«روان‌کاوی و ادبیات و هنر؛ از فروید تا ژاک دریدا» با ترجمه علی شریعت‏ کاشانی به همت مؤسسه فرهنگی و پژوهشی چاپ و نشر نظر به چاپ دوم رسید.

به گزارش پرس شیعه، پدر روان‏کاوی زیگموند فروید (۱۸۵۶ ـ ۱۹۳۹) از معدود فرزانگان و دانشوران نواندیش و نوآور و تحلیل‏گران بزرگ و کم ‏نظیر سدۀ بیستم به‏ شمار می آید. او در زمینه‏ های بس متنوع و گوناگون، از حوزۀ روان‏پزشکی، روان‏شناسی بالینی و علوم تربیتی گرفته تا عرصۀ ادبیات و هنر، زبان ‏شناسی، جامعه ‏شناسی، مردم ‏شناسی، اسطوره‏ شناسی، دین ‏پژوهی، فلسفه و غیره، تأثیری بسیار ژرف و تحول‏برانگیز داشته است.

تأثیرگذاری انقلابی فروید در این زمینه ‏های گوناگون هم گویای توان و استعداد بسیار چشمگیرﹺ «روان‏کاوی کاربردی» اوست، و هم وامدار مطالعات سنجشی و کاربردیﹺ روش‏مند و دقیقی است که نخستین‏ بار به ‏همت خودِﹺ وی صورت گرفته است. با آغاز سدۀ بیست و یکم همچنان شاهد حضور مؤثر مفاهیم و داده‏ها و رهنمودهای روان‏کاوی فروید در زمینه ‏های یادشده هستیم. در یک دید کلی، تأثیرگذاری فروید را در دو سطح نظری و روش‏شناختی می‏ توان شاهد بود. در سطح نظری، مفاهیم کلیدی و تعابیر و تفاسیر روان‏کاوانۀ او سرچشمۀ نقد و نظرهای نوخاسته در قلمرو ادبیات و هنر و روشنگری‏ های نوسرشت در عرصۀ روان‏شناسی بالینی، علوم انسانی، و نیز دربارۀ پدیده ‏های فرهنگی و اجتماعی بوده است، و در سطح روش‏شناختی شیوۀ تحلیلی و فوت و فن موشکافانۀ ویژۀ او در برگزیدنﹺ شیوه ‏های بررسی ژرف ‏اندیشانه و تیزنگرانه در همین زمینه‏ ها سهمی بسیار کارساز برعهده گرفته است.

فروید همزمان با فعالیت علمی و عملی، کند و کاو بالینی و رو‏آوری به تعبیر خواب و توضیح و تفسیر مظاهر فرهنگی و اعتقادی و غیره، با سخت‏کوشی و جدیتی نمونه‏ وار بر گوشه‏های برجسته‏ای از جهان ادبیات و هنر نظر افکنده است و در این مورد چند اثر ارزشمند بر‏جا گذاشته است. همروزگارانﹺ متأثر از او نیز، از همکاران برجستۀ وی نظیر کارل گوستاو یونگ،‏ اوتو رانک و ارنست جونز گرفته تا شماری از نویسندگان و نمایشنامه‏ پردازان و شاعران نام ‏آور، به بایستگیﹺ ملاقات و معاشرت میان روان‏کاوی و ادبیات و هنر پی برده‏ اند، و خویشتن را در تحقق این امر سهیم و شریک ساخته ‏اند. آن‏چنان که در گفتارهای این دفتر خواهم دید، رویداشت فروید به آثار ادبی و هنری و تفسیرگری آن‏ها توسط او اساساً بر درون‏مایه ‏ها و بن‏ مایه‏ های روان‏شناسانۀ این آثار متمرکز شده است و این امر به ‏منظور تحکیم بخشیدن به بنیۀ مفاهیم و آرا و نظرات روان‏کاوانه و روان‏شناسانه صورت گرفته است. روی داشت فروید به عرصۀ ادبیات و هنر به ظهور و گسترش نقدنویسی ‏های ادبی و هنریﹺ متأثر از روان‏کاوی توسط دیگران نیز ‏انجامیده است. از این رهگذر روان‏کاوی و نقدها و گفتمان‏های ادبی و هنری از روزگار فروید به این ‏سو، و در موارد بسیار، در یک ارتباط متقابل و تفاهم‏ آمیز با یکدیگر قرار گرفته‏ اند، به ‏بهانۀ فهم و ارزیابی مسائلی خاص همدیگر را به مدد طلبیده ‏اند، و در پرتو مناسبات و داد و ستدهایی که میان‏شان پای‏ گرفته است به باروری محتوای کیفی و اندیشمندانه و دامنۀ دید و نگرش خود فراوان افزوده ‏اند.

