عمل به گفتار و هدف امام خمینی رحمت الله علیه مصداق بارز خدمت راستین به ملت و کشور است از این رو باید اصول قیام امام رحمت الله علیه را حفظ کرده و زیر یک پرچم اتحاد داشته و با حفظ قاطعیت در برابر دشمن پایه های مذهب را تقویت کنیم.

در وهلۀ نخست باید گفت؛ سید روح الله فرزند سید مصطفى، معروف به «امام خمینى‏» (قدس سره)، مرجع بزرگ شیعه، بنیانگذار نظام جمهورى اسلامى، پیشواى بزرگ و رهبر عالیقدر جهان اسلام که در تاریخ فقهاى شیعه شخصیتى کم نظیر[۱] و نیز داراى کتب متعدد از جمله‏ شرح مکاسب‏ و تحریر الوسیله، حاشیه بر عروه الوثقى‏ و رساله ‏هاى متعدد علمى است که در پانزدهم خرداد سال ۱۳۴۲ هجرى شمسى نهضت اسلامى را بنیاد نهاد و در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ هجرى شمسى به پیروزى رسید و در چهاردهم خرداد ماه ۱۳۶۸ هجرى شمسى به جوار رحمت خداوند شتافت.[۲]

حضرت آیت الله مکارم شیرازی گفتند: همزمان با ایام سالگرد حضرت امام(ره)، که مردم از گوشه و کنار و مناطق مختلف عازم مرقد مطهر رهبر کبیر انقلاب هستند؛[۳] باید نقش امام راحل و تاثیر گذاری ایشان در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی در جامعه پررنگ تر شود[۴]،زیرا شخصیت امام خمینی(ره) با اسلام، نظام اسلامی و تشیع گره خورده است و حتی غیرمسلمانان شخصیت ایشان را شخصیتی مردمی می­ دانند،[۵] به نحوی که همه شیعیان و محرومان جهان چشم امیدشان به این نظام دوخته شده است و این به برکت و وجود امام راحل بود که نصیب این کشور شد، لذا باید قدردان آن بود و برای حفظ و بقایش تلاش کرد.[۶]

لازم به ذکر است اگر با دیده انصاف نگاه کنیم می­ بینیم انقلاب اسلامی در نوع خود کم نظیر و یا بی ­نظیر بود. بلکه مرحله جدی انقلاب از دوازدهم بهمن سال ۱۳۵۷ شروع شد و در عرض ۱۰ روز همه چیز تمام شد؛ در این ایام در کنار مدح و تمجید صفات برجسته حضرت امام(ره) باید درباره عوامل این پیروزی کم نظیر و یا بی نظیر مقداری فکر و تأمل کرد[۷].

آغاز قیام و یک پرسش

گفتنی است بعد از وفات آیت‌الله بروجردی(ره) در ۱۰ فروردین ۱۳۴۰ و شروع نهضت اسلامی در ابتدای دهه ۱۳۴۰ که راقم این سطور نیز به این نهضت پیوست، یک تفاوت بسیار اساسی در وضعیت امام خمینی(ره) دیده می­ شد. شخصیتی که ساکت و خاموش بود و شاید عده‌ای خیال می‌کردند که ایشان در حاشیه مسایل اجتماعی قرار دارد، ناگهان به طوفانی عظیم و سلسله‌جنبان یک حرکت فوق‌العاده مردمی و اسلامی مبدل شد.[۸]

حال باید این پرسش را مطرح کرد: این دوگانگی در حرکت امام خمینی(ره) و این تفاوت در خط‌‌‌ مشی اجتماعی ایشان از کجا نشأت گرفته است؟.[۹]

در پاسخ می ­توان گفت: کسانی که امام خمینی(ره) را شناخته و آثار ایشان را خوانده باشند، حتی آثاری که در دوران پیش از نهضت نوشتند، به خوبی می‌دانند که روحیه امام خمینی(ره) همواره روحیه یکسانی بوده است، منتها در طول این مدت شرایط و موقعیت اجتماعی دچار تغییرات اساسی گردید.[۱۰]

