حوزه هنری به مناسبت روز نیروی هوایی، به معرفی کتاب‌هایی پرداخت که از دلاوری‌های نیروی هوایی کشورمان حکایت می‌کند.

به گزارش پرس شیعه، به مناسبت دوشنبه ۱۹ بهمن، روز نیروی هوایی، حوزه هنری به مناسبت روز نیروی هوایی، به معرفی کتاب‌هایی پرداخت که از دلاوری‌های نیروی هوایی کشورمان حکایت می‌کند.

در روزهای پرشور و هیجان پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، جمعی از پرسنل نیروی هوایی با انجام رژه و خواندن سرود در مقابل امام خمینی رحمه الله علیه، با انقلاب و رهبر بزرگش اعلام همبستگی کردند. از این رو، ۱۹ بهمن به عنوان «روز نیروی هوایی» اعلام شد. این روز و تلاش نیروهای هوایی برای به ثمر رسیدن انقلاب و هشت سال دفاع مقدس، در ادبیات نیز مورد اشاره قرار گرفته است و در برخی از کتاب های انتشارات سوره مهر نیز به دلاوری های آن ها پرداخته شده است. در این یادداشت به این کتاب ها اشاره و برای معرفی بیشتر علاقه‌مندان، آن ها را به خوانندگان معرفی می کنیم.

مهمان صخره‌ها

ز وقتی جمع‌آوری خاطرات رزمندگان دفاع مقدس آغاز شد، جای خالی خاطرات خلبانان حاضر در جنگ تحمیلی احساس می‌شد، اما این گروه گویی تمایل چندانی برای بیان خاطراتشان نداشتند؛ تا اینکه پس از سال‌ها سکوت، تلاش‌های دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه‏هنری به بار نشست و محمد غلامحسینی خلبان آزاده این سکوت را شکست. او اولین کتاب از مجموعه خاطرات خلبانان با عنوان «مهمان صخره‌ها» را روایت کرد. توصیف‌های دقیق و هیجان‌انگیز این خلبان از تعقیب و گریزهای هوایی در آسمان که بخش نسبتا زیادی از کتاب را تشکیل می‌دهد، از جذابیت‌های خاص این کتاب است و لحظات فرود اضطراری و سوختن هواپیمای این خلبان از قسمت‌های پر‌استرس این کتاب برای خوانندگانش به شمار می‌رود.

همچنین راوی این کتاب خاطره، اطلاعات خوبی از دوران اسارتش به دست دموکرات‌های کرد ارائه می‌دهد و رفتارهای تند‌، نامعقول و غیر‌انسانی این افراد را بیان می‌کند. اتفاقاتی که برای این خلبان از ابتدای تحصیل در تهران و آمریکا و سپس حضور در جنگ تحمیلی و اسارت رخ می‌دهد، ماجراهای کتاب قطور این خلبان را تشکیل می‌دهد. آشنایی با مشکلات یک کاپیتان در شرایط جنگ و بیان روابط حاکم بر حزب دموکرات و کردهای آن منطقه بر جذابیت این کتاب خاطره می‌افزاید و آن را خواندنی‌تر می‌کند. پایان بخش کتاب نیز به اسناد و عکس‌ها اختصاص دارد.

مرد ابرپوش

«مرد ابرپوش» روایت زندگی پرافتخار شهید منصور ستاری، فرمانده نامدار دفاع مقدس است که حمید نوایی لواسانی عهده‌دار نوشتن آن بوده است. شهید منصور ستاری بحق یکی از افراد نادر و کمیاب روزگار ما بود. نبوغ، پشتکار، اراده و قدرت تصمیم‌گیری وی در مواقع حساس، تحسین برانگیز بود و لطافت روحی را با سختکوشی عجین کرده بود.

نوآوری و ابتکارهای وی در عرصه‌های مختلف، از سویی قدرت علمی و توانایی اجرایی دانشمندان و متخصصان ایرانی را به رخ جهانیان کشید و از سوی دیگر، صرفه‌جویی‌های ارزی فراوانی را در پی‌ داشت.

