حجت الاسلام مفتح گفت:قرآن کریم در آیاتی به وضع روحی انسانها در قیامت، و پس از مشاهده اعمال خود اشاره می کند، گروهی شادان و سربلند و گروهی غمگین و سر افکنده هستند.

متن زیر مشروح خطبه های نماز جمعه هامبورگ به امامت حجت الاسلام مفتح است که در ادامه می خوانید؛
بسم الله الرحمن الرحیم

اَلْحَمْدُ لِلّهِ بِجَمِیعِ مَحَامِدِه کُلِّهَا عَلَی جَمِیعِ نِعَمِهِ کُلِّهَا اَلْحَمْدُ لِلّهِ مالِکِ الْمُلْکِ مُجْرِی الْفُلْکِ مُسَخِّرِ الرِّیاحِ فالِقِ الاْصْباحِ دَیّانِ الدّینِ رَبِّ الْعَالَمینَ اَلْحَمْدُ لِلّهِ عَلی حِلْمِهِ بَعْدَ عِلمِهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ عَلی عَفْوِهِ بَعْدَ قُدْرَتِهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ عَلی طُولِ اَناتِهِ فی غَضَبِهِ وَهُوَ قادِرٌ عَلی ما یُریدُ

ثم الصلاه و السلام علی محمد عبده و رسوله ارسله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون

اوصیکم عبادالله و نفسی بتقوی الله و اتباع امره و نهیه، و اخوفکم من عقابه.

 در خطبه های گذشته، در ادامه مباحث قرآن شناسی، آیات بیانگر اثبات معاد، وضعیت کائنات در قیامت، و اولین مرحله ورود انسانها به جهان آخرت را بررسی کردیم، و امروز به دسته چهارم آیات قرآن کریم در این خصوص می پردازیم. در این آیات که ناظر به وضع آدمیان در جهان آخرت است، به احوال آدمیان پس از رسیدگی به کارنامه اعمالشان اشاره می شود، که سه دسته از آیات را شامل می گردد:

۱. آیاتی که به روحیه انسانها پس از داوری اعمال دنیوی اشاره دارند؛

۲. دسته ای از آیات که وضعیت بهشتیان و دوزخیان را بیان می کنند؛

۳. گروهی از آیات که بر اتحاد و یگانگی جزا و اعمال دلالت دارند.

۱. حالات روحی انسانها در قیامت

قرآن کریم در آیاتی به وضع روحی انسانها در قیامت، و پس از مشاهده اعمال خود اشاره می کند، گروهی شادان و سربلند و گروهی غمگین و سر افکنده هستند:

–       وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ مُسْفِرَهٌ؛ ضَاحِکَهٌ مُسْتَبْشِرَهٌ؛ وَوُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ عَلَیْهَا غَبَرَهٌ؛ تَرْهَقُهَا قَتَرَهٌ؛ اولَئِکَ هُمُ الْکَفَرَهُ الْفَجَرَهُ ﴿عبس: ۳۸-۴۲﴾

در آن روز چهره ‏هایی درخشانند؛ خندان [و] شادانند؛ و در آن روز چهره ‏هایی است که بر آنها غبار نشسته؛ [و] آنها را تاریکی پوشانده است؛ آنان همان کافران بدکارند.

–       وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نَاضِرَهٌ؛ إِلَی رَبِّهَا نَاظِرَهٌ؛ وَوُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ بَاسِرَهٌ؛ تَظُنُّ أَنْ یُفْعَلَ بِهَا فَاقِرَهٌ (قیامه:۲۲-۲۵)

در آن روز صورتهایی شاداب و مسرور است؛ وبه پروردگارش می ‏نگرد؛ ودر آن روز صورتهایی عبوس و در هم کشیده است؛ زیرا می‏ داند عذابی در پیش دارد که پشت را در هم می ‏شکند.

در اغلب موارد ابتدا چهره های شاد نیکوکاران تصویر شده و سپس به چهره عبوس بدکاران اشاره شده است، ولی در یک مورد ابتدا به بدکاران پرداخته شده و سپس نیکوکاران:

–       وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ خَاشِعَهٌ؛ عَامِلَهٌ نَاصِبَهٌ؛ تَصْلَی نَارًا حَامِیَهً؛ تُسْقَی مِنْ عَیْنٍ آنِیَهٍ؛ لَیْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِنْ ضَرِیعٍ؛ لَا یُسْمِنُ وَلَا یُغْنِی مِنْ جُوعٍ (غاشیه:۲-۷)

در آن روز چهره ‏هایی زبونند؛ که تلاش کرده رنج [بیهوده] برده‏ اند؛ [ناچار] در آتشی سوزان درآیند؛ از چشمه‏ ای داغ نوشانیده شوند؛ خوراکی جز خار خشک ندارند؛[که] نه فربه کند و نه گرسنگی را باز دارد.