مردم گرایی توأم با بصیرت افزایی؛ بستر ساز قیام ۱۵خرداد۴۲

گفتنی است هر انقلابی احتیاج به زمینه هایی دارد و یکی از مهم ترین این زمینه ها، آگاهی مردم است. حال آنکه در دوران مرجعیت آیت‌الله بروجردی، حکومت شاه به اندازه‌ای از ایشان ترس داشت که جرأت نداشت پرده‌ها را زیاده از حد کنار بزند و آشکارا دست به اعمال ضد مذهبی و ضد اسلامی بزند. در آن زمان، هم چنین توده های مردم در حداقل آگاهی به سر می‌بردند و قادر نبودند به هیچ عنوان دست به حرکت‌های پرشور و انقلابی بزنند. طبعاً امام خمینی(ره) در انتظار فرصتی بودند تا آنچه را در کتاب کشف اسرار و برخی دیگر از آثارشان نوشته بودند، تحقق بخشند.[۱۱]

لذا بعد از رحلت آیت‌الله بروجردی(ره)، حکومت پهلوی احساس کرد موانعی که سر راهش بوده، از بین رفته است. به این ترتیب شروع کرد به کنار زدن پرده ها و به تدریج برنامه های ضد مذهبی و ضد مردمی را آشکار کرد و شدت بخشید. هنگامی که رژیم شاه این اقدامات را تشدید نمود، بر آگاهی مردم نیز افزوده شد و در این هنگام امام خمینی(ره) که زمینه را مهیا دیدند با اعلامیه خود درباره لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی، اولین جرقه انفجار را زدند. ایشان اعلام کردند: «شاه‌پرستی، یعنی غارتگری». گفتن این حرف در آن زمان بسیار مهم و وحشتناک بود. امام خمینی(ره) با اعلامیه ها و سخنرانی ها به مردم آگاهی و شجاعت دادند و جو رعب و وحشت را که رژیم پهلوی ایجاد کرده بود شکستند. این دو عنصر، یعنی ریختن ترس مردم از رژیم و جانشینی شهامت در دل مردم و آگاهی آنان، دست به دست هم دادند و زمینه قیام ۱۵خرداد۱۳۴۲ را فراهم نمود.[۱۲]

وحدت رهبری؛ هویت بنیادین حصول انقلاب اسلامی

بی تردید نخستین عامل شکل گیری انقلاب اسلامی وحدت رهبری بود، در این انقلاب همه زیر یک پرچم جمع شدند، در حالی که انقلاب­ های واقع شده در کشورهای اسلامی به دلیل عدم وحدت رهبری هنوز دچار مشکل است.[۱۳]

اعتقادات اسلامی پایه انقلاب امام خمینی (ره)

هم چنین باید اذعان نمود به یقین اگر امام راحل (ره) مرجع نبود انقلاب به ثمر نمی­ رسید[۱۴] لیکن از سوی دیگر امام خمینی(ره) بر اجرای دستورات اسلام تاکید داشت و برای فروع و اصول دین دلسوزی می­ کرد ، لذا در سایه توجه به اعتقادات اسلامی بود که کشور ما توانست هشت سال قاطعانه در برابر دشمنان ایستادگی کرده و تسلیم دشمن نشود[۱۵].

بدین ترتیب در انقلاب اسلامى که به رهبرى امام فقید، خمینى‏ کبیر به وقوع پیوست [۱۶] اعتقادات اسلامی پایه همه مسائل قرار گرفت، لذا ایشان از نیروی مذهب استفاده کرد نه نیروهای مادی.[۱۷] از این رو وقتی آن فرد نادان به قرآن اهانت کرد و آیات شیطانی نوشت، ایشان آن حکم معروف را داد و از هیچ چیز هم نهراسید زیرا تمام جانفشانی­ ها و ایثار و مجاهدت­ ها به خاطر اسلام بود، همان گونه که علت محدثه انقلاب همین ارزش ­ها بود، علّت مبقیه نیز همان است و باید این عوامل را حفظ و تقویت کرد.[۱۸]و بر همه ما لازم است این نهاد را حفظ کنیم و اگر این نهاد تضعیف شود به ضرر مردم، نظام و به ضرر اسلام است.[۱۹]