کتاب «مرد ابرپوش» پر است از نکات جالب، در‌س‌آموز و تکان دهنده. قصه‌های این کتاب از لحظه تولد او شروع می‌شود و تا زمان شهادتش در ۱۸ فصل ادامه می‌یابد. نویسنده تلاش می‌کند در سراسر کتاب بدون آنکه شعار بدهد، نبوغ و نخبگی ستاری را در داستان جاری سازد. به عنوان مثال، شهید ستاری هنگامی که به عنوان افسر کنترل رادار در بندر امام خمینی انجام وظیفه می‌کرد، وقتی دید هواپیمای ایرانی توان سرنگونی همتای بعثی خود را ندارد، تدبیر جالبی برای فریب خلبان عراقی به خرج داد.

رقص دلفین‌ها

خاطرات سرهنگ غلامرضا نیلی در این کتاب به صورت حکایات و قصه های کوتاه توسط حجت شاه‌آبادی تدوین شده است. خاطرات به ترتیب از زمان بروز ناآرامی های انقلاب در پادگان ها شروع شده و تا پایان به ترتیب زمان وقوع‌شان ادامه یافته اند. این خاطرات به نسبت موضوع‌شان، گاه چکشی و کوبنده هستند و گاهی لحنی رسمی پیدا می کنند. به عنوان مثال هرجا که سخن از هواپیماهای نیروی هوایی می شود، روایت لحنی حماسی و باتکلف به خود می گیرد. به فراخور حماسی و رزمی بودن کلیت کتاب، این موضوع می تواند برای مخاطبان کتاب خوشایند و حس برانگیز باشد.

کتاب «رقص دلفین ها» به دلیل جذابیت نبردهای هوایی و تصویری بودن اتفاقات و وقایع، برای در آمدن به قالب فیلم، بسیار مناسب است. بد نیست اشاره ای هم به نام کتاب شود که از یکی از خاطرات آن وام گرفته شده است.

این خاطره به گشت‌زنی بالگرد هوانیروز در خلیج فارس برای تامین امنیت کشتی‌های تجاری ایران، برمی گردد که طی آن نیلی که محو تماشای رقص دلفین های خلیج فارس شده، ناگهان متوجه می شود فیوز الکترونیکی موشک های بالگرد فعال نیست و در صورت درگیری با هواپیماهای عراقی، نمی تواند از موشک هایش استفاده کند. پس باید برای فعال‌سازی شان به پایگاه برگردد …

پرواز سفید

کتاب «پرواز سفید» اثری داستانی به قلم مرحوم داوود بختیاری دانشور از زندگی شهید عباس بابایی است. این کتاب داستانى مقاطع مختلف زندگى سرتیپ خلبان شهید عباس بابایى، فرمانده پایگاه‏‌هاى هوایى اصفهان و تهران در ایام‏ جنگ ایران و عراق را روایت می کند که براى گروه سنى نوجوان نوشته شده است.

مرحوم بختیاری دانشور در ابتداى این کتاب در فصلى با عنوان «طلوع یک ستاره» به زندگی‌نامه‏ مختصر فرمانده شهید و خاطراتى از دانشکده خلبانى نیروى هوایى و اعزام به آمریکا جهت تکمیل تحصیلات، ایمان و اخلاص وى و شایستگى او در کسب درجات سرهنگى و سرتیپى پرداخته‏‌ است.

۱۰ بخش کتاب داستان‏ هایى از ایام دوران نوجوانى و جوانى این شهید است که عناوین آن ها عبارت است از: باباى مدرسه، باغبان، آمپول‏زن کوچک، نامه، کاپیتان، طناب مرزى، ذرت فروش، فرشته نجات، هواپیماى سى – ۱۳۰ و پرواز سفید.

