بساط حوزه‌های علمیه و مرجعیت را امام حسین (علیه السلام) می‌کشد؛ نه فقط به دلیل قیام حضرت، بلکه این جلسات عزاداری مردم را دور هم جمع می‌کند و در آن مسائل فقهی گفته می‌شود. مثلاً مسئله خمس گفته می‌شود و مردم یاد می‌گیرند که خمس بدهند. بدین‌ترتیب حوزه‌ها به پا می‌شود. این را مرحوم آیت الله بروجردی فرموده بودند و معتقد بودند کل بساط حوزه‌ها و مرجعیت و بساط امام زمان (علیه السلام) وامدار امام حسین (علیه السلام) و مجالس عزاداری ایشان است. این مجالس را هم ما تأسیس نکرده‌ایم. اگر نمی‌توانیم کار مثبتی در این زمینه انجام دهیم دست‌کم خرابش نکنیم. این جمعیت برای ما جمع نمی‌شوند، بلکه برای حسین (علیه السلام) جمع می‌شوند. به مجرد اینکه صدام می‌رود یک‌مرتبه جمعیتی چند ده میلیونی در اربعین تشکیل می‌شود. حتی خبرگزاری‌های خارجی گفتند بزرگ‌ترین اجتماع بشری است. این خواست امام حسین (علیه السلام) است. باید پیوندمان را حفظ کنیم تا خودمان حفظ شویم. عاشورا همه چیز شیعه است. همه حرکت‌ها و نهضت‌هایی که تاکنون شده، از جمله انقلاب اسلامی ایران و مشروطه، به برکت عاشورا و سیدالشهدا (علیه السلام) است. سیدالشهدا (علیه السلام) به ما بیداری، آزادی، آزادگی و فهم داد. باید قدر این نعمت‌ها را بدانیم.