نقش فقه در استقرار حکومت اسلامی در پرتو نظریۀ ولایت فقیه

در آخرین حلقه از سلسله فقها، امام خمینى‏ قدس سره قرار دارد که با کتاب­ هاى‏ کشف الاسرار و ولایت فقیه و طرح حکومت اسلامى و نظریه ولایت فقیه، مبارزه‏اش را بر ضد استبداد داخلى و استعمار خارجى آغاز کرد که به سقوط رژیم سلطنتى در ایران و تشکیل حکومت اسلامى گردید.[۲۰]

بدیهی است امام حسین علیه السلام که شایسته و وارث حاکمیت نبوى و علوى و رهبر معنوى امت اسلامى بود، براى احیاى ارزش ‏هاى اسلامى و بسط قسط و عدل و مبارزه با ستمگران به هدف تشکیل حکومت اسلامى به پا خاست، به این قصد که اگر ممکن شود با تشکیل حکومت اسلامى و گرنه با شهادت خویش و یارانش، چهره واقعى بنى‏ امیه را آشکار سازد و به ریشه ‏کن ساختن درخت ظلم و کفر و نفاقشان بپردازد و اسلام و امت مظلوم اسلامى را یارى کند.[۲۱]

امام حسین علیه السلام در خطبه ‏اى با صراحت در بیان هدف از تلاش و تکاپوى خویش فرمود؛ «هدف ما آن است که نشانه‏ هاى دین تو را آشکار سازیم و اصلاح و درستى را در همه بلاد بر ملا کنیم تا بندگان مظلومت آسوده باشند و فرایض و سنت ‏ها و احکامت مورد عمل قرار گیرد».[۲۲]

لذا امام خمینى‏ قدس سره در سخنى در تبیین همین مطلب مى‏ گوید: «… آن­هایى که خیال مى‏ کنند حضرت سید الشهداء براى حکومت نیامده، خیر [این سخن صحیح نیست بلکه‏] این­ها براى حکومت آمدند، براى این‏که باید حکومت دست مثل سید الشهدا باشد، مثل کسانى که شیعه سید الشهدا هستند، باشد».[۲۳] هر چند امام علیه السلام مى‏ دانست سرانجام در این راه شهید مى‏ شود.[۲۴] آن امام امت در جاى دیگر مى ‏گوید: «زندگى سید الشهداء، زندگى حضرت صاحب الزمان علیه السلام، زندگى همه انبیاى عالم، همه انبیا از اول، از آدم تا حالا همه این معنا بوده است که در مقابل جور، حکومت عدل درست کنند».[۲۵]،[۲۶]

به هر حال، در مبارزه این سلسله از فقهاى شیعه با استعمارگران و برخورد فرهنگ اسلامى با تمدن غرب، چالش­ هاى تازه اى در عرصه‏ هاى مختلف اجتماعى و حکومتى پیش آمد و مخصوصاً با طرح مسائل جدید و پرسش­ هاى نوپیدا و القاى شبهات از ناحیه روشنفکران وابسته فکرى به دانشمندان غربى، در عرصه فقه نیز، نگرشى تازه به مسائل فقهى میان فقها پدید آمد که در نتیجه، در عرصه‏ هاى اقتصاد، سیاست، احوال شخصیه و مانند آن که گاه تحولات جدید بدان دامن مى‏زد تلاش تازه و عمیقى صورت گرفت‏.[۲۷]

