پس از صدور فتوای تکفیر مخالفان از سوی داعش و واکنش شدید کاربران شبکه‌های اجتماعی، داعش با انتشار نامه‌ای از مفتی مقتول این گروهک، تلاش کرده تا از هجم انتقادات بکاهد.

 به تازگی انتشار یک سند در رسانه‌ها مبنی بر جواز تکفیر و کشتار مخالفان فکری داعش، جنجالی را در میان کشورهای عربی از سوی کاربران شبکه‌های اجتماعی علیه جریان‌های افراطی به ویژه سلفیّت به راه انداخته است. سلفی‌ها که همواره در معرض اتهام پدرخواندگی فکری برای داعش و سایر گروهک‌های تررویستی بوده و هستند، با مشاهده افزایش هجمه کاربران شبکه‌های مجازی، هریک به شیوه‌ای درصدد انکار ارتباط فکری میان خود و داعشی‌ها برآمدند.

هرچند که در این مجال فرصت برای تبیین نسبت فکری داعش و سلفیّت نیست و باید در مجالی دیگر به بررسی خاستگاه و تشابهات گفتمانی داعش و سلفیّت پرداخت اما به یقین آبشخور این دو گروه مشترک بوده و بسیاری از آموزه‌های داعش، اگر نگوییم همان مبانی سلفیّت است حداقل می‌توان مدعی شد که نظریات داعش، تشدید نسخه اولیه و خام آموزه‌های سلفی است.

تکفیر مخالفان با بررسی کارشناسی!
در بیانیه صادره از کمیته مدیریت امور داعش، بر لزوم تعمیم تکفیر تمامی مخالفان این گروهک به اعتبار آنکه تکفیر یکی از اصول اساسی داعش است، تاکید شده است. همزمان رسانه‌های وابسته به ترکی البنعلی مفتی سابق داعش که در حمله هوایی ائتلاف آمریکا کشته شده با انتشار نامه‌ای منسوب به وی، اقدام این کمیته را اشتباه برشمردند.

مطابق با این نامه که پس از مرگ بنعلی منتشر شده است، رسانه‌های مخالف کمیته امور داعش تاکید کرده‌اند که بنعلی هرچند با تفکیر موافق بود اما با توجه به شرایط فعلی نباید سخن از تعمیم تکفیر به میان می‌آمد.

در این نامه منسوب به مفتی سابق داعش آمده است: فتوای تعمیم تکفیر به تمامی مخالفان بدون مشورت با کارشناسان و صاحب نظران دینی داعش و با شتاب‌زدگی صادر شده است. ابومحمد الفرقان از رهبران داعش و مسؤول دیوان مرکزی رسانه پس از ۱۹ جلسه بحث و بررسی در پیامی حکم تکفیر متقابل را صادر کرد اما این کمیته بدون مشورت دست به چنین عملی زده است.

در این نامه آمده است که مفتی سابق داعش با اشاره به اختلافات داخلی داعش و توصیف اعضای جداشده از این گروهک به «افراط‌گرایان و تندورها» تصریح کرده است که برخی تندروهای داعشی حکم به گمراهی ابوبکرالبغدادی داده و از وی خواستند تا فرصت باقی است از عقاید فاسد خود دست بکشد.

مفتی سابق داعش در این نامه همچنین خاطر نشان کرده است: کمیته مدیریت امور داعش با استناد به احادیث ضعیف و اشتباهات نحوی و لغوی، گمان کرده که تکفیر از اصول دین است و این یعنی تکفیر تمامی مخالفان بدون توجه به استدلالات آنان که مطابق با این فتوا ابومصعب الزرقاوی، ابوعمر البغدادی و دیگران نیز باید تکفیر شوند چون با برخی نظرات این کمیته مخالفند از این رو بهتر آنکه این فتوا را نادیده انگاشته و از صدور فتواهای تفرقه افکنانه پرهیز شود.

مسیحیان قربانی فتواهای داعش
هرچند که مفتی سابق داعش تلاش کرده تا با تلطیف فضا و توبیخ کمیته اداره امور داعش، از هجمه‌ها علیه این گروهک بکاهد اما رویکرد و سابقه داعشی‌ها نشان دهنده آن است که مسأله تکفیر مخالفان نه تنها منحصر به مسلمانان بلکه مسیحیان را نیز شامل شده و چنین توجیهات رسانه‌ای مدت‌ها است که تاثیر خود را از دست داده است.

مسیحیان مصر به عنوان یکی از قربانیان اصلی حوادث تروریستی داعش، همچنان از تهدیدهای روزافزون علیه خود رنج می‌برند. بنعلی با آنکه کمیته اداره داعش را توبیخ کرد اما این ظاهرسازی راه به جایی نخواهد برد. گروهک داعش که در ۲ نوامبر سال جاری به کلیسای مسییان مصر حمله کرده و جمعیت زیادی از بیگناهان را به خاک و خخون کشیدند، بار دیگر در مجله «النبأ» مسیحیان را تهدید به مرگ کرده و آنان را وادار به پذیرش دستورات خود کرده است.

