طی سالیان گذشته، ترتیبات سیاسی و نظامی منطقه خاورمیانه وارد وضعیت آشوب زده ای شده که مشخصه دورانهای تغییر سیستمیک است.

آنچه اکنون به وضوح روشن شده این است که خاورمیانه دهه آینده هیچ شباهتی به آنچه پیش از این بود نخواهد داشت. وقتی سند استراتتژی امنیت ملی آمریکا در سال ۲۰۱۲ منتشر شد، کمتر کسی گمان می کرد رویکرد جدید ایالات متحده به خاور دور موجب کمرنگ شدن توجه این کشور به خاورمیانه خواهد شد.

اکثر تحلیلگران در واقعی بودن تصمیم آمریکا برای دخالت کمتر در مسائل منطقه به دیده شک می نگریستند. گروهی این استدلال را طرح می کردند که هژمون جهانی حتی اگر بخواهد نمی تواند به مسئله انرژی بی تفاوت باشد و خاورمیانه همچنان معدن اصلی انرژی جهان و ضامن بقای نظام لیبرال دموکراسی است. شماری از آنها نیز همچنان منتظر روی کار آمدن یک دولت جمهوری خواه (چه بسا با ریاست جمهوری دانلد ترامپ) هستند تا دوباره پادگانهای نظامیان آمریکایی در گوشه و کنار خاورمیانه برپا شود. شواهد موجود اما حکایت از رویکردی راهبردی در عالیترین سطوح تصمیم گیری ایالات متحده است. این کشور برای نخستین بار از زمان شروع صلح آمریکایی در منطقه به این نتیجه رسیده است که هزینه های حفظ سلطه تمام عیار بر منطقه خاورمیانه از منافع آن بیشتر است. هزینه های مالی و جانی سنگین در افغانستان و عراق هرگونه دورنمایی نزدیک از مداخله گسترده نظامی در منطقه را برای این کشور تیره و تار می کند.

از سوی دیگر گسترش اعجاب انگیز فناوری انرژی های تجدید پذیر و استفاده بهینه از سوختهای فسیلی موجود در کنار کاهش نسبت تولید نفت خاورمیانه و در نتیجه کاهش اهمیت اوپک در سبد تامین انرژی جهانی، وابستگی جهان اول به چاههای نفت این منطقه را کاهش داده است. داستان نفت شیل فقط یک نمونه از نتیجه دادن سیاستهایی است که کشورهای غربی بعد از بحران نفتی دهه هفتاد در پیش گرفتند. آنچه صرف وقت و انرژی امریکا در این منطقه را بیش از پیش غیر منطقی می کند البته تغییر ژئوپلتیک قدرت جهانی و سربرآوردن غول خاور دور است. به این ترتیب امروز دیگر تردیدی نیست که منطقه خاورمیانه درحال تجربه فضای جدیدی است که در طی دوقرن اخیر بی سابقه بوده است. بی میلی و ناتوانی ایالات متحده برای میدان داری در خاورمیانه که با ناتوانی مطلق قدرت های غرب اروپا و طبع آزمایی های نه چندان مطمئن روسیه همراه شده است فضایی یگانه برای بازیگری قدرتهای منطقه ای در این صحنه فراهم نموده است. آنچه طی سالهای اخیر در بحرانهای سوریه، عراق، فلسطین، یمن و نظایر آنها می گذرد را می توان نمودی روشن از رقابت میان قدرتهای منطقه ای برای تثبیت طرح مورد نظر خود برای خاورمیانه آینده دانست.

از این منظر قدرتهای منطقه سه راهبرد متفاوت را برای پرکردن خلاء امنیتی موجود در منطقه پی گیری می کنند. نخستین راهبرد، ژاندارمی منطقه است که طرح مورد نظر ترکیه می باشد. به نظر می رسد ترکیه قصد دارد به نماینده ناتو و آمریکا در خاورمیانه تبدیل شده و به نیابت از این کشورها و در راستای منافع آنها امنیت و ثبات را در منطقه حفظ کند. ترکیه برای معرفی کردن خود در این نقش تا آنجا پیش رفته است که نیروی زمینی وارد سوریه کرده و هواپیمای روسی بر فراز منطقه را ساقط می کند. نکته اما اینجاست که ترکیه نه توان مالی کافی برای بازی کردن نقشی که ایران در زمان شاه در منطقه ایفا می کرد را دارد و نه موقعیت ژئوپلتیک استثنایی ایران برای اشراف بر تمامی مسائل خاورمیانه را.

راهبرد دوم، دست و پا زدن برای حفظ آمریکا در منطقه است. اسرائیل و عربستان سعودی دو قدرت منطقه ای هستند که این راهبرد را در پیش گرفته اند. تلاش مذبوحانه این دو کشور برای جلوگیری از توافق ایران و آمریکا در مسئله هسته ای، اقدامات کور و تحریک کننده اسرائیل در داخل سرزمین های اشغالی و تلاش عربستان برای به شکست کشاندن پروژه شیل از طریق ارزان فروشی نفت، نمونه های از این راهبرد است. هر دو این کشورها نظام های سیاسی ما قبل دولت – ملتی هستند که از کمترین پایه های قدرت طبیعی برخوردار بوده و به وضوح می دانند که در فقدان عنایات قدرتهای خارجی نه تنها منافع که حتی موجودیتشان در خطر است. از راهبرد سوم می توان به عنوان راهبرد مقاومت نام برد.

ایران به عنوان دیگر قدرت منطقه ای نه خواستار ایفای نقش ژاندارمی است و نه طالب ادامه هژمونی آمریکا در منطقه. در این راستا سیاست خارجی ایران در دولت تدبیر و امید ضمن مقاومت در برابر دو راهبرد رقیب ، تلفیقی از تنش زدایی و توسعه گرایی بوده است. حضور فعالانه کادر دیپلماتیک ایران در حل بحرانهای منطقه ای پس از اجرایی شدن برجام و دعوت از کشورهای منطقه به همکاری برای تأمین امنیت منطقه، نشانه ای است از پیگیری یک راهبرد جایگزین برای تأمین امنیت منطقه ای .

به نظر می رسد که ایران برای عقب نیفتادن از رقابت قدرتهای منطقه ای در تثبیت طرح جایگزین امنیت منطقه خاورمیانه، باید هر چه سریعتر خطوط کلی این راهبرد خود را تدوین نموده و به معرفی، گفتمان سازی و اجرای آن در سطح منطقه بپردازد.

نویسنده: محمد مهدی مظاهری

منبع: روزنامه ایران، شماره ۲۰ بهمن۱۳۹۴

هدف پرس شیعه اطلاع رسانی است از این رو انتشار این مطلب به معنای تایید محتوای آن نیست.