حضرت آیت‎ الله جوادی آملی گفت: هر کس حق دیگری را ضایع کند، ظلم کرده و مذنب است، منتها اگر ذنب دستور الهی باشد، استغفار از خداوند لازم است، اما اگر حق مردم باشد، این ذنب پیش مردم است.

به گزارش پرس شیعه؛ حضرت آیت ‎الله جوادی آملی امروز در درس خارج تفسیر خود به تفسیر آیات ابتدایی سوره مبارکه فتح پرداخت و گفت: سوره مبارکه فتح در مدینه نازل شد و در جریان صلح حدیبیه بود، چند جنگ علیه اسلام و مسلمانان تحمیل شد که غالب آن جنگ‎ها به نصرت و ظفرمندی مسلمانان ختم شد، جریان جنگ بدر و خندق مسلمانان پیروز شدند اما در قرآن تعبیر به فتح نشد، فتح آن است که انسان مسلط بر دشمن شود و وارد شهر و کشورش بشود، جریان بدر و خندق تنها نصر و ظفر است و از آن‎ها به عنوان فتح یاد نشده است.

وی افزود: جریان صلح حدیبیه چون زمینه شد برای فتح مکه، این فتحی بود که آن‎ها به دروازه مکه رسیدند و دروازه مکه به روی آنان باز شد، در آیه سوم همین سوره همین فتح سبب نصر شده است، هم ماده فتح و هم هیأت فتح غیر از نصر و ظفر است.

مفسر برجسته قرآن کریم با اشاره به این که مغفرت و ذنب این‎ها حقیقت‎های ابتکاری نیستند، اظهار کرد: در محاوره‎های عرفی بودند و شارع برای آنان حدودی تعریف کرده است، دین آمده برتر را مشخص کرده و وجوب اطاعت را معین کرده و ترک اطاعت را ذنب دانسته است و حدودی برایش مشخص کرده است، اصل ذنب در جامعه بود، هر کس حق دیگری را ضایع کند، ظلم کرده و مذنب است، منتها اگر ذنب دستور الهی باشد، استغفار از خداوند لازم است، اما اگر حق مردم باشد، این ذنب پیش مردم است.

وی ابراز کرد: در سوره مبارکه شعری حضرت موسی(ع) فرمود «و لهم علی ذنب فاخاف أن یقتلون»، یعنی من که یک نفر از آنان را کشتم در نزد آنان یک مذنب هستم و گناهی دارم، این جا ذات اقدس اله به وجود مبارک پیامبر(ص) فرمودند شما با دین و عقیده و رسوم جاهلی این‎ها مبارزه کردید و در نظر اینان مذنب و گناهکار هستید، اما هنگامی که وارد مکه شوید و فاتحانه همه را ببخشید و بگویید امروز روز مرحمت است، گناهانی که در نظر اهل مکه و مشرکان داشتید، از بین می‎رود، مردم خیال می‎کردند که حق با آنان بود، اما بعد از فتح مکه فهمیدند که این مطلب اشتباه بوده است.

حضرت آیت‎الله جوادی آملی خاطرنشان کرد: در سوره مبارکه نصر یا در سوره مبارکه محمد(ص) که اصل استغفار به وجود مبارک پیامبر(ص) نسبت داده شد، دفعا للذنب است، نه رفعا للذنب است، برای دفع کردن ذنب و گناه است، و ذنب در این آیات همان ذنب مصطلح شرعی است، برخی نیز گفتند که این مذنب بودن پیامبر(ص) از جنس حدیث «حسنات الابرار، سیئات المقربین» است، این مطلب درباره پیامبر اکرم(ص) صحیح نیست، چون ایشان فرمودند «إن صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین»، کسی که حیات و مماتش از آن خداوند متعال است، همه کارهایش حسنات است، همچنین تکفیر سیئات زمینه غفران است، پوشاندن است و بعد بخشیدن نظام دیگری است، اساس مغفرت این است که کل ذنب بخشوده می‎شود، تکفیر غیر از مغفرت است.