صراحت بیان امام راحل در نفى دیدگاه اعتقادى و عملى برخى از منتظران، از شناخت و مواضع استوار ایشان درباره مسأله مهدویت حکایت دارد.

 موضوع ظهور و انتظار فرج و موضوعات مرتبط یه آن،مباحثی است که پس از غیبت کبرای امام عصر (عج) پیوسته و به فراخور شرایط اجتماعی و سیاسی نظام های حاکم بر مسلمین مطرح بوده است؛چرا که این موضوع نه فقط در اندیشه شیعه بلکه در کل جهان اسلام در اشکال مختلف جزء بنیادی ترین و زنده ترین مسائل دینی،اعتقادی و اسلامی به خصوص از منظر مکتب اهل بیت علیهم السلام است،از این رو علما و صاحب نظران عرصه دین مبین اسلام براساس نیاز و اقتضائات جامعه زمان خود از آن سخن گفته اند.

در میان دیدگاههای مطرح شده از سوی علمای اسلام ،نظریات و سخنان امام خمینی (ره) به جهت موفق شدن در پایه ریزی و استقرار نظامی مبتنی برآموزه های مهدوی از اهمیت به سزایی برخوردار است.

امام خمینی (ره) از کسانی است که جریان ظهور مصلح کل و عدل گستر جهانی را هم در آثار و اندیشه متجلی کرده و هم در میدان عمل درباره مهدویت از جنبه های مختلف به طور زنده، آموزنده و کارآمد سخن گفته و به مورد اجرا گذاشته است.»(۱)

«انتظار در دیدگاه امام خمینى، در حقیقت بیان یک تکلیف اعتقادى و اجتماعى است. ایشان در نقد مفهوم انتظارى که غالبا منتظران در یک نظام طاغوتى دارند، منتظر حقیقى امام عصر(عج) را عامل به وظیفه شرعى خویش در قبال جامعه و روند آن مى‌داند. بدین‌گونه، انتظار را مى‌توان همان اعتراض منتظران مهدى شمرد، زیرا آنان از وضع موجود ناخرسند هستند و نظام سیاسى صالحان را آرزومندند.

طرح وظیفه فعلى و شرعى مسلمانان، ناظر به رسالت آنان در برابر هجوم فرهنگى و سیاسى و اقتصادى مستکبران است که نباید در انجام آن تأخیر و سهل‌انگارى روا داشت. اساسا انتظار، چیزى به جز ایجاد آمادگى براى ظهور مهدى موعود نیست. آمادگى منتظران همان ابعادى را دارد که ظهور حضرت در عرصه‌هاى فرهنگ و سیاست و اقتصاد و تربیت، نمودار آن است. طاغوت‌ستیزى در هر برهه و مکانى از جهان اسلام، نخستین گام عملى منتظران است و آنان را براى پیوستن به جریان ظلم‌ستیزى در گستره جهانى مهیا مى‌سازد.

تحقق وعده تخلف‌ناپذیر الهى درباره وراثت و حاکمیت مستضعفان در زمین در گرو همراهى و آمادگى نیروهاى معتقد به ولایت و عدالت مهدى است. رهبر کبیر انقلاب اسلامى ضمن یادکرد این مضمون قرآنى، خاطرنشان مى‌سازد که منتظران نباید در راه انتظار مهدى، دچار دغدغه و هراس شوند.

امام خمینى تلقى خود از انتظار مهدى(عج) را برآمده از شناخت سیره ستم‌ستیزانه پیامبران ابراهیمى مى‌شمارد که در هر حال با طاغوت‌ها مبارزه مى‌کردند و پیروزى و شکست ظاهرى نزد آنان مطرح نبود:

«سیره انبیا بر این معنا بوده…که معارضه مى‌کردند با طاغوت ولو این‌که زمین بخورند، ولو این‌که کشته بشوند ولو کشته بدهند. ارزش دارد که انسان در مقابل ظلم بایستد، در مقابل ظالم بایستد و مشتش را گره کند و توى دهنش بزند و نگذارد که این‌قدر ظلم زیاد بشود، این ارزش دارد.»(۲)

چنان‌که در تعالیم حضرت امام به چشم مى‌خورد، مبارزه با ظلم ظالمان یک ارزش انسانى-الهى تلقى مى‌شود و مؤمنان همچون پیامبران سعى در پیشگیرى از افزایش و توسعه تجاوز آنان به حقوق مردمان دارند. این دیدگاه از انتظار و ظهور حضرت حجت علیه السّلام برخلاف دیدگاه کسانى است که فزونى و فراگیرى ظلم و استضعاف را مى‌طلبند و براى خود کمترین تکلیفى در برابر ستم‌پیشگان قائل نیستند. صراحت بیان امام راحل در نفى دیدگاه اعتقادى و عملى برخى از منتظران، از شناخت و مواضع استوار ایشان درباره مسأله مهدویت حکایت دارد.(۳)

