قریب به نیم قرن پیش ایده های اولیه ایجاد ارتش واحد اروپایی کلید زده شد در حالی که همچنان به علت عدم همسویی قدرتهای اروپایی این پروژه مشترک اروپایی محقق و اجرایی نشده است.

نخستین زمزمه های ایجاد ارتش واحد اروپایی اندکی پس از جنگ جهانی دوم در میان کشورهای درگیر آغاز شد.  شماری از کشورهای اروپایی بر این باور بوده و هستند که ایجاد ارتش واحد اروپایی می تواند به مثابه دیواره امنیتی محکمی برای آنها عمل کرده و می توانند بواسطه آن ثبات، آرامش و صلح را برای مردم خود به ارمغان بیاورند.

اکنون با گذشت بیش از نیم قرن از جنگ جهانی دوم بار دیگر داعیه تاسیس «ارتش اروپایی واقعی» در میان قدرتهای اروپایی از سر گرفته شده است، تا جایی که یکی از محورهای گفتگوی رهبران و مقامات اروپایی در هر نشست رسمی و غیر رسمی به این موضوع اختصاص پیدا می کند. اگر چه وزرای دفاع و وزرای خارجه کشورهای عضو اتحادیه اروپا بطور خاص و ویژه تر به بررسی راه اندازی ارتش واحد اروپایی می پردازند، اما تاکنون نتوانسته اند به نتیجه مطلوب و مورد دلخواه دست پیدا کنند.

موضوع برای کشورهای اروپایی از جایی جلوه جدی تر به خود گرفت که روسیه با تجهیز توان دفاعی خود به خطر و تهدیدی برای ناتو و کشورهای اروپایی بدل شد. تقویت ارتش روسیه در داخل و اطراف اروپا باعث افزایش نگرانی ها در مورد تهاجمی تر شدن این قاره شده تا جایی که آلمان، فرانسه و کشورهای دیگر به شدت از روسیه و اهداف آن ابراز نگرانی می کنند.

هفته گذشته همزمان با گفتگوی «امانوئل ماکرون» رئیس جمهور فرانسه با «رادیو اروپا ۱» موج جدیدی از ایجاد ارتش واحد اروپایی در میان رهبران و مقامات اروپایی به راه افتاد. ماکرون با اشاره به این نکته که اروپا بواسطه هم مرزی با روسیه می تواند مورد تهدیدهای احتمالی این کشور قرار بگیرد، اظهار داشت که اروپا باید تا جایی توان دفاعی خود را بالا ببرد که بدون هرگونه وابستگی به آمریکا قادر به دفاع از خود باشد.

وی در توضیح و توجیه خود برای لزوم تاسیس و راه اندازی «ارتش واقعی اروپایی» با اشاره به موضع اخیر «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری آمریکا درباره خروج از پیمان منع موشک های هسته ای دور برد گفت که هدف از چنین برنامه ای حفاظت اروپا در مقابل چین، روسیه و حتی آمریکا است.

از سوی دیگر ۲۹ کشور عضو پیمان آتلانتیک شمالی بر این باور متفق القول هستند که هرگونه حمله نظامی علیه یک یا چند کشور عضو در اروپا و یا در آمریکای شمالی را حمله به تمام اعضای ناتو تلقی کرده و همگی برای دفاع از کشور یا کشورهای هدف قرار گرفته شده وارد میدان شوند.

ماکرون که در سیاست اداره کشور مسیری مشابه «ژاک شیراک» و «شارل دوگل» را در پیش گرفته سعی دارد تا با فرورفتن در لاک دفاعی به نوعی امنیت و ثبات را به مردم کشور خود ارزانی بدارد. سیاست های مبتنی بر تقویت توان هسته ای، تقویت توان دفاع ملی، برخورداری از شمایل اروپای واحد و همبستگی بلوک شرق و غرب برای حفظ همبستگی اروپا از جمله مواردی هستند که در برنامه های رئیس جمهوری کنونی فرانسه به وضوح به چشم می خورد. سیاست هایی که به نوعی نامحسوس به مقابله با یکجانبه گرایی آمریکا نیز می پردازد.

شیراک اصولی را در حوزه سیاست خارجی خود سرلوحه قرار داده بود، مواردی که از اهداف مهم و اصلی شیراک می توان به آنها اشاره کرد، چند جانبه‌ گرایی، مخالفت با تحقق هژمونی آمریکا، تامین آزاد انرژی، توسل به قواعد حقوق بین المللی و تاکید بر نقش نهادهای بین ‌المللی به‌ خصوص سازمان ملل است. وی تا سال ۲۰۰۷ میلادی یعنی تا زمان حضور خود در کاخ الیزه تلاش های بسیاری در جهت تحقق سیستم دفاعی و امنیتی را مبذول داشت، اما برغم تلاش های مجدانه وی نتیجه ای حاصل نشد.

در چنین شرایطی که ماکرون مصرانه خواستار تاسیس ارتش اروپایی برآمده، ترامپ در مقابل در توئیتی تشکیل ارتش اروپایی را «توهین آمیز» قلمداد کرده و نسبت به پرداخت سهم کشورهای اروپایی در ناتو انتقادهای همیشگی خود را تکرار کرد.

