فرصتهای طرح جدید «یک جاده یک کمربند»، اگر چه بسیار جذاب و حاوی فرصتهای بی شمار است اما نباید مانع از توجه به خطرات آن شد.

 پروژه یک جاده یک کمربند اولین بار توسط شی جینپینگ رئیس جمهوری چین در سال ۲۰۱۳ مطرح شد.

طرحی جاه طلبانه که که بیش از ۶۰ کشور  با ۲۱ تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی و دو سوم جمعیت جهان را در بر می گیرد. این طرح مدعی احیای مسیرتاریخی تجارت جاده ابریشم بیش از ۲۰۰۰ سال پیش با رویکرد  اقتصادی – تجاری، سیاسی و فرهنگی است.

طرح جدید چینی با دو بخش بحری و بری و سه مسیر آسیای مرکزی، آسیای غربی – خلیج فارس و اقیانوس هند، چین را به آفریقا و اروپا از طریق کشیدن راه آهن، جاده، خط لوله، بندر و سایر زیر ساختها متصل می کند.

بسیاری از تحلیلگران اهداف اقتصادی و امنیتی گسترده ای را در  پروژه جاده ابریشم برای چین قائل هستند و ضمن تقویت اقتصاد و نفوذ هر چه بیشتر در کشورهای واقع در مسیر جاده ابریشم، این طرح را متضمن جریان انتقال انرژی از آسیای مرکزی به چین و امکان استقلال بیشتر چین از آمریکا می دانند.

تقویت اقتصاد چین تنها مربوط به افزایش صادرات و کسب و درآمد و اهداف سیاسی و امنیتی نیست بلکه توسعه و آبادانی استانهای غربی چین را باعث می شود بطوریکه تبدیل استان سین کیانگ به مرکز مالی و فوجیانگ به عنوان مرکز توسعه تدارکات و حمل و نقل و توسعه سایر استانهای غربی  با توجه به پتانسیلهای طبیعی، جمعیتی، تکنولوژیکی آنها، از اهداف دیگر دولت چین می باشد.

فارغ از فرصتهای پیش رو برای کشور جمهوری خلق چین بانک جهانی در صدد بررسی فرصتها و چالشهای این طرح برای کشورهای واقع در مسیر این پروژه بر آمده است و سه فرصت و تهدید را برای این کشورها برشمرده است.

اولین فرصت پیشرفت توسعه و افزایش سطح رفاه در جهان است. از آنجاییکه تراکم جمعیت کشورهای واقع در این مسیر دو سوم جمعیت جهان را شکل می دهد جمعیت زیر خط فقر (خط فقر ۹۰/۱ دلار در روز ) از درصد بالایی برخوردار است به طور مثال کنیا ۲۳ درصد، ازبکستان و جیبیوتی۲۳ درصد، لائوس ۲۱ درصد جمعیت زیر خط فقر دارد. بدین ترتیب موفقیت طرح یک جاده یک کمربند در راستای ساختن زیر بناهای عمرانی، حمل و نقل، مالی، بانکی و سایر موضوعات سطح رفاه مردم این کشورها را بالا خواهد برد.

فرصت دوم تقویت سطح تجاری کشورهای در حال توسعه واقع در این مسیر است. هر چند سهم کشورهای جاده ابریشم در صادرات جهانی در دو دهه گذشته تقریبا دو برابر شده است اما تعداد انگشت شماری از این کشورها از جمله چین مسئولیت صادرات را بر عهده دارد وجود زیر ساختهای ناکافی، سیاستهای ضعیف و شکافهای عمیق اقتصادی، فرهنگی در کشورهایی همچون افغانستان، نپال، تاجیکستان و لائوس مانع ادغام انها در اقتصاد جهانی شده است که این پروژه فرصتی است برای حضور در تجارت و مبادلات جهانی.

فرصت سوم مربوط به بهبود ارتباطات و صرفه جویی در زمان و هزینه انتقال کالاها از شرق آسیا به اروپا است. اخیرا انتقال کالا از چین به مرکز اروپا ۳۰ روز طول می کشد و اکثر حمل و نقل ها بصورت بحری است در صورتی که حمل و نقل ریلی زمان کمتری را باعث می شود.

باید توجه داشت تاخیر ارسال کالا به ازاء هر روز یک درصد از تجارت را کاهش می دهد. بهبود شبکه ریلی و سایر زیر ساختهای حمل و نقل با همکاری منطقه ای منجر به گسترش بیشتر تجارت، افزایش سرمایه گذاری و رشد اقتصادی کشورهای واقع در این مسیر می شود.

وجود فرصتهای متعدد پروژه یک جاده و یک کمربند مانع از آن نمی شود که چالشهای ناشی از آن را برای کشورهای حوزه این پروژه نادیده گرفت و لازم است که خطرات آن را نیز مورد توجه قرار داد.

 اولین مشکل برای کشورهای این حوزه وجود موانع سیاسی و مرزهای غیر قابل نفوذ است تاخیر عبور کالاها از مرزها و انجام رویه های گمرکی و محدودیتهای سرمایه گذاری مستقیم در این کشورها نیازمند اصلاحات سیاسی و همکاری میان کشورها برای پیاده سازی زیر ساختها است.

شاخصهای اقتصادی نشان می دهد که در اسیای مرکزی انجام مراحل عبور و ورود کالا به مدت ۵۰  روز طول می کشد این در حالیست که در کشورهای جی ۷ این زمان به ۱۰ روز کاهش می یابد.

خطر بالقوه نابودی محیط زیست و از بین رفتن تنوع های زیستی، نگرانی بعدی از اجرای این پروژه است. قبل از انجام پروژه های زیر بنایی و حمل و نقل باید خطرات زیست محیطی مورد شناسایی قرار بگیرد و به این امور بصورت جدی توجه گردد تا کمترین اسیب به محیط طبیعی و زیستگاهها وارد گردد.

و سومین خطر در اجرای این پروژه توجه به پتانسیلهای اجرایی کشورهای واقع در این مسیر می باشد. مشخص است که پیاده سازی این پروژه به هزینه های هنگفتی نیازمند است که هر کشوری متناسب با بهره برداری از آن می بایست در آن سرمایه گذاری نماید این امر ممکن است منجر به بدهی های زیادی شود که ثبات این کشورها را با خطر مواجهه نماید.

بدین ترتیب طرح ابتکار امیز چین که کشورهای دو قاره را در بر می گیرد نه تنها برای چین بلکه برای بسیاری از کشورهای جهان سوم که در این مسیر قرار دارند طرحی بلند پروازانه و فرصت بخش برای توسعه می باشد که البته باید به چالشها و خطرات آن از قبل توجه و مورد پیشگیری واقع شود.

سمیه مختاری

منبع؛ مهر