حمله هوایی به الولید

آنچنان که در این کتاب می‌خوانیم، نیروی هوایی عراق برای این‌که از آسیب‌های ناشی از عملیات‌های نیروی هوایی کشورمان در امان باشد، بخش بزرگی از ادوات جنگی و ازجمله هواپیماهای توپولف ۲۲ و میگ‌های ۲۵ خود را به دورترین نقطه در ۳ پایگاه به نام الولید در منطقه اچ ۳ در ۵۰ کیلومتری مرز اردن مستقر کرد.

این مسئله البته به دلیل آشنایی ارتش عراق از توانایی هواپیماهایی بود که در اختیار نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران قرار داشت. عراقی‌ها به خوبی می‌دانستند این هواپیماها تنها می‌توانند یک سوم این مسیر را طی کنند و با این ابتکار راه را برای هرگونه حمله از سوی ایران بسته بودند. اما در این علملیات خلبانان ما طی چهار بار سوخت‌گیری در ارتفاع بسیار پایین، توانستند این پایگاه‌ها را بمباران کنند و هشتاد فروند از هواپیماهای دشمن را در زمین نابود سازند.

احمد مهرنیا در «حمله به الولید» تلاش کرده لحظه به لحظه عملیات معروف به اچ‌۳ را بر اساس اسناد یا نقل قول‌هایی از طراحان و خلبانان بازمانده از این عملیات روایت کند و علاوه بر شرح این عملیات ۵ ساعته، تمامی مراحل پیش و پس از انجام این عملیات هوایی را به تصویر کشیده است. در این اثر مستند و جذاب، ضمن مصاحبه با ۸۰ نفر از خلبانان نیروی هوایی که در این عملیات شرکت داشتند و گفت‌و‌گو با سایر پرسنل از جمله سیستم رادار و نیروهای پشتیبانی و … مدارک دیگری از بازتاب‌های جهانی این عملیات آمده است.

آسمان مال من بود

کتاب «آسمان مال من بود» در ۱۳ فصل به روایت خاطرات سرهنگ خلبان صمدعلی بالازاده می‌پردازد؛ خاطراتی که از فرودگاه مهرآباد و سفر به آمریکا آغاز شده و در نهایت به روزهای بازنشستگی در اردبیل ختم می‌شود. بالازاده که پس از اتمام دوره‌های تکمیلی پرواز با جنگنده‌های اف۵ به ایران باز می‌گردد طی سال‌های دفاع مقدس در کشور با ۱۳۵۶ ساعت و ۲۰ دقیقه پرواز به یکی از فعال‌ترین خلبانان جمهوری اسلامی ایران بدل شده و حتی به باور برخی از کارشناسان نظامی نام او در کنار بزرگانی چون شهید عباس بابایی قرار می‌گیرد.

خاطرات بالازاده به بخش مهمی از تاریخ معاصر ایران در طول هشت سال دفاع مقدس می‌پردازد و طی آن می‌توان از فضای موجود در نیروی هوایی ایران به‌خصوص در سال‌های ابتدایی جنگ شناخت بیشتری پیدا کرد. این سرهنگ خلبان طی خاطرات خود به ماجرای کودتای نوژه پرداخته و از دید یکی از افسران نیروی هوایی ارتش این دسیسه را تحلیل می‌کند. بخش زیادی از خاطرات بالازاده نیز به شهید عباس بابایی باز می‌گردد که از این حیث نیز «آسمان مال من بود» از ارزش تاریخی زیادی برخوردار است.