با این‏ همه باید پذیرفت که در روزگار ما روان‏کاوی در عرصۀ نقد ادبی و هنری آن‏چنان که می ‏باید و می‏ شاید حضور برجسته ندارد، البته در بین جستارها و بررسی ‏هایی که از نیمۀ سدۀ بیستم تا امروز برپایۀ رهیافت‏های تطبیقی و سنجشی و یا کاربردی صورت گرفته ‏اند شاهد وجود تألیفاتی درخورد اعتنا هستیم که با الهام ‏گیری از مفاهیم و نظرات فروید و برداشت‏های نسبتاً سنجیده از آن‏ها به نگارش درآمده ‏اند، ولی با توجه به توانایی‏ های تحلیلیﹺ گستردۀ دانش روان‏کاوی و استعداد چشمگیر آن در تأویل و تفسیرگری و معماگشایی، شمار این کارها در دنیای تألیف و چاپ و نشر چندان چشمگیر نمی ‏‏نماید. وانگهی شمار زیادی از همین تألیفات به زبان انگلیسی و در کشورهایی چون انگلستان و آمریکا صورت گرفته است و می‏ گیرد، و در دیارهایی چون فرانسه و غیره سهمی ناچیز و اندک را به خود اختصاص داده است. حال بگذریم از این‏که در خاورزمین، به ‏دلیلﹺ نبودﹺ شناخت لازم از روان‏کاوی و عدم پیشینه و آزمون و تجربۀ کافی در کاربست سنجیدۀ آن در سطوح عملی و نظری و تفسیرگرا، کند و کاوهای روان‏ کاوانه در ادبیات و هنر و غیره، درقیاس با آن‏چه که در باخترزمین می‏ گذرد، به مراتب ناچیزتر و حتا در حکم گوهری در شوره‏ زارند. همچنین در خاورزمین، کژفهمیﹺ مفاهیم و نظرات فروید، و نیز برترشماریﹺ روان‏شناسی واقع‏گریز و عرفان‏ زدۀ یونگ بر روان‏کاوی فروید (ازجمله در بررسی آثار ادبی)، مزید بر علت می‏ باشد. افزون براین، تدریس روان‏شناسی در بسیاری از دانشگاه‏های کشورهای خاوری، از آن‏جا که همواره به ‏شیوۀ آمریکایی یعنی به ‏پیروی از دبستان «رفتارگرایی» و سازگار با رهنمودهای روان‏شناسانۀ سطحی این دبستان صورت گرفته است و می ‏گیرد، به عدم فهم و شناخت راستینﹺ روان‏کاوی فروید و موارد کاربردی آن دامن زده است.

مترجم در معرفی این اثر نوشته است: در دفتر حاضر خوانندۀ فارسی ‏زبان هم به چگونگی کاربردﹺ نظریۀ روان‏کاوی و شماری از مفاهیم پایه ‏ای آن در بررسی آثار ادبی و هنری و دست ‏آوردهای این کاربرد پی می ‏برد، و هم به ‏ویژه فرصت و امکان آشنا شدن با چهرۀ دیگری از فرویدﹺ روان‏کاو و فرزانه و دانشور را به دست می ‏آورد. منظور آن چهرۀ ادیب و ناقد، هنرپژوه و هنرمندشناسی است که تا کنون بر بسیاری از فارسی ‏زبانان (و گاه بر برخی باخترزمینیان نیز)  پوشیده مانده است. نگارنده امیدوار است تا، با فراهم آوردن فرصت و امکان این چنین آشنایی و شناختی، تصویر نادرست و ناکامل و اغلب گمراه کننده‏ای که از فروید و روان‏کاوی او در ذهن و مخیلۀ برخی نقش بسته است جای خود را به تصویری راست‏ تر، بخردانه ‏تر، و واقع‏ بینانه‏ تر بسپارد.