با تشکیل حکومت اسلامى در ایران بر اساس فقه اهل بیت علیهم السلام این سلسله از مباحث و بحث‏ هاى جدى و تازه، به فقه شیعه رونق و نشاطى دوباره بخشید[۲۸] که فقها و دانشمندانى همچون امام خمینى‏، شهید سید محمد باقر صدر، علامه طباطبایى، شهید مرتضى مطهرى را مى‏توان از طلایه‏داران این عرصه نامید.[۲۹]

آثار این فقها و دانشمندان نمونه‏ هاى روشنى از توجه به نیازهاى اجتماعى و پاسخ به شبهات و کشاندن فقه اسلامى و معارف دینى به عرصه جامعه است، که در این رویکرد، به مسائل جدید، و پرسش ­هاى تازه توجه خاصى شده و «جامعه ‏نگرى» وزن و اعتبار ویژه اى به خود گرفت.[۳۰]

پس از پیروزى انقلاب اسلامى در ایران و تشکیل حکومت اسلامى، نگرش فقیهان و اندیشمندان مکتب اهل بیت علیهم السلام به عرصه فقه اسلامى در زمینه سیاست و حکومت و مباحث تازه در ابواب اجتماعى، سیاسى و اقتصادى، عمیق‏تر گردید و سبب تدوین ده‏ ها کتاب در این زمینه شد.[۳۱]

فقه پویا و جواهری؛ شاخصۀ معنایی انقلاب اسلامی در مواجهه با اباحه گری

لازم به ذکر است که ورود فقه در عرصه حکومت و مسائل اجتماعى وابسته به آن، نباید سبب عرفى شدن احکام دینى گردد. به این معنا که ما سعى کنیم همه احکام را بر خواسته‏ هاى افراد، مخصوصا غرب‏زده ‏ها تطبیق دهیم و فقه در درجه اول سیاسى و در درجه بعد، دینى و اسلامى گردد.

به تعبیر دیگر؛ ما بسیارى از احکام فقهى را مربوط به زمان گذشته بدانیم و آنچه را امروز به گمان خود به مصلحت فرد و جامعه مى‏بینیم جایگزین آن کنیم.[۳۲]

متأسفانه بعضى از دانشمندان عصر ما که در حد بالایى از آگاهى فقهى نیستند گرفتار این افراط­گرى شده‏ اند و اصالت فقه اسلامى را مخدوش کرده ‏اند.[۳۳] لیکن امام خمینى‏ «قدس سره» پیش‏بینى چنین انحرافى را مى‏ کرد، لذا کراراً تأکید داشت که فقه امروز نیز باید بر پایه فقه جواهرى[۳۴] بنا شود و اصول و قواعد محکم فقهى باید پابرجا بماند و دست خوش ذوق و سلیقه و استحسان و افکار غرب‏گرا و سیاست زده نگردد.[۳۵]

بدین ترتیب رویکرد متأخران و به ویژه معاصران بر این بوده که در کنار ذکر مصادیق و موضوعات مرتبط با زمان و مکان تعریفى علمى و فنى در شرح و بسط عنصر زمان و مکان بیان داشته باشند. نمونه بارز و مصداق شاخص این عده از فقها امام خمینى‏ (ره) است که با تلفیق عنصر زمان و مکان با اجتهاد، نظریه «ولایت فقیه» را در اداره حکومت اسلامى به جامعه اسلامى ارائه نمود. ایشان در بیان ضرورت توجه به زمان و مکان در استنباط مى‏ گوید:«زمان و مکان دو عنصر تعیین ‏کننده در اجتهادند مسأله‏ اى که در قدیم داراى حکمى بوده است به ظاهر همان، مسأله در روابط حاکم بر سیاست و اجتماع و اقتصاد یک نظام، ممکن است حکم جدیدى پیدا کند، بدین معنا که با شناخت دقیق روابط اقتصادى، اجتماعى و سیاسى همان موضوع اول که از نظر ظاهر با قدیم فرقى نکرده واقعا موضوع جدیدى شده است که قهراً حکم جدیدى را نیز مى‏ طلبد».[۳۶]،[۳۷]

