ذهنیت های هرزه حق انتخاب سبک زندگی کودک در آینده را می گیرند بلکه معصومیت کودکانه را هم از او سلب کرده اند. اینها همه برای آن است کودکان در آینده با هرزگی مردان و زنان هوسباز کنار آیند.

متن زیر یاداشتی از حجت الاسلام مهدوی زادگان با عنوان معصومیت کودکانه را از بین نبریم است که از نظر می گذرد.

«بدین واسطه مرکز پژوهش و آموزش …. تصمیم گرفته است مکتوبات «علمی» و «تخصصی» منتقدین درباب کتاب […] که بر اساس رویکرد «آموزش جامع جنسی برای همۀ کودکان» نگاشته شده‌اند را در وبلاگ این مرکز منتشر کند. بدیهی است مطالبی که با نگاهی «متعصبانه» یا با تکیه بر رویکردهای «اخلاقی»، «عرفی» یا «الهیاتی» نگاشته شده و مدافع رویکرد «پرهیزکارانه» هستند و آموزش جنسی به کودکان را امری ممنوعه می‌دانند، هرچند در جایگاه خود قابل تأمل خواهند بود، اما با توجه به سیاست‌ها و چشم‌اندازهای این مرکز، قابلیت انتشار روی وبلاگ ما را ندارند».

متن بالا را در تلگرام خواندم و باخود گفتم آیا انحطاط پایانی دارد. در این متن نگاه تعصب آمیز، مستبدانه، مادی تک ساحتی، نا پرهیزگار و نامعقول در قامت تظاهر به علم و تخصص دیده می شود. تخصص لزوماً علم نیست. زیرا شیطان هم در کارش تخصص دارد. اماعلم به چه گرداب از هوای نفسانی گرفتار آمده که هرنگاه ناپاکی بیرق علم را بدست می گیرد و بوسیله آن خواهان به در رفتن هر آن نگاه اخلاقی، الهیاتی و پرهیز کارانه از میدان گفت و گوی انتقادی است.

اصلاً آیا مگر ممکن است رویکردی بدون این سه ویژگی، انتقادی باشد. علم با همین سه ویژگی شرافت پیدا می کند و به خانه ها راه پیدا می کند و در قلب ها جای می گیرد. علم بدون این سه امر غریبه ای است گرفتار آمده در شهر دیوان هوسباز. آن وقت، کارعلم ماشطه گری و رجاله گری می شود. کودکان خردسال در این شهر به وسیله علم برای هرزگی عده ای شیطان صفت آموزش می بینند.

به نام «آموزش جامع جنسی برای همۀ کودکان»، به کودکان مان بی حیایی را آموزش می دهیم و الا چه نیازی یا ضرورتی به آموزش جنسی به کودکان است؛ آن هم به نحو جامع و نه اجمال! کودک خردسال می آموزد که حس شرم طبیعی نیست و نباید دغدغه پاک دامنی را داشت. ذهنیت های هرزه با چنین افکار پلیدی حق انتخاب سبک زندگی کودک در آینده را می گیرند بلکه معصومیت کودکانه را هم از او سلب کرده اند. اینها همه برای آن است کودکان در آینده با هرزگی مردان و زنان هوسباز کنار آیند و هیچگاه هرزگی آنان را به زیر سوال نبرند.

به راستی اگر از این «آموزش جامع جنسی» غایتی خیرخواهانه درنظر است؛ چرا باید در فضایی عاری از اخلاق، الهیات و پرهیزکارانه تعقیب شود. اگر چنین آموزشی در فضایی معصومانه و قدسی ممکن نیست؛ لاجرم نا پاک و پلید است.

ضرورت چنین آموزشی از کجا بدست آمده است؟ علم فقط درباره هست ها سخن می گوید و درباره باید و نبایدها، سکوت اختیار می کند و این کار را به مرجع دیگری حوالت می دهد. علم اخلاق و الهیات و نگاه پرهیز گارانه هم این چنین آموزشی را نا صواب می داند. آن کودک معصوم هم زبانی برای گفتن ندارد که اگر می داشت به همه می گفت بگذارید دنیای کودکی را تجربه کنم.

می ماند مرجع فردی یا اجتماعی! ممکن است فرد یا جامعه به ضرورت چنین آموزشی رسیده باشند. اما کدام فرد یا جامعه؟ قطعاً فرد و جامعه اخلاق گرای پاکدامن چنین ضرورتی را درک نمی کند. این ضرورت مقتضای جامعه و فرد ناپاک و منحط اخلاقی است. اما گمان نمی رود جامعه اخلاق گرای ایرانی اینگونه باشد. حتی گمان نمی رود اکثرجوامع سکولار هم اینگونه باشند.