کتاب “شیعیان آسیای مرکزی” نوشته دکتر مرتضی اشرافی و دکتر مجتبی اشرافی با همت گروه علمی آسیای مرکزی اندیشکده مطالعات راهبردی کریمه(س)در قالب گزارش راهبردی بهار ۱۳۹۵  این اندیشکده منتشر گردید.

به گزارش پرس شیعه ،نویسندگان درمقدمه کتاب بیان می کنند که کشور های آسیای مرکزی، عنوان جمهوری های تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، قزاقستان و قرقیزستان می‌باشد. همچنین از منطقه آسیای مرکزی فعلی، گاهی با عنوان خراسان بزرگ نیز یاد شده است.

*حضور اسلام در آسیای مرکزی

حضور اسلام در آسیای مرکزی به قرن های اولیه هجری برمی گردد. قبل از اسلام نیز مذاهب توحیدی در این منطقه ریشه دوانده بودند. ادیان بودایی، زرتشتی، مانوی، مزدکی، یهودی، مسیحی و… در طول تاریخ، مذهب مردم این منطقه را تشکیل داده اند. یهودیت، کهن ترین مذهب اعتقادی توحیدی در این منطقه است. یهودیان روابط تجاری و بازرگانی وسیعی با همسایگان منطقه ای ایجاد کرده بودند. آسیای مرکزی محل تماس های بشری و روابط متقابل فرهنگی و تبادل افکار بوده ، کیش های متعددی در آن تبلیغ شده و در طول دوره هایی نیز گسترش یافته اند. با این حال، پس از ظهور اسلام این مکتب توحیدی به صورت اعتقاد غالب در منطقه درآمد.

کتاب مذکور در چهار فصل تنظیم شده که فصل اول آن به اسلام در آسیای مرکزی، فصل دوم به شیعیان این منطقه، فصل بعدی در بردارنده  فرصت ها، تهدیدها و چالش ها و مشکلات پیش روی شیعیان آسیای مرکزی و فصل آخر آن نیز به نقش جمهوری اسلامی ایران در منطقه مذکور اختصاص یافته است.

*سیطره شوروی و ناکامی های هویتی شیعیان

در کتاب شیعیان آسیای مرکزی بیان می گردد سالیان متمادی سیطره شوروی بر کشورهای این منطقه باعث شده تا مسلمانان و شیعیان آسیای مرکزی و یا همان کشورهای مشترک المنافع در بروز هویت اسلامی خود و نیز کسب جایگاه شایسته خویش ناکام بمانند، اما با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، حرکت‌های جدی و مناسبی برای پالایش هویت و تمدن اسلامی در منطقه مذکور انجام شده است. لذا می توان بیان داشت که مطالعات قبل و بعد از فروپاشی شوروی نشان می‌دهد که بلشویک‌ها نتوانسته اند اسلام را از زندگی مردم مسلمان آسیای مرکزی حذف نمایند و فرهنگ اسلامی به صورت جدی نقش خود را در زندگی مردم این منطقه ایفا کرده است. در این بین جریان های مختلف اسلامی و شیعی ظهور کرده و کارکرد های مختلفی برای تقویت بنیه های دین مبین اسلام در منطقه به نمایش گذاشتند. همچنین در همین راستا، بازیگران منطقه ای و بین المللی در عرصه آسیای مرکزی برای مدیریت فضای هویت طلبی اسلامی منطقه به تقویت و یا تضعیف برخی جریان‌های اسلامی پرداختند.

*استقلال بعد از دهه ۹۰

کشور‌های مذکور بعد از استقلال خود در ابتدای دهه ۱۹۹۰ میلادی، قوانین جدیدی را درخصوص مذهب و کانون‌های مذهبی در کشور‌های خود تدوین نموده اند. قانون متخذه در ازبکستان در سال ۱۹۹۸ میلادی به عنوان محدود کننده ترین قانون از آن نوع تلقی می‌شود. فعالیت احزاب سیاسی با تمایلات مذهبی در همه این کشور‌ها ممنوع اعلام شده است. به جز تاجیکستان، جایی که در اواسط سال ۱۹۹۹ میلادی در جریان انتخابات مجلس، حزب نهضت اسلامی که در سال ۱۹۹۳ میلادی غیرقانونی اعلام شده بود، دوباره اعتبار قانونی خود را به دست آورد. در هر پنج کشور منطقه، گروه های مذهبی باید توسط مقامات مربوطه به طور رسمی به ثبت برستند، در غیر این صورت ممکن است تحت پیگرد قار گرفته و مایملک آنان مصادره شود.

بنابراین با توضیحات فوق می‌توان  گفت؛ دین اسلام نه تنها بخشی از فرهنگ مردم آسیای مرکزی محسوب می‌شود، که عملکرد موثری در تاریخ این منطقه داشته، بلکه قسمتی از هویت مردمان آسیای مرکزی نیز به شمار می‌آید که قبل و بعد از استقلال این جمهوری ها، نقش موثری را در وحدت قومی و ملی مردم ایفا نموده است. در این بین اگرچه پیروان مذهب شیعه در آسیای مرکزی از نظر جمعیتی و مذهبی در اقلیت هستند، اما در عین حال دارای ویژگی های جالب توجهی نیز می‌باشند که عموما آنها را از شیعیان سایر نقاط جهان جدا می‌کند.

کتاب “شیعیان آسیای مرکزی” در خرداد ماه ۱۳۹۵توسط گروه علمی آسیای مرکزی اندیشکده مطالعات راهبردی کریمه(س) منتشر و علاقه مندان برای تهیه کتاب می توانند به پایگاه اینترنتی www.karimeh.com مراجعه فرمایند.