صیانت از ارزش­ های دینی با مولّفه عقلانیت؛ قاطعیت و شجاعت

انقلابی را که امام راحل بوجود آورد برخاسته از عقلانیت و الگوگیری از رهبری پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) در آغاز شکل گیری حکومت اسلامی بود[۳۸]. هم چنین قاطعیت حضرت امام از جمله شاخصه ­های هویتی حصول انقلاب اسلامی است،ایشان اهل مشورت بود و هیأت مشورتی قوی متشکل از افرادی همچون شهید مطهری ­ها، شهید بهشتی ­ها و امثال این بزرگواران داشتند، اما در تصمیمی که می­ گرفتند قاطع بودند، وقتی گفتند شاه باید برود، هرچه آمدند و گفتند شاه می­ خواهد اختیارات خود را به شما بدهد و کنار برود اما ایشان تأکید کردند شاه باید برود. و یا حضرت امام(ره) وقتی تأکید کردند جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر، روی آن ایستاد.[۳۹]

ویژگى دیگر امام خمینی شجاعت فوق ‏العاده وى بود، بی شک اگر بیدارگر عصرما، امام خمینى (ره)، شجاع و نترس نبود انقلاب اسلامى ایران بر خلاف انتظار جهانیان پیروز نمى ‏شد.[۴۰]

در تبیین این مصادیق هویت ساز در تحقق و شکل گیری انقلاب اسلامی و قاطعیت در برابر حفظ اصول و مبانی اسلام می­توان به کلام امام خمینى‏ (ره) اشاره نمود که فرمود؛ «حکومت اسلامى مى‏ تواند قراردادهاى شرعى را که خود با مردم بسته است، در موقعى که آن قرارداد[۴۱]خلاف مصالح کشور و اسلام باشد، یک‏جانبه لغو نماید و مى ‏تواند هر امرى را چه عبادى و چه غیر عبادى که جریان آن خلاف مصالح اسلام است، از آن، مادامى که چنین است، جلوگیرى نماید (مانند ممنوع کردن حج در بعضى از سال‏ها به خاطر حفظ کیان اسلام و مسلمین)».[۴۲]،[۴۳]

به تعبیر امام خمینى‏ (ره)؛ «اسلام آن قدر عزیز است که فرزندان پیغمبر، جان خودشان را فداى اسلام کردند. حضرت سید الشهداء علیه السلام با آن جوان‏ها، با آن اصحاب، براى اسلام جنگیدند و جان دادند و اسلام را احیا کردند».[۴۴]،[۴۵]

و باز عجیب نیست وقتی متن انگلیسى کتاب آیات شیطانی[۴۶] با سرعت عجیبى به زبان‏ هاى مختلف کفر ترجمه و در دنیا پخش گردید، امام خمینى‏(ره) فتواى تاریخى خود را دائر بر مرتد بودن نویسنده این کتاب یعنى سلمان رشدى و لزوم قتل او صادر کردند، اگر چه چنان حمایتى از ناحیه دولت‏هاى استعمارى و دشمنان اسلام از نویسنده کتاب شد که در دنیا سابقه نداشت؛[۴۷] ولى ایستادگى محکم امام خمینى(ره) در فتواى خود، و ادامه راهش از سوى جانشینان او، و پذیرش این فتواى تاریخى از سوى غالب توده‏ هاى مسلمین جهان، سبب ناکامى توطئه ‏گران شد،[۴۸]واین حقیقت روشن شد که سلمان رشدى در این کار تنها نبوده، و مسأله از تألیف یک کتاب ضد اسلامى فراتر است، و در واقع توطئه ‏اى است که از سوى غرب استعمارگر و صهیونیست‏ ها براى کوبیدن اسلام طراحى شده و جداً پشت سر آن ایستاده ‏اند.[۴۹]

لذا تا این تاریخ نویسنده کتاب مزبور در اختفاى کامل به سر مى ‏برد و از سوى دول استعمارى دقیقاً مراقبت مى‏ شود؛ و ظاهراً مجبور است تا آخر عمر چنین زندگى کند، و شاید به دست خود آنها به قتل برسد تا از این رسوایى نجات یابند.[۵۰]

