رئیس دانشکده علوم انسانی دانشگاه کارلتون کانادا با بیان اینکه دیپلماسی مصلحت اندیشی در ورای مرزها و در کشور مهمان است، شالوده جهانداری را بر سه پایه ملک، مصلحت و تدبیر استوار دانست.

به گزارش پرس شعه؛ جلسه سخنرانی دکتر «فرهنگ رجایی» پژوهشگر علوم سیاسی، استاد گروه فلسفه سیاسی و روابط بین‌الملل دانشگاه «کارلتون» با موضوع «دیپلماسی در عصر یک تمدن و چند فرهنگ» در سالن امیرکبیر دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه برگزار شد.

وی سخنرانی خود را با طرح این سوال آغاز کرد که آیا دیپلماسی در جهانداری عصر یک تمدن و چند فرهنگ جایگاهی دارد یا اینکه قیل و قال از میان رفتن دولت، واژگونی سیاسی و مقررات جهانی شدن همه چیز را چنان دگرگون کرده است که دیپلماسی دیگر معنایی ندارد.

رجایی با تبدیل این پرسش به سه قسمت الف) جهان یک تمدن و چند فرهنگ چیست؟ ب) جهانداری چیست؟ پ) دیپلماسی کجا قرار دارد؟، مفروض های خود را به این شرح ارائه داد:

*مطالعه بازیگری و نقش آفرینی آدمی در عرصه کنونی

*عدم پذیرش دولت به عنوان یک واحد کارآمد مطالعاتی و جایگزینی آن با واحد تمدن

*جوامع یا در حال توسعه هستند یا در تعطیلی تاریخی به سر می برند

وی بعد از ارائه این سه فرض به بخش اول پرسش های خود بازگشت و در صدد روشنگری در خصوص دورانی برآمد که انسان امروز در آن به سر می برد.

به گفته رجایی، با اتحاد دو مقوله پردازش و اطلاعات، دورانی از بشریت آغاز شد که به آن عناوینی چون تمدن تجاری، تمدن مافوق تجدد و غیره اطلاق می شود.

وی در ادامه با این نگرش که در جهانداری عصر یک تمدن و چند فرهنگ دولت مرده است، مخالفت کرده و استدلال خود را با این مثال ساه پیش برد که تا وقتیکه اوراق هویتی شما نظیر پاسپورت و گواهی فوت توسط یک دولت تایید می شود، خود اثباتی بر وجود دولت است.

اما وی در ادامه از ظهور لایه ای جدید سخن گفت و تاکید کرد که عصر جدید لایه تمدن اطلاعاتی را که با فعل پردازش و پرداختن کار می کند، بر دو لایه قبلی یعنی تمدن کشاورزی و صنعتی افزوده است و تاکید کرد که جهان امروز کشاورزی، صنعتی و اطلاعاتی است و بر بازیگر صحنه جهانی واجب است که در هر سه صحنه خوب عمل کند.

وی از تمدن عصر جدید به عنوان ساختاری افقی یاد کرد که در آن ابتکار و گفتمانِ جدید قاعده بازی را می ریزد.

به گفته رجایی، دوران صنعتی عصر یک تمدن و یک فرهنگ بود حال آنکه تمدن پسا صنعتی این فرصت را فراهم کرده است که فرهنگ ها هر چند کوچک صدا داشته باشند که البته لازمه اینکه صدای آنها طنین داشته باشد نیازمند ابتکار عمل به عنوان مقوله ای است که بر ساختار قبیله ای –ریاستی و یا دولت محور افزوده شده است.

به این ترتیب، در عرصه موجود نیازی به آن نیست تا از هر نظر شبیه دیگر بازیگران باشی و حتی از این چشم انداز «فرهنگ تسامح » نیز اعتبار سابق خود را از دست می دهد. برعکس در جهان کنونی، دولت ها هزینه می کنند تا فرهنگ های متفاوتی داشته باشند – دولت هایی که در آنها تولید و توزیع قدرت و ثروت بر اساس پردازش اطلاعات، تولیدات صنعتی و کشت و زرع است.

