سوره قلم مکی است و از آنجا که خدای سبحان در آغاز این سوره به قلم و آنچه می نویسد، سوگند یاد کرده است، این سوره را قلم نامیده اند.

 قلم و نوشته از بزرگترین و والاترین نعمت های الهی است چرا که یکی از مهمترین ابزارهای هدایت بشر و رشد اوست.
آیات ۱۷ تا ۳۳ تکذیب کنندگان نبوت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را که به آن حضرت تهمت جنون می زدند تهدید می کند به عذابی همانند آنچه بر صاحبان باغ فرود آمد. سپس داستان آنان را بیان می کند. شباهت این دو گروه، حرص به دنیا و جمع کردن مال و تکیه بر اموال و فرزندان است. اساساً مخالفت کفار با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز از آن جهت بود که قبول دین اسلام با دنیاطلبی آنان منافات و مغایرت داشت.
داستان (صاحبان باغ) اینگونه است:
پیرمردی باغی داشت. او هیچ میوه ای از آن باغ به خانه نمی برد، مگر آنکه حق فقرا و مساکین را از آن می داد. بعد از آنکه از دنیا رفت فرزندانش باغ را به ارث بردند. آنان پنج پسر بودند. همان سالی که پدرشان از دنیا رفت باغ آن قدر محصول داد که هیچ سالی چنان نبود. آنها وقتی حاصل بسیار را دیدند، طاغی و یاغی شده و به یکدیگر گفتند: پدر ما پیر شده بود و عقلش را از دست داده بود. بیایید با هم قرار بگذاریم که امسال به احدی از فقرا چیزی از این میوه ها ندهیم، تا اموالمان زیاد شود.
همه قبول کردند. جز برادر کوچکتر که از همه بهتر و عاقلتر و فردی معتدل بود. او با پیشنهاد آنان مخالفت کرد. برادران بر او خشم گرفتند و همگی بر سر او ریختند و وی را سخت زدند. او یقین کرد که برادرانش قصد کشتن او را دارند؛ از اینرو بدون اینکه در دل راضی باشد تسلیم شد و خواست آنان را پذیرفت.
آنها قرار گذاشتند که صبح خیلی زود میوه ها را بچینند تا کسی صدایشان را نشنود، و کسی از فقیران آگاه نشود. اما وقتی به باغ رسیدند دیدند که باغ تماماً سوخته و میوه و باغی در کار نیست.
(این داستان درس عبرتی است برای آنان که به دنیا حریصند. دنیادوستی و محبت دنیا سرچشمه همه پلیدیها و بدیهاست، تا آنجا که کفر نیز شعبه ای از آن است.

کتاب گلستان سوره‌ ها – ص ۱۱۲
محمد حسین جعفری