پیروان ادیان آسمانی به ویژه مسلمانان و مسیحیان سال‌ها به صورت مسالمت آمیز در کنار یکدیگر زیست مشترک داشته و با رعایت چهارچوب دینی، از تجاوز و تعدّی به حقوق یکدیگر خودداری کرده‌اند. از آنجا که به تازگی برخی از شخصیت‌های وابسته به سلفیّت و نیز جمعیت اخوان المسلمین بازداشت شده‌اند، تهدیدها نیز شدت یافته تا بار دیگر به صحت ادعای «وحدت فکری و اندیشه‌ای داعش و سلفیّت» برسیم.

کشتار ده‌ها مسیحی و صدها مسلمان بیگناه در مصر از سوی داعش با استناد به نصوص تحریف شده و احادیث ضعیف در سایه برداشت‌ها، تفسیرها و تأویل‌های دلبخواهی و شخصی سبب شده تا استکبار جهانی با سوء استفاده از این افراط‌گرایی، به ترویج اسلام هراسی بپردازد.

به عقیده داعش تمامی مسیحیان ساکن در سرزمین‌های اسلامی کافر حربی بوده و جان، مال، ناموس و اموالشان مباح است چه سلاح به دست گرفته و چه مسلّح نباشند بنابراین تا زمانی که به داعش نپیوسته و از خلیفه مسلمین اذن نداشته باشند همچنان در حیطه کافر حربی باقی می‌مانند.

از تکفیر حاکمان تا فهم غلط نصوص دینی
این گروهک تروریستی هرگونه حاکم در سرزمین‌های اسلامی به جز ابوبکر البغدادی را غاصب خلافت و دشمنان اسلام می‌دانند از این رو عبدالفتاح السیسی رییس جمهور مصر را بارها به ترور تهدید و نظام حکومتی مصر را به دلیل حمایت از اقلیّت‌های مذهبی، نظامی سراسر شرک به شمار می‌آورند.

مفتیان داعش با کج فهمی نصوص دینی و تطبیق غلط احکام بر موضوعات و نادیده انگاشتن شرایط مکانی و زمانی در امر اجتهاد، هرگونه عبادتگاهی به غیر از مساجد را «خانه کفر» دانسته و به صراحت اعلام می‌کنند که کلیساها و مساجد خارج از نظارت داعش، مصداق بارز کفرخانه است و هدف گرفتن این مکان‌ها نه تنها جایز بلکه واجب است.

داعش از آغازین روزهای تشکیل خود تا به امروز، همواره تمامی مخالفان فکری خود چه از پیروان مسیحیت و چه سایر مسلمانان از شیعه و اهل سنت را مورد تهدید قرار داده و با حمله به کلیسای «النجاه» در بغداد شماری از مسیحیان و مسلمانان حاضر در اطراف کلیسا را به قتل رساندند. استفاده از شیوه ترس و وحشت آفرینی در میان پیروان ادیان آسمانی شاید در ابتدا کارگر افتاده باشد اما اکنون به دلیل شکست‌های پیاپی این گروهک در جنگ سخت و نرم مورد توجه نیست.

تکفیر پیروان سایر ادیان آسمانی از سوی مفتیان داعشی ریشه در آموزه‌ها و اندیشه‌های سلفیّت دارد. سلفی‌ها با چشم پوشی از تبعات و لوازم فتواهای تند و تیز خود علیه اقلیّت‌های مذهبی ساکن در بلاد اسلامی و با الگو قرار دادن فتواهای ابن تیمیه، محمد بن عبدالوهاب و ابن قیم، موجی از بی‌اعتمادی را در میان پیروان سلفیّت به راه انداختند.

مفتیان سلفی با افراط گرایی و محدودسازی دایره اسلام و همچنین برداشت‌های رادیکالی در تعامل با سایر ادیان آسمانی، رفته رفته پایگاه اجتماعی خود را در میان طیف وسیعی از حامیان از دست داده و اکنون به سوی عزلت نشینی پیش خواهند رفت. تا زمانی که سلفی‌ها، سایر ادیان آسمانی و حتی مخالفان فکری خود را کافر، مرتد، محارب دانسته و هرگونه تعامل با دیگری اعتقادی را حرام بدانند، در آتش کینه توزی خود ساخته خواهند سوخت.

امروز سلفیّت عرصه را برای جولان دهی داعش و سایر گروهک‌های تروریستی فراهم کرده است. هرچند موضع مسؤولان و رهبران سلفیّت در این روزها تغییر محسوسی داشته و آنان هماره برای تفکیک میان خود و تروریست‌ها تلاش می‌کنند اما مدت‌ها است که حنای سلفی‌ها در جوامع اسلامی رنگی نداشته و نفرت روز افزون مردم نسبت به آموزه‌های رادیکالی بیشتر می‌شود.

شاید آتش فتنه انگیزی و تفرقه افکنی در بلاد اسلامی رو به خاموشی رود اما تا زمانی که ریشه اعتقادی و فکری افراط گرایی خشکانده نشود، این آموزه‌ها بسان آتش زیر خاکستر به حیات پنهانی خود ادامه داده تا در وقت مطلوب بار دیگر سربرآورند و این مهم یعنی مبارزه اعتقادی با تکفیر، آگاهی بخشی به جوانان و ترویج فرهنگ همزیستی مسالمت آمیز در سایه گفتگوهای سازنده بین ادیانی وظیفه علما و نخبگان دینی است.

منبع؛ رسا