–      وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نَاعِمَهٌ؛ لِسَعْیِهَا رَاضِیَهٌ؛ فِی جَنَّهٍ عَالِیَهٍ؛ لَا تَسْمَعُ فِیهَا لَاغِیَهً؛ فِیهَا عَیْنٌ جَارِیَهٌ؛ فِیهَا سُرُرٌ مَرْفُوعَهٌ؛ وَأَکْوَابٌ مَوْضُوعَهٌ؛ وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَهٌ؛ وَزَرَابِیُّ مَبْثُوثَهٌ (غاشیه:۸-۱۶)

در آن روز چهره ‏هایی شادابند؛ از کوشش خود خشنودند؛ در بهشت برین‏ اند؛ سخن بیهوده‏ ای در آنجا نشنوند؛ در آن چشمه‏ ای روان باشد؛ تختهایی بلند در آنجاست؛ و قدحهایی نهاده شده؛ و بالشهایی پهلوی هم [چیده]؛ و فرشهایی [زربفت] گسترده.

در این آیات، به عذابهای بدکاران و نعمتهای نیکوکاران نیز اشاره شده است. به نظر می رسد علت این تقدیم و تأخیر، تأثیر تربیتی است که بیان عذابهای اخروی بدکاران در تشویق انسانها به نیکوکاری دارد، و قرآن که کتاب هدایت انسانها است از این شیوه برای تشویق به نیکوکاری استفاده کرده است.

۲.   وضعیت اخروی بهشتیان و دوزخیان

در قرآن کریم برای دوزخیان، عذابهای دردناکی برشمرده شده، همچنانکه برای بهشتیان نعمتهای فراوانی ذکر شده است. نکته‏ای که از آیات درمی یابیم آنستکه نه عذابهای دوزخیان و نه نعمتهای بهشتیان، هیچکدام حالت تکراری و بی تأثیر پیدا نمی کنند. درباره عذاب دوزخیان از جمله می خوانیم:

–       وَتَرَی الْمُجْرِمِینَ یَوْمَئِذٍ مُقَرَّنِینَ فِی الْأَصْفَادِ؛ سَرَابِیلُهُمْ مِنْ قَطِرَانٍ وَتَغْشَی وُجُوهَهُمُ النَّارُ؛ لِیَجْزِیَ اللَّهُ کُلَّ نَفْسٍ مَا کَسَبَتْ إِنَّ اللَّهَ سَرِیعُ الْحِسَابِ (ابراهیم :۴۹-۵۱)

و در آن روز مجرمان را با هم در غل و زنجیر می بینی؛ لباسهایشان از قطران {ماده چسبنده بد بوی قابل اشتعال است} و صورت هایشان را آتش می پوشاند تا خداوند به هر کس هر آنچه به دست آورده، جزا دهد؛ به یقین خداوند زود شمار است.

–      إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِینَ سَلَاسِلَ وَأَغْلَالًا وَسَعِیرًا ﴿دهر:۴﴾

ما برای کافران زنجیرها و غلها و شعله ‏های سوزان آتش آماده کرده‏ ایم.

–       إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِآیَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِیهِمْ نَارًا کُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَیْرَهَا لِیَذُوقُوا الْعَذَابَ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَزِیزًا حَکِیمًا ﴿نساء:۵۶﴾

به زودی کسانی را که به آیات ما کفر ورزیده‏ اند در آتشی [سوزان] درآوریم که هر چه پوستشان بریان گردد پوستهای دیگری بر جایش نهیم تا عذاب را بچشند آری خداوند توانای حکیم است.