با این تفاسیر باید گفت از تنهایى در مسیر خداوند وحشت نکنیم و در مقابل حوادث و دشمنان مختلف شجاع و دلیر باشیم، و تنها بر خداوند تکیه کنیم، و از غیر او واهمه ‏اى نداشته باشیم‏.[۵۱]

هم چنین ما نباید در مسائل ارزشی کوتاه بیائیم، خداوند حضرت امام خمینی(ره) را رحمت کند که هرگز در برابر ارزش های اسلامی کوتاه نمی آمدند و امروز رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز همین دیدگاه را دارند و به دفعات بر این مسأله پا فشاری کردند.[۵۲]

نفی سکولاریسم شاخصه حیاتی در انقلاب حضرت روح الله(ره)

با تأمل در کلام امام خمینى‏ (ره) که مى‏ گوید: «اگر کسى دین را از سیاست جدا بداند، خدا، رسول و ائمه معصومین علیهم السلام را تکذیب کرده است»[۵۳] و «اسلام دینى است که با سیاست آمیخته است».[۵۴]،[۵۵] در یک کلام باید گفت: سکولارها، اطلاع درستى درباره اسلام ندارند؛ یا شاید اسلام را همچون مسیحیت کنونى پنداشته ‏اند، وگرنه ممکن نیست کسى از فقه اسلامى آگاه باشد و کمترین تردیدى درباره لزوم حکومت در اسلام به خود راه دهد.[۵۶]

بلکه به روشنى اهتمام انبیاى بزرگ و پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و امامان اهل بیت و فقهاى اسلام به تشکیل حکومت مبتنى بر وحى، به دست مى ‏آید که همان حکومت راستین، و سیاست اصیل‏ برخاسته از مبناى آسمانى مقدس است.[۵۷] این چنین حکومت و سیاستى هرگز دستخوش فریبکارى و نیرنگ نمى ‏گردد.[۵۸]

این تحلیل نشان مى ‏دهد که «سیاست» به معناى صحیح کلمه، ربطى به سیاست به معناى تحریف یافته و غیر انسانى آن ندارد. اگر چه بعضى از افراد به تحریف واژه «سیاست» پرداخته‏اند تا بتوانند در باب نفى دین از سیاست حرفى براى گفتن داشته باشند.[۵۹]

در حالى که سیاست، معانى و کاربردهاى فراوانى دارد؛ از جمله به قول امام خمینى‏(ره)؛ «سیاست و راه بردن جامعه، با موازین عقل و عدل و انصاف و صدها نمونه از این قبیل، چیزهایى است که با مرور زمان در طول تاریخ بشر و زندگى اجتماعى کهنه نمى ‏شود».[۶۰]

اینچنین است که بنیانگذار نظام جمهورى اسلامى در تعبیر جامعى مى‏ فرماید:«همه ما باید بدانیم که آنچه موجب وحدت بین مسلمین است، این مراسم سیاسى، مراسم عزادارى ائمه اطهار علیهم السلام به ویژه سید مظلومان و سرور شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام است که حافظ ملیت مسلمین به ویژه شیعیان ائمه اثنى‏ عشر علیهم صلوات الله و سلم مى‏ باشد». [۶۱]

«قلم» ؛ سلاح امام خمینی(ره) در تحقق انقلاب

بدیهی است دانشمند با قلمش با روح و فکر و اندیشه مردم سر و کار دارد، یک عالِم تازیانه بر گرده افکار مردم می ­زند لذا گاه یک قطره مرکب عالم که سطرى بنگارد از نظر هدایت و تحول جامعه به سوى سعادت، اثرش بیشتر از خون ­هاى شهداى در راه خداست، گاه یک یا چند قطره مرکب عالم جمله ‏اى بر روى کاغذى شده و دست استعمارى را کوتاه مى ‏کند، و او را به عقب‏ نشینى وامى ‏دارد، چنانکه پیام­ هاى رهبر کبیر انقلاب امام خمینى‏ (ره) چنان کرد که شاید خون شهدا به تنهائى نمى‏ کرد، کار شهید باارزش است ولى کار عالم باارزش­تر.[۶۲]