گفتنی است که در تألیفات بیگانه نقدها و نظرات فروید در دو زمینۀ ادبیات و هنر در موارد بسیار جدا از یکدیگر مورد توجه واقع شده است. به‏این معنا که ناقدان و مفسران فروید در تألیفاتی مستقل به معرفی و یا بررسی نقدهای او در زمینۀ داستان و نمایشنامه بسنده کرده اند، و در تألیفاتی دیگر (که اغلب جنبۀ کلی و غیرتخصصی دارند و ار هر دری نیز سخن می‏ گویند) به شمه‏ای از نظرات و داوری‏های او دربارۀ هنر و هنرمند گریز زده ‏اند و یا به گردآوری چیزی از نوشته ‏های پراکنده او در این مورد اکتفا کرده ‏اند. در این میانه به‏ ندرت می ‏توان کار‏هایی یافت که در آن‏ها به‏تفصیل، و به‏ویژه از زاویۀ تحلیلی و سنجشی و انتقادی، هردو مورد ادبی و هنری یک‏جا مورد درنگ و بررسی قرار گرفته شده باشند. این درحالی است که در دیدگاه کلی فروید ادبیات و هنر، به ‏اعتبار پیوستگی‏ شان به عوامل تکوینی مشابه و دارابودنﹺ کارکردهای روان‏شناختی همسان، از یکدیگر جداناپذیرند، و بنابراین درنظر گرفتنﹺ.یکی از این دو زمینه مستلزم مد نظر قراردادنﹺ دیگری است. با آگاهی از وجود این‏ چنین ضرورتی بوده است که من در دفتر حاضر به معرفی و بررسی نقدهای تحلیلی فروید در هر دو زمینۀ ادبی و هنری رو آورده ‏ام، در مواردی که لازم دیده ‏ام به تبارشناسی و پی ‏جویی آرا و داوری ‏های او در این زمینه ‏ها پرداخته ‏ام، و با مطالعۀ آثار خرد و کلان او و تألیفات برخی مفسران وی کوشیده‏ام تا یک تصویر نسبتاً جامع و بامعنا از چگونگی برخورد روانکاوی با ادبیات و هنر به دست آورم و پیش روی خواننده گذارم. در نظرگرفتنﹺ توأمانﹺ ادبیات و هنر در بخش پایانی کتاب نیز که به «‏ادبیات و هنر پس ‏از فروید» اختصاص داده ‏ام مراعات شده است.

در توضیح ‏ها و تفسیرهایی که من دربارۀ چگونگی بررسی ‏ها و آرا و داوری‏هایﹺ فروید و دنبال‏ کنندگان راه و روش او در دو زمینۀ ادبیات و هنر به دست داده ‏ام نظام روان‏کاوی او و ابعاد کیفی و نظری، اندیشمندانه، و به‏ویژه تفسیرگرایﹺ این نظام پایۀ کار و پشتوانۀ ملاحظات و تأملات مرا را تشکیل داده است. یادآور می ‏شوم که پژوهش‏گری‏های روان‏کاوانۀ به‏ جا و سنجیده در حوزۀ ادبیات و هنر و غیره از روزگار فروید تا ‏امروز بدون پیوستگی و وابستگیﹺ درست و سازوار به دبستان روان‏کاوی فروید به‏ عنوان یک اصل و پایه و تکیه ‏گاه نظری و روش‏ شناختی) نمی‏ توانند از موجودیت بخردانه، جایگاه معنایی و منطقیﹺ مناسب و مطمئن، و بُردﹺ مؤثر و کارساز برخوردار باشند. اشکال نوخاستۀ روان‏کاوی نیز، مانند «روان‏کاوی نو‏‏‏فرویدی» و یا «روان‏کاوی پس ‏فرویدی» از ملانی کلاین و اتورانک گرفته تا دونالد وینیکات و ژاک لاکان و دیگران از این امر مستثنی نیستند. وجود ضروری این پیوستگی و وابستگی را در آیینۀ گفتارهای بخش پایانی کتاب، که به مناسبات میان روان‏کاوی و ادبیات و هنر در دوران پس‏از فروید می‏ پردازد، به‏ آسانی می ‏شود دید و دریافت.