به گفته رجایی، در عصر حاضر، فردیت شالوده شکن، فرا تجدد یا پست مدرن اساس تمدن را می سازد به این معنا که فلاسفه جهان سنتی به وجود حقیقت اذعان داشتند و به همین دلیل به دنبال آن می رفتند اما جرات پیدا کردن آن را نداشتند حال آنکه در جهان متجدد، فلاسفه با شعار ما می توانیم و پیدا می کنیم پیش می روند و علم پوزیتیویسم یا اثبات گرایی از همین جا ناشی می شود.

رجایی در پاسخ به بخش دوم پرسش های خود مبنی بر اینکه جهانداری چیست، گفت: بازیگر جهانی خوب بومی – جهانی است چرا که اگر بومی نباشد، ریشه ندارد و اگر جهانی نباشد افق ندارد.

به باور وی، جهانداری سه پایه دارد: مُلک، مصلحت، تدبیر و تامل که گوشه ای از پایه سوم به دیپلماسی وصل می شود.

وی همچنین با بیان این مطلب که ظرف یکی است اما محتوی فرق دارد، تاکید کرد که جهانداری انواعی دارد و به عنوان مثال نوع آمریکایی آن از نوع انگلیسی متمایز است.

رجایی در پاسخ به بخش سوم سوالات خود به توضیح مقوله دیپلماسی پرداخت و گفت: دیپلماسی عبارت است از پیش برد و رهبری رسمی، هوشمندانه و خردمندانه که این گزینه آخر شامل مصلحت اندیشی در ورای مرزها و در کشور مهمان می شود.

به عقیده وی، کارویژه های یک دپیلمات به این شرح است و وی باید بداند:

*ارتباط متمایز از تماس است به این معنی که وظیفه دیپلمات در درجه نخست آن است که چگونه و از چه روشی توان ارتباطی خود را بالا ببرد. از این رهگذر، تماس مقدمه برقراری آشنایی است حال آنکه در سطحی بالاتر، ارتباط مقدمه برقراری دوستی است.

*دیپلمات باید قادر به تمایز قائل شدن بین گفتگو و پیام رسانی باشد و این ایرادی است که نمایندگان کنگره آمریکا همواره به «باراک اوباما» رئیس جمهوری این کشور گرفته اند مبنی بر اینکه وی برای ما سخنرانی می کند و از در گفتگو وارد نمی شود.

*اطلاع رسانی متمایز از انتقال داده است. در این باره به مثالی استناد می شود مبنی بر اینکه معلم بد داده انتقال می دهد، خوب اطلاعات و عالی حکمت.

*تقلیل اصطکاک و حساسیت متمایز از مدافعه است و دیپلماتی که به موضع دفاع بیافتد از همان ابتدا شکست خورده است.

*کارویژه نمادین متمایز از پوزش گری است. دیپلمات باید بداند که برای پوزش گری ساخته نشده و در عین حال باید حضوری مداوم داشته باشد به این معنی که وی مصداق فرهنگی است که نماینده آن است.

رجایی در نهایت تاکید کرد که دیپلمات باید نسبت به سه پایه جهانداری آگاه باشد و برای خود از مُلک، مصلحت ، تدبیر و تامل تعریفی داشته باشد چرا که آنچه از درون برنیاید، شکوفایی ندارد.

به بیان ساده، یک دیپلمات خوب سه مقوله آرمان، امکان و توانش را همزمان در نظر می گیرد.

رجایی اظهارات خود را با این جمع بندی خاتمه داد که در عصر اطلاعاتی، نگرش تمدنی پیچیده خواهد بود و در آن کنش باید جای واکنش و پاسخ را بگیرد.

نهایت آنکه به عقیده وی، جهانداری عبارت است از تولید همزمان سیاست، اقتصاد، موسیقی، هنر، خاطره سازی و هر آنچه که در مقوله دانش گنجانده شود.