یکی از نگرانی های امام(ره) درباره ظهور امام عصر(عج) نگرش های انحرافی درباره انتظار برای ظهور آن حضرت(عج) است. ایشان در یکی از بیاناتشان برداشت های متفاوت از انتظار فرج را دسته بندی و نقد نموده اند که در ذیل می آید:

اکتفا به دعا …

بعضی انتظار فرج را به این می‏ دانند که در مسجد، در حسینیه، در منزل بنشینند و دعا کنند و فرج امام زمان ـ سلام‏اللّه‏ علیه ـ را از خدا بخواهند. اینها مردم صالحی هستند که یک همچو اعتقادی دارند. بلکه بعضی از آنها را که من سابقاً می‏ شناختم بسیار مرد صالحی بود، یک اسبی هم خریده بود، یک شمشیری هم داشت و منتظر حضرت صاحب ـ سلام‏اللّه‏ علیه ـ بود. اینها به تکالیف شرعی خودشان هم عمل می‏ کردند و نهی از منکر هم می‏ کردند و امر به معروف هم می‏ کردند، لکن همین، دیگر غیر از این کاری ازشان نمی ‏آمد و فکر این مهم که یک کاری بکنند، نبودند.

بی توجهی به سیاست

یک دستۀ دیگری بودند که انتظارفرج را می‏ گفتند این است که ما کار نداشته باشیم به اینکه در جهان چه می‏ گذرد، بر ملت‏ها چه می‏ گذرد، بر ملت ما چه می‏ گذرد؛ به این چیزها ما کار نداشته باشیم، ما تکلیف‏های خودمان را عمل می‏ کنیم، برای جلوگیری از این امور هم خود حضرت بیایند ان‏شاءاللّه‏، درست می‏ کنند؛ دیگر ما تکلیفی نداریم. تکلیف ما همین است که دعا کنیم ایشان بیایند و کاری به کار آنچه در دنیا می‏ گذرد یا درمملکت خودمان می‏ گذرد، نداشته باشیم. اینها هم یک دسته‏، مردمی بودند که صالح بودند.

پرهیز از نهی از منکر

یک دسته ‏ای می‏گفتند که خوب، باید عالم پر[از]معصیت بشود تا حضرت بیاید؛ ما باید نهی از منکر نکنیم، امر به معروف هم نکنیم تا مردم هر کاری می ‏خواهند بکنند؛ گناه‏ها زیاد بشود که فرج نزدیک بشود.

دعوت به گناه برای تعجیل در فرج

یک دسته‏ ای از این بالاتر بودند، می‏ گفتند: باید دامن زد به گناهها، دعوت کرد مردم را به گناه تا دنیا پر از جور و ظلم بشود و حضرت ـ سلام‏اللّه‏ علیه ـ تشریف بیاورند. این هم یک دسته‏ ای بودند که البته در بین این دسته، منحرفهایی هم بودند، اشخاص ساده لوح هم بودند، منحرفهایی هم بودند که برای مقاصدی به این دامن می‏ زدند.

ادعای باطل بودن هر حکومتی قبل از ظهور

یک دستۀ دیگری بودند که می‏ گفتند که هر حکومتی اگر در زمان غیبت محقق بشود، این حکومت باطل است و بر خلاف اسلام است. آنها مغرور بودند…به بعض روایاتی که وارد شده است بر این امر که هر عَلَمی بلند بشود قبل از ظهور حضرت، آن علم، علم باطل است. آنها خیال کرده بودند که نه، هر حکومتی باشد، در صورتی که آن روایات[اشاره دارد]که هر کس علم بلند کند با علم مهدی، به عنوان «مهدویت» بلند کند،[باطل است.]

حالا ما فرض می‏ کنیم که یک همچو روایاتی باشد، آیا معنایش این نیست که تکلیف مان دیگر ساقط است؟ یعنی، خلاف ضرورت اسلام، خلاف قرآن نیست این معنا که ما دیگر معصیت بکنیم تا پیغمبر بیاید، تا حضرت صاحب بیاید؟ حضرت صاحب که تشریف می‏ آورند برای چی می‏ آیند؟ برای اینکه گسترش بدهند عدالت را، برای اینکه حکومت را تقویت کنند، برای اینکه فساد را از بین ببرند. ما برخلاف آیات شریفۀ قرآن دست از نهی از منکر برداریم، دست از امر به معروف برداریم و توسعه بدهیم گناهان را برای اینکه حضرت بیایند؟ حضرت بیایند چه می‏ کنند؟ حضرت می‏ آیند، می‏ خواهند همین کارها را بکنند. الآن دیگر ما هیچ تکلیفی نداریم؟ دیگر بشر تکلیفی ندارد، بلکه تکلیفش این است که دعوت کند مردم را به فساد؟ به حسب رأی این جمعیت، …این است که ما … باید دعاگوی امریکا باشیم و دعاگوی اذنابشان … باشیم و امثال اینها تا اینکه اینها عالم را پر کنند از جور و ظلم و حضرت تشریف بیاورند. بعد حضرت تشریف بیاورند، چه کنند؟ حضرت بیایند که ظلم و جور را بردارند؛ همان کاری که ما می‏ کنیم و ما دعا می‏ کنیم که ظلم و جور باشد! حضرت می‏ خواهند همین را برش دارند. ما اگر دستمان می‏ رسید، قدرت داشتیم، باید برویم تمام ظلم و جورها را از عالم برداریم. تکلیف شرعی ماست، منتها ما نمی‏ توانیم. …