در این دفتر کوشش من همواره براین بوده است تا، در عینﹺ بهره ‏گیری از مقاله‏ ها و رساله ‏ها و کتاب‏های فنی و تخصصی فروید، نامه ‏هایی را نیز که میان او و برخی دوستان و همکارانش رد و بدل شده‏اند مد نظر قرار دهم. بسیاری از این نامه‏ ها دربرگیرندۀ نکات و اشارات مهم و باریک و بسیار آموزنده ‏ای هستند که مکمل نظرات ابراز شده در آثار کارشناسانۀ فروید می باشند، و درنتیجه ما را به شناخت بیش‏تر و بهترﹺ نظریه و دانش روان‏کاوی ازجمله در ارتباط با دنیای ادبیات و هنر می ‏رسانند. پاره‏ای از این نامه ‏ها نیز گزارش‏های ارزشمندی از گوشه های زشت و زیبای زندگانی خصوصی و شخصیت نسبتاً پیچیده و تودرتویﹺ خودﹺ فروید در دسترس ما می‏ گذارند؛ زندگانی و شخصیتی که موضوع درنگ و خودکاوی این «پدر روان‏کاوی» واقع شده بوده است، و نیز در زایش و نشو و نمایﹺ شمار درخور توجهی از مفاهیم و نظرات روان‏کاوانۀ او نقشی بسیار مؤثر و سرنوشت ‏ساز داشته است.

کتاب دارای شش بخش است: پنج بخش آن پیرامون چگونگی نگاه فروید و روان‏کاوی او بر ادبیات (داستان و شعر) و هنر (نمایشنامه و هنر دیداری و تجسمی) دور می‏ زند، و بخش ششم به بررسی و معرفی چگونگی مناسبات میان روان‏کاوی و ادبیات و هنر در دورۀ پس ‏از فروید می‏ پردازد. دربارۀ هریک از این بخش‏ها نکاتی را بایستۀ یادآوری می ‏دانم‏:

بخش نخست (کلیات) در حکم پیش‏ درآمدی است برگفتارهای اصلی این دفتر که از بخش دوم تا بخش ششم دنبال می‏ شوند. این بخش به‏ گونه فشرده به چگونگی جایگاه و اهمیت ادبیات و هنر در دیدگاه فروید و عرصۀ روان‏کاوی کاربردی او، و همچنین به رویداشتﹺ متقابل فروید و برخی پدیدآوران آثار ادبی و هنری که با او هم دوره بوده‏ اند می‏ پردازد. در همین ‏جا دست‏آوردهای مابعدروان‏شناسانه یعنی نظری و اندیشمندانۀ درنگ و تأمل فروید در ادبیات و هنر یادآوری شده است. فصلی از این بخش نیز به چگونگی نگاه فروید و روان‏کاوی او بر شخصیت هنرمند و نیز به چگونگی برداشت خاص برخی ناقدان از روان‏کاوی هنر می ‏پردازد.

گنجانیدن چنین فصلی در این بخش از کتاب ضروری بوده است، زیرا خواننده پیش‏از ورود به گفتارهای اصلی به چند مورد از پیش ‏داوری‏ها و نظرات سست‏مایه و ناسنجیده پی می ‏برد که بعضی ناقدان همانند عامۀ مردم، آن‏ هم اغلب از روی ناآگاهی و کم‏دانشی، دربارۀ چگونگی نگاه فروید بر شخصیت روانی هنرمند ابراز داشته ‏اند. فصل آخر این بخش به معرفی و توضیح بیست واژه و مفهوم فنی اختصاص داده شده است که متعلق به ادبیات روان‏کاوی هستند. این بیست واژه و مفهوم، علاوه بر متمایل بودن‏شان به زمینه ‏های فنی و عملی و بالینی، در آن زمینه از روان‏کاوی کاربردی که خاص آثار ادبی و هنری است کاربرد فراوان دارند.

بخش دوم خاص جستارها و بررسی‏هایی است که فروید در چند اثر داستانی برجسته داشته است. در این بخش برای روشن ‏شدن هرچه بیش‏ترﹺ موضوع‏ های مورد گفت ‏وگو و زمینه‏ ها و پیش ‏زمینه ‏های آن‏ها فشرده‏ای از اثر مورد بررسی و چکیده ‏ای از سرگذشت نویسنده آن اثر را آورده‏ام. این امر در بخش‏ها و فرگردهای دیگری از کتاب نیز در صورت لزوم صورت گرفته است.