و درباره نعمتهای بهشتی قرآن کریم می فرماید:

–       مُتَّکِئِینَ فِیهَا عَلَی الْأَرَائِکِ لَا یَرَوْنَ فِیهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِیرًا؛وَدَانِیَهً عَلَیْهِمْ ظِلَالُهَا وَذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِیلًا؛ وَیُطَافُ عَلَیْهِمْ بِآنِیَهٍ مِنْ فِضَّهٍ وَأَکْوَابٍ کَانَتْ قَوَارِیرَا؛ قَوَارِیرَ مِنْ فِضَّهٍ قَدَّرُوهَا تَقْدِیرًا (دهر:۱۳-۱۶)

در آن [بهشت] بر تختها تکیه زنند در آنجا نه آفتابی بینند و نه سرمایی؛ و سایه ‏ها[ی درختان] به آنان نزدیک است و میوه ‏هایش [برای چیدن] رام؛ و ظروف سیمین و جامهای بلورین پیرامون آنان گردانده می ‏شود؛ جامهایی از سیم که درست به اندازه [و با کمال ظرافت] آنها را از کار در آورده‏ اند.

–       مَثَلُ الْجَنَّهِ الَّتِی وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِیهَا أَنْهَارٌ مِنْ مَاءٍ غَیْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ یَتَغَیَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّهٍ لِلشَّارِبِینَ وَأَنْهَارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّی وَلَهُمْ فِیهَا مِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ (محمد:۱۵)

مثل بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده شده [چون باغی است که] در آن نهرهایی است از آبی که [رنگ و بو و طعمش] برنگشته و جویهایی از شیری که مزه‏ اش دگرگون نشود و رودهایی از باده‏ ای که برای نوشندگان لذتی است و جویبارهایی از انگبین ناب و در آنجا از هر گونه میوه برای آنان [فراهم] است.

–      وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّهُ لِلْمُتَّقِینَ غَیْرَ بَعِیدٍ؛ هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِکُلِّ أَوَّابٍ حَفِیظٍ؛ مَنْ خَشِیَ الرَّحْمَنَ بِالْغَیْبِ وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُنِیبٍ؛ ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ذَلِکَ یَوْمُ الْخُلُودِ؛ لَهُمْ مَا یَشَاءُونَ فِیهَا وَلَدَیْنَا مَزِیدٌ ﴿ق: ۳۱-۳۵﴾

–       و بهشت را برای پرهیزگاران نزدیک گردانند بی‏آنکه دور باشد؛[و به آنان گویند] این همان است که وعده یافته‏ اید [و] برای هر توبه‏ کار نگهبان [حدود خدا] خواهد بود؛ آنکه در نهان از خدای بخشنده بترسد و با دلی توبه‏ کار [باز] آید؛ به سلامت [و شادکامی] در آن درآیید [که] این روز جاودانگی است؛ هر چه بخواهند در آنجا دارند و پیش ما فزونتر [هم] هست.

۳.  یگانگی اعمال با پاداش و کیفر

آیات متعددی بر یگانگی اعمال با پاداش و یا کیفر دلالت دارند که به گونه ای موید تجسم اعمال در قیامت است. از جمله:

–      وَقِیلَ لِلظَّالِمِینَ ذُوقُوا مَا کُنْتُمْ تَکْسِبُونَ (زمر :۲۴)

به ستمگران گفته می شود بچشید آنچه کسب کرده بودید.

از این آیات چنین برمی آید که آنچه انسان با آن مجازات می شود، عینا همان اعمال نیک و یا بدی است که انجام داده، گرچه چهره اعمال تغییر کرده است. بنابراین در این آیات، هم معنای جزا روشن می شود؛ و هم نحوه آن نیز آشکار می گردد که برای تشفی خاطر نیست، بلکه انسان ها گرفتار بازتاب قهری اعمال خود هستند.

–      إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْکِتَابِ وَیَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِیلًا أُولَئِکَ مَا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ (بقره :۱۷۴)

کسانی که کتمان می کنند آنچه خدا از کتاب نازل کرده و آن را به بهای کمی می فروشند، آنان جز آتش در شکم های خویش فرو نبرند.

از ظاهر آیه استفاده می شود که اعمال بد و ناروا عینا آتش و عذاب می باشد و تجسم اعمال جزو مسلمات آن است.

–       إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوَالَ الْیَتَامَی ظُلْمًا إِنَّمَا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَیَصْلَوْنَ سَعِیرًا (نساء:۱۰)

تحقیقا آنان که اموال یتیمان را به ستم می خورند، جز این نیست که در شکم های خود آتش فرو می برند و به زودی به آتش برافروخته جهنم می رسند.

از سیاق آیه برمی آید که تصرف به ناحق در دارایی های یتیمان و خوردن ناروای آن در واقع چهره ملکوتی اش بلعیدن آتش است؛ حقیقتی که در این عالم از ما محجوب بوده و در آخرت ظهور می یابد.