…چون نمی‏ توانیم ..، باید او بیاید … اما ما باید فراهم کنیم کار را. فراهم کردن اسباب این است که کار را نزدیک بکنیم، کار را همچو بکنیم که مهیا بشود عالم برای آمدن حضرت ـ سلام‏اللّه‏ علیه .»(۴)

امام (ره) در سال ۱۳۶۷، درسخنرانی در جمع روحانیون و طلاب، ضمن تعیین استراتژی نظام جمهوری اسلامی ایران و رسالت حوزه‏ های علمیه، از رویارویی دو تفکر مثبت و انحرافی از انتظار فرج در جریان انقلاب اسلامی سخن گفته اند.

۱۵خرداد ۱۳۴۲؛ رویارویی دو تفکر

«شعار گمراه کنندۀ حکومت قبل از ظهور امام زمان ـ علیه السلام ـ باطل است و هزاران «إن قُلت» دیگر، مشکلات بزرگ و جانفرسایی بودند که نمی‏ شد با نصیحت و مبارزۀ منفی و تبلیغات جلوی آنها را گرفت؛ تنها راه حل، مبارزه و ایثار خون بود که خداوند وسیله‏ اش را آماده نمود. علما و روحانیت متعهد سینه را برای مقابله با هر تیر زهرآگینی که به طرف اسلام شلیک می‏ شد آماده نمودند و به مسلخ عشق آمدند.

اولین و مهمترین فصل خونین مبارزه در عاشورای ۱۵ خرداد رقم خورد. در ۱۵خرداد ۴۲ مقابله با گلولۀ تفنگ و مسلسل شاه نبود که اگر تنها این بود مقابله را آسان می‏ نمود. بلکه علاوه بر آن از داخل جبهۀ خودی گلولۀ حیله و مقدس مآبی و تحجر بود؛ گلولۀ زخم زبان و نفاق و دورویی بود که هزار بار بیشتر از باروت و سرب، جگر و جان را می‏ سوخت و می‏ درید. در آن زمان روزی نبود که حادثه ‏ای نباشد، ایادی پنهان و آشکار امریکا و شاه به شایعات و تهمتها متوسل شدند حتی نسبت تارک الصلوه و کمونیست و عامل انگلیس به افرادی که هدایت مبارزه را به عهده داشتند می‏ دادند. واقعاً روحانیت اصیل در تنهایی و اسارت خون می‏ گریست که چگونه امریکا و نوکرش پهلوی می ‏خواهند ریشۀ دیانت و اسلام را برکنند و عده‏ ای روحانی مقدس نمای ناآگاه یا بازی خورده و عده‏ ای وابسته که چهره‏ شان بعد از پیروزی روشن گشت، مسیر این خیانت بزرگ را هموار می‏ نمودند.

آنقدر که اسلام از این مقدسین روحانی‏ نما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگر نخورده است و نمونۀ بارز آن مظلومیت و غربت امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ که در تاریخ روشن است. بگذارم و بگذرم و ذائقه‏ ها را بیش از این تلخ نکنم. ولی طلاب جوان باید بدانند که پروندۀ تفکر این گروه همچنان باز است…»(۵)

منابع:

۱-حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) و استراتژی انتظار در اندیشه امام خمینی (ره) ،سیدغلام رضا حسینی ص۱۱

۲- مهدویت در منظر امام خمینی (ره) ،ابوالفضل هدایتی فخر داود،ص۱۲۶ به نقل از صحیفه امام ج۱۸ص۲۶۹

۳-مهدویت در منظر امام خمینی (ره) ،ابوالفضل هدایتی فخر داود،صص۱۲۶-۱۲۵

۴-صحیفه امام،ج۲۱،ص۱۶

۵-پرتال امام خمینی(ره)،صحیفه امام ،ج۲۱ ۰۳/۱۲/۱۳۶۷

ودر انتظار ولی اعظم ص۱۰۳