بخش سوم چگونگی رویکرد کلی فروید را به جهان خیال‏ انگیز شعر و شاعری و منظور اصلی او را از این رویکرد (که ازجمله تأیید نمودن برخی نظرات روان‏کاوانه و مابعدروان‏شناختی است) مورد بررسی قرار می‏ دهد. دربارۀ این بخش از کتاب نکته‏ای بایستۀ یادآوری است‏: این بخش با فصلی فشرده آغاز می‏شود که موضوع آن خیال‏پروریﹺ هنرمندانه و کارکردﹺ همزمان اثرآفرین و روان‏شناختی آن است. البته اشکالﹺ نوسرشت و خلاقۀ خیال‏پروری چیزی است که شامل دنیای داستان‏نویسی، نمایشنامه‏ پردازی، و هنرهای نمایشی و تجسمی هم می‏ شود، و من در فصل مورد بحث چگونگی جایگاه و کارکرد خیال ‏پروری را در فرهنگ و ادب ایرانی نیز یادآور شده ‏ام.

دلیل جای‏ دادن این فصل در سرآغاز بخش سوم دو چیز بوده است‏: یکی این‏که خیال‏ پروری جان‏مایه و اساسی‏ ترین شرط وجودی شعر یا «کلام خیال‏ انگیز» و فعالیت تصویرپردازی است. دو دیگر این‏که فروید، به ‏هنگامی که از خیال ‏پروری و تبارشناسی و پیش ‏زمینه ‏های تکوینی آن سخن می‏ گوید، و یا به کارکردهای نفسانی و روان‏شناسانۀ آن می ‏اندیشد، در موارد بسیار به شاعران و شعر آنان گریز می ‏زند. روی داشتﹺ پیوستۀ او به دنیای خیال ‏انگیز شعر به اندازه‏ای است که، در مثال، به‏ هنگامی که او به ویلیام شکسپیر و هاملت و مکبث و ژول‏ سزار او می ‏پردازد بارها از «شکسپیرﹺ شاعر» نام می ‏برد تا از شکسپیرﹺ نمایشنامه ‏نویس و داستان‏ سرا و غیره. به‏ همین ترتیب آن‏ گاه که او به تأثیرگذاری عاطفی و انفعالی هنرهای نمایشی و تجسمی بر تماشاگر می‏ اندیشد، از «تأثیرگذاریﹺ شاعرانه»یﹺ این هنرها و یا «تأثیرپذیریﹺ شاعرانه» از آن‏ها دم می ‏زند. با توجه به این‏ موارد بامعنا بهتر آن دیده‏ام که فصل مربوط به خیال‏ پروری را، آن‏ هم به ‏عنوان یک پیش ‏درآمد، در آن بخش از کتاب بیاورم که خاص چگونگی رویداشت فروید و روان‏کاوی او به جهان شعر و شاعری است.

بخش چهارم به بررسی روی داشت فروید به دنیای هنر نمایشی و نقدهای او بر پنچ نمایشنامه از شکسپیر و یک نمایشنامه از ایبسن اختصاص دارد. گفتنی است که تجربه ‏اندوزی‏ مستمر فروید در سطوح بالینی و روان‏درمانی، و نیز تجربه ‏ها و آزمون‏ های تعلیمی و آموزشی او در کودکی و نوجوانی (نظیر تماس زودهنگام او با آثار ژول سزار و نمایشنامه‏ های شکسپیر، و اجرای نقش برخی از شخصیت‏های این آثار توسط او در دورۀ نوجوانی)، در روی ‏آوردن او به هنر نمایشی و نقد نمایشنامه سهمی مؤثر داشته است. از این ‏رو این بخش از کتاب را با فصلی (به‏ عنوان پیش‏ درآمد) آغاز کرده ‏ام که به «‏سلوک فروید از تجربۀ بالینی و روان‏ درمانه تا نقد هنر نمایشی» می ‏پردازد.