امام خمینى‏ (ره) با قلم و بیانیه‏ هایش انقلاب را به ثمر نشاند. ایشان یک اطلاعیه مى ‏نوشت و یاران وفادارش آن را در مدت کوتاهى در سراسر کشور، اعم از شهرها و روستاها پخش مى‏ کردند. خلاصه قلم‏ها هستند که دنیا را مى‏ چرخانند.[۶۳]

سخن آخر

در خاتمه باید گفت لازم است آثار امام خمینی(ره) در کتاب های درسی دانش آموزان ،متون درسی حوزه­ های علمیه و دانشگاه ­ها نقش پررنگ تری داشته باشد تا طلاب و دانشجویان و دانش آموزان بیشتر با این آثار انس بگیرند. [۶۴] هم چنین باید آثار امام راحل به زبان­ های مخلتف دنیا ترجمه شود تا تمام جهانیان با افکار و اندیشه ­های ایشان آشنا شوند[۶۵].

هم چنین باید گفت اگر ما به دنبال راه و هدف امام(ره) هستیم باید منافع حزبی و گروهی و جناحی را کنارگذاشته و به مسائل اسلامی و ملی فکر کنیم و قدمی برای رفع مشکلات مردم برداریم[۶۶].

لذا عمل به گفتار و هدف امام خمینی(ره) مصداق بارز خدمت راستین به ملت و کشور است[۶۷] از این رو باید اصول قیام امام(ره) را حفظ کرده و زیر یک پرچم اتحاد داشته و با حفظ قاطعیت در برابر دشمن پایه های مذهب را تقویت کنیم.[۶۸]

امیدواریم خدای متعال روح پرفتوح حضرت امام(ره)، شهدای انقلاب و شهدای جنگ تحمیلی را غریق رحمت واسعه خویش بگرداند. توفیق همگان را در این راه از خداوند بزرگ مسألت دارم.[۶۹]

پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظلّه) makarem.ir

[۱] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج‏۱ ؛ ص۱۲۷٫

[۲] همان؛ ج‏۱ ؛ ص۲۵۱٫

[۳] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛ درس خارج فقه؛مسجد اعظم قم؛ ۱۳۹۳/۰۳/۱۳٫

[۴] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار مسؤولان و مدیران مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) دفتر قم؛۱۳۸۹/۰۳/۰۸٫

[۵] همان.

[۶] همان.

[۷] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛ درس خارج فقه؛مسجد اعظم قم؛ ۱۳۹۳/۰۳/۱۳٫

[۸] http://makarem.ir.

[۹] همان.

[۱۰] همان.

[۱۱] همان.

[۱۲] همان.

[۱۳] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛ درس خارج فقه؛مسجد اعظم قم؛ ۱۳۹۳/۰۳/۱۳٫

[۱۴] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار دکتر محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری سابق ایران؛۱۳۸۹/۰۱/۰۱٫

[۱۵] همان.

[۱۶] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقین) ؛ ج‏۲ ؛ ص۳۹۲٫

[۱۷] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛ درس خارج فقه؛مسجد اعظم قم؛ ۱۳۹۳/۰۳/۱۳٫

[۱۸] همان.

[۱۹] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار دکتر محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری سابق ایران؛۱۳۸۹/۰۱/۰۱٫

[۲۰] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج‏۱ ؛ ص۱۳۱٫

[۲۱] عاشورا ریشه ‏ها، انگیزه‏ها، رویدادها، پیامدها ؛ ص۲۴۹٫

[۲۲] تحف العقول، ص ۱۷۰ و بحارالانوار، ج ۹۷، ص ۷۹٫

[۲۳] صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۳٫

[۲۴] عاشورا ریشه ‏ها، انگیزه‏ها، رویدادها، پیامدها ؛ ص۲۴۹٫

[۲۵] صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۴٫

[۲۶] عاشورا ریشه ‏ها، انگیزه‏ها، رویدادها، پیامدها، ص: ۲۵۰٫

[۲۷] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج‏۱ ؛ ص۱۳۱٫

[۲۸] همان. ؛ ج‏۱ ؛ ص۱۳۲٫

[۲۹] همان.