بالازاده طی این کتاب عملیات‌های هوایی مختلفی را با جزئیات شرح می‌دهد و لحظات نفس‌گیری را پیش روی مخاطب به نمایش می‌گذارد. این خلبان با پایان جنگ وارد فضای دیپلماتیک شده و به عنوان وابسته نظامی ایران در ترکیه مشغول به کار می‌شود. یکی از نکات قابل توجه «آسمان مال من بود» شخصیت جذاب و سرکش خود راوی است که در چارچوب‌های نظامی نمی‌گنجد و به شکلی بر اساس باور و اعتقاد خودش عمل می‌کند. اما در کنار این ویژگی باید اذعان داشت که خاطره‌نگار نیز تبحر خاصی در ثبت و چینش خاطرات داشته است؛ چنانچه در این کتاب دیالوگ‌ها سهم بسزایی در روایت خاطرات دارند که این به ملموس‌تر شدن فضای خاطره‌ها کمک شایانی کرده است. از طرفی هم به نزدیکی بیشتر مخاطب با شخصیت‌های کتاب منجر شده است که جنبه روایی اثر را تقویت می‌کند. «آسمان مال من بود» با چند تصویر به پایان می‌رسد که بر سندیت و اعتبار آن می‌افزاید و فضای متن را هم برای مخاطب، شفاف‌تر و ملموس‌تر می‌کند.

پرواز روی خاک

«پرواز روی خاک» به زندگی و خاطرات خلبانی می‌پردازد که ابتدا در مسیر کاملا متفاوتی قدم می‌زده است. سرهنگ خلبان منوچهر شیرآقایی در روزگار جوانی به خدمت در ارتش علاقه‌مند شده و در نهایت در ژاندارمری مشغول به خدمت می‌شود. اما گویی سرنوشت دیگری انتظار این جوان مازندرانی را می‌کشید؛ چرا که عشق به پرواز در آسمان و بلند پروازی‌های دوران جوانی موجب می‌شود که سر از دانشکده خلبانی درآورده و در نهایت برای تکمیل دوره‌های آموزشی به آمریکا اعزام شود. شیرآقایی در ایران آموزش خلبانی خود را تکمیل کرده و با اوج گرفتن مبارزات مردمی در جریان انقلاب اسلامی به مردم پیوسته و در روستا‌های بوشهر پنهان می‌شود. اما با پیروزی انقلاب اسلامی و بعد‌ها تجاوز رژیم بعث به خاک کشور بخش اعظم خاطرات این خلبان رقم می‌خورد.

خاطرات خلبان منوچهر شیرآقایی تا میانه کتاب مربوط به آمریکا و محیط حاکم بر آموزش‌های نظامی آن و همچنین ماموریت‌های اغلب آموزشی در پایگاه‌های ایران است اما از اواسط کتاب و با آغاز جنگ، می‌توان شرح ماموریت‌های هوایی مختلف را در این کتاب پیگیری کرد. خاطرات شیرآقایی به‌خصوص از روز آغاز جنگ که دشمن پایگاه هوایی بوشهر را بمباران می‌کند تکان دهنده است. او در ادامه همین بخش از خاطراتش است که توضیح می‌دهد چگونه در اتاق جنگ، ضربه ناشی از کودتای نوژه را حس می‌کردند؛ چراکه هواپیمای اف۵ به‏ اندازه کافی موجود بود اما خلبان‌هایی که بتوانند با این جنگنده پرواز کنند کم بودند.

خاطرات این خلبان از روزهای سخت جنگ، خواندنی و تکان‌دهنده است و تلخی‌ها و شیرینی‌های آن ایام را به وضوح نشان می‌دهد؛ از شوخی‌ها و شیطنت‌های او که گاه کار دستش می‌داد و مقامات بالاتر احضارش می‌کردند تا سختی و تلخی رساندن خبر شهادت یک خلبان به خانواده‌ای که در خانه‌های سازمانی همان پایگاه در انتظار بازگشت عزیزشان نشسته‌اند. طی روایت خاطرات، شیرآقایی توجه خاصی به جزئیات نشان داده است. تلاشی هم که قاسم یاحسینی در خاطره‌نگاری و تدوین این خاطرات کرده است باعث شده تا «پرواز روی خاک» به یکی از آثار برجسته در زمینه خاطره‌نگاری دفاع مقدس بدل شود.