بخش پنجم مربوط به چگونگی ملاقات فروید با هنر دیداری و تجسمی (نقاشی و پیکره) است. در این بخش، در پرتو مطالعۀ بررسی های فروید در آثار هنرمندانی چون لئونارد داوینچی و میکل‏ آنژ، از اهمیت نقش مهم و کارسازی می‏ توان آگاه شد که برخی خصوصیات عاطفی و مسائل هویتی شخص خود فروید در شروع و ادامۀ این بررسی‏ها بازی کرده است. از این قرار که وجود یک‏نوع احساس هم‏ هویتی و هم‏ جوشی از جانب فروید نسبت به لئونارد داوینچی او را با جدیت و پشتکار به مطالعۀ زندگانی خصوصی و چند اثر نقاشی این هنرمند برانگیخته است، و نیز یهودتباریﹺ او پیکرۀ موسی اثر میکل‏ آنژ را در مرکز توجه وی در‏آورده است. از این‏ رو لازم دیده ‏ام تا در این بخش از کتاب بندی را به «‏سرگذشت فروید و سرگذشت لئونارد داوینچی» اختصاص دهم، و نیز در پیﹺ معرفی نقد فروید بر پیکرۀ موسی به انگیزۀ توأمان خودآگاه و ناخودآگاه او در جستار و شناخت چیز بیش‏تری از هویت خصوصی و قومی ‏اش اشاره کنم.

سرانجام بخش ششم، با عنوان «روان‏کاوی و ادبیات و هنر پس‏از فروید»، به چند مورد مهم از جستارها و بررسی‏هایی می‏پردازد که پس‏از فروید، ولی زیر تأثیر مفاهیم و نظام روان‏کاوی او، در قلمرو داستان و شعر و نمایشنامه صورت گرفته‏‏ اند. نیز در این بخش چهار مورد مهم و نمونه ‏وار از نظریه‏ های هنر و هنرمندشناسانۀ متأثر از روان‏کاوی مورد بحث و بررسی قرار گرفته ‏اند. این نظریه ‏ها به ‏ترتیب توسط اتو رانک، ژاک لاکان، ژاک دریدا و ژان فرانسوا لیوتار عرضه شده ‏اند و بنابراین تا دوران هنرﹺ «پیشرو» و «پس‏ نوگرا» («‏پست‏ مدرن») را زیر پوشش خود می‏گیرند. از این میان نظریه ‏های هنرشناسانۀ دانشورانی چون دریدا و لیوتار، درعین بارورشدن از مفاهیم بنیانی روان‏کاوی فروید، به فضای نقد و اندیشۀ «پس‏نوگرا» تعلق می‏ گیرند و از این رهگذر نظریه و دانش روان‏کاوی نیز پویایی مستمر و خصوصیت پیشرو خود را هرچه بیش‏تر به اثبات می ‏رساند.

تمامی فصل آخر این بخش را به متن و نوشتاراندیشیﹺ ناقد و فیلسوف فرانسوی ژاک دریدا و نظریۀ تحول‏ برانگیز او دربارۀ «ساخت‏شکنی»و «تفاوت» اختصاص داده‏ ام؛ چرا که این اندیشمند در نحوۀ کند و کاو در متن و نوشتار و دست‏یابی به تار و پود درون‏ متنی، چونان در مورد بازاندیشی و نقد هنر معاصر، سخت متأثر از روان‏کاوی فروید بوده است، و این اما واقعیتی است که مورد توجه برخی ناقدان و تحلیل‏گران آثار و اندیشۀ او قرار نگرفته است. نیز اهمیت روزافزون نظرات دریدا دربارۀ «ساخت» و «تفاوت» و «متن» و «حاشیه» و غیره سزاوار یک عطف توجه ویژه در این دفتر بوده است، نظراتی که امروزه، به‏ رغم برخی جنبه ‏های قابل بحث و مسأله ‏انگیزشان، در عرصۀ مطالعات و گفتمان‏ های فلسفی، زبان‏ شناختی، ادبی و هنرشناسانه حضور بیش ‏از پیش برجسته دارند.

