ذکر نام سادات در تذکره های تازه صادر شده از جانب دولت افغانستان می تواند نقطه ی پایانی بر اعتراضات سادات باشد.

به گزارش پرس شیعه به نقل از حوزه؛ دو روز پیش خبر الزامی شدن درج عنوان سیادت خانددان سادات افغانستان در شناسنامه های الکترونیکی به یکباره در رسانه های افغانستانی منتشر شد، شاید در ابتدای امر این خبر چندان حائز اهمیت به نظر نرسد، اما وقتی بدانیم که اعتراضات دامنه داری از سوی سادات افغانستان برای درج نام ایشان در شناسنامه های دولتی در ولایت هایی مانند بامیان شده است، بیشتر به اهمیت موضوع پی خواهیم برد.

سادات افغانستان چندی است بر عدم درج عنوان سیادت خویش در شناسنامه ها معترض هستند، این اعتراضات فقط به راهپیمایی هایی مانند تظاهرات بامیان منتهی نمی شود، بلکه سیاستمداران افغانی مانند سید خلیل انوری رهبر حزب حرکت اسلامی افغانستان نیز عدم ذکر عنوان سیادت قوم سادات در شناسنامه ها را نوعی نابرابری و نا عدالتی بسیار کلان خواند.

ذکر این نکته نیز خالی از فایده نیست که جناحهای سیاسی-مذهبی افغانستان در مورد این مسئله به دو دسته تقسیم می شوند؛ عده ای مخالف درج نام سادات در شناسنامه های دولتی هستند و برخی دیگر که از قضا ژنرال عبدالرشید دوستم و بسیاری از سادات نیز جزو این گروه هستند موافق درج عنوان سیادت قوم سادات درون شناسنامه های صادره از سوی دولت هستند.

با اعتنا به قول گروه اول نمی توان سادات کشور افغانستان را قومی جداگانه در کنار اقوامی مانند هزاره و تاجیک و ازبک و… دانست و با عنایت به نظر گروه دوم سادات به یک گروه قومی جداگانه در کنار گروه‌های قومی گوناگون افغانستان تبدیل خواهند شد.

می توان دغدغه سادات افغانی برای کسب هویتی برجسته در جامعه جنگ زده ی افغانستان را درک کرد. از جانب دیگر در رد این دیدگاه که تبدیل شدن سادات افغانستان به یک گروه قومی با درج کلمه ی قوم در شناسنامه های سادات باید گفت: اولا نمی توان به سادگی ثابت کرد که با درج یک کلمه بر روی شناسنامه سادات، ایشان تبدیل به یک قوم جداگانه خواهند شد، بلکه می توان این طور نتیجه گرفت که سادات می توانند به عنوان گروهی از قوم هزاره در کنار اقوام دیگر افغانی یک زندگی صلح آمیز داشته باشند. از جانب دیگر باید گفت ذکر نام سادات در شناسنامه های تازه صادر شده از جانب دولت می تواند آبی برآتش بر اعتراضات دامنه دار سادات باشد و با دادن یک امتیاز مدنی به این قوم پر نفوذ در جامعه قبیله ای افغانستان غائله اعتراضات دامنه دار ایشان را آرام نماید. از دیگر سو حمایت های این چنینی از سادات افغانی می تواند پتانسیل سیاسی- اجتماعی این گروه پر نفوذ را در اختیار دولت کنونی افغانستان قرار دهد و این نهاد تقریبا نوپا را در راه رسیدن به یک صلح پایدار با یاری تمام اقوام افغانستان از جمله هزاره ها یاری دهد. شاید بتوان گفت این چراغ سبز دولت به سادات قدم اول در این راه پرفراز و نشیب است.

علی رحمانی