پس از اعلام موضع رئیس جمهوری فرانسه، « اورزلا فون در لاین» وزیر دفاع و «آنگلا مرکل» صدراعظم آلمان ضمن حمایت از ماکرون با تاکید بر لزوم تحقق ارتش واقعی اروپایی خواستار اقدامات جدی کشورهای اروپایی در این زمینه شدند.

مرکل در سخنان اخیر خود در صحن پارلمان اروپا ضمن تاکید بر اینکه چنین ارتشی با ناتو مغایرتی ندارد، تاکید کرد که اگر اروپا یک ارتش واحد و سیستم‌ تسلیحاتی واحدی داشته باشد می‌تواند با قدرت بیشتری در ناتو حضور یابد. به اعتقاد رهبر آلمان یک ارتش مشترک اروپایی سبب خواهد شد که جنگ تازه‌ای در اروپا در نگیرد.

صدراعظم آلمان در ادامه سخنان خود گفت که اروپا تنها زمانی به اندازه کافی، متحد و منسجم خواهد بود که در سکوهای جهانی بتواند از ارزشها و منافع خویش دفاع کند. از این رو اروپا باید در بلند مدت، توانمندتر شود و باید بر اساس اتفاق آراء از طریق معاهدات و پیمان های اروپایی عمل کند.

وزیر دفاع آلمان نیز از متحدان اروپایی خود خواست تا نگاه جدی تری به این پروژه مهم اروپایی داشته و از هیچ تلاشی برای تحقق آن فروگذار نکنند.

بحث درباره ایجاد ارتش اروپایی به همین جا ختم نشد. پس از ماکرون و مرکل نوبت اظهار نظر درباره این پروژه مهم اروپایی به «ولادیمیر پوتین» رئیس جمهوری روسیه رسید. پوتین در گفتگویی با راشاتودی ضمن حمایت از مواضع فرانسه در قبال ایجاد ارتش واحد اروپایی خاطر نشان کرد که کشورهای عضو اتحادیه اروپا حق دارند که بخواهند در عرصه دفاعی و امنیتی مستقل و خودکفا باشند.

رئیس جمهوری روسیه با بیان اینکه ماکرون احیاگر طرح رئیس جمهوری پیشین فرانسه در خصوص تاسیس ارتش اروپایی بوده تاکید کرد که مسکو درصدد تعمیق مناسبات خود با اروپا است.

در این میان نباید از نقش انگلیس در پروژه اروپایی ارتش واحد غافل شد. انگلیس تا چندی دیگر از اتحادیه اروپا منفک شده و به عنوان کشوری منزوی جایی در تصمیم گیری های کلان اروپا نخواهد داشت. بی شک همین موضوع آنها را پس از آمریکا به عنوان دیگر مخالف سرسخت ایجاد ارتش اروپایی تبدیل خواهد کرد. عدم اظهار نظر و عدم موضع گیری این کشور پس از سخنان مرکل و ماکرون تا حد زیادی می تواند دلیل قاطعی برای صحت این پیش بینی بشمار آید.

بد نیست اشاره ای داشته باشیم به تشکیل ارتش اروپایی «پسکو». آلمان به همراه کشورهای چک و رومانی دور از هرگونه جنجال سازی سیاسی در مسیر اقدامی مشابه ارتش اروپایی قرار گرفت. اقدام رو به جلوی آلمان کار را به آنجا رساند که در نوامبر سال ۲۰۱۷، وزرای خارجه و دفاع از ۲۳ کشور عضو اتحادیه اروپا در بروکسل «موافقتنامه برای همکاری سازماندهی‌شده دائم» معروف به «پسکو» (PESCO) را به امضا رساندند.

بواسطه امضای این موافقتنامه اتحادیه اروپا گامی مهم برای داشتن توانایی ورود مستقلانه به یک جنگ را با اعلام تشکیل ارتش اروپایی برداشت. این ارتش حتی در صورت لزوم می‌تواند با آمریکا وارد جنگ شود. جالب اینکه انگلیس هم که مخالف ارتش مستقل اروپایی بود، از امضاکنندگان این توافقنامه نظامی بوده است.

کمی پیشتر از امضای این موافقتنامه «ژان کلود یونکر» رئیس کمیسیون اروپایی پس از تمرین نظامی ناتو درمنطقه شمال شرق لهستان خاطر نشان کرد که کشورهای اروپایی برای دفاع نمی توانند تنها به آمریکا تکیه کنند. وی معتقد است که کشورهای اروپایی با اختصاص هزینه های بیشتری در حوزه مسائل دفاعی باید مسیر پروژه های مشترک نظامی-دفاعی را هموار کنند.

اکنون و با توجه به شرایط جاری در اروپا به نظر می رسد ادامه بحث های جدی درباره «ایجاد ارتش واقعی اروپایی» به پس از برگزاری انتخابات آتی اروپا در سال آینده میلادی موکول شود. ایجاد جرقه های جدید برای تاسیس و راه اندازی ارتش اروپایی بستر مناسبی برای لابی گری ها و گفتگوهای هدفمند رهبران کشورهای اروپایی را فراهم آورده است.

بی شک با روی کار آمده پارلمان جدید اروپا و تغییرات آتی در سطح مدیریت نهادهای زیر مجموعه اتحادیه اروپا می تواند کمک شایان توجهی به تحقق و اجرایی شدن این پروژه مشترک و مهم اروپایی کند.

منبع؛ مهر/شقایق لامع زاده