کتاب با فرگردی کوتاه با عنوان «سرگذشت ‏ها» به پایان می‏رسد. در این فرگرد به معرفی چند پژوهشگر، نویسنده، و شاعرﹺ برجسته پرداخته ‏ام که در جای‏جایﹺ آثار فروید، و در کنار چهره ‏های درخشان و نام ‏آور دیگری چون شکسپیر، گوته، داستایوفسکی، رومن رولان و غیره، در مرکز توجه او جای گرفته‏اند. برخی از اینان با فرهنگ و ادبیات ایرانی آشناییﹺ بسنده داشته ‏اند، و از نخستین مترجمان آثار بزرگانی چون فردوسی، مولوی، سعدی، و حافظ به ‏زبان آلمانی بوده ‏اند. با این ‏همه این دسته از فرزانگان، با آن‏که آثاری ارجمند از خود برجا نهاده ‏اند، در ایران چهره ‏های شناخته شده ‏ای نبوده‏اند و نیستند. از این‏ رو صفحاتی چند از پایان کتاب را به اینان اختصاص داده‏ ام، به‏ ویژه این‏که فرویدﹺ روان‏کاو خوانندۀ مشتاق آثارشان بوده است و به ‏منظور روشنگری‏ های بیش‏تر دربارۀ مفاهیم و آرا و نظرات خویش، دل‏آگاهی و تیزهوشیﹺ روان‏شناسانۀ آنان را به یاری طلبیده است.

بخش های کتاب عبارتند از:

پیش‏گفتار

بخش نخست(کلیات)

فروید : از ادبیات و هنر و نقد تا روان‏کاوی و مابعدروان‏شناسی

فصل یکم : فروید از استعداد ادبی و هنرشناسانه تا روان‏کاوی کاربردی

۱. آغاز کار و دنبالۀ آن

۲. همجواری ادبیات و هنر در دیدگاه فروید

۳. فروید : از ادبیات و هنر تا مابعدروان‏شناسی

فصل دوم : فروید و نویسندگان

۱. رویداشت فروید به نویسندگان

۲. رویداشت نویسندگان به فروید

فصل سوم : فروید و شاعران

۱. رویداشت فروید به شاعران

۲. رویداشت شاعران به فروید

  الف. ویستان هیو آدن و فروید

ب. ماریا ریلکه و فروید

پ. هیلدا دولیتل و فروید

ت. آندره بروتُن و فروید

فصل چهارم : فروید، هنر، و هنرمند

۱. رابطۀ عاطفی فروید با هنر تجسمی و مجموعۀ هنری خویش

۲. جایگاه شکوه‏مند هنر و هنرمند در دیدگاه فروید

۳. هنر و فرایند تصعید و تعالی‏یابی

۴. معمای تصعید و تعالی‏یابی، نبوغ هنرمند، و فوت و فن هنری

۵. کارکرد روان‏شناختیﹺ اثر هنری و بایستگیﹺ تفسیرگری

۶. هنرمند و فرد روانی ـ عصبی

۷. فروید و هنر معاصر

۸. فروید و هنرشناسان خرده ‏گیر

فصل پنجم : توضیح بیست واژه و مفهوم فنی

نتیجه‏ گیری

منابع و یادداشت‏های بخش نخست

بخش دوم

فروید و نقد داستان

فصل یکم : فروید و ویلهلم ینسن : نقد فروید بر داستان گرادیوا

یادآوری

۱. چکیده داستان گرادیوا

۲. نقد فروید بر داستان

۳. داستان گرادیوا و سرگذشت نویسندۀ آن

فصل دوم : فروید و تئودور ویلهلم هوفمن: نقد فروید بر داستان مرد شن ‏پاش

۱. چکیدۀ داستان مرد شن ‏پاش

۲. درنگی در نقد فروید بر داستان مرد شن ‏پاش

۳. بازتاب سرگذشت هوفمن در داستان او

۴. سنجش داستان مرد شن‏پاش با سه داستان ایرانی

الف. مرد شن‏پاش و قصۀ سه شاه‏زاده در مثنوی مولوی

ب. مرد شن‏پاش و عروسک پشت پردۀ هدایت

پ. مرد شن‏ پاش و بوف کور هدایت

فصل سوم : فروید، داستایوفسکی، و برادران کارامازوف

۱. نگاهی به برادران کارامازوف و سرگذشت داستایوفسکی

۲. فروید و شخصیت داستایوفسکی

۳. داستایوفسکی، مسألۀ صرع، و وسوسۀ قماربازی

نتیجه ‏گیری

منابع و یادداشت‏های بخش دوم

بخش سوم

فروید، خیال‏پروری، و شعر و شاعری

فصل یکم : خیال‏ پروری، فعالیت هنری، و شعر و شاعری

۱. خیال ‏پروری، خواب نیم ‏هشیار و شاعری

۲. خیال‏ پروری نزد کودک و شاعر : از بازی تا آفرینش‏گری

۳. روان‏کاویﹺ بازی و آفرینش‏گری پس از فروید

۴. خیال‏پروری و آفرینش‏گری در فرهنگ و ادب ایرانی

فصل دوم : پی‏گیری رویداشت فروید به شعر و شاعران در آثار فنی او

یادآوری

۱. در کتاب تعبیر خواب

  الف. از فعالیت خواب و ساز و کارهای آن

تا فعالیت شاعری و پرداختﹺ کنایه، مجاز و استعاره

 ب. سمبولیسم خواب و شعرﹺ فراواقع‏گرا (سوررئالیست)