[۳۰] همان.

[۳۱] همان.

[۳۲] همان ؛ ص۱۳۳٫

[۳۳] همان.

[۳۴] اشاره به کتاب جواهر الکلام مرحوم شیخ محمد حسن نجفى (رحمه الله).

[۳۵] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج‏۱ ؛ ص۱۳۳٫

[۳۶] صحیفه نور، ج ۲۱، ص ۹۸٫

[۳۷] دائره المعارف فقه مقارن، ج‏۱، ص: ۲۷۲٫

[۳۸] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛ درس خارج فقه؛مسجد اعظم قم؛۱۳۹۱/۰۳/۱۰٫

[۳۹] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛ درس خارج فقه؛مسجد اعظم قم؛ ۱۳۹۳/۰۳/۱۳٫

[۴۰] قهرمان توحید، شرح و تفسیر آیات مربوط به حضرت ابراهیم (ع) ؛ ص۲۵٫

[۴۱] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج‏۲ ؛ ص۲۸۶٫

[۴۲] صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۱۷۰٫

[۴۳] دائره المعارف فقه مقارن، ج‏۲، ص: ۲۸۷٫

[۴۴] صحیفه امام، ج ۸، ص ۱۵۱( سخنرانى ۲۴/ ۳/ ۵۸).

[۴۵] عاشورا ریشه ‏ها، انگیزه‏ها، رویدادها، پیامدها ؛ ص۲۳۰٫

[۴۶] تعبیراتی بسیار موهن و زننده که ضمن یک داستان تخیلى نه تنها مقدسات اسلام را زیر سؤال برد، بلکه حتى نسبت به انبیاء بزرگى که همه ادیان آسمانى براى آنها احترام قائلند (همچون ابراهیم على نبینا و آله علیه السلام) اهانت نمود. (یکصد و هشتاد پرسش و پاسخ ؛ ص۶۸۵).

[۴۷] پیام قرآن ؛ ج‏۷ ؛ ص۱۶۷٫

[۴۸] همان.

[۴۹] همان.

[۵۰] همان.

[۵۱] قهرمان توحید، شرح و تفسیر آیات مربوط به حضرت ابراهیم (ع) ؛ ص۲۵٫

[۵۲] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار اعضای شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی؛ ۲۱/۰۷/۱۳۹۰٫

[۵۳] صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۲۹- ۲۸٫

[۵۴] همان ، ج ۹، ص ۱۳۶٫

[۵۵] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج‏۱ ؛ ص۵۵۱٫

[۵۶] همان.

[۵۷] همان.

[۵۸] همان، ج‏۱، ص: ۵۵۲

[۵۹] همان.

[۶۰] وصیت نامه امام خمینى، بند( ب).

[۶۱] عاشورا ریشه‏ها، انگیزه‏ها، رویدادها، پیامدها ؛ ص۷۱٫

[۶۲] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقین) ؛ ج‏۲ ؛ ص۳۱۸٫

[۶۳] داستان یاران؛ص ۹۷٫

[۶۴] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار مسؤولان و مدیران مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) دفتر قم؛۱۳۸۹/۰۳/۰۸٫

[۶۵] همان.

[۶۶] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛ درس خارج فقه؛مسجد اعظم قم؛۱۳۹۱/۰۳/۱۰٫

[۶۷] همان.

[۶۸] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛ درس خارج فقه؛مسجد اعظم قم؛ ۱۳۹۳/۰۳/۱۳٫

[۶۹] همان.