پ. نام و نشان شاعران در کتاب تعبیر خواب

۲. رویداشت فروید به شعر و شاعران در دیگرآثار فنی او

نتیجه ‏گیری

منابع و یادداشت‏های بخش سوم

بخش چهارم

فروید، هنر نمایشی، و نقد نمایشنامه

فصل یکم : سلوک فروید از تجربۀ بالینی و روان‏درمانه تا نقد هنر نمایشی

فصل دوم : فروید و شکسپیر ـ نقد فروید بر پنج نمایشنامۀ شکسپیر

یادآوری

۱. نقد فروید بر نمایشنامۀ هاملت

۲. نقد فروید بر نمایشنامۀ مکبث

۳. نقد فروید بر نمایشنامۀ ریچارد سوم

(ریچارد سوم و آغامحمدخان قاجار)

۴. نقد فروید بر دو قصۀ «‏سه صندوقچه» (در تاجر ونیزی)

و «‏سه دخترـ خواهر» (در لیرشاه)

فصل سوم : فروید و ایبسن ـ نقد فروید بر نمایشنامۀ روسمرس‏هولم

یادآوری

۱. چکیدۀ نمایشنامه

۲. نقد فروید بر نمایشنامه

نتیجه‏ گیری

منابع و یادداشت‏های بخش چهارم

بخش پنجم

فروید و هنر دیداری و تجسمی

فصل یکم : فروید و لئونارد داوینچی

یادآوری

۱. سرگذشت زندگانی عاطفی داوینچی

۲. بازتاب سرگذشت عاطفی داوینچی در نقاشی‏های او

۳. سرگذشت فروید و سرگذشت لئونارد داوینچی

فصل دوم : فروید و پیکرۀ موسی اثر میکل آنژ

نتیجه‏ گیری

منابع و یادداشت‏های بخش پنجم

بخش ششم

روان‏کاوی و ادبیات و هنر پس‏از فروید

فصل یکم : روان‏کاوی و نقد آثار ادبی

یادآوری

۱. برونو بتلهایم و روان‏کاوی داستان‏های پریان

۲. دیدیه آنزیو و روان‏کاوی ساموئل بکت

۳. گاستون باشلار، شعر، و روان‏کاوی آتش

روان‏کاوی و شعر پس‏از گاستون باشلار

فصل دوم : روان‏کاوی و نقد هنر پس‏از فروید

یادآوری

۱. اتو رانک : «‏سایقۀ آفرینش‏گر» و روان‏کاوی هنرمند

۲. ژاک لاکان : مسألۀ التذاذ و چشم‏فریبیﹺ نقش

۳. ژاک دریدا : روان‏کاوی و نقد فلسفی هنر

۴. ژان فرانسوا لیوتار : روان‏کاوی و نقد هنرﹺ پس‏نوگرای (پست‏مدرن)

فصل سوم : روان‏کاوی و فلسفۀ متن و نوشتار

ژاک دریدا : از روان‏کاوی تا ساخت‏شکنی و نظریۀ «تفاوت»

۱. دریدا، ساخت‏شکنی، و نظریۀ «‏تفاوت»

۲. دریدا و روان‏کاوی فروید

۳. موارد ناراست و مسأله ‏زا در رهیافت و دیدگاه دریدا

نتیجه ‏گیری

منابع و یادداشت‏های بخش ششم

سرگذشت‏ها

ترکواتو تاسو

آرنولد تسوایک

هیلدا دولیتل

فریدریش روکرت

آرتور شنیسلر

هاینریش هاینه

تئودور ویلهلم هوفمن

ویلهلم ینسن

نتیجه‏ گیری کلی کتاب

منابع کتاب

واژه‏ نما

نام ‏نما